۱۳۹۲ آبان ۸, چهارشنبه

فراخوان ۲۵ نمايندهٴ پارلمان اقليم کردستان عراق برای آزادی ۷گروگان اشرفی و تأمين حفاظت ليبرتی

پارلمان کردستان عراق


25نماينده پارلمان اقليم کردستان عراق از آمريکا و سازمان ملل خواستند
مالکی عراق را مجبور کند که به سرعت هفت گروگان اشرف را آزاد کند

بيانيه 25پارلمانتر از پارلمان اقليم کردستان عراق

در دومين مرحله از کارزار دفاع از حقوق پناهندگان ايرانی در عراق، همزمان با کارزار بين المللی، ما اعلام می کنيم فعاليتهای ما با هدف تأمين امنيت و حفاظت از جان پناهندگان ايرانی در عراق و به خصوص برای آزادی 7گروگان اشرف که در جريان کشتارجمعی اول سپتامبر2013 در اشرف توسط دولت عراق ربوده شده اند؛ هم چنان ادامه دارد. در مرحله دوم اين کمپين 25 نماينده پارلمان اقليم کردستان از فراکسيونهای مختلف به صف حمايت کنندگان از اين کمپين پيويستند و با اتکاء به ارزشهای انسانی و حقوق بشری، از خواسته مشروع اعتصاب غذاکنندگان ليبرتی، که در شروع سومين ماه اعتصاب غذايشان در وضعيت جسمی وخيمی به سر می برند، حمايت می کنند و با پشتيبانی از خواست اعتصاب کنندگان ليبرتی مبنی بر آزادی هفت گروگان اشرفی، از دولت آمريکا و سازمان ملل می خواهند مالکی را وادار سازند تا 7گروگان اشرف را فوراً آزاد کند و نسبت به استقرار نيروهای سازمان ملل در کمپ ليبرتی به منظور حفاظت از جان ساکنان اقدام نمايند.
لازم به ذکر است در مرحله نخستين اين کمپين که نتايج آن روز 14اکتبر اعلام گرديد، 37 سازمان و شخصيت برجسته سياسی و اجتماعی اقليم کردستان با حمايت از بيانيه زير خواستار آزادی هفت تن از ساکنان ربوده شده کمپ اشرف گرديدند.

پارلمانترهای امضاء کننده:
آشتی عزيز صالح
بکر کريم محمد صالح
بيان حسن احمد کوچری
پروين عبدالرحمان عبدالله
پيمان عبدالکريم عبدالقادر
جمال طاهر ابراهيم
حمديه معروف احمد طه
دانا سعيد صوفی
سائر عبدالاحد اغستين
سرور عبدالرحمان عمر
سميره عبدالله اسماعيل
شلير محمد نجيب
عبدالرحمان حسين ابوبکر
عبدالسلام مصطفی صديق
عبدالقادر اکرم بازرگان
عظيمه نجم الدين حسن
عمر عبدالعزيز بهاالدين
محمد موسی مصطفی
محمدسعيد محمدعلی
ناسک توفيق عبدالکريم
نريمان عبدالله قادر
نسرين جمال مصطفی
هاژه سليمان مصطفی مظهر
ياووز خورشيد عثمان
يشار نجم الدين نورالدين.

واشينگتن تايمز: اوباما، از عراق بخواهيد ۷ گروگان را آزاد کند



 نه به مالکی در واشينگتن پيش از آزادی گروگانها
مالکی دستور اعدام دستجمعی 52 مخالف ايرانی بی دفاع در کمپ اشرف را در اول سپتامبر داده است.


مالکی 7نفر از ساکنان کمپ اشرف، از جمله 6 زن را به گروگان گرفته است.

60روز است که صدها نفر با درخواست آزادی گروگانها در اعتصاب غذا هستند.

روز شصتم اعتصاب غذا
اعتصاب غذا توسط صدها تن از مخالفان ايرانی در کمپ ليبرتی (در عراق)، ملبورن استراليا، اتاوا کانادا، ژنو سويس، لندن و برلين آلمان به عنوان بخشی از يک کارزار بين المللی برای تضمين آزادی گروگانها ادامه دارد. بسياری از اعتصاب غذاکنندگان در شرايط بحرانی به سر می برند.

آمريکا به تمامی قربانيان موقعيت کنوانسيون 4 ژنو و وعده حفاظت ساکنان کمپ اشرف را داده بود.

انجمن ملی پژوهشگران ايرانی در انگلستان.
 
 
 

تظاهرات ايرانيان عليه حضور مالکی در سنای آمريکا



صبح امروز ايرانيان آزاده مقيم آمريکا در اعتراض به حضور مالکی در سنای آمريکا در مقابل ساختمان سنا، تظاهرات کردند و ضمن محکوم کردن جنايت ضدبشری او در اشرف، خواستار آزادی 7گروگان اشرفی شدند
همچنين شب گذشته همزمان با ورود مالکی به واشينگتن ايرانيان در مقابل هتل محل اقامت او تظاهرات کردند و خشم و انزجار خود را از قاتل مجاهدان اشرف ابراز کردند.

نامه ۴۵ نماينده کنگره از هر دو حزب به باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا برای وادار کردن مالکی به آزادی ۷ گروگان ربوده شده از اشرف

کنگره آمریکا



ما از شما می خواهيم کمکهای ايالات متحده از جمله فروش اسلحه به دولت عراق را کاهش دهيد تا برای آزادی 7 گروگان ربوده شده از اشرف دست به عمل بزند و اقدامات اساسی و قابل تاييدی برای تأمين امنيت و حفاظت ساکنان ليبرتی انجام دهد

ما ديگر نبايد ريختن خون اين ساکنان را تحمل کنيم ما بايد عواقب سخت و واقعی در صورت عدم تأمين حفاظت اين ساکنان برای دولت عراق در نظر بگيريم
آقای رئيس جمهور،
همان طور که شما می دانيد، در اول سپتامبر سال 2013 يک حمله وحشيانه به کمپ اشرف در عراق شد. در اين محل، افراد سازمان مجاهدين خلق ايران طبق قرار داد امضا شده، بين ايالات متحده آمريکا، سازمان ملل متحد، و دولت عراق و ساکنان کمپ، در آن مستقر بودند. در پی نقض آشکار تعهدات مکرر دولت عراق به ايالات متحده که با ساکنان به صورت انسان دوستانه برخورد خواهد کرد، در نتيجه اين حمله دهشتناک، 52تن از ساکنان غيرمسلح، شامل 6 زن، به قتل رسيدند. سازمان ملل تأييد کرد خيلی از آنها در اثر شليک مستقيم گلوله به سر و يا بالا تنه، و تعدادی با دستان از پشت بسته شده، به قتل رسيده اند.

نشانه های آزار دهنده ای از همدستی دولت عراق، اگر با دخالت مستقيم آن صورت نگرفته باشد، در اين حملات وجود دارد. اين احتمال که قاتلان می توانستند (بدون همدستی عراق) از بيش از دهها ايستگاه بازرسی که توسط نيروهای امنيتی عراقی بر سر راههای ورودی به اشرف قرار دارد، عبور کرده و حمله يی بطول تقريباً سه ساعت را به کمپی که توسط نيروهای امنيتی عراق حفاظت می شود، بدون اين که کسی متوجه شود، انجام دهند، بسيار غيرقابل باور است. همنيطور به نظر می رسد که مدارک متضادی نيز از محل نگهداری 7 گروگان ربوده شده از اشرف وجود دارد.

دولت شما در موقعيتهای مختلف چندين بار از دولت عراق خواسته است که از حفاظت و امنيت ساکنان هر دو کمپ اشرف و کمپ حريه اطمينان حاصل کند، به نظر می رسد اين پيام را خوب دريافت نکرده اند. از سال 2009 تابه حال در پنج حمله مختلف، 112تن از ساکنان به قتل رسيده اند. ما ديگر نمی توانيم بيش از اين ريخته شدن خون اين ساکنان را تحمل کنيم. ما بايد در مسئول شناختن دولت عراق در اين موارد بهتر از اين عمل کنيم، بايد عواقب سخت و واقعی برای عدم حفاظت از اين افراد غيرمسلح و بيگناه در نظر بگيريم. وقتی شما بار ديگر با نخست وزير عراق ديدن می کنيد، ما از شما می خواهيم کمکهای ايالات متحده آمريکا، از جمله فروش اسلحه به دولت عراق را کاهش دهيد، تا اين که برای آزادی 7 گروگان ربوده شده دست به عمل بزند و برای ايجاد امنيت و حفاظت ساکنان مستقر در حريه اقدامات اساسی و قابل تاييدی به کار بگيرد. از توجه شما به اين مسأله متشکريم، ما منتظر پاسخ شما هستيم.
با احترام
تد پو و ۴۴ نماينده ديگر (۲۲ دموکرات و ۲۲ جمهوريخواه)

موج اعدامها در زاهدان، قزوين، خرم آباد و ساری و گسترش اعتراضات در سراسر ايران

ادامه تظاهرات مردم اهواز



اعتراض و قيام
هر فرصت، هر زمان، هر مکان

اعتراضات گسترده مردم زاهدان عليه اعدام 16زندانی سياسی توسط دژخيمان رژيم آخوندی
برگزاری نماز سمبليک در گورستان زاهدان برای اعدام شدگان
رژيم آخوندی از تحويل پيکرهای اعدام شدگان خودداری می کند و آنها را در محلهای متروکه به خاک می سپارد
ادامه تظاهرات مردم اهواز
تظاهرات دانشجويی در اروميه و قم عليه فضای اختناق و وضعيت نابسامان دانشگاه
اعدام 9زندان در زندانهای قزوين، خرم آباد و ساري
مردم زاهدان و خانواده ها و بستگان 16 زندانی سياسی اعدام شده توسط دژخيمان رژيم آخوندی در زاهدان، در گورستان عمومی شهر زاهدان تجمع کردند و به طور سمبليک برای فرزندان اعدام شده شان نماز بخوانند. اين عمل اعتراضی در شرايطی برگزار شد که يک حکومت نظامی اعلام نشده در شهر زاهدان برقرار شده و عوامل حکومتی و مأموران اطلاعاتی از مردم فيلمبرداری می کردند.

خانواده های اعدام شدگان همچنين در مقابل دادگاه ارتجاع در زاهدان و پزشکی قانونی تجمع کردند تا پيکرهای فرزندانشان را تحويل بگيرند. رژيم جنايتکار آخوندی در وحشت از شکل گيری اعتراضات مردم زاهدان، روزانه پيکر 3تن از پيکرهای 16زندانی سياسی اعدام شده را در محل متروکه يی در 5 کيلومتری گورستان زاهدان بدون اطلاع خانواده هايشان دفن می کند.

