پاسدار احمدی نژاد در يک رويارويی آشکار با خامنه ای گفت: هيچ کس نمی تواند
بگويد من صاحب انقلاب هستم و هر گروه و يا فردی فکر کند صاحب انقلاب است،
خود انقلاب آن را پاک می کند و بيرون می اندازد. ... منظور من با مدعيانی
است که فکر می کنند مالک مردم، دين و حتی مالک خدا هستند. وی افزود: ...
توده های مردم در ايران مانند جهان در حال حرکت سريع هستند. توفان انسانها
نزديک است..۱۳۹۱ بهمن ۱۰, سهشنبه
رويارويی آشکار پاسدار احمدی نژاد با خامنه ای
پاسدار احمدی نژاد در يک رويارويی آشکار با خامنه ای گفت: هيچ کس نمی تواند
بگويد من صاحب انقلاب هستم و هر گروه و يا فردی فکر کند صاحب انقلاب است،
خود انقلاب آن را پاک می کند و بيرون می اندازد. ... منظور من با مدعيانی
است که فکر می کنند مالک مردم، دين و حتی مالک خدا هستند. وی افزود: ...
توده های مردم در ايران مانند جهان در حال حرکت سريع هستند. توفان انسانها
نزديک است..ديکتاتوری آخوندی دست کم ۱۲روزنامه نگار را دستگير کرد
سازمان گزارشگران بدون مرز طی بيانيه يی اين اقدام رژيم را تشديد جنگ علی خامنه ای، عليه روزنامه نگاران توصيف کرد و نوشت: دست کم ١٢ روزنامه نگار در کمتر از ٢٤ ساعت بازداشت شدند و تعدادی ديگر از روزنامه نگاران نيز بايد در روزهای آينده خود را به شعبه های مختلف دادگاههای رژيم و از اين ميان شعبه ٩ دادسرای فرهنگ و رسانه معرفی کنند.
آسوشيتدپرس نيز از تهران گزارش داد رژيم ايران اين خبرنگاران را به اتهام همکاری با سازمانهای مطبوعاتی مستقر در خارج دستگير کرد. اقدامی در افزايش عمده سرکوب مطبوعات که نشان از عدم تحمل رژيم ايران می دهد

رويتر: اشتون به رژيم ايران گفت که اعدام فعالان را متوقف کند
خبرگزاری رويتر، 29ژانويه 2013:
بروکسل- روز سه شنبه، کاترين اشتون، رئيس سياست خارجی اتحاديه اروپا، از رژيم ايران خواست که اعدام 5 عضو اقليت عرب کشور را متوقف کند. اشتون که مسئول مذاکرات موجود ميان 6 قدرت جهانی و ايران بر سر بن بست برنامه اتمی تهران است گفت، نسبت به گزارشات جاری مبنی بر اين که اين 5نفر به طور عادلانه ای محاکمه نشده اند و مجبور به اعتراف گرديده اند، نگران است.
او با صدور بيانيه يی گفت، ”گزارشاتی که حاکی از قريب الوقوع بودن اعدام اين افراد است، نگران کننده بوده و من از مقامات ايرانی می خواهم که در اين احکام تخفيف قائل شوند“...
اتحاديه اروپا، يکی از مخالفان فعال مجازات مرگ در سراسر جهان است اما نسبت به سوابق نقض حقوق بشر توسط رژيم ايران، به طور خاص، موضعی انتقادی داشته است...
صدای مقاومت ایران: دستگيري همزمان دست كم 12 روزنامه نگار توسط ديكتاتو...
صدای مقاومت ایران: دستگيري همزمان دست كم 12 روزنامه نگار توسط ديكتاتو...: ديكتاتوري آخوندي دست كم 12 روزنامه نگار را دستگير كرد. سازمان گزارشگران بدون مرز طي بيانيه اي اين اقدام رژيم را تشديد جنگ علي خامنهاي...
توقیف کشتی مظنون به حمل سلاح از ایران در آبهای یمن

مقامات یمن و ایالات متحده آمریکا اعلام کردهاند که با همکاری یکدیگر یک
کشتی حامل سلاح را که احتمالا از ایران برای شورشیان یمن ارسال شده بوده،
در نزدیکی دریای عمان توقیف کردهاند.
مقامات یمن روز دوشنبه ۲۸ ژانویه، ۹ بهمن اعلام کردند که یک کشتی حامل
سلاحهای سنگین و موشکهای زمین به هوا که مقامات آمریکایی احتمال میدهند
از ایران برای شورشیان شیعه یمن ارسال شده باشد را توقیف کردهاند.دولت یمن گفته ارتش این کشور، این کشتی را در آبهای یمن نزدیک دریای عمان متوقف کرده و کشتی مذکور حامل مواد منفجره با کاربرد نظامی، خمپارهانداز و تجهیزات ساخت بمب بوده است.ین کشتی هشت خدمه داشته که همگی شهروند یمن بودهاند.
یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، به رویترز گفته عملیات متوقف کردن این کشتی با کمک نیروی دریایی آمریکا صورت گرفته و یک ناوشکن آمریکایی در نزدیکی محل عملیات حضور داشته است.
یک مقام دیگر آمریکایی نیز گفته به عقیدهی وی کشتی توقیف شده از ایران برای شورشیانی مثل هوتیها ارسال شده است. وی همچنین گفته: «این نشانهای از دخالت مخرب و همیشگی ایران در کشورهای منطقه است».
ایران هرگونه دخالت در ناآرامیهای یمن را تکذیب میکند.
تحلیلگران و دیپلماتها معتقدند قدرت گرفتن شیعیان هوتی – شورشیهای یمن که از قبیله هوت هستند- یمن را به عرصه جدید رویارویی ایران، کشورهای غربی و کشورهای عربی تبدیل کرده است.
کشورهای عرب سنی مذهب حوزه خلیج فارس، ایران را متهم میکنند که گروههای شیعه منطقه را حمایت میکند تا بتواند یک قدرت شیعه در منطقه به وجود آورد.
چندی پیش نیزسفیر ایالات متحده آمریکا در یمن، جمهوری اسلامی ایران را متهم کرده بود که با حمایت از تجزیهطلبان جنوب یمن، در پی برقراری یک منطقه خودمختار در یمن جنوبی است تا نفوذ خود را در منطقه گسترش داده و کشورهای اطراف خلیج عدن را بیثبات کند.
روابط ایران و یمن از سال ۲۰۰۴ و پس از آن که این کشور، جمهوری اسلامی را به حمایت از شورشیان شیعه در شمال یمن متهم کرد، تیره شده است. مقامات جمهوری اسلامی همواره اتهامات وارد شده از سوی دولت یمن را رد کردهاند.
۱۳۹۱ بهمن ۳, سهشنبه
هشدار نسبت به "رشد خداناباوری و بیدینی" در ایران

حکومت جمهوری اسلامی ایران در عمر بیش از سه دههای خود تلاش کرده است
اقتصاد، فرهنگ، سیاست و حتی علم و دانش را "اسلامی" کند. در این شرایط
گزارشهایی از افزایش "خداناباوری و بیدینی" در میان ایرانیان منتشر شده
است.
وبسایت خبری "بازتاب امروز" در گزارشی که روز شنبه (۱۹ ژانویه/ ۳۰ دی)
منتشر کرد از گسترش روزافزون تظاهر به خداناباوری در شبکههای اجتماعی توسط
نسل جوان ایرانی خبر داد. این گزارش تصریح میکند که در سالهای اخیر
"ترویج خرافات از سوی برخی مسئولان و رسانهها به طور رسمی" انجام
میشود و این موضوع موجب شده که مردم و جوانان از دین زده شوند.به نوشته سایت بازتاب امروز، حوادث سال ۱۳۸۸ خورشیدی و "استفاده حداکثری از دین و باورهای مذهبی برای مقابله با معترضان" موجب شد تا بیدینی به صورت یک "سونامی" در میان جوانان افزایش یابد، به نحوی که تعداد زیادی از افراد عدم باور خود به دین و یا حتی خدا را به شکلی علنی در شبکههای اجتماعی ابراز میکنند.
نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران در خردادماه سال ۱۳۸۸ با اعتراضات صدها هزار نفری روبرو شد؛ اعتراضاتی که کشتهشدن دهها نفر و حکم زندان طویلالمدت برای برخی از معترضان و فعالان سیاسی منتقد حکومت را در پی داشتند.
سران مذهبی حکومت ایران مخالفان خود را متهم به ضدیت با مبانی دینی و اسلامی میکنند. در همین حال محمود احمدینژاد، رئیس جمهوری اسلامی، و برخی از روحانیان نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی در سالهای اخیر از "نزدیکبودن ظهور امام دوازدهم شیعیان" خبر دادهاند؛ امری که با انتقاد برخی از روحانیان سنتی روبرو شده است.
افزایش اینگونه اظهار نظرها موجب شده است که برخی از ایرانیان در فضای مجازی به نقد جدی یا همراه با طنز اعتقاداتی از این دست بپردازند.
از هاله نور تا رمال مخصوص دولت
محمود احمدینژاد نیز از جمله کسانی است که در هفت سال گذشته بارها به ترویج اعتقادات خرافی متهم شده است. پیشتر انتشار فیلم اظهارات وی در دیدار با جوادی آملی، یک روحانی بلندپایه ایرانی، خبرساز شد.
رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران پس از بازگشت از اولین سفرش به نیویورک و سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل مدعی شد که یک "هاله نور" در تمام مدت سخنرانی وی را احاطه کرده است. محمود احمدینژاد بعدها بیان چنین اظهاراتی را رد کرد.
در چند سال اخیر و با بالا گرفتن اختلاف میان رئیس دولت و رهبر جمهوری اسلامی، برخی از رسانههای "اصولگرا" از حضور و کمکگرفتن از رمالان در دولت خبر دادند. به گفته مسئولان قضایی جمهوری اسلامی، چند نفری هم در این رابطه دستگیر شدند. برخی از خبرگزاریها نیز اظهارات فردی را منتشر کردند که متهم بود با کمک رمالی ضمن همکاری با برخی از نزدیکان محمود احمدینژاد، از صدها زن سوء استفاده جنسی کرده است.
پیشتر هم میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم، در تبلیغات انتخاباتی دولت محمود احمدینژاد را "دولت رمالی و کفبینی" خوانده بود؛ ادعایی که با انتقاد شدید رهبر جمهوری اسلامی نیز روبرو شد.
از دامان مذهب به آغوش "الحاد و ارتداد"بازتاب امروز" در بخش دیگری از گزارش یادشده میافزاید تعداد زیادی از کسانی که در شبکههای اجتماعی در توصیف اعتقادات دینی خود از واژه "غیر معتقد" استفاده میکنند، در خانوادههای مذهبی به دنیا آمدهاند، این روند با وجود این در حال گسترش است. این گزارش همچنین از افزایش تعداد دختران و زنانی خبر میدهد که تصاویر بیحجاب خود را در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند.
این وبسایت خبری مدعی است: «برخی افراد نیز با بهرهگیری از زمینه دلزدگی جوانان از سوءاستفاده از دین، به صورت متمرکز و سازماندهیشده به تئوریزه کردن خداناباوری در میان جوانان پرداخته و با ترجمه و طرح نوشتهها و اشکالات وارده از سوی خداناباوران در غرب، سعی در تثبیت این نوع عقیده در میان اعضای ایرانی شبکههای اجتماعی دارند».
اما برخی از جامعهشناسان میگویند این اتفاق واکنش به فضایی است که درون کشور وجود دارد و نسل جوان ایرانی نسبت به آن معترض است. به باور این کارشناسان، ایرانیان در فضای مجازی هویت واقعی و دیدگاهها و سبک زندگیای را به نمایش میگذارند که به آن باور دارند، در حالی که در زندگی روزمره باید این "من واقعی" را به علت فشارهای حکومت انکار یا مخفی کنند.
سایت بازتاب امروز نیز در بخشی از گزارش مزبور به تاثیر عملکرد حکومت جمهوری اسلامی و فضای حاکم بر جامعه ایران به عنوان یکی از دلایل گسترش خداناباوری و بیدینی تاکید میکند: «زدگی از سوءاستفاده از دین و استفاده ابزاری و حداکثری از نفوذ دین در جامعه ایران برای تامین مقاصد سیاسی و اقتصادی در کنار دامنزدن به خرافات از سوی برخی محافل مذهبی و رسمی موجب بروز بستر این گرایش به بیدینی و خداناباوری شده است».
"خداناباوران در حکومت الهی"
نشریه آلمانی "دی تسایت" در اکتبر سال گذشته میلادی (۲۰۱۲) در نسخه آنلاین خود در گزارشی زیر عنوان "به عنوان یک خداناباور در حکومت الهی" به بررسی افزایش آتئیسم در ایران پرداخت. تهیهکننده این گزارش در این باره با برخی از جوانان در ایران گفتوگو کرده که گرچه در خانوادههای مذهبی بزرگ شدهاند، اما دیگر اعتقادی به وجود خالق ندارند.
این گزارش همچنین نگاهی دارد به زندگی دوگانه یک "بیخدا" در کشوری با حکومت اسلامی که در ادبیات قضایی اسلام به عنوان ملحد یا مرتد شناخته میشود و میتواند با مجازات مرگ روبرو گردد.
در بخش دیگری از این گزارش به حضور و فعالیت خداناباوران ایران در فضای مجازی اشاره شده است؛ فضایی که به آنها اجازه میدهد با هویت جعلی و بدون آنکه خطر تعقیب قضایی و مجازاتهای سخت تهدیدشان کند، به بحث در مورد عقاید خود بپردازند. در یک نمونه ذکر شده، صفحهای مختص به ناباوران با عنوان "کانون آگنوستیکها و آتئیستهای ایران" بیش از ۳۸هزار دنبالکننده دارد.
حدود ۴۵ هزار ایرانی در ۳ سال به ۴۴ کشور پناهنده شدهاند

