۱۳۹۲ مهر ۶, شنبه

رفسنجانی : خودمان مقصريم

رفسنجانی


رفسنجانی در مورد کارنامه باند خامنه ای ـ احمدی نژاد گفت: اگر 8سال گذشته نبود که خودمان مقصرش هستيم، امروز جزو کشورهای مقتدر درجه اول بوديم چون پول زياد و آمادگی فراوان و نيروهای بسيار داشتيم.

از بوسه تا لنگه کفش

حمله به ماشین روحانی در فرودگاه


وقتی شيخ حسن روحانی به سفر نيويورک می رفت، خامنه ای رئيس دفتر خود آخوند گلپايگانی را برای بدرقه او به فرودگاه فرستاد تا شيخ حسن را با دعايی يا سفارشی در گوش و بوسه ای بر پيشانی روانه کند؛ اما وقتی روحانی از اين سفر برگشت، نمايندگان خامنه ای در فرودگاه با پرتاب لنگه کفش و شعار مرگ بر آمريکا از او استقبال کردند.
فاصلهٴ طولانی بوسه تا لنگه کفش که مساوی فاصلهٴ «نرمش قهرمانانه» تا «واگشت وحشت مدارانه» است، چرا چنين پرشتاب طی شد و چه پيامی دارد؟

مگر امامان جمعه بازارهای خامنه ای به طور زنجيره يی از حسن روحانی تعريف و تمجيد نکرده بودند، مگر ارگان خامنه ای (کيهان) که غروب جمعه زير چاپ می رود، با به به و چه چه کردن برای روحانی توی سر باند رقيب نزده و ننوشته بود: «آنها که برای يک ديدار اتفاقی مدتها برنامه ريزی می کردند!» از «صراحت و قاطعيت دکتر روحانی خرسند نشدند». پس چه شد که يکباره همه چيز چرخيد و بوسه به چنگ و دندان تبديل شد؟

پاسخ را می توان با اين دو خبر آغاز کرد:
حسن روحانی: به من اطلاع دادند که کاخ سفيد تماس گرفته و آقای اوباما مايل است تلفنی چند دقيقه يی با من صحبت کنه.
سوزان رايس مشاور امنيت ملی آمريکا: تماس تلفنی اوباما و حسن روحانی به پيشنهاد طرف ايرانی انجام شد.

تخطی شيخ اعتدال از منويات ولايت و دروغگويی و تلاش برای کلاه گذاشتن بر سر ”مقام عظمى“ چيزی نبود که خامنه ای بتواند از کنار آن بگذرد، در نتيجه بوسه به لنگه کفش و تعريف و تمجيدها به چنگ و داندان و عربده کشی باندی تبديل شد و جنگ قدرت در رأس نظام اوج تازه يی گرفت. جنگی که در روزهای آينده باز هم شدت خواهد يافت و بايد ديد که تکليف جام زهری که روی دست رفسنجانی و روحانی مانده است چه خواهد شد و آيا تا 23مهر که تاريخ بعدی مذاکره در ژنو است می توانند آن را در حلقوم خامنه ای خالی کنند يا خير؟

اما سؤال ديگری هم وجود دارد. مگر همهٴ شواهد از جمله ادعای «نرمش قهرمانانه» و بوسه بر پيشانی حسن روحانی در هنگام سفر به نيويورک از اين حکايت نمی کرد که خود خامنه ای هم با يک گام عقب نشينی يا يک قطره زهر موافقت کرده است. مگر پاسدار لاريجانی از يک «نرمش تاکتيکی» سخن نگفته بود و کيهان خامنه ای همچنين چيزی را تأييد نکرده بود، پس چه شد؟

جواب در هياهوی وحشت آلودی است که در پی به زبان آوردن عبارت «نرمش قهرمانانه» در درون باند خامنه ای برپا شد، وحشت از عواقب زهر از پايين به بالا منتقل شد و خامنه ای را وادار كرد «نرمش قهرمانانه» را به «واگشت وحشت بزدلانه» تبديل کند و برای حسن روحانی پيام بفرستند که هر گونه ملاقات اتفاقی و ديدار در راهرو يا مهمانی ممنوع است.