پدر يکی از 16 زندانی سياسی اعدام شده زاهدان، خطاب به نيروهای امنيتی و اطلاعاتی و مزدوران لباس شخصی در گورستان شهر زاهدان گفت: انشاالله شاهد به قفس افتادن و محاکمه سردمداران شما مثل حسنی مبارک و قذافی باشيم و بدانيد فرزندان ما شهيد و در جوار رحمت الهی اند چرا که بيگناه بالای دار رفتند.

مردم اهواز به تظاهرات خود عليه انتقال آب کارون ادامه می دهند.

دانشجويان دانشگاه صنعتی اروميه تجمع گسترده يی برگزار کردند و به سرکوب و خفقان در دانشگاه اعتراض کردند. دانشجويان در حالی که شعار می دادند از محل سلف سرويس در بيرون دانشگاه به سمت دانشگاه راهپيمايی کردند.

جمعی از دانشجويان دانشگاه آزاد قم در اعتراض به وضعيت وخامت بار خدماتی، در محل سلف دانشگاه دست به تجمع زدند.

بر اساس خبرهايی که به تازگی به دستمان رسيده رژيم ضدبشری آخوندی روز سه شنبه 7آبان 4زندانی را در زندان مرکزی خرم آباد بدار آويخت. رژيم تا کنون هيچ خبری در اين رابطه منتشر نکرده است. روز يکشنبه هفته گذشته 28مهر 92 نيز چهار زندانی را در زندان مرکزی قزوين بدار آويختند. رژيم آخوندی همچنين روز سه شنبه 7آبان، يک زندانی را در زندان ساری بدار آويخت.

وضعيت جسمی اسدالله هادی زندانی سياسی ۵۷ ساله، از زندانيان دهه 60 وخيم گزارش شده است. وی در سال ۸۸ به اتهام اقدام عليه امنيت و اخلال در نظم و رابطه با سازمان مجاهدين بازداشت و به 5سال حبس محکوم شد. اسدالله هادی در حال حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوين محبوس می باشد. وی از بيماريهای مختلف رنج می برد، ولی دژخيمان از انتقال وی به بيمارستان جلوگيری به عمل می آورند.

۱۳۹۲ آبان ۷, سه‌شنبه

ورشکستگی اقتصادی از زبان وزير اقتصاد کابينه آخوند حسن رو حانی

وضعیت اقتصادی در ایران- آرشيو


وزيراقتصاد کابينه آخوند حسن روحانی به ورشکستگی اقتصادی دولت عتراف کرد و گفت: دولت برای پرداخت يارانه نقدی به شکل فعلی پول ندارد. علی طيب نيا درجزيره کيش گفت دولت سالانه 42هزارميليارد تومان يارانه نقدی می پردازد درصورتی که درآمد دولت از طريق افزايش نرخ سوخت 28هزار ميليارد دلار درآمد داشته.
طيب نيا اضافه کرده است که از 28هزارميليارد دلار باقيمانده 11هزارميليارد تومان بايد از بودجه عمرانی برداشته شود و در نهايت اين که دولت روحانی 17هزارميلياردتومان برای پرداخت يارانه کسری دارد.11هزارميليارد تومان نيز که از بودجه عمرانی برداشت می شود به بهای تعطيلی بسياری از پروژه های زيرساختی در کشور و يا به بهای عدم تکميل پروژه های در دست اجرا است.
بدين ترتيب وزيراقتصاد رژيم به يکی از نمودهای ورشکستگی اقتصادی رژيم اعتراف کرد. اين در حالی است ورشکستگی اقتصادی دولت به حدی است که نمی تواند به تمامی مردم يارانه بپردازد و قصد دارد که سه دهک از مردم را از دريافت يارانه محروم کند.
طيب نيا به يک تناقض در اجرای طرح يارانه ها اشاره کرد و گفت: ”قصد دولت اين است که پرداخت يارانه نقدی به خصوص برای طبقات پايين و متوسط جامعه ادامه يابد و در اين زمينه يک تناقض سختی داريم که در حال حاضر با آن مواجه هستيم. از يک طرف منابع جوابگوی نيازهای پرداختهای نقدی را نمی کند و از سويی، قطع پرداختهای نقدی به صلاح نيست“.
وزير اقتصاد رژيم آخوندی با گفتن اين که قطع پرداختهای نقدی به صلاح نيست، ترس خود و حکومت را از پيامدهای اجتماعی حذف يارانه ها نشان می دهد. درصورتی که يارانه همه مردم قطع شود، رژيم با خشم انبوه مردمی که در زير خط فقر زندگی می کنند و هم اکنون نيز که يارانه می گيرند در زير خط فقر هستند، مواجه خواهد شد...
تا آنجايی که به دولت روحانی برمی گردد تمام تلاشش اين است که خود را از شر پرداخت يارانه ها خلاص کند، زيرا در اين تصور است که با حذف يارانه ها می تواند از ورشکستگی کامل اقتصادی جلوگيری کند.
وضعيت اوضاع اقتصادی آن چنان فلاکت بار است که که برفرض اين که بتواند به طور کامل يارانه ها را حذف کند، و حذف يارانه هيچ عواقب اجتماعی را گريبانگير اين رژيم نکند، اين کار نيز دردی از دردهای بی درمان اقتصاد ورشکسته و خزانه خالی دولت آخوند روحانی را درمان نمی کند، زيرا خانه وضعيت اقتصادی رژيم از پای بست ويران است. در شرايط تحريم بين المللی اقتصادی که بيش از 80 درصد درآمد دولت متکی به درآمد نفت است، چطورمی تواند با از دست دادن حدود دوسوم درآمد نفتی، وضعيت اقتصادی را به سامان کند در حالی که صادرات نفت توسط رژيم آخوندی در ماههای مهر و آبان 30درصد ديگر کاهش می يابد.
مؤسسات بين المللی با انتشار گزارشهايی از احتمال کاهش 30 درصدی صادرات نفت رژيم در ماه اکتبر سال جاری (مهر و آبان 92) خبر دادند و تأکيد می کنند: در ماه جاری ميلادی صادرات نفت حکومت آخوندی به پائين ترين ميزان ممکن کاهش می يابد. وخبرگزاری رويتر نيز از استقبال سرد خريداران نفت آسيايی نسبت به پيشنهاد فروش نفت توسط رژيم حتی همراه با تخفيف خبر داده است،
کارشناسان بازار انرژی يکی از دلايل کاهش صادرات نفت در ماههای پيش روی ميلادی توسط پنج خريدار عمده نفت را معافيت از تحريمهای آمريکا اعلام کرده و تأکيد می کنند: ژاپن، چين، کره جنوبی، ترکيه و هند سقف واردات نفت از ايران را کاهش خواهند داد.
اين در شرايطی است بخشهای ديگر اقتصادی ايران نظيرکشاورزی، و صنعت نيز به دست اين رژيم نابود شده است و رکود در تمامی عرصه های اقتصادی حاکم است.

اعدام سلمان ميايی يکی از زندانيان سياسی تبعيد ی بلوچ در زندان خرم آباد

رژيم ضدبشری آخوندی روز گذشته دوشنبه 6آبان يک زندانی سياسی هموطن بلوچ را در زندان خرم آباد اعدام کرد. حکم اعدام اين زندانی توسط بيدادگاه ارتجاع رژيم صادر و در ششم مرداد ماه ديوان عالی رژيم آن را تأييد کرد. روز گذشته رژيم  حکم اين زندانی سياسی را در خرم آباد به اجرا درآورد.

مذاکرات رژيم ايران و آژانس در وين


مذاکرات رژیم ایران و آژانس در وین

يوکيا آمانو مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی در ديدار با عباس عراقچی معاون وزير خارجه رژيم آخوندی، خواستار ”رسيدن به نتايج واقعی“ شد.
آمانو گفت هدف مذاکرات حل مسائل باقيمانده و پاسخ به سؤالات کارشناسان آژانس است.
آسوشيتدپـرس گزارش داد مقامهای رژيم ايران قرار است به نگرانيهای بين المللی در مورد توسعه تسليحات اتمی پاسخ دهند. چندين دور گفتگوها، نتوانسته راهی به پيش بيابد.
خبرگزاری فرانسه نيز گزارش داد آژانس بين المللی انرژی اتمی بين سالهای 2012 و 2013، 10جلسه بی حاصل با رژيم ايران برگزار کرده است.

اجلاس ژنو ۲ و برکناری بشار اسد شرط اصلی اپوزيسيون سوريه

اتحادیه عرب - آرشیو


به گزارش خبرگزاری فرانسه روز 12آبان، وزيران خارجه اتحاديه عرب در قاهره در مورد اجلاس ژنو 2 گفتگو خواهند کرد.
اپوزيسيون سوريه گفته است اگر برکناری بشار اسد در دستور کار نباشد، در اين اجلاس شرکت نخواهد کرد.
احمد جربا رئيس ائتلاف ملی سوريه گفت، اپوزيسيون سوريه تنها در صورت انتقال تمامی قدرت و رفتن عامل اصلی کشتارجمعی مردم سوريه، مذاکره می کند.

تهديد خانواده شهيد ستار بهشتی


خانواده شهید ستار بهشتی

بنا به گزارشهای دريافتی مأموران اطلاعات آخوندی خانواده شهيد ستار بهشتی را تهديد کردند که مراسم سالگرد شهادت وی را برگزار نکنند.
بنا به اين گزارش تا کنون دو بار مأموران اطلاعات آخوندی به خانواده شهيد ستار بهشتی هشدار داده اند که نبايستی بر سر مزار وی مراسمی برگزار کنند. اما خانواده اين شهيد گفته اند ما روز پنجشنبه نهم آبان ساعت 16 در رباط کريم، بر سر مزار ستار جمع خواهيم شد.

صادرات نفت رژيم ايران ۳۰درصد ديگر کاهش می يابد



کاهش صادرات نفت خام رژیم آخوندی
صادرات نفت توسط رژيم آخوندی در ماههای مهر و آبان 30درصد ديگر کاهش می يابد

مؤسسات بين المللی با انتشار گزارشهايی از احتمال کاهش 30 درصدی صادرات نفت رژيم در ماه اکتبر سال جاری (مهر و آبان 92) خبر دادند و تأکيد می کنند: در ماه جاری ميلادی صادرات نفت حکومت آخوندی به پائين ترين ميزان ممکن کاهش می يابد.