دیدهبان حقوق بشر در گزارش جدید خود از افزایش سرکوب فعالان مدنی در ایران
شکایت کرده است. این سازمان میگوید، از انتخابات سال ۱۳۸۸ تا کنون موج
فرار از ایران و تلاش برای اخذ پناهندگی دائما در حال افزایش است.
سازمان بینالمللی دیدهبان حقوق بشر در گزارش منتشره در روز جمعه (۲۴ آذر/
۱۴ دسامبر) نوشت، جامعه فعالان مدنی ایران در سه سال گذشته به عرصهای
برای "کمپین سرکوب" تبدیل شده است. به نوشته این سازمان حقوق بشری، شدت گرفتن تهاجم به فعالان مدنی و سیاسی به قیمت کشته و دستگیر شدن برخی و افزایش موجی از فرار به خارج از کشور تمام شده است.
در این گزارش ۶۰ صفحهای که عنوان آن "چرا آنها رفتند: روایت فعالان ایرانی در تبعید" است دولت ایران متهم شده که از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ به بعد فشار بر مخالفان سیاسی، فعالان حقوق بشر، خبرنگاران و حتی وکلا را بیشتر کرده است.
رویترز در این باره نوشته است:«جمهوری اسلامی ایران اتهامنقض حقوق بشر را نمیپذیرد و میگوید، غرب با عنوان کردن این اتهام در پی منافع سیاسی است. ایران میگوید، دستگیرشدگان این عرصه در پی "براندازی نرم" بودهاند و علیه امنیت ملی اقدام کردهاند.»
شماری از پناهجویان ایران در در آلمان که به تازگی در اعتراض به وضعیت نامشخص خود دست به اعتصاب غذا زده بودند
در هفتههای گذشته برخی دستگیریها و فشارهای سیاسی تازه در ایران توجهها را به حقوق بشر در این کشور جلب کرده و باعث شده که جمهوری اسلامی ایران وادار به واکنش شود.
ستار بهشتی، وبلاگنویسی که در آبانماه چند روز پس از دستگیری توسط پلیس فتا جان خود را از دست داد، یکی از این موارد بود. پیگیری علل مرگ او به برکناری رئيس پلیس فتا در تهران منجر شد.
مورد بعدی نسرین ستوده، وکیل زندانی بود که در پی لغو ممنوعیت خروج دخترش از کشور بعد از ۴۹ روز اعتصاب غذا اعتصاب خود را شکست.
در ماه دسامبر نیز حکم اعدام سعید ملکپور، ایرانی متهم به طراحی سایتهای مستهجن و توهین به مقدسات به حال تعلیق در آمد.
"موج فرار به خارج از کشور افزایش یافته است"
دیدهبان حقوق بشر به نقل از جو استورک، معاون رئیس خاور میانه این سازمان مینویسد: «سرکوبهای پس از وقایع ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) عمیقا جامعه مدنی ایران را تحت تأثیر قرار داده است. تصاویری از نیروی پلیس که بیرحمانه در حال ضرب و شتم تظاهرکنندگان است ممکن است از صفحات تلویزیونها و کامپیوترها محو شده باشد، اما بسیاری از فعالان ایرانی کماکان به تصمیم دردناک خود برای ترک خانه و خانوادهشان ادامه میدهند.»
بر پایه آمار دفتر کمیسرعالی ملل متحد برای پناهندگان (آنکر)، در سال ۲۰۰۹ میلادی ایرانی ها ۱۱ هزار و ۵۳۷ درخواست پناهجوئی به ۴۴ کشور تحویل دادند. این تعداد در سال ۲۰۱۰ به ۱۵ هزار و ۱۸۵ و در سال ۲۰۱۱ به ۱۸ هزار و ۱۲۸ مورد رسیده است.
ترکیه دارنده بالاترین شمار پناهجویان ایرانی
بر پایه گزارش دیدهبان حقوق بشر، بالاترین شمار درخواست پناهجویی ایرانیان را ترکیه دریافت کرده است. بین سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱ شمار پناهجویان ایرانی ۷۲ درصد افزایش داشته است. تعداد چشمگیری از پناهجویان ایرانی، به ویژه پناهجویان کرد نیز به کردستان عراق پناه بردهاند.
شورای حقوقبشر سازمان ملل اعدام "نوجوان" ایرانی را محکوم کرد

شورای حقوق بشر سازمان ملل، اعدام علی نادری در زندان رجاییشهر کرج را
تکاندهنده و مخالف میثاق جهانی حقوق کودک و نوجوان خوانده است. نادری
هنگام ارتکاب قتل ۱۷ سال و زمان اعدام ۲۱ سال داشت.
شورای حقوقبشر سازمان ملل، خبر اعدام علی نادری در زندان رجاییشهر را
شوکآور خوانده است. سخنگوی ناوی پبلای، کمیسرعالی حقوقبشر سازمان ملل
میگوید، ایران از امضاءکنندگان میثاق بینالمللی حقوق کودکان و پیماننامه
حقوق شهروندی است و باید مانع اعدام بزهکارانی شود که هنگام ارتکاب جرم،
سن قانونی نداشتهاند. علی نادری روز پنجشنبه ۲۸ دیماه در زندان رجایی شهر کرج به دار آویخته شد. وی به دلیل مشارکت در قتل زنی سالخورده از بستگان خود به مرگ محکوم شده بود و هنگام ارتکاب قتل ۱۷ سال سن داشت.
این قتل طی سرقت از خانه مقتول روی داده بود. دو جوان دیگر نیز شریک جرم پرونده هستند که به اتهام مشارکت در سرقت، هر یک به پانزده سال زندان محکوم شدهاند.
سخنگوی ناوی پیلای، ضمن ابراز تاسف عمیق از اعدام علی نادری، افزوده که ایران از پاییز سال ۲۰۱۱ چنین مجازاتی در مورد نوجوانان بزهکار اعمال نکرده بود. وی گفته که به نظر میرسید مقامات ایرانی میکوشند از چنین اقداماتی پرهیز کنند.
شورای حقوقبشر سازمان ملل همچنین از سرنوشت پنج ایرانی دیگر نیز ابراز نگرانی کرده که احکام اعدامشان از سوی دیوانعالی ایران تایید شده است. سخنگوی ناوی پیلای گفته که با توجه به اخبار مربوط به شکنجه متهمان، در محاکمه عادلانه این پنج نفر تردید وجود دارد.
اعدام علی (کیانوش) نادری در کرج، از سوی سازمان عفو بینالمللی نیز محکوم شده است. این سازمان در بیانیهخود، این اعدام را نشاندهنده بیتوجهی اسفناک جمهوری اسلامی به معیارهای بینالمللی خواند. آن هریسون، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بینالملل گفت: «ایران از معدود کشورهای جهان است که برخلاف الزامهای بینالمللی حقوقبشر به اعدام نوجوانان بزهکار مبادرت میکند.»
۴۰۰ مورد اعدام ظرف یک سال
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور ایران نیز در آخرین گزارش خود در سپتامبر ۲۰۱۲، مقامات ایرانی را به متوقف کردن اعدام نوجوانان فراخوانده بود.
طبق آمار نهادهای حقوقبشری، بیش از ۴۰۰ نفر در سال گذشته در ایران به دار آویخته شدهاند. شورای حقوقبشر سازمان ملل دولت ایران را به رعایت تعهدات بینالمللی و هنجارهای جهانی حقوق شهروندی و حقوق کودک و نوجوان فراخوانده است. این شورا همچنین سیاست قوه قضاییه ایران در اعدام مجرمان و متهمان در ملاءعام را محکوم ساخته است. در بیانیه این شورا آمده که تنها در سال ۲۰۱۲ میلادی، ۵۵ مورد اعدام در ملاءعام در ایران به مورد اجرا در آمده است.
آخرین نمونه اعدام در ملاءعام، روز یکشنبه (۲۰ ژانویه/اول بهمن) در پارک هنرمندان تهران انجام گرفت. محکومان دو جوان ۲۴ ساله بودند که پس از "زورگیری" و ضبط صحنه ارتکاب جرم توسط دوربین مدار بسته شناسائی، دستگیر و با محاکمه سریع به اعدام محکوم شدند.
«بلائی که دولت احمدینژاد بر سر دانشگاهها آورد

محافل دانشگاهی میگویند که نتیجه سیاست هفت ساله دولت احمدینژاد در مراکز
آموزش عالی فاجعهبار بوده است. آنها از جمله به اخراج یا بازنشستگی
زودهنگام اساتید و به کار گیری نیروهای درجه سه در هیاتهای علمی اشاره
میکنند.
وبسایت "بازتابِ" در گزارشی انتقادی از کیفیت آموزشی دانشگاههای ایران و
کنکور دکترا، به عملکرد هفت ساله دولت احمدینژاد پرداخته و پارتیبازی و
پذیرشهای خارج از ضابطه را فاجعهبار خوانده است.این گزارش به جذب افراد بدون صلاحیت در هیاتهای علمی دانشگاهها اختصاص دارد. اعضای هیاتعلمی دانشگاهها در ایران به طور معمول یا دانشآموختگان بهترین مراکز تحصیلی اروپا و آمریکا بودهاند یا دانشجویان ممتاز دانشگاههای تراز اول ایران.
بازتاب مینویسد، یکی از اولین برنامههای دولت نهم دستکاری در ترکیب هیاتهای علمی دانشگاها با اخراج و بازنشستگی افراد توانمند و استخدام تعداد زیادی افراد تازهکار یا دانشآموختگان درجه دو و سه بود: « بسیاری افرادی که به دلیل سوابق علمی و توانمندیهای خود امکان استخدام در دانشگاههای درجه اول ایران را نداشتند، یکباره با روی کار آمدن دولت نهم و با یک دستور به عنوان عضو هیاتعلمی پذیرفته شدند.»
در ادامه این گزارش به "حرص و ولع جریان افراطی" برای پذیرفته شدن در مقاطع تحصیلات تکمیلی و ایجاد مسیر بورسیه و تبدیل بورسیه خارج به داخل اشاره شده که باعث شد صدها نفر که تحصیل در دانشگاههای تراز اول را در خواب هم نمیدیدند، به سرعت وارد آنها شوند: «ایجاد سامانه جذب هیاتعلمی توسط وزارت علوم و برگزاری کنکور دکترا، تبدیل به پوششی شد تا آقازادههای فرهنگی به عنوان دانشجوی دکترا و بورسیه پذیرفته شوند.»
پذیرش در دوره دکترا بدون آزمون!
بازتاب از قول عضو هیاتعلمی یکی از دانشگاههای معتبر تهران نوشته است: « فردی پنجاه و چند ساله با مدرک کارشناسی ارشد زبان از یکی از واحدهای دانشگاه آزاد، بدون دادن کنکور در مقطع دکترای علوم سیاسی پذیرفته شده که نه تنها اطلاعات اولیه را از علوم سیاسی ندارد، بلکه حتی به زبان انگلیسی مسلط نیست.» در ادامه تاکید شده که این فرد تنها به خاطر ریاست واحد بسیج دانشجویی به چنین موقعیتی رسیده است.
در این گزارش تاکید شده که موارد متعدد دیگری از این دست وجود دارند که نشان میدهند دولتنهم و دهم چه بر سر حال و آینده نظام آموزش عالی ایران آورده و خواهد آورد.
بازتاب نوشته که این دولت بلایی بر سر آموزش عالی آورده که در اقتصاد نیاورد: « چرا که خسارتهای اقتصادی در یک برنامه پنج ساله شاید قابل جبران باشند اما خسارتهای علمی و جذب افراد بی صلاحیت به عنوان اعضای هیات علمی، تا دهها سال گریبان نظام آموزشی کشور را خواهند گرفت.»
بهای دلار به ۳۵۳۰ تومان رسيد

قيمت دلار در روز دوشنبه، دوم بهمن ماه، از مرز ۳۵۰۰ تومان گذشت. قيمت انواع ارزهای خارجی برای دومين روز متوالی شاهد افزايش بود و قيمت هر دلار آمريکا روز دوشنبه با حداقل ۱۳۰ تومان افزايش نسبت به روز قبل از آن به ۳۵۳۰ تومان رسيد..
۱۳۹۱ بهمن ۲, دوشنبه
رئیس کل بانک مرکزی؛ بازنشستگی یا انفصال از خدمت