اين واگشت که در ادامه به چنين اوجی در جنگ قدرت منجر شد، نشان می دهد که حتی اگر خامنه ای هم تمايل داشته باشد برای خلاص شدن از محاصره خفه کننده بحرانها يک قطره زهر را بپذيرد، جسم فرتوت نظام ولايت ظرفيت آن را ندارد به طورى كه حتى به زبان آوردنش بر شتاب فروپاشی درونی اين نظام کشتی شکسته می افزايد.

تلويزيون ال ث يی :مجاهدين خلق يک کميته استقبال برای روحانی ترتيب دادند


تظاهرات در نیویورک
تلويزيون ال ث يی فرانسه گزارش داد روحانی در نيويورک تلاش کرده همه جا خودش را «مدره» معرفی کند، اما مجاهدين خلق يک کميته استقبال برايش در سازمان ملل ترتيب دادند و با اين تصاوير بسيار گويا از وی استقبال شد.

تکميلی :پرتاب کفش و تخم مرغ به روحانی و تجمع اعتراضی باندهای رقيب عليه او هنگام بازگشت وی به تهران




پرتاب کفش به روحانی و تجمع اعتراضی باندهای رقيب عليه او هنگام بازگشت وی به تهران
هنگام بازگشت آخوند روحانی به تهران با پرتاب کفش بسوی خودروی وی از او استقبال شد. خبرگزاری فرانسه ضمن مخابره اين خبر افزود: در حالی که ستون خودروهای حسن روحانی از فرودگاه مهرآباد تهران خارج می شد، شعار ”مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسراييل“ عليه او سر داده شد.
 گزارشگر تلويزيون الجزيره انگليسی به نقل از شاهدان عينی گزارش داد تجمع كنندگان به سمت خودرو روحانی تخم و مرغ پرتاپ كردند

به گزارش رسانه های حکومتی علاوه بر استقبال از روحانی با پرتاب کفش، باندهای رقيب تجمع اعتراضی عليه او برپا کردند.

خبرگزاری حکومتی مهر نوشت:
«همزمان با ورود روحانی به کشور تجمعاتی از سوی مخالفان مذاکره با آمريکا در فرودگاه مهرآباد شکل گرفت».
به گزارش رسانه های حکومتی تجمع کنندگان شعار می دادند: «مذاکره با شيطان اميد و تدبير نيست» و روی پلاکاردهايی که حمل می کردند نوشته بود: «نرمش قهرمانانه به معنای عبور از خط قرمز نيست»، «از چه زمانی ديگر خون جوانان ما از دستان ننگين آمريکا نمی چکد»، «هدف از مذاکره با آمريکا يک کار تبليغاتی است».

پرتاب کفش به روحانی در فرودگاه مهرآباد

پرتاب کفش به سمت روحانی


به گزارش خبرنگار خبرگزاری فرانسه، روز شنبه زمانی که حسن روحانی به کشور رسيد به خاطر تماس تاريخی وی با باراک اوباما با پرتاب کفش بسوی خودروی وی از او استقبال شد.
حدود60تن از تندروها در حالی که ستون خودروهای روحانی از فرودگاه مهرآباد تهران خارج می شد، شعار ”مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسراييل“ سر دادند.