به گزارش يک خبرگزاری حکومتی، رويتر نيز از استقبال سرد خريداران نفت آسيايی نسبت به پيشنهاد فروش نفت توسط رژيم حتی همراه با تخفيف خبر داده است،

کارشناسان بازار انرژی يکی از دلايل کاهش صادرات نفت در ماههای پيش روی ميلادی توسط پنج خريدار عمده نفت را معافيت از تحريمهای آمريکا اعلام کرده و تأکيد می کنند: ژاپن، چين، کره جنوبی، ترکيه و هند سقف واردات نفت از ايران را کاهش خواهند داد.

حادثه های جديد، بحرانهای عميق


با گذشت هر روز، حلقه طناب بحرانها بر گردن رژيم تنگتر می شود. به ويژه هر چه به دور بعدی گفتگوهای اتمی نزديکتر می شويم.

منظور از بحرانها فقط تحريم نيست. تحريم يک رشته از سلسله بحرانهای نظام ولايت است. کار رژيم به جايی رسيده که هر حادثه می تواند به يک بحران تبديل شود. مثل به هلاکت رسيدن 14پاسدار در سراوان. يک حادثه، که در بستر بحران امنيتی به تهديد جدی تبديل می شود، آثارش در بن بست سرکوب می ريزد و عرصه را بر رژيم تنگتر می کند. روزنامه دولتی ايران وابسته به حسن روحانی، در شمارهٴ امروزش اين واقعيت را بيان کرده است: «اهداف حمله تروريستی در سراوان، بحران سازی عليه ديپلوماسی اعتدال». کيهان خامنه ای اين بحران را با آتش مقايسه کرده و نوشته: «يکی از اصلی ترين ويژگی های آتش، سرايت سريع آن است… اگر مرزداران جلو خرابکاران و عوامل استکبار را نگيرند، ناامنی حتی تا قلب پايتخت و بيخ گوشمان هم خواهد آمد. سريعتر و راحت تر از آنچه که بتوانيم حتی تصورش را بکنيم».

ملاحظه می کنيد که چطور يک حادثه برای رژيم به جدی ترين بحران تبديل می شود، چرا؟ چون بحرانهای متعدد ريشه يی، مثل بسترهای عميقی هستند که وقتی حادثه يی اتفاق ميفتد، بلافاصله در يکی از اين بسترها فعال می شود و تا اعماق درون رژيم اثر می گذارند.

نمونهٴ ديگری که اين روزها شاهدش هستيم، اوجگيری جنگ باندها بر سر نصب و جمع کردن تابلوهای ضدآمريکايی در شهر تهران است. تابلوها يا به نوشته مطبوعات آخوندی «بيل بردهای صداقت آمريکائی»، در خيابانهای تهران نصب شد. اين کار توسط دار و دسته هايی ازباند خامنه ای انجام شد. بلافاصله شهرداری رژيم در هماهنگی با دولت حسن روحانی اين تابلوها را جمع کرد. سخنگوی اين شهرداری گفت تابلوها توسط افرادی خودسر نصب شده بودند. مطبوعات باند خامنه ای جمع آوری اين تابلوها را علامت وادادگی و دلدادگی باند رقيب به آمريکا قلمداد کردند و آنها را به باد حمله گرفتند.

متقابلاً باند رفسنجانی نصب اين تابلوها را اقدامی با هدف سنگ اندازی در مسير ديپلوماسی و خارج شدن از تنگنای تحريمها دانستند. دعوا به مجلس ارتجاع کشيد و بخشی از بگومگوهای جلسه يکشنبه را به خود اختصاص داد. در حالی که اين جلسه برای دادن رأی اعتماد به 3 وزير کابينهٴ روحانی تشکيل شده بود.

ملاحظه می کنيد که يک حادثه يعنی نصب و جمع آوری تابلوهای ضدآمريکايی چگونه در بستر بحران درونی رژيم عميق و گسترده می شود.

موارد مشابه، در بستر بحرانهای اقتصادی و اجتماعی نيز جريان دارد و روزنامه های رژيم را به صحنهٴ جنگ باندها تبديل کرده است.

اين بحرانها به هم پيوسته و لاعلاج هستند. يعنی رژيم ولايت فقيه هيچ راهی برای پايان دادن به آنها ندارد. هر اقدامی برای پايان يک بحران، خود به بحران ديگری در درون رژيم تبديل می شود. مثلاً می بينيم که رفتن پای ميز مذاکره برای پايان دادن به بحران اتمی و تحريمها، چگونه جنگ قدرت در رأس نظام را شدت داده است. اين از ماهيت نظام ولايت فقيه ناشی می شود. بن بستها، بحرانها و جنگهای باندی ناشی از آنها، فروپاشی درونی را تسريع می کند و به اين ترتيب مسير سرنگونی رژيم به دست مردم و مقاومت هرچه هموارتر می شود.

۱۳۹۲ آبان ۵, یکشنبه

اعتراض دوباره نمايندگان مجلس ارتجاع به پخش نشدن مذاکرات مجلس از تلويزيون در جلسه بعدازظهر

مجلس ارتجاع


در جلسه بعدازظهر مجلس ارتجاع، آخوند رسايی يکی از نمايندگان مجلس ارتجاع در مورد پخش نشدن مذاکرات مجلس ارتجاع از تلويزيون رژيم به لاريجانی حمله کرد و گفت: خبرگزاری رسمی دولت و برخی آقايان ديگر مصاحبه کردند و گفتند دولت برای پخش مستقيم نظری نداشته است و اين نظر هيأت رئيسه مجلس بوده است».
رسايی با توجه به اظهارات لاريجانی که گفته بود مجلس در اين زمينه مخالفتی نداشته است گفت اين ابهام است.
يکی ديگر از نمايندگان گفت صدا و سيما ديروز اعلام کرده بود که اين مذاکرات پخش می شود. امروز هم وسائلشان را آورده بودند اما بعد اينها را جمع کردند. وی از لاريجانی خواست که مشخص کند آيا اين تصميم دولت بوده يا رياست مجلس يا راديو تلويزيون. لاريجانی باز هر گونه درخواست از جانب مجلس برای عدم پخش مذاکرات مجلس ارتجاع از تلويزيون رژيم را رد کرد.

اعضای ارشد سنای آمريکا: اوباما در حال از دست دادن خاورميانه و منافع آمريکا

سناتور مک کین و سناتور لیندزی گراهام


سناتور جان مک کين و سناتور ليندزی گراهام از اعضای ارشد سنای آمريکا گفتند: اوباما در حال از دست دادن خاورميانه و منافع آمريکا در آن است. هيچ چيزی اين شکست و کوتاهی را بيشتر از تنها گذاشتن و رها کردن ارتش آزادی سوريه و نيروهای اپوزيسيون سوريه برجسته نمی کند. اوباما در کاخ سفيد به ما متعهد شد که استراتژی وی تضعيف قابليتهای نظامی رژيم اسد و تقويت قابليتهای اپوزيسيون ميانه رو و تغيير تعادل قوای صحنه خواهد بود تا منجر به کناره گيری بشار اسد از قدرت گردد. اما به اين تعهد عمل نشد.

ارگان ولی فقيه ارتجاع: اهانت شرمن را آمريکا تأييد می کند، داخلی ها تکذيب!

 کیهان بلندگوی مطبوعاتی خامنه‌ای


می کوشند اهانت را سوءتفاهم ناشی از ترجمه بد توصيف کنند!

تنش و دعوا ميان باند خامنه ای و باند رفسنجانی در بحبوحه بحران زهرخوران اتمی، به طور فزاينده يی بالا گرفته است.

ارگان ولی فقيه ارتجاع در شماره امروز خود، با انتشار علامت ممنوع بر تصوير نماينده آمريکا در مذاکرات اتمی، در مورد اظهارات وندی شرمن که فريبکاری ذات اين حکومت است، زير عنوان «آيا شرمن شايستگی مذاکره با ايران را دارد؟»، آمريکا تأييد می کند، داخلی ها تکذيب!»، نوشت:
در حالی که مقامات آمريکايی سخن توهين آميز وندی شرمن را نتوانستند انکار يا تکذيب نمايند برخی رسانه های داخلی می کوشند آن را صرفاً يک سوءتفاهم ناشی از ترجمه بد توصيف کنند!
ماجرا از جلسه «وندی شرمن» با کميته روابط خارجی سنا آغاز شد که سناتورها از معاون وزير خارجه آمريکا صرفاً درباره ايران می پرسند؛ چرا بايد به روحانی اعتماد کنيد؟ شرمن در جواب می گويد: من به کسانی که در اين مذاکرات دور يک ميز می نشينيم اعتماد نمی کنم. شرمن بلافاصله و بی هيچ وقفه ای اضافه می کند: ما می دانيم فريب و نيرنگ بخشی از «دی ان ای» آنها است!
کيهان خامنه ای اضافه می کند، نکته جالب تر اظهارات آلن اير، سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمريکاست. خبرگزاری «مهر» که از ابتدا به شکل ناشيانه ای تلاش کرد اثبات کند قضيه سوءتفاهمی بيش نيست به سراغ اير رفته و در اين مورد از وی سؤال کرده است که آيا شرمن چنين سخنی گفته است يا نه؟ آلن اير در اظهارنظری جالب، بدون رد کردن اين نقل قول، توپ را به زمين ايران انداخته است.

ديپلوماسی تلفنی کار نفوذی ها بود
روحانی را مقابل کار انجام شده قرار دادند خرازی و ظريف همان حرف کيهان را می زنند.
ارگان خامنه ای در مطلب ديگری، بار ديگر مکالمه آخوند روحانی را به خاطر مکالمه تلفنی اش با اوباما زير ضرب گرفت و با استفاده از حرفهای خرازی سفير سابق رژيم در فرانسه، نوشت: «اکنون صادق خرازی معاون وزارت خارجه در دولت خاتمی درباره مذاکره با آمريکا همان را می گويد که حسين شريعتمداری در ابتدا مطرح کرد و ديپلوماسی تلفنی را کار نفوذی ها دانست که روحانی را مقابل کار انجام شده قرار داده اند».
صادق خرازی با تأکيد بر اين که «سر بسته می گويم، حتی دل ظريف هم خون است». ، در نوشته انتقادی خود تأکيد کرده است: اگر بدانيد پس از آن که تلفن [تماس روحانی با اوباما] تحميل شد چه اتفاقاتی افتاد برخی دوستان اين گونه ذوق زده نمی شدند. آشکارا به مردم درست گفته بشود نه اين که اول گفته شود آمريکايی ها درخواست مذاکره تلفنی دارند و بعد تکذيب از جانب آمريکا شود اين کف ما را باز کرد که توان مديريت يک تلفن را هم نداريم و دلال هايی که اين وسط بودند رئيس جمهوری ما را هزينه کردند.

در همين حال رسانه های حکومتی از غيبت رئيس جمهور رژيم در جلسه امروز تشخيص مصلحت خبر دادند.