دیوان محاسبات کشور حکم انفصال از خدمت رئیس کل بانک مرکزی را ابلاغ کرده،
روابط عمومی بانک مرکزی اما با تکذیب این خبر تهدید کرده که موضوع را از
طریق مراجع قانونی پیگیری خواهد کرد.
این روزها بانک مرکزی ایران یک بار دیگر در رأس اخبار قرار گرفته است. روز
یکشنبه اول بهمن (۲۰ ژانویه) مجلس شورای اسلامی طرح تحقیق و تفحص از بانک
مرکزی را تصویب کرد.محورهای درخواست تحقیق و تفحص از بانک مرکزی، عملکرد بانک مرکزی در خصوص "ساماندهی بازار پول"، "مدیریت بازار ارز"، "تعیین نرخ سود" و نیز "تعیین سقف تسهیلات اعطایی به هر بخش اقتصادی" اعلام شده است.
همزمان با اعلام این خبر، معاون نظارتی بانک مرکزی اظهار داشت که تقاضای بازنشستگی محمود بهمنی، مورد موافقت رئیسجمهور قرار نگرفته است. وی همچنین وجود هرگونه رابطه میان درخواست بازنشستگی بهمنی و موضوع تحقیق و تفحص مجلس از بانک مرکزی را تکذیب و تاکید کرد که این تقاضا دو هفته پیش مطرح شده است.
روز دوشنبه دوم بهمن (۲۱ ژانویه) اما خبر دیگری از سوی خبرگزاری مهر منتشر شد. بر اساس این گزارش، شعبه سوم دیوان محاسبات کشور محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی را به دلیل برداشت غیرقانونی شبانه از حساب بانکها بابت مابهالتفاوت ارز دریافتی در اسفند ماه سال گذشته (۱۳۹۰)، از خدمت منفصل کرده است.
دیوان محاسبات در آبان ماه امسال از محمود بهمنی خواسته بود تا ظرف یک ماه در شعبه سوم مستشاری این دیوان حاضر شده و درباره برداشت شبانه از حساب بانکها، مدارک و مستندات خود را ارائه کند.
با گذشت مهلت یک ماهه و عدم حضور رئیس بانک مرکزی در دیوان محاسبات، حکم انفصال از خدمت محمود بهمنی صادر شده است.
همزمان روابط عمومی بانک مرکزی با ارسال نامهای به خبرگزاری مهر خبر صدور حکم انفصال از خدمت محمود بهمنی، رئیس این بانک را تکذیب کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، روابط عمومی بانک مرکزی تهدید کرده که موضوع را از طریق مراجع قانونی پیگیری خواهد کرد خبرگزاری مهر از قول عزتالله یوسفیان، عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی، نوشته است: «هم بانک مرکزی و هم ۱۸ بانک خصوصی و دولتی کشور مرتکب تخلف شدهاند که باید به صورت جداگانه به آن رسیدگی شود. اگر ۴۲ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار پول بیتالمال باعث اخلال در امر اقتصاد کشور شده است، باید با همه مسببین آن از سوی قوه قضائیه برخورد جدی صورت گیرد.»
سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اما به خبرگزاری مهر گفته بانک مرکزی ۳۰ هزار میلیارد ریال در سال گذشته از حساب بانکها برداشت کرده ولی نیمی از این مبلغ را باز گردانده است.
براساس قوانین موجود، بانک مرکزی نباید مستقیما از حساب بانکها پول برداشت میکرد، بلکه هیات انتظامی بانکها باید موضوع را مورد بررسی قرار میداد و در صورت تصویب، پرونده را برای برداشت از حساب بانکها به قوه قضائیه ارجاع میداد."بانک مرکزی به تحقیق و تفحص تهدید شده بود"
معاون نظارتی بانک مرکزی ادعا کرده که طرح تحقیق و تفحص از بانک مرکزی توسط نمایندگان استانهای آذربایجان غربی و شرقی تهیه شده و اقدامی واکنشی نسبت به عدم تقاضای برخی نمایندگان توسط این بانک است.
ابراهیم درویشی در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا اظهار داشته که در پی تقاضاهای مکرر نمایندگان این دو استان مبنی بر صدور مجوز صندوق جوانان و عدم صدور این مجوز از سوی بانک مرکزی، نمایندگان این دو استان اقدام به تهیه طرح تحقیق و تفحص از بانک مرکزی را کردهاند.
معاون بانک مرکزی گفته این صندوق دارای تخلفات مکرر و عملکرد آن بر اساس ربا بوده و از این رو مجوز آن لغو شده است. به گفتهی وی این موسسه سپردههای مردم را مورد استفاده شخصی قرار میداده است.
آقای درویشی میافزاید: «مدت هشت سال بود که این صندوق علیرغم اخطارهای بانک مرکزی و با حمایت تعدادی از نمایندگان استان به فعالیت متخلفانه خود ادامه میداد. بنابراین بانک مرکزی بر اساس وظایف ذاتی و قانونی خود، این موسسه متخلف را جمعآوری کرده و هیچ گونه مجوزی به این صندوق متخلف نداده بود.»
معاون نظارتی بانک مرکزی همچنین گفته بانک مرکزی پیش از این از سوی برخی نمایندگان "تهدید" به تحقیق و تفحص شده بود: «لازم به ذکر است یکی از نمایندگان استان آذربایجان شرقی به معاون نظارتی بانک مرکزی اعلام کرد که ما خود را به خواب زدهایم و شما نمیتوانید ما را بیدار کنید. یا مجوز را میدهید و یا تحقیق و تفحص؛ که بانک مرکزی تحقیق و تفحص را آن هم در صحن علنی پذیرفت».
در عین حال یکی از اعضای شورای پول و اعتبار به ایسنا گفته تحقیق و تفحص از بانک مرکزی در شرایط کنونی "به صلاح" نیست.
کوروش پرویزیان ضمن تاکید بر حق مجلس درباره تحقیق و تفحص از نهادهای دولتی، تصریح کرده که به عنوان یک کارشناس معتقد است باید اولویتبندی صورت بگیرد و با توجه به شرایط اقتصادی کنونی، الان زمان خوبی برای این اقدام نیست.
در حقیقت برداشت بانک مرکزی از حساب بانکها بابت مابهالتفاوت ارز دریافتی باید با اجازه قوه قضاَئیه صورت میگرفته است..
جيمز بيکر بر لزوم مقابله با رژيم آخوندی تأکيد کرد
جيمز بيکر وزير خارجه پيشين آمريکا بر لزوم مقابله با رژيم آخوندی برای جلوگيری از دستيابی اين رژيم به تسليحات اتمی تأکيد کرد. بيکر که در يکی از برنامه های تلويزيون سی.ان.ان شرکت کرده بود، گفت: ما نمی توانيم به رژيم ايران اجازه دهيم که به يک قدرت اتمی تبديل شود. بنابراين زمانی که می گويم کاری بايد انجام شود، ضرورتاً به اين معنی نيست که در ايران نيرو پياده کنيم، بلکه اقدام بر روی برنامه اتمی اين رژيم از طريق عمليات دقيق نظامی، مد نظر است، ما تکنولوژی آن را اکنون داريم و اين اقدام می تواند مؤثر باشد.
اعدام دو جوان ۲۰ و ۲۳ساله به خاطر سرقت کمتر از ۳۵يورو
در ادامه موج اعدامهای وحشيانه، دژخيمان خامنه ای در تهران صبح امروز دو جوان را در ملأعام و در برابر نگاه های منزجر مردم بدار آويختند.
دبيرخانه شورای ملی مقاومت ايران در اطلاعيه يی با عنوان «اعدام دو جوان 20 و 23ساله به خاطر سرقت کمتر از 35يورو»، اعلام کرد:
رژيم ضدبشری آخوندی بامداد روز يکشنبه اول بهمن ماه عليرضا مافيها و محمد علی سروری را به اتهام محاربه و فساد فی الارض در ملأعام در تهران بدار آويخت.
اتهام اين دو جوان سرقت 150هزار تومان (کمتر از 35يورو) با استفاده از سلاح سرد بوده است. هدف رژيم از اين اعدام جنايتکارانه که حتی شاکيان خصوصی نيز خواستار آن نبودند، ايجاد جو رعب و وحشت به منظور جلوگيری از شکل گيری هر گونه حرکت اعتراضی مردم به جان آمده است.
طبق گزارش رسانه های حکومتی اين سرقت در تاريخ 12آذر ماه، يعنی کمتر از 7 هفته پيش صورت گرفته و اين جوانان در روز 25آذر دستگير شده اند. يعنی همه ترتيبات اعدام در شش هفته انجام شده و رياست بيدادگاه نمايشی با سردژخيم صلواتی بوده است که با يک کارنامه سياه از اعدامهای خودسرانه و جنايتکارانه، می بايست به اتهام جنايت عليه بشريت در برابر عدالت قرار گيرد.
متهم رديف اول پرونده که پدرش از کشته شدگان جنگ ضدميهنی و مادرش يک زن محروم کارگر است برای تأمين 4ميليون تومان (1000يورو) هزينه درمان مادرش دست به اين سرقت زده است.
دو متهم ديگر اين پرونده که 21ساله و 23ساله هستند و به 10سال حبس و 5سال تبعيد محکوم شده اند از جوانان بيکار و محروم جامعه هستند.
اطلاعيه دبيرخانه شورای ملی مقاومت می افزايد: اعدام جنايتکارانه اين دو جوان به اتهامهای زورگيری، محاربه و فساد فی الارض در حاليست که رژيم آخوندی و سردمداران آن سه دهه است به جنگ و محاربه با ملت ايران برخاسته اند و به تباهی حرث و نسل و فساد در سرزمين ايران و به زورگويی به آحاد مردم مشغولند. اين جنايتکاران، ميهن ما را به يک زندان بزرگ تبديل کرده اند و با تباه کردن سرمايه های انسانی و غارت ثروتهای ملی کشور، عموم مردم را به فقر و فاقه کشانده اند. منشأ اصلی همه ناهنجاريها از جمله فقر و فساد و دزدی و اعتياد، رژيم ضدبشری آخوندی است و تنها با سرنگونی آن و استقرار دموکراسی در ايران راه برای حل همه مصائب اجتماعی هموار می شود.
يادآوری می کنيم که ديکتاتوری آخوندی روز گذشته نيز 3تن را در زاهدان و يک تن را در اروميه اعدام کرد.
يکی از اعدام شدگان زاهدان، زندانی سياسی به نام داود توتا زهی بود که چند ماه تحت شکنجه مأموران وزارت اطلاعات برای اعترافها تلويزيونی قرار داشت و روز گذشته همراه با دو زندانی ديگر در زندان مرکزی زاهدان به دست دژخيمان خامنه ای اعدام شد.

درکشوری که اختلاس گران صاف صاف راه می روند و زورگیران خرده پا اعدام می شوند انتخابات آزادیعنی پشم!
یکبار برای همیشه باید تکلیفمان را با این به اصطلاح انتخابات روشن کنیم. انتخابات آزاد یا غیر آزاد
برای چه کسی و درکجا؟
درکشوری که حاکمانش مردم را به تماشای اعدام دو زورگیر خردپا دعوت می کنند و درهمان حال اختلاس گران با خیال راحت میلیاردهادلار را جابجا می کنند
و آب از آب هم تکان نمی خورد؟باید کمی بیاندیشیم و به خودمان بگوییم درچنین کشوری با این وضعیت درهم برهم و این جامعه بیمار و اقتصاد بشدت بیمارش انتخابات یعنی پشم!
البته از پشم هم بی ارزش تر است.
اصلا روز انتخابات جمهوری اسلامی هرکس هم که قرار است کاندیدا شود بهتر است درخانه خود بخوابید و از خانه بیرون نیایید و این پشم را نبینید.جامعه ما ، ملت ما و حکومت ما بیمار است . و بیمار به انتخابات نیازی ندارد اول باید خودش را درمان کند.انتخابات درچنین کشوری توهین به شعور آنها ست که هنوز گول جمهوری اسلامی و وعده های انتخاباتی اش را نمی خورند درچنین کشوری انتخابات یعنی پشم!