۱۳۹۲ مهر ۵, جمعه

کوه همان موش سابق را زاييد



جلسه 5+1 درنیویورک
در ميان سر و صداهای زياد باند رفسنجانی و تبليغ بی وقفهٴ او برای يک جام زهر تازه و پس چند روند جنگ شديد قدرت در رأس نظام ولايت و ناچاری خامنه ای به ارائهٴ طنز «نرمش قهرمانانه»، سرانجام کوه مذاکرات وزيران خارجه 5+1 با وزير خارجه رژيم، همان موش سابق را زاييد و رسانه ها حاصل اين مذاکرات در دو عبارت خلاصه کردند: «فضا خوب بود» و «برای ملاقات بعدی توافق کرديم».
وزير خارجه آمريکا آن روی ابراز خشنودی خانم اشتون و خودش را در يک عبارت پر معنی خلاصه کرد: «يک ديدار و تغيير لحن گرچه خوشايند است اما برای حل اين مشکل کافی نيست».

تلويزيون سی.ان.ان در تفسير خود گفت: «بگذاريد صادق باشيم. اينها حرف و حرف است. هيچ چيز مادی از آن بيرون نيامده است، جز اين که قرار است در 15 و 16اکتبر دوباره ملاقات کنند... اين گفتگوها از سال 2006 جريان داشته. قبل از اين گفتگوها هم در همين نقطه بوديم، هيچ نتيجه يی نداشته است».

حالا توپ با نيشخند خاصی در زمين رفسنجانی می چرخد. به همين دليل اين بار نوبت او است که بايد فکری به حال غر و لندهای ريزشيهای باندش بکند. البته او معمولاً در دجالگری کم نمی آورد، روز پنجشنبه حتی قبل از اين که نتايج رسمی مذاکرات 5+1 و رژيم اعلام شود، او به صحنه آمد تا با عبارت «نيويورک، آغاز دوباره عزت»، صورتش را پيش دلمردگان و مأيوس شدگان باندش سرخ نگه دارد. او که به بهانهٴ ديدار «جمع کثيری از اقشار مختلف مردم و يادگاران جنگ تحميلی» به صحنه آمده بود، مثل تسبيحی که هربار از جيبش در می آورد، همان ورد ثابت جام زهر امام را تکرار کرد و باز هم برگی رو از آرشيوش بيرون کشيد و گفت: «وقتی دو سه ماه بعد از پذيرش قطعنامه به محضر امام رسيدم ايشان به من گفتند امروز احساس می کنم که نوشيدن جام زهر چقدر برايم شيرين بود».

شايد رفسنجانی می خواهد به اين ترتيب به لب و لوچهٴ آويزان گردانندگان روزنامه های باندش سر و سامانی بدهد و بگويد فعلاً سه ماه صبر کنيد. همانها که با ناکام ماندن وعده هايشان برای چاپ عکس يک ملاقات تاريخی و گشايش سريع در مذاکرات اتمی بور و بی رمق شده اند. تأييد عملکرد روحانی توسط امام جمعهٴ نمره موقت خامنه ای در نمايش جمعه هم همين واقعيت را نشان می دهد. ابراز خشنودی خامنه ای از زبان نماينده اش که توانسته نتيجه بندبازی روحانی ميان باندها را به نفع و به نام خودش ثبت کند. اما آيا خامنه ای برنده اين صحنه بوده است؟ جواب منفی است، زيرا با توجه به شرايط موجود و حلقه تنگ شوندهٴ بحرانها بر گردن نظام ولايت، زمان به هيچ وجه به نفع رژيم نيست. واگشتی که خامنه ای در طرح توافق شده باندها برای سفر روحانی به
نيويورک ايجاد کرد، به جنگ قدرت در رأس نظام بيش از پيش دامن خواهد زد اين جنگ تا دور بعدی مذاکرات که قرار است در روز 23مهر در ژنو برگزار شود، هر چه بالا و بالاتر خواهد گرفت. شتاب فروپاشی درونی نظام روزبه روز بيشتر خواهد شد بنابراين خامنه ای مجبور است هرچه زودتر تصميم نهايی خودشان را بگيرد: جام زهر اتمی يا رفتن در مسير رويارويی با جامعه جهان و حذف و تصفيه و انقباض درونی.