خبرگزاری پاسداران نوشت: جلسه صبح امروز مجمع تشخيص مصلحت نظام به رياستهاشمی رفسنجانی و با حضور رئيس جمهور سابق و غيبت رئيس جمهور فعلی برگزار شد. محمود احمدی نژاد، علی لاريجانی و سعيد جليلی در جلسه صبح امروز مجمع تشخيص مصلحت نظام حضور داشتند.

حبيب الله گلپری پور زندانی سياسی اعدام شده سرودخوان به پای چوبه دار رفت



شهید حبیب‌الله گلپری‌پور
گزارشهای تکميلی حاکی است زندانی سياسی حبيب الله گلپری پور در حالی به پای چوبه اعدام رفت که سرود هوال (ای رفقيان) را می خواند. دوستانش او را هوال باهوز (رفيق توفان) صدا می کردند، يکی از زندانيان سياسی زندان اروميه گفت: حبيب الله را بدون هيچ تدبير امنيتی خاصی بردند. حتی تلفن ها را نيز قطع نکردند. تنها زندان بانها از صبح تا غروب روز جمعه به ما دروغ گفتند که وی را تبعيد کرده اند.
حبيب الله قبل از اعدام به زندانيانی که در سلول انفرادی بودند گفته بود: به هيچ وجه نگران نباشيد. زمان زيادی منتظر اين لحظه بودم. زندانيان گفتند حبيب الله سرود ای رفيقان را برايمان می خواند.

رهبر اکثريت مجلس نمايندگان آمريکا خواستار اعمال تحريمهای جديد عليه رژيم ايران شد


اریک کنتور رهبر اکثریت مجلس نمایندگان آمریکا
اريک کنتور رهبر اکثريت مجلس نمايندگان آمريکا گفت: ”ضروری است ايالات متحده فشار بر رژيم تهران را به خاطر برنامه اتميش ادامه دهد. اين رژيم بايد فوراً از خواستهای سازمان ملل متحد برای خاتمه دادن به اين برنامه تبعيت کند“. وی خواستار اعمال تحريمهای جديد عليه رژيم ايران شد.

نمايش واقعی اعتدال

اعدام

نمايش واقعی اعتدال توسط دولت حسن روحانی جهان را تکان داد. به تلافی 17پاسدار به هلاکت رسيده (بر اساس آمار اوليه)، 16زندانی سياسی فوراً اعدام شدند. داستان چگونه بود؟
صبح روز 4آبان خبرگزاريهای رژيم از هلاکت، 17پاسدار در سراوان خبر دادند. شيخ اعتدال بلافاصله آه و ناله کنان به صحنه آمد، «تسليت گفت»، فرمان «پيگيری» صادر کرد و خواست که «گزارش آن را هر چه سريعتر ارائه کنند». فرمان با سرعت بی سابقه يی اجرا شد. البته با رعايت کامل اعتدال، يعنی به تلافی 17پاسدار، فقط 16زندانی سياسی بلافاصله اعدام شدند (بگذاريم که روز بعد رسانه های رژيم اعلام کردند 14پاسدار به هلاکت رسيده اند و اعتدال کمی خدشه دار شد!). گزارش هم همان طور که شيخ اعتدال خواسته بود، خيلی سريع داده شد. دادستان ارتجاع در زاهدان گزارش را از طريق تلويزيون به عرض رساند: «اين افراد (16زندانی سياسی) صبح شنبه در پاسخ به اقدام تروريستی شب گذشته سراوان اعدام شدند. ما پيش از اين در خصوص پاسخ قاطع اخطار داده بوديم».

ملاحظه می کنيد که اگر از عملی شدن ساير وعده های دجالگرانهٴ شيخ اعتدال هيچ خبری نيست، لااقل در ريختن خون بی گناهان تحت عنوان «انتقام» سرعت چقدر بالاست.

اظهارات علنی دادستان ارتجاع به راستی تکان دهنده است. به صراحت و آشکارا می گويد 16زندانی سياسی «در پاسخ به اقدام تروريستی شب گذشته» به فاصله چند ساعت اعدام شدند. آيا اعترافی آشکارتر از اين وجود دارد که نشان دهد دستگاه قضاييه يک رژيم دقيقاً دستگاه جنايت و کشتار و تروريسم است؟ راستی چرا رژيم آخوندی به چنين اعتراف رسوايی تن داد؟ آن هم در شرايطی که در آستانهٴ دور بعدی مذاکرات اتمی، به شدت به بزک کردن چهرهٴ پر جنايت و فريبش نياز دارد؟ ميزان رسوايی را می توان از سراسيمگی سردمداران اعتدالگرا فهميد که چند ساعت بعد همان جلاد را برای ماستمالی کردن اعتراف به صحنه فرستادند. دادستان مزدور ارتجاع در تلويزيون ظاهر شد تا بگويد پرونده های اعدام شدگان از مدتها قبل تکميل و حکم اعدام مورد تأييد بوده است. اقدامی که مايهٴ رسوايی مضاعف برای دولت شيخ اعتدال است. راستی چرا به اين رسوايی دادند؟ آيا نمی دانستند چنين اظهاراتی چه معانی حقوقی و قانون شکنانه يی در بر دارد؟ چگونه می توان گفت نمی دانستند، البته که می دانستند، ولی يک امر حياتی برای نظام در حال فروپاشی باعث تن دادن به آن شد. ضرورت و فوريت دلگرمی دادن به پاسداران و بسيجيهای وحشت زده و در حال ريزش. برای رژيمی که احساس می کند مهار سرکوب در جامعه را دارد از دست می دهد. بله اين نياز حياتی است که اعلام علنی و آشکار جنايت و حتی تبليغ برای آن را ضروری می کند. جنايت عريانی که قابل توصيف نيست، تروريسم افسارگسيخته دولتی ساده ترين نامی است که می توان بر آن گذاشت. در اين مورد دو نکته قابل ذکر است:
اول اين که اين جنايت مايهٴ شرم جهان در قرن بيست و يکم است. جهانی که ملل متحد و کميساريای حقوق بشرش وجود اين جانور وحشی را تحت عنوان نظام ولايت فقيه به رسميت شناخته و با آن معامله و گفتگو و مماشات می کند. جانوری که به اوليه ترين حقوق انسان، به اعلاميه جهانی حقوق بشر، به اخلاق و شرف قضايی جهان تجاوز می کند و پنجه های خون آلودش را به نمايش هم می گذارد.

دوم اين که اين جنايت نشان و نمود برجستهٴ ديگری از تنگنای نفس گير رژيم ولايت فقيه در محاصره بحرانها و در رويارويی با مردم و مقاومت ايران است. تنگنا اين است که اگر به چنين وحشيگريهايی دست نزند، با کابوس قيامهای سراسری و انفجار خشم متراکم جامعه روبه روست و وقتی سرکوب را تشديد می کند و جنايت را مرتکب می شود، با پيامدهای رسوايی جهانی و مضاعف شدن خطر انفجار اجتماعی مواجه می شود. آثار اين بن بست و خطر انفجار اجتماعی در درون رژيم تشديد جنگ باندی است. امری که فروپاشی نظام را تسريع می کند. دست زدن به اين جنايت هولناک و افزودن بر شمار اعدامهای جمعی نشان ضعف فزايندهٴ رژيمی است که کابوس سرنگونی را به چشم می بيند.

۱۳۹۲ آبان ۴, شنبه

جلوگيری از آزادی زندانی سياسی مهدی محمدنژاد

زندان دیزل‌آباد کرمانشاه


دژخيمان رژيم آخوندی با وجود اتمام دوره محکوميت زندانی سياسی مهدی محمدنژاد و بيماری حاد کليوی وی، از آزادی او ممانعت به عمل می آورند. وی که به سه سال حبس تعزيری محکوم شده بود، پس از پايان دوران محکوميت خود از سالن ۱۰ زندان گوهردشت کرج به زندان ديزل آباد کرمانشاه منتقل شده است.

باز هم بازی با آمار، اين دفعه با نرخ بيکاری



رئيس مرکز آمار رژيم اعلام کرد که نرخ بيکاری به مرحله بحران رسيده است! او افزود اگر نرخ بيکاری جوانان که هم اکنون 26 درصد است، 2 برابر نرخ بيکاری کل يعنی ۱۲.۲درصد باشد به معنی اين است که از نظر نرخ بيکاری در منطقه بحران قرار گرفته ايم!
اين مهرهٴ حکومتی که در دوران احمدی نژاد هم مأموريت داشت نرخ بيکاری را کمتر از واقع جلوه دهد، فراموش کرده که رژيم، در بهار91 متوسط نرخ بيکاری را ۱۲.۹درصد اعلام کرده بود و نرخی بيکاری جوانان را 30 درصد. که در همان موقع، خبرگزاری حکومتی مهر اذعان کرد نرخ متوسط بيکاری بالای 14 درصد است. يعنی که نرخ بيکاری جوانان به همين نسبت بسا فراتر است.


دولت حسن روحانی که اذعان می کند از سال گذشته تا امسال وضعيت صنايع و توليد رو به وخامت بيشتری رفته است، و نرخ بيکاری افزايش يافته است، چه شده که در هياهوی «بحران زا بودن نرخ بيکاری» می خواهد از اصل موضوع کم کند
 واقعيت چيست؟ 
جمعيت فعال ايران 25 ميليون نفر اعلام شده است. کمتر از سه ماه قبل کواکبيان از اعضای سابق مجلس ارتجاع اذعان کرده بود 11ميليون نفر بيکارند. يعنی نزديک به 45 درصد جمعيت فعال ايران بيکارند.

به هلاکت رسيدن ۴۰تن از مزدوران عراقی و يک سرهنگ لبنانی در سوريه

رزمندگان ارتش آزادی سوریه



در حومه جنوبی دمشق و به طور مشخص در منطقه زينبيه، رزمندگان سوريه توانستند تعدادی از مراکز تجمع شبه نظاميان عراقی را مورد تهاجم قرار دهند و بيش از 40تن از آنها را به هلاکت برسانند. در جرمانه نيز رزمندگان سوری، مواضع نيروهای رژيم اسد را مورد تهاجم قرار دادند.
رزمندگان سوريه موضع کفر در حومه حما را تسخير کردند و تمامی نيروها دشمن را که در آن مستقر بودند، به هلاکت رساندند و مهمات آن را را به غنيمت گرفتند.
ارتش آزادی سوريه در يک عمليات ويژه در نزديکی خان شيخون در حومه ادلب يک سرهنگ مزدور لبنانی را که در کنار نيروهای اسد عليه مردم سوريه می جنگيد به هلاکت رساندند. وی فادی محمد الحواش نام داشت که به کمين رزمندگان افتاد.