وضعیت توفانی شرکتهای هواپیمایی ایران

در حالی که مدیرعامل شرکت فرودگاههای کشور میگوید حتا یک ریال از بدهی
ایرلاینها هم بخشیده نمیشود، تحریمهای بینالمللی، کمبود ارز خارجی و
بهویژه افزایش قیمت سوخت، هواپیماهای ایران را زمینگیر کرده است.
مدیرعامل شرکت فرودگاه های کشور گفته است،حتی یک ریال از بدهی ایرلاینها هم بخشیده نمیشود.محمود رسولی نژاد روز یکشنبه (۲۰ ژانویه/۱ بهمن) در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا گفت: «جمع بدهی ایرلاینها حدود ۲۵۰ میلیارد تومان است، که برای حدود یک سوم این عدد، از ایرلاینها چک گرفتیم که باید تا پایان سال ۹۳ اقساط را پرداخت کنند. الباقی این بدهی هم باید پایان سال ۹۳ حساب کتاب شود.»
مدیرعامل شرکت فرودگاه های کشور گفت: «حتی اگر شرکت فرودگاهها این بدهی را وصول نکند مورد بازخواست سیستمهای نظارتی قرار میگیرد.»
وی با تاكید بر اینكه شرکت در حال حاضر با کمبود نقدینگی مواجه است، تصریح كرد: «تنها قیمت یکی از دستگاه مورد نیاز در فرودگاه یک میلیون و ۴۰۰ هزار یورو است که نصب آن هم حدود ۷ میلیارد تومان هزینه میخواهد؛ این در حالی است که حداقل ۵ دستگاه از آن باید در ۶ ماه اول سال آینده نصب شده باشند.»
حمیدرضا پهلوانی، رئیس سازمان هواپیمایی کشور
خبرگزاری فرانسه به نقل از کارشناسان صنعت هوانوردی مینویسد که برخی شرکتهای هواپیمایی جمهوری اسلامی این بحران توفانی را دوام نخواهند آورد و به تعطیلی کشیده خواهند شد.
حمیدرضا پهلوانی، رئیس سازمان هواپیمایی کشوری در این زمینه گفته است: «احتمالا برخی خطوط هوایی کوچکتر به سبب افزایش قیمت سوخت، از چرخهی فعالیت خارج شوند.»
"شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی" که شرکتی دولتی است و از قرار معلوم همانند بسیاری شرکتهای دیگر با دشواریهای مالی سختی دست به گریبان است، بهای سوخت هواپیما (کروزین) را در ماه اکتبر ۲۰۱۲ سه برابر کرد. این افزایش بهای سوخت، شرکتهایی هواپیمایی داخلی را با دشواریهای بسیار روبرو ساخت.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، افزایش قیمت بلیط هواپیما یکی دیگر از پیامدهای تورم است که شاخص آن به طور رسمی ۲۵ درصد عنوان شده است. با این حال کارشناسان میگوید که میزان تورم بیش از رقمی است که دولت اعلام داشته است.
تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا علیه صنعت نفت و نهادهای مالی ایران به کمبود ارز خارجی در ایران انجامیده است. از سوی دیگر با برداشتن سوبسیدهای دولتی، عوارض فرودگاههای کشور نیز افزایش یافته است.
به گفته عبدالرضا موسوی، رئیس انجمن شرکتهای هواپیمایی، از اواخر سال ۲۰۱۲ با کاهش قدرت خرید با ارز خارجی، بهای تجهیزات و هزینه نگاهداری نیز فزونی داشته و این امر به افزایش ۷۰ درصدی قیمتبلیط پروازهای داخلی و افزایش ۹۰ درصدی پروازهای خارجی انجامیده است.
موسوی میگوید که درآمد شرکتهای هواپیمایی از ماه آگوست ۲۰۱۲ تاکنون ۱۵ درصد کاهش داشته است و برخی شرکتها در آستانه ورشکستگی قرار گرفتهاند. وی علت این امر را سقوط ارزش ریال، افزایش بهای سوخت و عدم دسترسی به ارز مبادلاتی عنوان میکند. از نظر موسوی، به همین دلیل شرکتهای هواپیمایی توان پرداخت بدهیهای خود به شرکت پخش فراوردههای نفتی را ندارند.
لغو پروازهای شماری از شرکتهای هواپیمایی بینالمللی
توفان در صنعت هوانوردی ایران شرکتهای هواپیمایی خارجی را واداشت تا پروازهای خود به ایران را متوقف کنند، مانند شرکت هواپیمایی استرالیا؛ و شرکت هلندی KLM و ایرفرانس که توقف پروازهای خود به ایران را از ماه آوریل آینده اعلام کردهاند.
با این حال هنوز شرکتهای هواپیمایی لوفتهانزا، آلیتالیا، ترکیش ایرلاینز و اروفلوت روسیه به ایران پرواز دارند.
بهرغم این وضعیت توفانی در هواپیمایی کشور، آژانسهای مسافرتی ایران میکوشند با انتشار آگهیهای بزرگ رنگی در روزنامههای پرتیراژ کشور، مردم را به سفر به آنسوی آقیانوسها ترغیب کنند.
خبرگزاری فرانسه میافزاید، بحران شرکتهای هواپیمایی صدای انتقادآمیز بسیاری از وفاداران به نظام جمهوری اسلامی را نیز بلند کرده است. روزنامه محافظهکار "جمهوری اسلامی" در این رابطه نوشت که افزایش بهای قیمتها در عرض یک هفته به حدی رسید که "تلاش ۳۰ ساله آمریکا موفق نشده بود صنعت هوانوردی ایران را اینچنین زمینگیر کند".
۱۳۹۱ بهمن ۱, یکشنبه
گزارش گردهمآئی حامیان مادران پارک لاله/هامبورگ
جمهوری اسلامی ایران در ادامه سیاستهای سرکوبگرانه خود در روزهای اخیرمصمم به اعدام بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی میباشد.
هم اکنون احکام اعدام زانیار و لقمان مرادی از هموطنان کرد و پنج تن از اعراب ایرانی بنامهای جابرو مختار آلبوشوکه , هادی راشدی , هاشم شعبانی نژاد و محمد علی عمودی نژاد در آستانه اجرائی شدن است . این امر موجب نگرانی خانواده ی آنان و نیز تمامی نیروهای دموکرات گردیده است . این نگرانی بویژه با توجه باینکه در خرداد ماه پنج تن از زندانیان سیاسی عرب اعدام گشته اند تشدید میگردد.
حامیان مادران پارک لاله / هامبورگ در همصدائی با بسیاری از فعالین حقوق بشری و مدنی شهرهای دیگر در اروپا و آمریکا کلیه ایرانیان دموکرات این شهر را به اعتراض به احکام قتل جوانان وطن فراخواند.
در پی این فراخوان در محل اجتماع همیشگی مادران در مرکزاین شهرعده ای از فعالین حقوق بشری بصف مادران پیوسته و به پخش اعلامیه ای که به همین منظور تهیه شده بود در میان همشهریان هامبورگی خود پرداختند.
شرکت کنندگان در این گردهمآئی با در دست داشتن عکسهای زندانیان سیاسی و بویژه محکومین باعدام و نیز پلاکادر” نه باعدام “. توجه عابرین را به این امر جلب کرده و از آنان در خواست کمک برای جلوگیری از کشته شدن عمدی این جوانان که حکم قتل آنان توسط دادگاهائی صادر گشته اند که هیچیک از معیارها و شاخصهای یک دادگاه قانونی و عادلانه را ندارند میکردند.
این مراسم بمدت یکساعت برگزار گردید. مادران ایرانی حامیان پارک لاله /هامبورگ و سایر شرکت کنندگان تصمیم خود را مبتی بر ادامه مبارزه برای نجات جان تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی یکبار دیگر بیان کردند و همه ی انسانهای آزاده را به همکاری و همگامی در این ره فرا میخوانند.
هم اکنون احکام اعدام زانیار و لقمان مرادی از هموطنان کرد و پنج تن از اعراب ایرانی بنامهای جابرو مختار آلبوشوکه , هادی راشدی , هاشم شعبانی نژاد و محمد علی عمودی نژاد در آستانه اجرائی شدن است . این امر موجب نگرانی خانواده ی آنان و نیز تمامی نیروهای دموکرات گردیده است . این نگرانی بویژه با توجه باینکه در خرداد ماه پنج تن از زندانیان سیاسی عرب اعدام گشته اند تشدید میگردد.
حامیان مادران پارک لاله / هامبورگ در همصدائی با بسیاری از فعالین حقوق بشری و مدنی شهرهای دیگر در اروپا و آمریکا کلیه ایرانیان دموکرات این شهر را به اعتراض به احکام قتل جوانان وطن فراخواند.
در پی این فراخوان در محل اجتماع همیشگی مادران در مرکزاین شهرعده ای از فعالین حقوق بشری بصف مادران پیوسته و به پخش اعلامیه ای که به همین منظور تهیه شده بود در میان همشهریان هامبورگی خود پرداختند.
شرکت کنندگان در این گردهمآئی با در دست داشتن عکسهای زندانیان سیاسی و بویژه محکومین باعدام و نیز پلاکادر” نه باعدام “. توجه عابرین را به این امر جلب کرده و از آنان در خواست کمک برای جلوگیری از کشته شدن عمدی این جوانان که حکم قتل آنان توسط دادگاهائی صادر گشته اند که هیچیک از معیارها و شاخصهای یک دادگاه قانونی و عادلانه را ندارند میکردند.
این مراسم بمدت یکساعت برگزار گردید. مادران ایرانی حامیان پارک لاله /هامبورگ و سایر شرکت کنندگان تصمیم خود را مبتی بر ادامه مبارزه برای نجات جان تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی یکبار دیگر بیان کردند و همه ی انسانهای آزاده را به همکاری و همگامی در این ره فرا میخوانند.
فـَــریادهای شَـهــر من را بـــشنو
فقطـ برای نشان دادن فریــــاد فرو خورده ات
در این شَـــهــــــر فریــــادهـــــا ، در گلوی من و تو گیر کرده است
سکوتی سنگینی ما را فرا گرفته دوستان
بالاخره روزی این درد به استخوان خواهد رسید
بیاییم به هم قول دهیم که وقتی پُـــر شدیم ، وقتی بریدیم
با فریادمان جگــــرهرچی ظالم و ستمگره را به سیخ بکشیم آن روز خواهد آمــد
امیدوار باش رفیق
๑۩۞۩๑*رویــــــــای آزادی*๑۩۞۩๑
حسین پویا: سخنان رئیس جمهور در مجلس