اهواز: فراخوان به اعتراض

اعتراضات مردم و جوانان اهواز


مردم اهواز در اعتراض به انتقال آب کارون توسط رژيم آخوندی برای روز نهم آبان فراخوان به اعتراض دادند. در اين فراخوان آمده است: گردهمايی اصلی نهم آبان ماه ساعت 17 و سی دقيقه در منطقه ساحلی کتابخانه مرکزی برگزار می شود. همه در کنار هم متحد، يک دل و يک صدا باشيم تا مانع مرگ کارون شويم.

همچنين جوانان اهوازی برای تجمع در روز يکشنبه پنجم آبان در استاديوم تختی اهواز فراخوان داده اند.

سکوت و خانه نشينی خامنه ای از چيست؟

خامنه‌ای ولی فقیه ارتجاع


پستونشينی و سکوت خامنه ای از روز مذاکرات اتمی، تفسيرهای گوناگونی را به همراه داشته است. سؤال اين است: علت سکوت چيست؟
جواب اين سؤال چندان دشوار نيست. نگاهی به اظهارات مهره ها و مطبوعات ولايت يک واقعيت را کاملاً برجسته می کند. جواب هم از همين واقعيت در می آيد: تشديد روزانهٴ جنگ ميان باندها. يعنی گرچه خامنه ای از ظاهر شدن در صحنه (حتی برای دجالگری تحت عنوان عيد غدير) خودداری کرده، اما از پشت صحنه در آتش جنگ باندی دميده است.

مهره ها و رسانه های باند رفسنجانی ضمن پاتکهای مشخص، آشکارا ابعاد اين تشديد جنگ را اعلام می کنند. به عنوان نمونه امروز (شنبه) اعتماد، روزنامه نزديک به باند رفسنجانی حملات باند رقيب را «صف آرايی عليه دولت» توصيف کرده و نوشته «هنوز سه ماه هم از روی کارآمدن دولت» روحانی نگذشته، آنها «هر روز دامنه انتقادات شان را گسترده تر و ادبيات شان را گزنده تر می کنند»، به طوری که «حالا رنگ و بوی جدی تر به خود گرفته است». اين روزنامه يکی از اصلی ترين موارد جنگ باندی را ايجاد مانع در راه «تغيير رابطه با آمريکا» و مورد ديگر را کشمکش بر سر ترکيب کابينه دانسته است.

حالا سؤال اين است که چرا خامنه ای از پشت صحنه به جنگ دامن می زند و خودش ظاهر نمی شود؟ جواب می تواند اين باشد که ظهور خودش برای نزديکی مذاکرات برنامه ريزی کرده است. زيرا پس از اين همه جنگ و جدال، لازم است يک بار ديگر تصميم نهايی را اعلام کند و مهر بزند. روشن کند که آيا در ادامه رويکرد پر دود و دم کنونی، مذاکرات را متوقف می کند يا بر اساس نياز حياتی به خروج از تنگنای نفس گير کنونی، آن را به هر قيمت دنبال خواهد کرد؟

جواب البته روشن است. تمامی واقعيتها حاکی از اين است که خامنه ای در جستجوی راه خروج از بن بست بحرانها، راهی جز ادامه مذاکرات به اميد کاهش تحريمها ندارد و اخبار روزهای آينده اين واقعيت را بهتر نشان خواهد داد.

اما يک سؤال هم چنان باقی می ماند: اين که اگر خامنه ای مثل رفسنجانی به شدت نيازمند ادامه مذاکرات است، پس اين همه دود و دم و جنگ باندی برای چيست؟ جواب در مقاله امروز (شنبهٴ ) روزنامه جوان، ارگان بسيج سپاه پاسداران به روشنی داده شده است. احساس خطر از نقشهٴ مسير باند رفسنجانی در مراحل آينده و پس از مذاکرات و کاهش احتمالی تحريمها. ارگان بسيج نوشته است: «هيچ گاه راهبرد اصلی تجديدنظرطلبان که همان ”دکترين استحاله و فروپاشی از درون“ است مورد غفلت و فراموشی قرار نگرفته است». بله وحشت از فروپاشی درونی است که خامنه ای را بر آن می دارد از همين حالا برای حذف نهايی باند رقيب صف آرايی و زمينه سازی کند. زيرا فروپاشی درونی به سرباز کردن قيامهای سراسری می انجآمد و پرتاب شدن به زباله دان تاريخ به دست توانای مردم و ارتش آزاديبخش ملی ايران را شتاب می دهد.

جلوگيری از اعزام زندانی سياسی مصطفی دانشجو به بيمارستان

دراویش و زندان اوین


دژخيمان رژيم آخوندی از اعزام زندانی سياسی مصطفی دانشجو وکيل دراويش گنابادی به بيمارستان جلوگيری کردند.
وی که در بند 350 زندان اوين محبوس است، شامگاه چهارشنبه يکم آبان ماه در حال استحمام بيهوش و به بهداری زندان منتقل گرديد، اما دژخيمان از اعزام وی به بيمارستان ممانعت کردند… طی سه روز گذشته اين چهارمين بار است که اين زندانی سياسی به بهداری اوين منتقل می شود، اما هر بار دژخيمان با انتقال وی به بيمارستان مخالفت می کنند

۱۳۹۲ آبان ۳, جمعه

تصوير آلودگی هوا


0
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12

انتقال زندانی سياسی حبيب الله گلپری پور محکوم به اعدام به يک نقطه نامعلوم

زندان ارومیه


دژخيمان رژيم آخوندی ساعت 7 صبح روز جمعه سوم آبان حبيب الله گلپری پور، زندانی سياسی کرد محکوم به اعدام را به نقطه نامعلومی منتقل کردند. با توجه به اين که هم زمان با وی، مأموران امنيتی رژيم آخوندی چندين زندانی عادی محبوس در زندان مرکزی اروميه را برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل کرده اند، بيم آن می رود، انتقال گلپری پور نيز در همين راستا صورت گرفته باشد. وی مهرماه ۱۳۸۸ دستگير و طی اين مدت در شکنجه گاههای شهرهای مهاباد، اروميه، سنندج و سمنان محبوس و زير شکنجه بوده است.

افشای بدهيهای نجومی رژيم آخوندی

تقی نوربخش


تقی نوربخش از گردانندگان سازمان تأمين اجتماعی رژيم می گويد: دولت احمدی نژاد در پايان دوره فعاليت خود 54هزار ميليارد تومان به اين سازمان بدهکار شده است.
وی افزود: امسال نيز دولت 15هزار ميليارد تومان ديگر به تأمين اجتماعی بدهکار خواهد شد. آخوند روحانی روز دوشنبه اعتراف کرده بود که دولت 180هزار ميليارد تومان بدهی دارد.

رويتر: تجديد تحريم کشتيرانی رژيم ايران توسط اروپا

خطوط کشتیرانی - آرشیو


خبرگزاری رويتر خبر داد: اتحاديه اروپا گامهای مقدماتی برای تجديد تحريمها عليه خطوط اصلی کشتيرانی رژيم ايران را برداشته است. اين اقدام به طور بالقوه تلاش جديد ديپلوماتيک برای حل و فصل مسأله اتمی رژيم تهران را پيچيده می سازد. يک منبع مطلع گفت: اتحاديه اروپا دارايی کمپانيهايی که اين تحريمها را نقض کنند، مسدود می کند.

گزارش انستيتوی علوم و امنيت بين المللی و دور جديد تحريمهای رژيم ايران

سناتور مارک کرک



سناتور مارک کرک عضو کميته بانکی سنا گفت: ”گزارش انستيتوی علوم و امنيت بين المللی نشان می دهد رژيم ايران در حال گسترش قابليتهای اتمی خود با پوشش و عذر و بهانه مذاکرات می باشد. به همين دليل سنای آمريکا بايد بلافاصله در مورد دور جديدی از تحريمهای رژيم ايران اقدام کند تا مانع دستيابی آن به قابليت کسب سلاح اتمی شود“.
انستيتوی علوم و امنيت بين المللی فاش کرد: رژيم ايران می تواند در کمتر از يک ماه به اندازه کافی اورانيوم غنی شده برای ساخت بمب اتمی را توليد کند.

پيام زندانی سياسی علی معزی به ۲ فرزند زندانی در زندان ليبرتی عراق و ياران آنها در اعتصاب غذا





زندانی سیاسی آقای علی معزی













به نام پروردگار برتر،
فرزندان مجاهدم هجرت، فروغ، ساير بستگان و دوستان و اشرفيان بر شما باد درود
بيش از يک ماه از اعتصاب غذای شما در شرايطی دشوار و طاقت فرسا می گذرد
در برابر پايداری پرشکوه، خلق حماسه ها و اراده خلل ناپذيرتان جز فرود آوردن سر تعظيم چه می توان گفت
شما سرمايه های شرف و وارث خون و پيام يک صد هزار شهدای مجاهد و مبارز معاصر هستيد
سلاح شما عزم استوار و ايمان راسخ شما است

بنابراين کيد و مکر و زد و بند دشمنان دون در مصاف با اين پايداری و مقاومت سوخته خواهد شد
ما زندانيان سياسی و جمع کثيری محبان و حاميان شما دست در دست يکديگر زير سايه و چتر مقاومت آن قلب تپنده است که با يکديگر پيوند می خوريم، تجديد حيات می کنيم و تکثير می شويم.
شب را شما شکستيد هان ای طلايه داران
معنای آفتابيد هان ای وجودتان روز
اگر اين ايستادگی و پايداريها نبود چه چيز قابل اعتنای ديگری می توانست بيانگر شرف و... باشد. خداوندا صبر و پايداری از آن اين پويندگان صديق راهت و ضمانت پيروزی حتمی از آن توست زيرا که تو خود قوام و دوام اين راه را برعهده گرفته ای و گفته ای
هذا صراط علی المستقيم و اعلام داشته ای که کان حق علينا نصرالامومنين پس عليک نصر المجاهدين
بار الهی بر تو باد ياری موحدان و مجاهدانت،
پيروز و سرفراز باشيد
علی معزی
زندانی سياسی محبوس در ندامتگاه کرج
مهر ماه ۱۳۹۲.