سام علیک. چاکرم علی آقا. نوکرم آق مصطفی. قربونت برم تقی بی کله. درد و بلات بخوره تو سر بغل دستیت. چاکرم..... چاکرم......قربون شما....
عرض کنم که بنده عرایضم رو یعنی در واقع توضیحات واضحات موفقیتهای دولت خدمتگذار رو یکی یکی میگم یعنی از رو کاغذ میخونم و بعدشم بای بای. به قول شاعر اگر نامهربون بودیم و چی؟ .. رفتیم. چاکرم.
۱- قبل از هر چیز لازمه که خبر موفقیت تیم مذاکرات هسته ای رو خدمتتون بگم. به حول و قوه الهی ما به یک موفقیت بزرگ دیگه دست پیدا کردیم و موفق شدیم با تیم آژانس به توافق برسیم که در اجلاس آینده تعداد شیشه های آب روی میز مذاکرات رو به دوبرابر برسونیم. تیم آژانس قول داد که در جلسه آینده در مورد غنی سازی و بازدید از پارچین بحثی نکنیم و این بحث رو بذاریم برای سالهای آینده. در عوض ما به آژانس قول دادیم اگر توانستیم برخی از تحریم ها رو دور بزنیم که به حول وقوه الهی سعیمون رو خواهیم کرد. موفقیت دیگر ما در این زمینه این بود که توانستیم به آژانس بقبولانیم که ما معلوم نیست که دنبال ساختن سلاح هسته ای باشیم.
۲- مهمترین موفقیت ما در این چندساله در زمینه یارانه ها بوده که البته هیچ ربطی هم به انتخابات و اینجور چیزا نداره. به قول معروف گودرز هیچ ربطی به شقایق نداره. بعله. خلاصه ما توانستیم پول نفت رو بر سر سفره های مردم ببریم و برادران قاچاقچی در زمینه قاچاق مواد سوختی هم تجربیات جدیدی پیدا کردن که به حول و قوه الهی مسئله قاچاق ارز هم در همین راستا حل خواهد شد.
۳- برادران سپاه طرحی دادن که بر اساس اون، تورم از دولت به سپاه منتقل میشه و به زودی مسئله تورم از بیخ حل میشود و ما اولین کشوری در جهان خواهیم بود که میزان تورممون خیلی نیس. البته بعضیا به شوخی میگن که سردار فیروزآبادی دیگه تحمل تورم بیشتر از این رو نداره. اما اشتباه می کنن و ما از بقیه برادران قاچاقچی کمک میگیریم. بعله. چاکرم.
۴- از اونجایی که امام فرمودند اقتصاد مال خره، ما هم خودمون رو خیلی درگیر اقتصاد نکردیم. البته الان همه میدونن که هشتاد در صد ثروت کشور دست سیصد چارصد نفره که ممکنه بعضیاشون هم وابسته به علما یا مصدر امور باشن. اینا نامردی کردن و توی این هف هش سالی که بنده مشغول ریاست جمهوری کردن بودم و حواسم نبود، نامردانه از طریق رانت خواری و پارتی بازی و سوء استفاده از رفاقتشون با ولی فقیه و بنده و بقیه اعضای دولت خدمتگذار، این پولا رو به جیب زدن. ما طرحی داریم که به حول و قوه الهی یه کاری کنیم که اینا فکر کنن داره دوباره انقلاب میشه و قسمتی از پولاشونو که اینجا توی بانکها هست بذارن و فرار کنن و ما بتونیم این پولا رو بین شما عزیزان که نمایندگان ملت هستید تقسیم کنیم.
۵- در مورد واردات مواد غذایی هم باید بگم که ما موفق شدیم تحریمها رو دور بزنیم و همه جور مواد غذایی از برنج و گندم و پیاز گرفته تا خیار و سبزی و تربچه و بادمجون و سیب زمینی و انواع میوه جات و حتی چلوکباب و آبگوشت و کله پاچه وارد کنیم. تونستیم به حول و قوه الهی وابستگی مون رو به تولیدات داخلی که جنسشون خیلی هم خوب نبود قطع کنیم. به تولید کنندگان داخلی هم توصیه کردیم که دست از تولید بکشن و جنس وارد کنند. همه مردم باید بتونن نیاز خودشو رو از کشورهای دوست وارد کنن و به حول و قوه الهی به زودی هر ایرانی یک وارد کننده باشه.
۶- و اما در مورد بالا رفتن نرخ دلار که به حق مشغله ذهنی ولی فقیه و شما نمایندگان محترم بود توانستیم در مذاکرات محرمانه با طرف امریکایی، به حول وقوه الهی بهش بقبولونیم که اقتصادشون اشکال داره و باید یه جوری جلوی گرانتر شدن نرخ پول رسمی شون یعنی دلار رو بگیرن. البته برادران ما در این زمینه چند تا طرح هم بهشون پیشنهاد کردن که اونا قول دادن این طرح ها رو بررسی کنن. ولی کو تا بتونن بفهمن که اقتصاد رو باید از کی یاد بگیرن.
۷- این خبر خوشحال کننده را هم بهتون بدم که بنده علیرغم اینکه تا هفت هشت ماه دیگه دوره م تمومه اما طرحی در دست داریم که اگر آقای مشائی بعد از بنده انتخاب بشوند از سال آینده هرسال پنجاه درصد به حقوق نمایندگان مجلس اضافه کنم چون شما واقعا قشر زحمتکش جامعه هستید. البته ولی فقیه با این طرح موافق نیستن اما بنده منتخب مردمم. منتخب ایشون که نیستم.
خوب من دیگه کار دارم باهاث برم. دمتون گرم. و من اله تکلان
گستردگی تظاهرات و اعتراضات کارگران در سراسر میهن
گروهی از کارگران بازنشسته شرکت
پتروشیمی آبادان در اعتراض به عدم پرداخت حق معیشت ,روز گذشته ۳۰ دی
۱۳۹۱، با تجمع مقابل ساختمان شرکت نفت خواستار پرداخت «حق معیشت» خود شدند.
بنا به یک گزارش دیگر بیکاری تعداد ۹۰ نفر از کارگران با سوابق بین ۸ تا ۱۸
سال کار مستمر در ایران پویا اکنون تمامی کارگران را نگران امنیت شغلیشان
کرده است. ۲۰۰ نفر از کارگران رسمی و قرار دادی کارخانه یخچال سازی «ایران پویا» در اعتراض به شایعه انحلال این کارخانه صبح دیروز در مقابل درب ورودی این کارخانه دست به تجمع زدند.
نماینده کارگران، مجموعه کارگران این کارخانه را ۲۰۰ نفر اعلام کرد و افزود: بیکاری تعداد ۹۰ نفر از کارگران قرار دادی با سوابق بین ۸ تا ۱۸ سال کار مستمر در ایران پویا اکنون تمامی کارگران را نگران امنیت شغلیشان کرده است.
این کارگر اضافه کرد: علاوه بر ۹۰ کارگر قرار دادی مابقی کارگران رسمی هستند اما اشتغال این کارگران نیز به خطر افتاده است و با توجه به اینکه اکثر آنها با سوابق بیش از ۲۰ سال کار در شرف بازنشستگی قرار دارند، با تصمیمات جدید کارفرمایان این کارخانه، بازنشستگی این کارگران نیز با مشکل روبرو خواهد شد.
چرا سربازجو شریعتمداری مجبور شده همکارش داریوش- م را لودهد؟
بی
خودی نیست گفته می شود که هیچ گربه ای بخاطر رضایت خدا موش نمی گیرد . یا اینکه
گفته می شود دوستی بدون علت می شود. ولی دشمنی بی حکمت نمی شود . تصور نمی
رود کسانی که مسایل سیاسی وخبری و مطبوعاتی رژیم فاشیستی مذهبی ایران را
دنبال می کنند. هم با شیوه یی گفتمانش نسبت به مخالفانش غریبه باشند .هم با
نام سربازجو شریعتمداری نا آشنا باشند وندانند که وی نماینده ی ویژه رهبرولی فقیه
در دروغ نامه ی کیهان است و شیوه کارش چگونه می باشد؟ البته گذشته از اینکه
تجربه بولتن نویسی در بخش اطلاعات پاسداران و سربازجو بودن در زندان دارد . ا
فتخار دوستی و همکاری نزدیک با سعید امامی معروف هم دارد. طوریکه مأموریت های
مشترک علیه ی مخالفین در برون مرز و جذب بریده ها و بردن شان به ایران
وتوجیه و آموزش دادن شان برای جاسوسی در برون مرز دارد. بنابراین مشخص است که شیوه
ی کار وی بر اساس تجربیات 34 ساله اطلاعاتی امنیتی می باشد. براساس همین
تجربیات است که با وب گردی و پرسه زنی گزینه بر داری در راستای اهداف
خاص می کند . یعنی اشراف کامل دارد که چگونه از بیان گزینه ها بعنوان
چماق علیه ی مخالفان و منتقدان استفاده نماید . البته بستگی به جایگاه
مخالفان و قدرت و ضریب مخالفت کردن شان موضع گیری می کند . به ویژه در شرایط کنونی
که گزارش دور از انتظار 64 صحفه ای عملکرد وفعالیت 30 هزار مأموران وصل به
وزارت بد نام اطلاعات در 5 قارره ی جهان ازسوی پنتاگون انتشار داده شد. به خصوص
شیوه تبلیغاتی شیطان سازی سازمان مخالف اصلی یعنی مجاهدین که جزو بخشی از
مأموریت های جاسوسان اطلاعاتی برون مرزی در این گزارش فاش شده است. سپس
از سوی حامیان مقاومت ومجاهدین در فیس بوک و سایت های خبری اینترنتی
از جمله سایت بالاترین پیرامون گزارش 64 صحفه ای پنتاگون اطلاع رسانی شد .
این اقدام بدون شک موجب گزیدگی مضاعف وزارت بد نام اطلاعات و سربازجو
شریعتمداری شده است .چون هم پیاز وهم چوب را خوردند . بنابراین برای خنثی کردن
روشنگری حامیان مجاهدین و دفاع از فاش شدن نقش مزدوران جاسوس اطلاعاتی تلاش
مذبوحانه می شود صورت مسأله پاک شود وآب رفته به جوی باز گردانیده شود .از این
منظر پوشش تاکتیک سلطنت طلب فراری و دفاع از بریده مزدوران تبلیغاتی
برای مزدوران و تهاجم همراه با اتهام علیه مجاهدین شروع شد . ولی ناشی
گری نویسنده این است که زور زده است با ادا و اطوار دمکرات منشی
وانمودکند که مجاهدین مرز را مخدوش می کنند . یعنی بدون توجه به این
ضرب المثل که گفته می شود چوب که بر داشته شود گربه دزده پا بفرار می گذارد . موضع
گیری علیه ی مجاهدین صلواتی نیست . بنابراین برای خنثی کردن روشنگری در بالاترین .
یکی با عنوان " سردار سیما" از سایت جبهه متحد سبز
مزین شده به رنگ پرچم ایران که نشان داده شود خیلی وطن پرست وایران دوست
است. مطلبی به قلم داریوش مجلسی پشتیبانان راه شاهزاده رضا پهلوی در
بالاترین گذاشت. گذشته از اینکه این جنبش سبزی است که خواهان بازگشت
سلطنت می باشد؟! جواب نه پیچیده که آسان است . زیرا هدف وکیل مدافع
شدن مزدوران وصل به وزارت بد نام اطلاعات و تطهیر کردن شا وتیغ کشی
علیه مجاهدین است تا که این سفارش نامه اش علیه ی مجاهدین در ستون خبر ویژه دروغ
نامه ی کیهان سربازجو شریعتمداری سر در آورد و با برچسب یکی از عناصر سلطنت طلب
فراری توجیه و حلوا حلواشود . به امید آنکه پرونده گاوان پیشانی سیاه
تابلو شده وصل به وزارت بد نام اطلاعات سفید شود و کما فی السابق همدوش سلطنت
طلبان فراری علیه ی مجاهدین مانور تبلیغاتی دهند. بهرحال سفارش نامه ی کپی
شده در دخمه شعبه ی تبلیغات زندان اوینی دروغ نامه ی کیهان ضمیمه شده است تا مشخص
شود به جز عنوان سلطنت طلب فراری که برای رد گم کردن است که گویا وی نه خودی که
نخودی ومخالف است . البته مخالف جدی مخالف اصلی رژیم فاشیستی مذهبی یعنی
مجاهدین است. بقیه نوشتار یا فحش نامه ی اتهامی گفتمان رایج 34 ساله وزارت
بد نام اطلاعات ومزدوران برون مرزی اش با دستگاه های تبلیغاتی ودروغ نامه
کیهان علیه ی مخالفین به خصوص مجاهدین می باشد. گاف بزرگ این است که
بطور دربست دشمن اصلی حاکم بر ایران فراموش شده و در عوض یقه سازمان قربانی
اش گرفته ومتهم ومحکوم شده است که چرا به استناد انتشار 64 صحفه پنتاگون روشن گری
یا بدتر با رژیم ضدبشری مبارزه می کنند؟
يكي از عناصر سلطنت طلب
فراري اعلام كرد سازمان منافقين براي ايجاد جو عدم اعتماد در اپوزيسيون، اعضاي جدا
شده اين سازمان را نفوذي وزارت اطلاعات جلوه مي دهد.«داريوش-م» در پايگاه اينترنتي
موسوم به «جبهه متحد جنبش سبز» مي نويسد: مدتي سازمان مجاهدين خلق اقدام به ايجاد
جو شك و ترديد و بي اعتمادي در درون اپوزيسيون دموكرات ولي بسيار از هم پاشيده مي
كند. آنها خوب درك كرده اند كه حنايشان بيش از هر جا در نزد مجاهدين سابق [جداشده]
بسيار بيرنگ شده و آنها به اين آساني و راحتي از ظلم و جنايت فاحشي كه نسبت به
آنها روا شده دست برنمي دارند و قصابان سابق خود را كه آنها را دست بسته تحويل
استخبارات صدام، مي دادند به حال خود نمي گذارند. چه خانواده ها كه به دست اين
جانيان از هم پاشيده شد و چه فرزندان و والديني كه در اثر مغزشوئي اين پولپوت ها
براي هميشه از ديدار همديگر محروم گشته اند. به زعم عده اي بعد از حمايت
آمريكائيها از مجاهدين تغيير چشمگيري در رفتار مجاهدين بوجود آمده، ولي اين تغيير
به علت تغيير افكارو عقايد سازمان نسبت به جنايات گذشته شان نيست وگرنه خانم مريم
رجوي به خود اجازه نمي داد كه با كمال وقاحت خود را تنها آلترناتيو معرفي كند و
توقع داشته باشد كه همانند حمايت از گروه هاي مسلح سوري از اينها هم حمايت كنند.
البته مقايسه مريم خانم بين مجاهدين و بخشي از معارضان سوري كه گرايشهاي تروريستي
شديد دارند زياد هم قياس مع الفارق نيست.وي ادامه مي دهد: سازمان مجاهدين
[منافقين] روش هاي تروريستي را تبديل به هوچي گري و ترور شخصيت كرده اند. پيش از
اين از سوي پنتاگون اعلام شد كه جمهوري اسلامي حدود سي هزار تروريست در خارج كشور
دارد كه بخشي در گروههاي اپوزيسيون و به ظاهر به صورت مخالف رژيم ايران فعاليت مي
كنند ولي فورا به تنها گروهي كه هم پنتاگون و هم خود سازمان اشاره مي كنند اعضاي
سابق و جدا شده هستند. سازماني ها به درستي تشخيص داده اند كه بزرگترين افشاكننده
دروغ هاي آنان همين اعضاي سابق مي باشند كه با دست خالي و با وجود تمام حملات
فيزيكي و ترور شخصيت از طرف مجاهدين كمر به افشاي چهره واقعي و كريه اين دار و
دسته متعلق به مريم خانم بسته اند. حدس قريب به يقين من اين است كه سر و صدا
درباره جاسوسان رژيم با هدف سركوب و بدنام كردن اعضاي سابق مي باشد وگرنه همه ما
به اين واقعيت واقف هستيم كه عوامل رژيم در ميان اپوزيسيون ايران رخنه كرده و با
ايجاد جو عدم اعتماد به توليد اختلاف و جلوگيري از اتحادها مي پردازند.اين سلطنت
طلب فراري مي افزايد: اگر سران سازمان واقعا تغيير روش داده اند پس چرا چندي پيش
بخشي از اعضاي سابق را كه به طرزي مسالمت آميز به تظاهرات بر عليه آنها در پاريس
مشغول بودند مورد حمله فيزيكي قرار دادند تغيير رفتار بايد نشان دهنده ترك اين
رفتارهاي كثيف، ترور شخصيت و عدم تكرار صحنه هاي خيمه شب بازي با شركت ساكنين
اروپاي شرقي و جا زدن آنها به جاي ايرانيان باشد.گفتني است سركردگان سازمان
منافقين در ميان گروه هاي اپوزيسيون به «دلال برده» شهرت دارند كه هواداران را با
فريب و شستشوي مغزي به عنوان برده در اختيار ديكتاتورهايي نظير صدام و رژيم
صهيونيستي قرار مي دهند. چندي قبل يك هوادار گريخته از پادگان اشرف در صفحه فيس
بوك خود نوشته بود؛ مريم رجوي پيرزني كه با برده فروشي ارتزاق مي كند امروزه بر
اثر پيري به ازكارافتادگي نزديك شده است.۱۳۹۱ دی ۳۰, شنبه
گفگو یا بحث وجدل دختره و پسره به سبک ایرانی
دختره به دوست پسرش می گه:
برو يه نوشيدني واسم بگير
پسره: كوکا يا پپسي
دختره: كوکا
پسره: لايت يا عادي
دختره: لايت
پسره: قوطي يا شيشة
دختره: قوطي
پسره: كوچك يا بزرگ
دختره: اصلا نميخام .. واسم اب بيار
پسره: معدني يا لوله كشي
دختره: اب معدني
پسره: سرد يا گرم
دختره: ميزنمتـــــــــا
پسره: با چوب يا دمباي
دختره: حيووووووووووووووون
پسره: خر يا سك
دختره: گمشو از جلو چشام
پسره: پياده يا با دو
دختره: با هرچي بــــــرو فقط نبينمت
پسره: باهام مياي يا تنها برم
دختره: ميام ميكوشمــــــــت
پسره: با چاقو يا ساطور
دختره: ساطـــــــــور
پسره: قربانيم ميكني يا تيكه تيكه
دختره: خـــــدا لعنتت كنه .. قلبم وايساد
پسره: ببرمت دكتر يا دكترو بيارم اينجا
دختره مُــــرد
برو يه نوشيدني واسم بگير
پسره: كوکا يا پپسي
دختره: كوکا
پسره: لايت يا عادي
دختره: لايت
پسره: قوطي يا شيشة
دختره: قوطي
پسره: كوچك يا بزرگ
دختره: اصلا نميخام .. واسم اب بيار
پسره: معدني يا لوله كشي
دختره: اب معدني
پسره: سرد يا گرم
دختره: ميزنمتـــــــــا
پسره: با چوب يا دمباي
دختره: حيووووووووووووووون
پسره: خر يا سك
دختره: گمشو از جلو چشام
پسره: پياده يا با دو
دختره: با هرچي بــــــرو فقط نبينمت
پسره: باهام مياي يا تنها برم
دختره: ميام ميكوشمــــــــت
پسره: با چاقو يا ساطور
دختره: ساطـــــــــور
پسره: قربانيم ميكني يا تيكه تيكه
دختره: خـــــدا لعنتت كنه .. قلبم وايساد
پسره: ببرمت دكتر يا دكترو بيارم اينجا
دختره مُــــرد
تصاویر اعدام 2متجاوز به عنف در پاکدشت
صاویر اعدام 2متجاوز به عنف در پاکدشت. 29 دی -91
ادامه
ی جنگ قدرت و
ثروت میان باندهای مافیایی که کنترل ناپذیر شده است. بهایش را محروم می
پردازند .چونکه
برای کنترل شرایط انفجاری جامعه که آنگونه بحرانی وخطر آفرین شده است که
روی به قربانی کردن مضاعف محرومان وتهی دستان بی
پشت وپناه آورده شده است .چون رئیس جمهور رفته بازار مکاره زیرآب اهداف
نظامی هسته
ای رهبر و سپاه پاسداران کودتاگر را زده است و بر خلاف رهبر دوباره تأکید
کرد
که تحریم ها موجب نابسامانی اقتصادی کشورشده است .در صورتیکه دلیل تحریم ها
عدم
توقف غنی سازی اورانیوم می باشد . از سوی دیگر رهبر موضع گیری علیه
رفسنجانی کرده
است که چرا پیشنهاد به انتخابات آزاد داده است ؟ مهمتر اینکه عسگر اولادی
ومرتضی
نبوی دو عضو باند مافیایی غارتگر مؤتلفه گفته اند کروبی و موسوی را اهل
فتنه نمی
دانند . بلافاصله از سوی گروه فشار موسوم به تشکل دانشجویی بسیج دانشگاه
های تهران
عسگر اولادی مورد انتقاد واقع شدید شده است که چرا اینگونه نسبت به موسوی
وکروبی سران
فتنه موضع گیری جانبدارانه کرده است ؟ از طرف دیگر آخوند احمد خاتمی در
نماز جمعه امروز تهران هشدار داده است به تطهیر سران فتنه معتقد نیستم
چون پس از کودتای 22 خرداد 88 هرکس به خیابان آمد معاند یا دشمن بود و
افزوده این
موضوع بسیار گزنده است که هنوز سه سال از گرد همآیی ساندیس خوران 9 دی
که در یک گردنه سخت، رژیم در مانده را نجات دادند، نگذشته است که می
گویند این ها سران فتنه نبودند . بعلاوه بحران اقتصادی که موجب نارضایتی
وخشم و تنفر روز افزون مردم شده
است می بایست روی به دار زدن های در ملاء عام
آورده شود . برای همین پس از 2 نفر دار زدن در ورزشگاه سبزوار 2 قربانی
دیگر در پاکدشت به دار کشیده شدند تا ماهیت ضد بشری بودن رژیم جنایتکار بیشتر عریان شود . اما سئوال است که
مدافعان حقوق بشر و سیاست بازان اهل مماشات کجا هستند وچرا سکوت کرده اند؟ بد تر اینکه چرا
هنوز بدنبال سیاست نخ نما شده مذاکرات هسته ای با رژیم جلادان وآدم کشان هستند ؟:










به گزارش ایسنا، دو متجاوز به عنف که با
اتهامهای دیگری از قبیل قتل، سرقت و آدمربایی از سوی دادگاه کیفری استان تهران
به اعدام با چوبهی دار محکوم شده بودند، صبح روز جمعه 29 دی با حضور بسیاری از
مردم شهرستان پاکدشت و حومه، در میدان معلم این شهر اعدام شدند.متجاوزان که در سال 1389 به عنوان مسافرکش در سطح شهرستان
پاکدشت اقدام به سوار کردن دختران و زنان جوان میکردند آنها را به زور به بیابانهای
اطراف شهر برده و مورد تجاوز قرار میدادند و در نتیجه این اقدامات یکی از
قربانیان نیز از سوی متجاوزان به قتل رسیده بود.این دو متجاوز پس از قرائت حکم و سخنرانی دادستان پاکدشت و
در حضور برخی از اعضای خانوادههای قربانیان تجاوز و با حضور مسوولان قضایی اجرای
حکم اعدام شدند.ساعتها
پیش از شروع مراسم، تعداد زیادی از مردم بر اساس اطلاع قبلی از شهر و روستاهای
اطراف پاکدشت برای تماشای اجرای این حکم جمع شده بودند و در حین اجرای حکم بعضا
شعارهایی همچون الله اکبر سر میدادند.این حکم پس
از تایید دیوان عالی کشور و با استیذان رییس قوه قضاییه به مرحله اجرا درآمد.
عکس های ایرنا از اجرای این حکم را در زیر می بینید
ابراز نگرانی انگستان از حکم اعدام پنج زندانی اهوازی توسط رژيم آخوندی
ستان

انگستان از حکم اعدام پنج زندانی اهوازی توسط رژيم آخوندی ابراز نگرانی کرد. وزارت خارجه انگلستان از رژيم آخوندی خواست تا فوراً حکم اعدام اين پنج زندانی را که به سختی شکنجه شده اند، لغو کند. بر اساس اخبار منتشر شده بر روی اينترنت، وزارت خارجه انگلهمچنين حمله مزدوران سپاهی و بسيجی به محل عبادت دراويش در شهر کرد و اذيت و آزار اقليتهای مذهبی را محکوم کرد.
سازماندهیکودکان توسط بهزیستی برای تکدیگری
این روزنامه در شماره روز شنبه (۳۰ دی) خود از حضور کودکان متکدی با لباسهای متحدالشکل در مناطق مختلف شهر تهران خبر داده و مدعی شده به نظر میرسد «مدیریت» این کودکان را سازمان بهزیستی بر عهده دارد.
آنطور که این روزنامه نوشته در حال حاضر شش هزار کودک خیابانی جمعآوری شده و در مراکز سازمان بهزیستی نگهداری میشوند که با پوشیدن «لباس فرم» دور جدیدی از تکدیگری را آغاز کردهاند.
روزنامه «رسالت» در ادامه گزارش خود آورده مسئولان سازمان بهزیستی وجود این کودکان را رد کرده و گفتهاند چنین کودکانی که سازماندهی شده در شهر تهران تکدیگری کنند وجود ندارند.
گل فروشی، اسفند دودکنی، سیدی فروشی و... در میان کودکان متکدی در سطح شهرها رواج دارد.
خبرگزاری مهر نخستین بار ۱۹ تیر ماه امسال از حضور گروهی از کودکان متحدالشکل در خیابانهای شهر تهران خبر داده و احتمال داده بود که آنها از سوی سازمان بهزیستی سازماندهی شدهاند.
این خبرگزاری در عین حال به نقل از مقامهای سازمان بهزیستی اعلام کرده بود: «طرح ساماندهی کودکان کار و اعطای لباسهای فرم به آنان فقط در خراسان رضوی با همکاری شهرداری در حال انجام است.»
رجعت خفت بار به لجن زار آخوندهاي جنايتكار

ديدار مخفيانه وهمكاري با قاتل شناخته شده مجاهدين «صادق محمد كاظم» تحت تعقيب در دادگاه اسپانيا

مزدور «قربانعلي حسين نژاد» درحال دادن اطلاعات به «حيدر عذاب» قاتل مجاهدين در اشرف