نياز به پز عالی از «موضع انفعال و ضعف»



آخوند صديقی در نمايش جمعهٴ امروز تهران بار ديگر به سياست «پز عالی با جيب خالی» روی آورد. او به نيابت از خامنه ای برای دلداری به ريزشيهای نظام گفت: «اگر مذاکره يی مطرح شد از موضع انفعال و ضعف نبوده». او طی 10دقيقه 13بار کلمه «قدرت» را مصرف کرد و تلاش کرد با نسبت دادن صفات «متنفذ» و «مقتدر»، زير بغل خامنه ای طلسم شکسته را بگيرد و صورت نظام را به ضرب اين کلمات بی خرج سرخ نگهدارد. او آنچه از دجاليت و هنر روضه خوانی در چنته داشت به کار گرفت، اما سرانجام مجبور شد به واقعيت وضعيت رژيم، يعنی محاصره خفه کننده بحرانها اذعان کند. مجبور شد در بستر دود و دم غليظ اما بی خاصيتی که ايجاد کرده بود، بر اصل مذاکرات و امتيازهای پايه يی مهر تأييد بزند.
آخوند صديقی گفت: «مسأله اول اعتماد سازيست… ما با کسی فريب تا کنون نکرده ايم». يعنی در قالب اين بيان دجالگرانه اصل اعتمادسازی را مفروض دانست. در مورد پذيرش نظارت کارشناسان گفت: «اگر در اين صحبتها و مذاکرات گفته می شود، آنها سرزده بيايند چيز جديدی نيست». او به اين ترتيب بر اصلی ترين امتيازی که رژيم بايد بدهد هم، مهر تأييد زد و سرانجام درد اصلی رژيم را برملا کرد و گفت: «مسألهٴ چهارمی که بايد در اين مسأله به دنبالش بود لغو کامل تحريمهاست».

امام جمعهٴ نمره موقت خامنه ای در پايان باز هم «موضع انفعال و ضعف» را به گونه يی مضحک به نمايش گذاشت و گفت: ما از مذاکره «هيچ ابايی» نداريم و مذاکره «نياز جهانيست نه نياز ما» و اين که به مذاکره می رويم، «از موضع اسلاميت» و «کرامت اخلاقی ماست، اقتدار ماست و لاغير».

ملاحظه می کنيد که اين آخوند به نمايندگی از خامنه ای، چگونه بند را آب داده و همان موضع ضعفی را که روزنامه های باند ولايت از آن پرهيز می کردند، به نمايش گذاشته است. همان ضعفی که کيهان خامنه ای و ارگان بسيج پاسداران طی روزهای اخير باند رفسنجانی را به خاطر آشکار کردن آن در برابر دشمنان، به باد حمله گرفته بودند.

حالا سؤال اين است چرا نمايندهٴ خامنه ای با يک عمر تجربه دجاليت و هنر ضدانقلابی وارونه جلوه دادن حقايق، اين چنين در پوشاندن ضعف نظام ولايت ناتوان می ماند؟ جواب در يک کلام اين است که ضعف نظام و به قول همين روزنامه ها «روی زانوان خونين» حرکت کردن به سمت ميز مذاکراه، آن قدر عميق، واقعی و آشکار است که پوشاندن آن ديگر امکانپذير نيست.

۱۳۹۲ آبان ۲, پنجشنبه

اعتراض خانواده های زندانيان سياسی زندان گوهردشت کرج


دستگاه پارازیت امواج موبایل

خانواده های زندانيان سياسی زندان گوهردشت کرج به نصب دستگاه پارازيت امواج موبايل در اين زندان و به خطر افتادن سلامت زندانيان اعتراض کردند.
به گفته اين خانواده ها شدت امواج اين دستگاهها به حدی است که اکثريت زندانيان به دليل سردرد و تهوع شديد، حال جسمانی بدی دارند و احتمال ابتلا به سرطان آنها وجود دارد.

عيد غدير روز بلوغ و کمال اسلام مردم گرای انقلابی معرفی و ابلاغ ولايت علی (ع) گرامی و مبارک باد



-

يا علی، درحلقه ايم با تو و چون حلقه، بر دريم
هجدهم ذيحجه، عيد سعيد غدير، سالروز معرفی مولای متقيان، علی عليه السلام، بر همه مسلمانان جهان بخصوص بر پيروان و رهروان راستين او مبارک باد.
عيد غدير، عيد معرفی علی (ع) به عنوان «مولای مؤمنان»، تنها يک شادی اختصاصی شيعيان نيست چراکه پيام و محتوای اين عيد به تمام پيروان محمد (ص) اعم از شيعه و سنی تعلق دارد. چنانچه فرمان پيامبر(ص) در اين روز، توسط انبوهی از معروفترين صحابه آن حضرت نقل و روايت شده است، شامل خلفای راشدين (ابوبکر و عمر)، همسران پيامبر (عايشه و ام سلمه)، دشمنان علی مانند طلحه و زبير و آن دسته از صحابه که شيعه علی شناخته می شدند، مانند سلمان و ابوذر و نامهای معروف ديگر. به عبارت ديگر، همه گرايشهای موجود درميان صحابه پيامبر(ص) عملاً خود را شريک و موظف در ابلاغ اين مهم ديده اند.
شمار کليه صحابه يی که ماجرای روز غدير را برای ديگر مسلمانان بازگفته اند در دست نيست اما تنها آن گروه که روايتشان به قرنهای دوم و سوم هجری يعنی عصر تأليفات اسلامی رسيد و با ثبت شدن در کتابهای معتبر اين دوران از گزند حوادث، محفوظ و به دست ما رسيده است، بيش از 110نفر می باشد که ماجرای غدير و حديث معروف پيامبر(ص) در شأن علی (ع) را به حد تواتر و قطعيتی بی نظير رسانده و در کتابهای حديث و تاريخ اسلامی ثبت شده است. درميان رويدادهای تاريخ اسلام، کمتر رويدادی را می توان سراغ گرفت که توسط اين همه گواه معتبر و نامور روايت شده باشد.
افزون بر اين، باز هم مطابق روايتهای جمعی از صحابه، آن روز، يعنی هيجدهم ماه ذيحجه از سال دهم هجری، که اهميت «ولايت علی» توسط پيامبر(ص) در «غدير خم» به عموم مسلمانان ابلاغ شد، روز «تکميل دين» اسلام و «تماميت يافتن» اين «نعمت خداوند» بوده و آيات معينی از قرآن به همين مناسبت نازل شده است. برای همين، عيد غدير را به عنوان يادبودی مبارک که ياد آور تکميل و تماميت دين حنيف اسلام است، بايد پر جاذبه ترين عيدهای اسلامی دانست. عجبی نيست که پيشوايان خاندان پيامبر(ص) بسی بر اين جاذبه برتر تأکيد داشته اند. برای مثال، بيان امام صادق ( ع)، امام ششم شيعيان، را می توان ياد آوری کرد که در روايت «فرات ابن ابراهيم» آمده است.
فرات می گويد: از آن حضرت پرسيدم آيا روزی هست که از فطر، اضحی، عرفه و جمعه برتر باشد؟ امام صادق ( ع) پاسخ داد: «آری، برترين روزها آن روزی است که خداوند، دين اسلام را تکميل نمود… روزی که پيامبر(ص) امام علی (ع) را منصوب فرمود».
قابل توجه است که به رغم سمپاشيهای شديد که دشمنان مختلف و بخصوص معاويه و خلفای بعدی بنی اميه برضد علی (ع) روا داشته و دههاسال اين پيشوای مظلوم را در منابر و اجتماعات و خطبه های جمعه سب و لعن می کرده اند، نتوانستند فضيلت علی و اهميت عيد غدير را به فراموشی بدهند. چنين است که می بينيم، بزرگان اهل سنت در قرنهای بعدی، بابت تجليل از عيد غدير با شيعيان شريک بوده و ازجمله، بسياری بزرگان اهل سنت در قرون ميانی، اين عيد را بزرگ می داشته اند، مانند «بيرونی» که در کتاب معروفش «الآثار الباقيه» می نويسد: «اين روز ازجمله اعيادی است که مورد توجه و اعتنای اهل اسلام است». قرنها پيش از بيرونی هم نمونه محدث و مورخ مشهور «خطيب بغدادی» جلب نظر می کند که با آوردن حديثی از پيامبر(ص) بر اهميت غدير خم تصريح دارد.

حديث غدير خم
موسم حجة الوداع بود، يعنی تنها نوبت و آخرين باری که پس از هجرت، پيامبر(ص) توانست در موسم حج و مناسک اين شعائر بزرگ شرکت کند. اين سفر حج، تنها 2ماه مانده به وفات آن حضرت صورت گرفت و لذا به عنوان «حجة الوداع» (حج خداحافظی) معروف شده است. در اين حج با شکوه، عامه مردم فراخوانده شده بودند تا هرکسی بتواند در حج شرکت کند.
در خلال اين موسم و روزهای حج، پيامبر(ص) خطابه خود معروف به «خطبه حجة الوداع» را در اجتماع بزرگ مسلمانان ايراد نمود و در خلال آن، نزديک بودن وفات خويش را به عموم خبر داد. در اين خطابه، پيامبر(ص) وصايای چندی در زمينه امور دينی و اجتماعی را مطرح فرموده و پس از بيان هر کدام، خطاب به حاضران می پرسيد: «آيا ابلاغ کردم» ؟ و پس از پاسخ مثبت مردم، روی به آسمان می کرده و عرضه می داشت: «خداوندا گواه باش».
آن حضرت در اين خطابه خاص به موضوع جانشينی خود نيز اشارتی داشت و فرمود:
 «پس از من گمراه نشويد و به کفر برنگرديد که برخی مالک و صاحب اختيار ديگران شوند همانا که من درميان شما باقی گذاشته ام چيزهايی را که مادام که به آنها چنگ زده و بياويزيد، گمراه نخواهيد شد: کتاب خداوند و عترتم، اهل بيت خودم».
سپس فرمود: «هل بلغت» ؟ و جماعت انبوه حاضر پاسخ دادند: «آری». سپس رو به آسمان نموده و عرض کرد: «اللهم فاشهد». و در اينجا پيامبر(ص) گفت: «شما همه تان مسئول هستيد پس آنان که امروز حاضر و شاهدند به غايبان ابلاغ کنند».
قابل توجه است که پيامبر(ص) به صراحت از اين گمراهی و بازگشت به کفر، بيم می داد که مبادا «استبداد» قدرتمندان و «طبقات برخوردار» و تبعيضهای طبقاتی باز گردند و لذا چنانکه خوانديم، تصريح فرمود: «گمراه نشويد و به کفر برنگرديد که برخی مالک و صاحب اختيار ديگران شوند».
البته، مطابق مأخذهای متعدد، پيش ازاين هم که هنوز اعلام علنی وفات قريب الوقوع حضرتش مطرح نشده بود، پيامبر(ص) بارها با اين پرسش از جانب برخی صحابه مواجه می شده که: آن حضرت چه کسی را عهده دار جانشينی خود معين می کند؟ از اين پرسشها کاملاً بر می آيد که مسلمانان عصر نخستين، نه تنها از امکان وفات پيامبر(ص) غافل نبوده و از اهميت مسأله جانشينی بی خبر نبودند، بلکه در مواردی هم جويای نظر پيشوای خويش شده بودند که البته بسيار طبيعی است چراکه سخن از شخصی به اهميت پيامبر(ص) است که از يک سو راهبر قلب و عقل گروندگان خالص اسلام بوده و ازسوی ديگر در رأس کشور و نظام جديد التأسيس بزرگی قرار داشته که به تازگی قلمروش به تمامی وسعت «جزيرةالعرب» گسترش يافته بود آن هم با چنان نفوذ و قدرتی که ـ برای مثال ـ توانسته بود در همان حج خداحافظی، آن انبوه جمعيت را صرفاً برای عبادت خداوند و به دور از هرگونه اجبارات استبدادی، در مراسم شعائر حج گرد آورد، بخصوص که بسياری از اين دريای جمعيت، مانند حاجيان منطقه يمن يا حضرموت و… بايستی هزاران کيلومتر را بر پشت شتر و کجاوه چنان طی می کردند که در موسم معين به مراسم برسند.
پس تا آنجا که به نگرانيهای بر حق مردم و مؤمنان برمی گردد، اين انتظاری غريب نبود که پيامبر(ص) به موضوع حساس و خطير جانشينی خود و زعامت آينده بپردازد، آن قدر که اگر چنين نکرده بود، جای پرسش بود که به چه علت؟
 


شايد بسياری از حاضران و صحابه در آن موسم از خود می پرسيدند که چرا محمد (ص) به رغم آنکه به اهميت جانشينی «عترت» و «اهل بيت» خود پرداخته است اين امر را صورت قطعی نمی دهد و برای جانشين خويش از عموم مردمان و صحابه بيعت نمی گيرد؟ ليکن به هر دليل، مراسم و ايام حج بدون چنان تعيين نهايی و بيعت گرفتنی با يک جانشين معين گذشت و پيامبر(ص) و ساير مسلمانان به طور جمعی رهسپار بازگشت شدند تا که در مسير بازگشت، ماجرای «غدير» پديد آمد.
روز هيجدهم ماه ذيحجه بود و تنها يک هفته از عيد قربان می گذشت که در مسير بازگشت از مکه به منزلگاه «جحفه» نزديک شده و دقيقاً به «غدير خم» رسيده بودند. نقطه يی که پس از آن، راه اهالی مدينه، يمن و مناطق گوناگون از يکديگر جدا می شد و گرد آمدگان روزهای حج، ناگزير از وداع و جدايی بودند. اينجا بود که رويداد روز «غدير خم» به ترتيب زير محقق شد:
وحی خداوند به پيامبرش فرود آمد که:
 «ای پيامبر، آنچه را که از جانب پرودگارت بر تو فرود آمده، ابلاغ کن و گر نه رسالت خداوندی را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از مردمان در امان نگاه می دارد».
اين بود که پيامبر فرمان داد تا همگی به هنگام نماز ظهر فراهم آيند. موعد ظهر برای آن بود که کاروانهای دنبالی برسند و به کاروانهای پيش افتاده هم ابلاغ شد تا بدان نقطه بازگردند و کامل شدن گردهمايی تا وسط روز طول می کشيد.
پس از نماز در صفوف پرعظمت يکصد هزارنفری، پيامبر ص بر فراز سکويی که با روی هم چيدن پشتيهای شتران ترتيب داده بودند، بالا رفت و خطابه يی جامع ايراد فرمود و آنگاه خطاب به جمعيت حاضر پرسيد: «آيا چنين نيست که من نسبت به جان و مال شمايان، از خودتان اولی هستم» ؟ حاضران پاسخ دادند، آری ای رسول خدا.
اين جا، پيامبر دست علی را که اينک در کنارش ايستاده بود، کاملاً بلند کرد و فرمود: «هرکسی من مولای او هستم، اين علی، مولای اوست» و سپس از مردم پرسيد: «آيا ابلاغ کردم» ؟ که پاسخ دادند: آری. آن وقت دست به دعا برداشته و چنين دعا کرد: «خداوندا مواليان علی را دوست بدار و با دشمنانش دشمن باش و يارانش را ياری فرمای».
سخنان پيامبر که تمام شد، مردمان، شامل معروفترين صحابه، به دور علی ريخته و با وی دست می داده و تبريک می گفتند.
و سپس، هنوز جمعيت متفرق نشده، اين آيه قرآن نازل شد که:
 «امروز، کافران از طمع دوختن به دينتان نا اميد شده اند پس هراسی از آنان نداشته باشيد و پروای من (خداوند) کنيد، امروز دينتان را برای شما به کمال رسانيدم و نعمتهای خويش بر شما را تماميت بخشيدم و اين اسلام را به عنوان دينتان بر شما پسنديدم».
چنانکه اشاره کرديم، برخی مؤمنان و صحابه پيامبر(ص) نياز به تعيين جانشين توسط آن حضرت را درک می کرده و در اين باب، پرسشهايی را مطرح کرده بودند اما هيچ مدرکی گواهی نمی دهد که ميان تيزهوش ترين مؤمنان بزرگوار عصر نخست، کسی پی برده باشد که در اسلام و قرآن هنوز جای پيام و فرمانی خالی است، آنچنان که هنوز اصل ديانت ناقص، و نعمت اسلام نا تمام مانده است. آن هم موضوعی که پيامبر(ص) در مطرح کردنش ترديدهايی دارد و نياز به اخطار ازطريق وحی و آيه «تبليغ» (آيه 67مائده) است تا موضوع را برملا و مطرح کند.
اينک اما به مصداق «معما چو حل گشت آسان شود»، پی بردن به نقصانی که بود، چه بسا چندان دشوار نباشد بخصوص که پيش از هرکسی، کلام خدا در قرآن از آن پرده برداشته و ـ چنان که خوانديم ـ تصريح دارد که چيزی در اسلام، کم و ناقص بود و با ابلاغ «ولايت علی»، تازه از امروز است که «دينتان را برای شما به کمال رسانيدم و… اسلام را به عنوان دينتان بر شما پسنديدم». شايد به همين دليل بود که تمام آن يکصد هزار نفر شاهدان روز غدير، شامل چهره های معروف که پيام اين ولايت را از پيامبر(ص) شنيدند، جز شادمانی از خود بروز نداده و با تبريک گويی به علی (ع) واکنش نشان دادند.
 

 

تعيين پيشوای «فدای حد اکثر»
نتيجه اينکه، پيام ژرف غدير اگر چه در محتوا پاسخی برای مسأله جانشينی پيامبر(ص) را با خود دارد، اما اين تنها به معنی تعيين يک زمامدار برای چند يا چند دهسال کوتاه آينده نبود، بلکه سخن از درس و فرمانی فراتر است که روح تماميت بخش دين شمرده می شود، يعنی ارزانی داشتن کسی که مؤمنان به نشان عبوديت خداوند به او سر سپرده باشند و نه صرف پاسخ به مسأله يی با برد زمانی محدود، يعنی جانشينی سياسی. چرا، که نمی شود جماعتی چونان ابراهيم خليل (ع) معتقد به دين توحيدی «با فدای حداکثر» باشند و بخصوص در همان هفته، در حج استثنايی «حجة الوداع» (مناسکی به يادبود بنيانگذار کعبه يعنی همان ابراهيم) شرکت داشته باشند، اما برايشان مشخص نباشد که در اجرای همان «فدای حداکثر»، بايد سرشان را به کدامين پيشوا و رهبری بسپارند، کسی که بايد مانند محمد (ص)، اختيار جان و مالشان را داشته باشد.

 

مقوله عقيدتی و تاريخی «ولايت علی»
حقيقت اين است که اگر موضوع غدير خم تنها برای تعيين زمامداری جانشين، در کرسی قدرت سياسی برای پس از پيامبر بود، نه خود رويداد عظيم غدير و نه حرکت تاريخ آينده اسلام بدانسان شکل نمی گرفت که عملاً گرفت.
 «راه» تازه گشوده در غدير برای موحدان، همانا «ولايت علی» بود به معنی پذيرفتن اولويت فرمان و رهنمودش بر همه چيز، بر جان و مال و…، و به همان نسق و اولويتی که پيامبر، پيش يا پس از زمامداری مدينه، نسبت به مؤمنان حقيقی داشت.
می دانيم شخص علی (ع) درنظر همه اهل اسلام، بيش از آن که يک شخص باشد سمبل و بيان يک روش بود: روش توحيد.
علی در زندگی عقيدتيش، چيزی برای خود نداشت، نه جنگی برای منافع خود و نه صلحی برای مصالح شخصی و نه حب و بغض خصوصی. آنچه در قلب علی جريان داشت و به وی انگيزه می داد، امتداد دعوت و خواسته های حبيبش محمد (ص) بوده است. همانکه به جای خويش، چيزی نبود جز ترجمان خواسته های خداوند. پس، چه منتی بر موحدان از اين بالاتر که خداوند با معرفی علی (ع) در غدير، ادامه و استمرار راه رهبری دين و عقيده را برای راهيان توحيد هموار و کامل کرد.
از غدير، ديگر برای پيروان موحد محمد (ص) مشخص شد که تنظيم چنان رابطه ی ولايت عقيدتی که مؤمنان با آن حضرت داشتند، گرفتار بن بست و آخر خط نيست و هم در حيات و هم در صورت فقدان محمد (ص) با علی (ع) پيموده خواهد شد و لاجرم پس از علی (ع) هم به همان نمط، با کسی که به جز علی، او هم تجسم و ترجمان توحيد باشد. باری، البته بايد او را شناخت از راه معرفی پيامبر(ص) يا به همان ترتيبی که گروه معروف به شيعيان علی درميان صحابه پيامبر(ص)، او را پيش از معرفی شدنش در غدير به همين صفت می شناختند.