اعزام مأموران جديد به فرانسه براي اجراي طرحهاي گشتاپوي آخوندي
رژيم
ملايان غرقه در بحرانهاي داخلي و منطقه يي و بين المللي به دنبال خروج
مجاهدين از ليست تروريستي آمريكا، براي اجراي طرحهاي خود عليه مقاومت ايران
و آلترناتيو دموكراتيك، مأموران جديدي به فرانسه اعزام مي كند.
يكي
از مزدوران افشاشده كه به تازگي به پاريس فرستاده شده قربانعلي حسين نژاد
نام دارد كه از آوريل 2012 به استخدام اطلاعات ملايان درآمده است.
گشتاپوي فاشيسم ديني، براي اعتبار دادن به اين مأمور، او را در همان زمان
در بغداد با عنوان ساختگي « مترجم ارشد عربي مسعود رجوي» معرفي كرد.
حل
و فصل مسايل قانوني و اقامت و دريافت پناهندگي سياسي براي اين مزدور به
جهانگير شادانلو، مأمور رسواي اطلاعات آخوندها در پاريس سپرده شده است.
شادانلو از اين پيشتر در كتاب «واواك در خدمت آيت الله ها» نوشته آقاي ايو
بونه، رييس پيشين د.اس.ت افشا شده است. مزدوري اين فرد براي گشتاپوي
ملايان در حكم 22بهمن90 (11 فوريه 2010 ) در يك دادگاه در پاريس مورد
تأييد قرار گرفته است.
گزارش مشترك كنگره
و وزارت دفاع آمريكا در ديماه91 (دسامبر2012 ) درباره عملكرد وزارت
اطلاعات رژيم ايران و شيوه هاي آن تصريح ميكند: «وزارت اطلاعات به جوامع
ايراني خارج از ايران از طريق انواع روشها نفوذ ميكند. به عنوان مثال، يك
انجمن به نام «حمايت از پناهندگان ايراني» در پاريس جهت عضوگيري پناهجويان
ايراني براي جاسوسي ايرانيان در فرانسه به كارگرفته ميشود».
گزارش
خاطرنشان ميكند: «دولت ايران مجاهدين خلق را سازماني كه بيشترين تهديد را
براي جمهوري اسلامي ايران ايجادكرده، تلقي ميكند. يكي از اصليترين
مسئوليتهاي وزارت اطلاعات انجام عملياتهاي مخفي عليه مجاهدين خلق و شناسايي
و از بين بردن اعضاي آن است...اين وزارتخانه داراي بخش دروغپراكني است، كه
مسئول توليد و انجام جنگ رواني عليه دشمنان جمهوري اسلامي است».
قربانعلي
حسين نژاد كه در آوريل گذشته خود را به نيروهاي عراقي تحت امر مالكي تسليم
كرد و عليه ساكنان اشرف به همكاري تمام عيار با مأموران اطلاعات رژيم و
افسران جنايتكار عراقي روي آورد كه در دو قتل عام ساكنان اشرف شركت داشتند
(عكسها ضميمه است) .
اطلاعيه 3مهر91
(24سپتامبر 2012) دبيرخانه شوراي ملي مقاومت در اين باره گزارش كرده است: «
ظهر امروز 9تن از مأموران اطلاعات و نيروي تروريستي قدس و مزدوران
استخدامي رژيم در بغداد به اشرف فرستاده شدند تا با كمك نيروهاي عراقي به
تحريك و ضرب و شتم ساكنان بپردازند. چند تن از اين مزدوران عبارت بودند از:
محمدكريم فنودي و محمد اكبرزاده، عبدالكريم ابراهيمي، قربانعلي حسين نژاد،
حسن شرقي و مريم مرتضايي سنجابي. اين مزدوران كه توسط نيروهاي عراقي
اسكورت ميشدند به مقر معين، كه در قتل عام فروردين ماه90 (آوريل2011) به
اشغال نيروهاي عراقي درآمد، رفتند و به برگزاري شوهاي مسخره و تهيه عكس و
فيلم پرداختند. آنها سپس در ميدان لاله با كمك نيروهاي عراقي به سنگ پراني
به سمت ساكنان پرداختند كه بر اثر آن مجاهد خلق حسن جباري از ناحيه سر
وگردن مورد اصابت قرار گرفت و مجروح شد» (عكس ضميمه است).
اين
مزدور همكاري و پيوستگي تمام عيار خود به رژيم ملايان را پنهان نميكند.
در صفحه اول فيس بوكي كه وزارت اطلاعات براي او ساخته است عكسهاي خميني و
دادستان خون آشام او آخوند صانعي در دهه80 به چشم ميخورد. ندامت نامه
قربانعلي حسين نژاد در همين فيس بوك گذاشته شده كه در آن به خانه شاگرديش
براي ”شهيد دکتر باهنر” و همكاري در ترجمه کتاب «مرحوم آيه الله مشکيني»
در مورد نفي تکامل در قرآن (!) اذعان مي كند.
اطلاعات
ملايان سپس قربانعلي را براي شكنجه رواني و جداسازي دخترش «زينب» به كار
گرفت. زينب 34ساله از ساكنان ليبرتي، از اعضاي مجاهدين خلق در اين باره در
30مهر 91( 21 اكتبر 2012 )در يك شكايت سرگشاده به دبيركل بان كي مون و
مقامات هيأت همياري ملل متحد در عراق (UNAMI) و كميسارياي عالي پناهندگان
ملل متحد (UNHCR) نوشت: « من در 15 سپتامبر 2012 در يك جابهجايي اجباري و
غيرداوطلبانه به كمپ ليبرتي منتقل شدهام. به رغم اينكه جديداً وارد كمپ
شده بودم اما بهطور غيرمعمولي بدون اينكه مرحله اولِ پروسه نفرات
جديدالورود به كمپ يعني ثبت نام را گذرانده باشم، در روز چهارشنبه 17 اكتبر
توسط كميسارياي عالي پناهندگان براي مصاحبه فراخوانده شدم. در دفتر
كميساريا متوجه شدم علت فراخونده شدنم، دروغهاي قربانعلي حسيننژاد است كه
بهعنوان پدرم طبق نامهاش به آقاي كوبلر كه در سايتهاي وزارت اطلاعات
رژيم ايران نيز درج شده، نوشته است: دخترم زينب حسيننژاد (يعني من) نزد
مجاهدين گروگان گرفته شدهام. من به كميساريا گفتم اين همان اتهامات
دروغين وزارت بدنام اطلاعات است كه هدف آنها جز زمينه سازي براي كشتار
ساكنان، چيز ديگري نيست. من ميخواهم بدينوسيله به اطلاع شما برسانم كه
من در سال 1995 آگاهانه خودم از فرانسه به عراق آمده و به مجاهدين پيوستم و
هرگز نخواسته و نميخواهم آنها را ترك كنم. چرا كه در سازماني هستم كه
براي آزادي مردم ايران با يك رژيم فاشيستي مبارزه ميكند. در ضمن تأكيد
كردم از آنجا كه قربانعلي حسيننژاد، اكنون بهعنوان يك مزدور و عامل
وزارت اطلاعات ايران عمل ميكند و به خدمت آنها درآمده است، مطلقاً هيچگونه
ارتباط و تماس تلفني با او را تا آخر عمر نميپذيرم».
در
روز 28خرداد91 ( 17 ژوئن 2012 ) وزارت اطلاعات كه محاسبات خود براي متلاشي
كردن نيروي اصلي اپوزيسيون ايران را نقش بر آب يافته به نقل از قربانعلي
حسين نژاد در راديو و تلويزيون و مطبوعات حكومتي ادعا كرد: «سرکردگان
منافقين به اعضاي كميساريا رشوه ميدهند تا هنگام مصاحبه با اعضاي اين
گروهک براي ثبت درخواست پناهندگي خواسته آنها را براي جدايي از اين فرقه و
بازگشت به ايران در نظر نگيرند» .
گشتاپوي
ملايان اكنون اين مزدور خود فروخته را پس از همه خوش خدمتيها، براي
جاسوسي و ادامه كارزار شيطان سازي عليه مجاهدين و مقاومت ايران، به فرانسه
فرستاده است.
از اين پيشتر سازمان
مجاهدين خلق ايران براي قربانعلي حسين نژاد سه بار حكم اخراج صادر كرده و
در آوريل و اوت 2010 و ژوئن 2011 اسم او را براي ترك اشرف به يونامي و
مقامات آمريكايي داده بود .
مقاومت ايران
خواستار اجراي مصوبه شوراي وزيران اتحاديه اروپا در آوريل 1997 درباره
تعقيب و محاكمه و اخراج مأموران اطلاعات ملايان در خاك اروپاست.
دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران
26دي1391 (15 ژانويه 2013)
تخريب مزار قهرمانان شهيد در مزار مرواريد اشرف
و انتشار عكسهاي اين اقدام ضدانساني در تلويزيون شبكه يك رژيم آخوندي و خبرگزاري سپاه پاسداران




مزار خانم فاطمه عضدانلو (مادر خانم مريم رجوي) در اشرف

جاسوسي و همكاري با ماموران نقابدار اطلاعات و سپاه قدس آخوندي در اشرف

مزدوران همراه با خبرنگاران رژيم براي ايفاي نقش در سريالهاي تلويزيوني حكومت آخوندي

مزدوران اعزامي وزارت اطلاعات در اضلاع اشرف-3 مهر 91

«قربانعلي حسين نژاد» در هتل سرپل سفارت رژيم در بغداد در حال توجيه ساير مزدوران
ندامتنامه ننگين در سايت حكومتي شهر ميانه جهت اطلاع عموم


بسمالله الرحمن الرحيم
با سلام به مسئولين و دست اندرکارانمحترم سايت ميانالي و به همه همشهريانو همکلاسان و دوستان و ياران قديمم درميانه.
بالاخره بعد از بيش از 30سال دوباره به وطنمميانهحداقل با اينترنت وصل شدم. من متولد وبزرگ شده و درس خوانده تا آخر دبيرستان (دبيرستان شاپور آن موقع و شريعتي بعد از انقلاب) درميانههستم (از 36 تا 48) و تحصيلاتم را دردانشکده ادبيات دانشگاه تهران ادامه دادم و ليسانس گرفتم و دانشجوي فوق ليسانستاريخ و فرهنگ ايران بودم که توسط ساواک شاه به علت فعاليت سياسي در دانشگاه دستگيرشدم و بعد از زندان و تبعيد به مدت 3 سال، در سال 56 به ميانهبرگشته و در دبيرستانهاي آنجا از جمله دبيرستاني که خودم در آنجا درسخوانده بودم دبير شدم و در سالهاي 56 و 57 بعد از اخراج از آموزش و پرورش به علت اينکه محکوميت سياسيداشتم، نزدشهيد دکتر باهنر رفتم و او فوراًً به من در انتشاراتي خود در تهران (دفتر نشر فرهنگ اسلامي) کار داد که حاصل آن دورههمکاري من با آن شهيد بزرگوار ترجمه کتاب تکامل در قرآن تآليفمرحوم آيه اللهمشکيني است که به عربي نوشته بودند باعنوان (التطور في القرآن) که خيلي پر تيراژ بود و الآن هم چاپ مي شود و حتما درکتابخانه شما هست و همچنين کتاب قصه کافران در تفسير داستانواره سوره کافرون وترجمه کتاب روانشناسي در قرآن تآليف محقق مصري مصطفي محمود و کتاب روشهاي تحقيق درمتون اسلامي که تآليف خودم بود و در زندان زمان شاه نوشته بودم و همه را دفتر نشرفرهنگ اسلامي چاپ و منتشر کرده است به علاوه ترجمه ها و مقالات متعدد در آنزمان و سالهاي اول بعد از انقلاب در نشريات متعدد از جمله نشريات دانشجويي... با شهيد جعفرنيري فرزند مرحوم آيه الله حاج شيخ هادي نيري و نوه آن مرحوم آقاي رضا جباريان کهبعد از انقلاب شهردارميانهبود و آقاي حبيب الله قمري مؤلف کتابضربالمثلهاي آذربايجان{قافلانکوه} که شما در سايتتان معرفي کردهايد همکلاس بودم وبا آقاي قاسم مهداد در يک دبيرستان بوديم و همه ايشان به خوبي مرا مي شناسند. همچنين بعد از انقلاب مدتي همان موقع که آقاي رضاجباريان شهردار بود من بخشدار بخش مرکزي و معاون فرماندارميانهبودم که چون براي نمايندگي مردمميانهدر مجلس شوراي اسلامي کانديد شدم از اين سمت استعفا دادم. در حوزه علميهميانههم درس مي خواندم بسياري از روحانيونميانهکه با هم طلبه و هم دوره بوديم کاملامرا مي شناسند از جمله آقاي(مرحوم) رفعت الله حامدي و آقاي مرتضي اشراقي و آقاي محمد مهدي احمدي فرزند استاداساتيدم مرحوم حضرت آيه الله علي احمدي ميانجي و.....
بالاخره بعد از بيش از 30سال دوباره به وطنمميانهحداقل با اينترنت وصل شدم. من متولد وبزرگ شده و درس خوانده تا آخر دبيرستان (دبيرستان شاپور آن موقع و شريعتي بعد از انقلاب) درميانههستم (از 36 تا 48) و تحصيلاتم را دردانشکده ادبيات دانشگاه تهران ادامه دادم و ليسانس گرفتم و دانشجوي فوق ليسانستاريخ و فرهنگ ايران بودم که توسط ساواک شاه به علت فعاليت سياسي در دانشگاه دستگيرشدم و بعد از زندان و تبعيد به مدت 3 سال، در سال 56 به ميانهبرگشته و در دبيرستانهاي آنجا از جمله دبيرستاني که خودم در آنجا درسخوانده بودم دبير شدم و در سالهاي 56 و 57 بعد از اخراج از آموزش و پرورش به علت اينکه محکوميت سياسيداشتم، نزدشهيد دکتر باهنر رفتم و او فوراًً به من در انتشاراتي خود در تهران (دفتر نشر فرهنگ اسلامي) کار داد که حاصل آن دورههمکاري من با آن شهيد بزرگوار ترجمه کتاب تکامل در قرآن تآليفمرحوم آيه اللهمشکيني است که به عربي نوشته بودند باعنوان (التطور في القرآن) که خيلي پر تيراژ بود و الآن هم چاپ مي شود و حتما درکتابخانه شما هست و همچنين کتاب قصه کافران در تفسير داستانواره سوره کافرون وترجمه کتاب روانشناسي در قرآن تآليف محقق مصري مصطفي محمود و کتاب روشهاي تحقيق درمتون اسلامي که تآليف خودم بود و در زندان زمان شاه نوشته بودم و همه را دفتر نشرفرهنگ اسلامي چاپ و منتشر کرده است به علاوه ترجمه ها و مقالات متعدد در آنزمان و سالهاي اول بعد از انقلاب در نشريات متعدد از جمله نشريات دانشجويي... با شهيد جعفرنيري فرزند مرحوم آيه الله حاج شيخ هادي نيري و نوه آن مرحوم آقاي رضا جباريان کهبعد از انقلاب شهردارميانهبود و آقاي حبيب الله قمري مؤلف کتابضربالمثلهاي آذربايجان{قافلانکوه} که شما در سايتتان معرفي کردهايد همکلاس بودم وبا آقاي قاسم مهداد در يک دبيرستان بوديم و همه ايشان به خوبي مرا مي شناسند. همچنين بعد از انقلاب مدتي همان موقع که آقاي رضاجباريان شهردار بود من بخشدار بخش مرکزي و معاون فرماندارميانهبودم که چون براي نمايندگي مردمميانهدر مجلس شوراي اسلامي کانديد شدم از اين سمت استعفا دادم. در حوزه علميهميانههم درس مي خواندم بسياري از روحانيونميانهکه با هم طلبه و هم دوره بوديم کاملامرا مي شناسند از جمله آقاي(مرحوم) رفعت الله حامدي و آقاي مرتضي اشراقي و آقاي محمد مهدي احمدي فرزند استاداساتيدم مرحوم حضرت آيه الله علي احمدي ميانجي و.....

مأموران نيروي تروريستي قدس و اطلاعات آخوندي كه از بغداد به اشرف رفته بودند
با سنگ به مجاهدان اشرف حمله كردند
ظهر
روز دوشنبه 3مهر (24سپتامبر) 9تن از مأموران اطلاعات و نيروي تروريستي
قدس و مزدوران استخدامي رژيم در بغداد به اشرف فرستاده شدند تا با كمك
نيروهاي عراقي به تحريك و ضرب و شتم ساكنان بپردازند. چند تن از اين
مزدوران عبارت بودند از: محمدكريم فنودي و محمد اكبرزاده، عبدالكريم
ابراهيمي، قربانعلي حسين نژاد، حسن شرقي و مريم مرتضايي سنجابي.
اين
مزدوران كه توسط نيروهاي عراقي اسكورت ميشدند به مقر معين، كه در قتل عام
آوريل2011 به اشغال نيروهاي عراقي درآمد، رفتند و به برگزاري شوهاي مسخره و
تهيه عكس و فيلم پرداختند. آنها سپس در ميدان لاله با كمك نيروهاي عراقي
به سنگ پراني به سمت ساكنان پرداختند كه بر اثر آن مجاهد خلق حسن جباري از
ناحيه سر وگردن مورد اصابت قرار گرفت و مجروح شد (عكس ضميمه است).
محمدكريم
فنودي و محمد اكبرزاده كه از سه سال پيش به اذيت و آزار و شكنجه رواني
مجاهدين در اشرف مشغولند، جزو همان دسته مأموران اطلاعات بودند كه در
بامداد روز يكشنبه 26شهريور (16سپتامبر)، به قصد آدمربايي به هفتمين ستون
ساكنان اشرف به ليبرتي، حمله كردند. آنها به كمك سرگرد احمد خضير و سروان
حيدر عذاب، از عاملان قتل عامهاي ژوئيه2009 و آوريل 2011 در اشرف، با سنگ و
چوب و ميله هاي آهن به آن دسته از ساكنان كه همراه آخرين كاميونهاي بار
بودند، حمله كردند و تلاش كردند آنان را از كاميونها پايين كشيده و با خود
ببرند. در جريان اين جنايت آشكار تروريستي 10تن از ساكنان مورد تهاجم و
ضرب و شتم قرار گرفتند و برخي از آنها روانه بيمارستان شدند.
مقاومت
ايران در اطلاعيه 16سپتامبر خود خواهان دستگيري و مجازات عاملان و آمران
آن حمله و توضيح چگونگي امر توسط يونامي و نماينده ويژه و تعيين نماينده
ذيصلاحي از سوي دبيركل براي تحقيق درباره آن تهاجم تروريستي شد.
مقاومت
ايران با تأكيد بر اينكه سكوت و بي عملي يونامي در رابطه با حادثه
تروريستي 16سپتامبر، رژيم آخوندي و مزدورانش را در ادامه اين اقدامات جري
تر كرده است، خواهان اقدام فوري دبيركل و دولت آمريكا در اين رابطه شد.
دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران
3 مهر 1391 (24سپتامبر 2012)

Nine agents of the Iranian regime’s Ministry of Intelligence and Security (MOIS) and terrorist Quds force as well as hired agents of the regime were dispatched from Baghdad to Camp Ashraf to harass and intimidate the residents with the backing of Iraqi forces early Monday afternoon. The MOIS agents included Mohammad Karim Fanoudi, Mohammad Akbarzadeh, Abdolkarim Ebrahimi, Hassan Sharghi, Ghorbanali Hosseinejad and Maryam Mortezai Sanjabi.
These agents, escorted by Iraqi forces, were taken to Mo’in complex which has been under Iraqi forces’ occupation since the massacre of Ashraf residents in April 2011. They set up stage managed shows and took photographs and films. They later went to Laleh Square within Ashraf with the help of Iraqi forces where they started pelting rocks at residents. During this assault one of the residents, Hassan Jabbari, suffered injuries on his head and neck. (See attached photo)
Fanoudi and Akbarzadeh, who have been engaged in persecution and psychological torture of Ashraf residents for the past three years, were among the same group of MOIS agents who attacked the cargo trucks in the seventh convoy of residents going from Ashraf to Camp Liberty on September 16, 2012. They were backed by Iraqi Sergeant Ahmad Khadhran and Captain Heidar Azab who were involved in massacres of Ashraf residents in 2009 and 2012. They tried to kidnap Ashraf residents who accompanied these trucks by attacking them with rocks, sticks and iron bars and forcing them to get off the trucks. Ten residents were beaten in this attack some of whom had to be taken to hospital for treatment.
In a statement on September 16, the Iranian Resistance called for arrest and punishment of those responsible for the attack and its perpetrators and requested explanation from the UNAMI and the UN Secretary General’s Special Representative. It also called on the UN Secretary General to appoint a competent representative to investigate the terrorist assault.
The Iranian Resistance emphasized that silence and inaction on behalf of the UNAMI vis-à-vis the terrorist incident on September 16 has emboldened the regime and its agents to continue with such measures and called on Secretary General and the US Government to take urgent measures to stop these incidents.
Secretariat of the National Council of Resistance of Iran
September 24,2012

نامه زينب كريم زاده به دبيركل ملل متحد
چهارشنبه, 03 آبان 1391

عاليجناب بان كيمون دبيركل سازمان ملل
با بهترين احترامات
من
زينب كريمزاده، از ساكنان كمپ اشرف در عراق هستم كه در تاريخ 25شهريور91
(15سپتامبر 2012) در يك جابجايي اجباري و غيرداوطلبانه به كمپ ليبرتي منتقل
شدهام. عليرغم اينكه جديدا وارد كمپ شده بودم اما بطور غيرمعمولي بدون
اينكه مرحله اولِ پروسه نفرات جديدالورود به كمپ يعني ثبت نام را گذرانده
باشم،در روز چهارشنبه 26مهرماه91 (17 اكتبر) توسط كميسارياي عالي پناهندگي
براي مصاحبه فراخوانده شدم. در محل دفتر كميساريا متوجه شدم علت فراخونده
شدنم، دروغهاي فردي است بنامقربانعلي حسيننژاد است كه بعنوان پدرم طبق
نامهاش به آقاي كوبلر كه در سايتهاي وزارت اطلاعات رژيم ايران نيز درج
شده، نوشته است كه دخترم زينب حسيننژاد يعني اينجانب، نزد مجاهدين گروگان
گرفته شدهام.

من
در مصاحبه خصوصي كه با نمايندگان كميساريا در دفتر كميساريا صورت گرفت به
آنها تاكيد كردم صحبتهاي فرد مزبور در مورد اينكه من گروگان گرفته شدهام
و به اجبار نزد مجاهدين هستم سراپا دروغ است.من در سال 1374 (1995)
آگاهانه خودم از فرانسه به عراق آمده و به مجاهدين پيوستم.
اين
همان اتهامات دروغين وزارت بدنام اطلاعات رژيم ديكتاتوري حاكم بر ايران
است كه به صورت مستمر به مجاهدين نسبت داده شده و در موردساكنان اشرف منتشر
ميشود و اين بار نيز اين اتهام را به من نسبت ميدهد و هدف آنها جز زمينه
سازي براي كشتار ساكنان، چيز ديگري نيست. من ميخواهم بدينوسيله به اطلاع
شما برسانم كهبا انتخاب خودم، داوطلبانهومشتاقانه 17سال پيش به سازمان
مجاهدين پيوستهامو هرگز نخواسته ونميخواهم آنها را ترك كنم. چرا كه در
سازماني هستم كه براي آزادي مردم ايران با يك رژيم فاشيستي مبارزه ميكند.
در ضمن تاكيد كردمازآنجا كه قربانعلي حسيننژاد، اكنون بعنوان يك مزدور و
عامل وزارت اطلاعات ايران عمل ميكند و به خدمت آنها درآمده است، مطلقا
هيچگونه ارتباط و تماس تلفني با او را تا آخر عمر نميپذيرم.
جهت
اطلاع قربانعلي حسيننژاد در حدود 6 ماه پيش (در ماه آوريل2012) درليبرتي
خود را به كميته سركوب اشرفيان تسليم كرد و واز آنجا به بغداد برده شد. وي
از همان اول به همكاري با سفارت رژيم ايران و نيروي قدس در عراق عليه
ساكنان اشرف و ليبرتي پرداخت. از روزي كه او ليبرتي را ترك كرده و تحت
كنترل وزارت اطلاعاترژيم ايران در بغداد قرار گرفته، بطور روزانه عليه
مجاهدين و ساكنان اشرف به دروغگويي مشغول است و تعداد زيادي از
تلويزيونهاي رسمي رژيم و سايتهاي وابسته به وزارت بدنام اطلاعات رژيم
ايران روزانه بنقل از وي عليه ساكنان اشرف مطلب منتشر ميكنند.
دروغگوييهاي
وي تا آنجا پيش رفته است كه وزارت اطلاعات رژيم در مطبوعات ايران و
سايتهاي وابسته مدعي شد كه مجاهدين به كارمندان كميساريا رشوه ميدهند تا
كساني كه خواهان ترك مجاهدين هستند را شناسايي كنند ولي به جامعه
بينالمللي بگويند كه آنها ميخواهند نزد مجاهدين باقي بمانند. اين خبر توسط
خبرگزاري رسمي سپاه پاسداران و ساير خبرگزاريهاي دولتي رژيم در روز
27خرداد91 ( 17 ژوئن 2012) به صورت گسترده مخابره شد. تلويزيون دولتي شبکه
خبر رژيم نيز در همان تاريخ با اشاره به اين فرد گفت: “اين عضو جدا شده گفت
سرکردگان منافقين به اعضاي کميسارياي عالي سازمان ملل در امور پناهندگان
رشوه ميدهند تا هنگام مصاحبه با اعضاي اين گروهک براي ثبت درخواست
پناهندگي خواسته اونها رو براي جدايي از اين فرقه و بازگشت به ايران در نظر
نگيرند.”

كساني
كه مانند كاپوهاي (1) دوران نازي به مردم و ملت خودشان خيانت ميكنند و با
ملاهاي فاشيست عليه رفقا و مردم ميهن شان همكاري ميكنند، هيچ انتظار
نميرود كه از انسانيت بويي برده باشند و اين دروغها كمترين چيز است. اما
تعجب من در اين است كه چرا كوبلر با اين كاپوها از جمله قربانعلي
حسيننژاد ملاقات ميكند و به دروغگوييهاي آنها كه جهت زمينه چيني قتل عام و
نابودي مجاهدين است، مشروعيت ميدهد. قربانعلي حسيننژاد مرتب در سايتهاي
رژيم ايران از ملاقاتي كه بعد از شروع همكارياش با رژيم ايران، با آقاي
كوبلر داشته سخن ميگويد و آنرا وسيله سوءاستفادههاي رژيم ايران براي
زمينه چيني حمله به ساكنان قرار داده است.
من
به شدت به اين اعمال ننگين اعتراض دارم. ملاقات كوبلر با اين فرد توهين به
من و همه ساكنان اشرف و ليبرتي است. بهتر است آقاي كوبلر در رابطه با ما
به طرف حسابهاي پوچ و آبروباخته از جمله اين فرد و يا سفير رژيم در بغداد
چنگ نزند، زيرا جز بيآبرويي بينالمللي چيزي نصيب سازمان ملل و كميساريا
نميكند. ما در راه مبارزه با اين رژيم جنايتكار، بهترين و عزيزترين اعضاء
خانواده و دوستان خود را از دست دادهايم. از جمله مادرم و 2 تن از عموهايم
در راه مبازره با رژيم آدم كش حاكم برايران جان خود را فدا كرده اند.


قربانعلي حسيننژاد با همكاري با آخوندهاي فاشيست دستانش را به خون شهدا آلوده كرده است و از جمله به خون مادرم هم خيانت كرده است.
وي
حالا در خدمت رژيم جنايتكارحاكم و زير بيرق خميني ملعون و آخوند صانعي(2)
قرار دارد. در همان صفحه فيس بوك اش كه عكس مرا بعنوان فرد گروگان گرفته
شده! زده و در واقع از عكس من سوء استفاده كرده است، عكس آخوند جنايتكار
صانعي و خميني دجال نيز ديده مي شود كه از جنايتكاران مردم ايران تعريف
كرده است. اين آخوندها قاتلين مردم ايران هستند همين رژيم بهترين دوستان من
و مادرمرا كشتند.

حسيننژاد
در آخرين ماموريت خود، اخيرا توسط سفارت رژيم در بغداد، همراه با تعداد
ديگري از عوامل و مزدوران رژيم به پشت درب اشرف فرستاده شده است. مأموريت
اين مزدوران وزارت اطلاعات شكنجه رواني مجاهدان اشرفي در سالهاي اخير بوده
است تا به اسم خانواده مجاهدان اشرف خط رژيم عليه مجاهدين را پيش ببرند و
زمينهسازي براي سركوب و كشتار مجاهدين را مهيا كنند.
زينب كريمزاده- كمپ ليبرتي
21اكتبر2012 (30مهر91 )
پاورقي:
- كاپو: در ارودگاهها و بازداشتگاههاي نازيها به زندانيهايي گفته ميشد كه به رفقاي خودشان خيانت ميكردند و براي منافع فرديشان با پيوستن به زندانبانهاي اس.اس عليه ساير زندانيها فعاليت ميكردند.آنها براي كسب امتيازات بيشتر حتي رفقاي سابق خود را در زندانها از جانب نيروي اس.اس شكنجه و يا اعدام ميكردند. در آلمان نازي به اين افراد بطور رسمي كارگزاران زندان ميگفتند كه بخشي از اداره اردوگاه نيز به آنها سپرده ميشد. به اين صورت اس.اسها كه قادر نبودند همه زواياي كار در اردوگاهها را كنترل كنند، اهداف شان را توسط كاپوها پيش ميبردند.
لازم
به يادآوري است كه بعد از پايان جنگ جهاني دوم تعدادي از اين كاپوها بعلت
خيانت و جنايتهايي كه انجام داده بودند درآلمان محاكمه شدند.
- 2. آخوند صانعي در تاريخ 1/12/1358 بعنوان يكي از 6 آخوند عضو شوراي نگهبان از طرف خميني انتخاب شد. سه سال بعد وي از عضويت در شوراي نگهبان استعفا داده و از سوي خميني در تاريخ 19/10/1361 بعنوان دادستان كل تعيين شد كه تا سال 64 در اين سمت بود. آخوند صانعي در سالهاي سياه كشتار حكومت فاشيستي ايران، در سمت دادستان خميني، دست در همه آن جنايتها داشته است.
اشتراک در:
پستها (Atom)