۱۳۹۲ آبان ۱, چهارشنبه

يک جنجال تأخيری. چرا؟


دور اول مذاکرات رژیم با کشورهای 5+1 در ژنو
در آستانهٴ دور دوم مذاکرات هسته يی رژيم با 5+1 در ژنو، جنگ گرگها شدت و گسترش بيشتری يافته است. مهره ها و رسانه های باند رفسنجانی تنگناهای اقتصادی و اجتماعی را برجسته می کنند تا بدينوسيله به باند رقيب فشار بياورند. مثلاً روزنامه جمهوری، ناشر مواضع رفسنجانی می نويسد: «موج ضرورت افزايش قيمتها به خود دولت رسيده».
آخوندهاشم زاده هريسی، عضو خبرگان ارتجاع در ادامه اظهارات رفسنجانی در کرمانشاه، با ابراز وحشت نسبت به انفجار اجتماعی می گويد: «ممکن است در مقطعی برخوردهای امنيتی باعث ايجاد يک آرامش ظاهری در جامعه يا دانشگاه شود، ولی روزی اين فشارها سرباز می کند و ممکن است آثار مخربی به همراه داشته باشد». روزنامه حکومتی بهار منعکس کردن اين اظهارات را به ابزاری در جنگ باندی تبديل می کند و با ابراز نگرانی نسبت به آيندهٴ نظام، بن بست سرکوب را به رخ خامنه ای می کشد. رفيق دوست پرسابقه ترين تروريست نظام که زمانی وزير سپاه پاسداران خمينی بود، به نفع رفسنجانی وارد صحنه می شود و می گويد خمينی نگفته بود با آمريکا «قهر قهر تا روز قيامت». او از خمينی نقل می کند «مگر قرار است هزار سال با آمريکا اختلاف داشته باشيم؟». حتی پاسدار لاريجانی، امروز (چهارشنبه) از صندلی رياست مجلس ارتجاع به دفاع از رفسنجانی برمی خيزد. او بدون نام بردن، منصور ارضی، مداح خامنه ای را (که خواستار مرگ رفسنجانی شده بود)، مورد حمله قرار می دهد و می گويد: «تعابير زنندهٴ » او نسبت «به بزرگان سياسی کشور غيرمفيد و مضر است» و «توهين کردن به مقامات سياسی کشور شرعاً مجاز نيست». رئيس مجلس ارتجاع با اشارهٴ ضمنی به آنچه کيهان خامنه ای عليه رفسنجانی نوشته اضافه می کند: «اين گونه مناقشات با ادبيات پرتنش، اين تلقی را در طرفهای مقابل ايجاد می کند که ايرانيان در مجموعه يی از اختلافات درگير هستند و می توان بر آنها فشار بيشتری تدارک ديد».

کيهان، ارگان خامنه ای امروز (چهارشنبه) در ادامه جنگ بر سر حذف يا تثبيت شعار مرگ بر آمريکا بدون نام بردن، رفسنجانی را «ساده لوح»، پر «نخوت» با «تعصبهای باطل و لجاجتهای کور» و حتی «احمق» ناميده است.

جالب اين جاست که باند خامنه ای هم درست با همين استدلال لاريجانی، باندهای رقيب را عامل تضعيف موضع نظام در قبال دشمنان خارجی و برانگيختن آنها به تشديد فشار عليه رژيم معرفی می کند. مثلاً روزنامه جوان، ارگان بسيج ضدمردمی در سرمقاله اش می نويسد: «در اين نمی توان ترديد داشت که تند شدن مواضع آمريکايی ناشی از احساس ضعفی است که در طرف ايرانی احساس کرده و اين گمان را برده است که با توجه به سياه نمايی هايی که از سوی خود دولتمردان در هفته های اخير نسبت به وضعيت اقتصادی کشور صورت گرفته، افزايش فشارها می تواند طرف ايرانی را تا جلسه بعدی نشست ژنو به عقب نشينی بيشتر واداشته و به تعبير خود امتياز بيشتری را از ايران بگيرند. به گونه يی که حتی مسئولان را به عبور از اصول مصرح و خطوط قرمز نظام وادارند».

ارگان بسيج که مواضع بدنهٴ باند خامنه ای را تئوريزه می کند با نگرانی نسبت به گسترش يأس در ميان ريزشيهای اين باند افزوده است: «تلقی و برداشت تسليم و کوتاه آمدن نيروهای داخلی را مأيوس می کند و سبب می شود که در عرصه های حساس نتوان به اين پشتوانه اتکا کرد».

در ميان اقدام باند خامنه ای در ايجاد يک جنجال تأخيری ميزان نياز ولی فقيه طلسم شکسته به گل آلود کردن برکة نظام برای پوشاندن زهرخوری احتمالی و آرامش دادن تخديری به وحوش ريزشی باندش را نشان می دهد.

مهره ها و رسانه های خامنه ای به يکباره با علم کردن اظهارات سه هفته پيش وندی شرمن، معاون وزير خارجه آمريکا يک جنجال تأخيری به راه انداختند . او چند روز قبل از مذاکرات رژيم با 5+1 گفته بود: «فريب در دی.ان.آی رژيم ايران است». امروز رسانه های خامنه ای اين اظهارات را «اهانت به نظام» و «سياست کينه توزانه» خواندند. سه تن از اعضای کميسيون امنيت مجلس ارتجاع عربده کشی کردند. کيهان خامنه ای نوشت: «تيم هسته يی کشورمان با اين عنصر غيرقابل اعتماد آمريکايی به مذاکره ننشيند».

سؤال اين است که چرا همان روز که وندی شرمن رژيم را ماهيتاً فريبکار ناميد و هنوز چند روز تا مذاکرات فرصت بود، اين غوغا برنخاست و همان وقت خواستار توقف مذاکرات و پشت ميز ننشستن با او نشدند؟ سؤال ديگر اين است که چرا حالا پس از سه هفته يکباره چنين کر هماهنگی آغاز شد؟

جواب روشن است. نياز مبرم به مذاکرات برای گشوده شدن منفذی برای تنفس ايجاب نمی کرد که حتی يک روز مذاکرات به عقب بيفتد. همچنين روشن می شود که «شيفتگی» و «شيدايی» برای مذاکره آن چنان که رسانه های باند خامنه ای می نوشتند فقط مخصوص حسن روحانی و ظريف و باند رفسنجانی نبود، بلکه عوامل و رسانه های باند خامنه ای هم برای دستيابی به «فضای تنفسی»، «شيفته» و «شيدای» مذاکرات بودند.

دليل برپا شدن تأخيری اين جنجال در اين زمان هم روشن است. نياز خامنه ای به دود استتار برای پوشاندن لب زدن به جام زهر. نيازی که شدت طلسم شکستگی ولی فقيه ارتجاع را به نمايش می گذارد.

پيامهای وزير کار دولت فلسطين و دکتر نجات بوبکر پارلمانتر فلسطينی از جنبش فتح در همبستگی با مجاهدان ليبرتی و اعتصاب غذا کنندگان


اعتصاب غذای مجاهدان در لیبرتی
دکتر احمد مجدلانی وزير کار در دولت فلسطين:
 به برادران و خواهران اعتصاب غذا کننده در اعتراض به ربوده شدن ناشايست و غيرقانونی گروگانها. من خواستار آزادی فوری آنها هستم برای اين که بتوانند به مبارزه شان برای آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی ادامه بدهند.
دکتر نجات بوبکر نماينده پارلمان فلسطين:
هدف شما و هدف ما يکی است ايمان داريم شما در مقابله با تمام بنيادگرايان عمل نيک انجام می دهيد
برادران ما، فرزندان ما که در ليبرتی و اشرف به سر می برند، شرفايی که همواره پرچم مقاومت وايستادگی را در برابر دشمنان انسانيت حمل می کنند. آنهايی که خواهان آزادی هستند. آنهايی که از ديار خود رانده شده اند چون نمی خواستند تحت حکومت نظامی قرار بگيرند که درصدد قتل و گروگانگيری آنهاست.
به شما می گوييم که ما در فلسطين و به طور مشخص در سرزمين ربط و بيت المقدس بهم پيوند خورده ايم و اهدافمان يکی است و اين پيوند در ارتباط با همديگر و وجه مشترکی که داريم ايجاد شده است. کسی که خواسته ای دارد بايستی همواره قوی باقی بماند. زيرا کسانی که قوی باشند می توانند آنچه را که می خواهند به دست بياورند. و کسانی که ضعف نشان دهند نمی توانند پيروزی کسب کنند. به همين دليل ما معتقديم زنان در ليبرتی و در فلسطين به امر مهمی مشغول بوده اند و هم چنان مشغول هستند و اين مسئوليت را زنان با آگاهی بر دوشهای خود حمل می کنند. و اين چنين است که تمامی قفلها در مقابله با همه طاغوتها و ظالمان گسسته می شود. ما به شما می گوييم امروز صداهايمان را رساتر کرده و تلاشهايمان را ادامه می دهيم. ما به آنها می گوييم مأموريت ما با شما يکی است. ما هيچ ظلمی را چه عليه شما و چه عليه خودمان نمی پذيريم. ما به همه آنهايی که می خواهند آرمان شما را با ايجاد رعب و وحشت و با جابه جايی و يا با موشک باران نابود کنند می گوييم ما دست روی دست نخواهيم گذاشت و با شما در يک سنگر در تمامی محافل بين المللی خواهيم جنگيد. زيرا ما بر اين باوريم که هر کس ارتباطی با اهداف انسانی دارد، بايستی همواره گلوله ای باشد که صدای انسانيت را برساند. فقدان عدالت در محل شما و در کمپ شما، به خود آنهايی که سلاح قهر و ظلم و ستم را بر شما روا می دارند بر خواهد گشت.
خواهران و برادرانم در ليبرتی
برادرانم که هم چنان برای تحقق آرمانتان نبرد را ادامه می دهيد، برادرانی که همواره به خواهرانم کمک می کنيد از هر آنچه که داريد.
و به خصوص به خواهرانم در ليبرتی. به شما می گويم که من وخواهرانم در فلسطين با تمام آگاهی مان در کنار همه آنهايی خواهيم بود که اين مبارزه را پيش می برند و امام علی (ع) را به شما يادآور می شويم که دائماً می گفت: ”ارزش هرکس به اندازه ای است که نيکی کند“ به همين دليل ما ايمان داريم که شما در مقابله با تمام بنيادگرايان عمل نيک انجام می دهيد. بنابراين بر شما موفقيت و بر شما زندگی نوشته خواهد شد. کما اين که خداوند نيز شما را برای اين مأموريت سنگين انتخاب کرده است. از فلسطين و از ابريشم هايش و کوههايش و از جانب همه آنهايی که به حتميت پيروزی ايمان دارند به شما می گوييم آنهايی که کشتار می کنند نخواهند توانست ادامه دهند. به شما می گوييم که رسول خدا (ص) می گفت: ”مسلمان نيکوکار دستش را به خون آغشته نمی کند“. و به همه آنهايی که می خواهند دستانشان را به خون مسلمانان آغشته کنند می گوييم. اين خونها عليه آنها شهادت خواهند داد و از شما حسابرسی خواهند کرد. و همه شرفا و مخلصين در تمام جاها از آنها حسابرسی خواهند کرد. مسلمانان و مسيحيان و تمامی آزديخواهان دنيا.
دکتر نجات بوبکر از فلسطين - نماينده مجلس از جنبش فتح