پاسدار احمدی مقدم: نوشيدن جام زهر و نرمش قهرمانانه

پاسدار احمدی مقدم


پاسدار احمدی مقدم، سرکرده نيروی انتظامی گفت: امام وقتی که قطعنامه 598 را پذيرفت، اعلام داشت که جام زهر را نوشيدم. بايد توجه داشت که زمانی، شرايطی پيش می آيد که انسان مجبور است يک قدم به عقب بيايد و با نرمش قهرمانانه به دنبال هدف اصلی و بزرگتر باشد.

نخست وزير ژاپن: پنجرهٴ فرصت برای هميشه باز نخواهد ماند

شینزو آبه نخست ‌وزیر ژاپن
شينزو آبه نخست وزير ژاپن، خواستار ”پيشرفت مادی“ در حل و فصل پرونده هسته يی رژيم ايران شد. وی گفت: پنجرهٴ فرصت برای هميشه باز نخواهد ماند...


۱۳۹۲ مهر ۴, پنجشنبه

نيويورک تايمز: افتضاح روحانی در مصاحبه با سی.ان.ان


آخوند روحانی

نيويورک تايمز از يک افتضاح در مصاحبه آخوند روحانی با سی.ان.ان خبر داد. نيويورک تايمز نوشت: رئيس جمهور رژيم ايران بر سر هولوکاست به تله می افتد. روحانی در مصاحبه با سی.ان.ان هولوکاست را ”شرم آور و قابل محکوم کردن“ توصيف کرده بود. اما خبرگزاری رژيم ايران با ”ساختگی“ خواندن اين مصاحبه که توسط يکی از مترجمين خود رژيم از فارسی به انگليسی ترجمه شده بود، گفته است روحانی اين حرف را نزده است و سی.ان.ان آن را به دروغ توليد کرده است.

انعکاس تظاهرات نيويورک در روزنامه الزمان



روزنامه الزمان عراق عکسی از تظاهرات بزرگ نيويورک در اعتراض به حضور آخوند روحانی در ملل متحد و فراخوان به آزادی 7 گروگان اشرفی را در صفحنه اول خود درج کرد.

اعدام ۶زندانی از جمله يک زن در گوهردشت کرج

زندان و اعدام


رژيم ضدبشری آخوندی 6زندانی از جمله يک زن را در زندان گوهردشت کرج بدار آويخت. زنی که حلق آويز شد از زندان قرچک ورامين برای اجرای حکم اعدام به زندان گوهردشت منتقل شده بود. وی از ۱۰ سال پيش تا کنون در زندان به سر می برد. اين اعدامها همزمان با حضور آخوند روحانی در سازمان ملل متحد در نيويورک صورت می گيرد.

حضور قدرتمند و حضور بی رونق



تظاهرات بزرگ نیویورک
روز سه شنبه دوربينها و خبرگزاريها دو حضور متفاوت را در چهار راه جهان به نمايش گذاشتند، يکی در ساختمان ملل متحد و ديگری در خيابان مقابل آن. يکی پشت تريبون غصبی مردم ايران، تريبون رسمی مجمع عمومی ملل متحد و ديگری در خيابان، بدون هيچ تريبون و امکان رسمی.
اما کدام حضور پرقدرت تر، محبوبتر و با صدايی رساتر بود؟ آن که تريبون رسمی را غصب کرده بود، يا آن که جز تلاش اشرفی گونهٴ هموطنان آزاده چيزی نداشت.
و کدام حضور بی رونق و پرشکاف و پرتناقض بود؟ آن که در موضع اپوزيسيون بود و دستش از مظاهر رسمی و کلاسيک قدرت خالی بود يا آن که همهٴ مظاهر رسمی و مادی قدرت را با غصب امکانات يک ملت و کشور در اختيار داشت.

نگاهی به انعکاس گسترده تظاهرات ايرانيان اشرف نشان می تواند ما را به پاسخ نزديک کند. قدرتمندی اين حضور را می توان در تصاويری که تمامی خبرگزاريها و تلويزيونهای مهم منعکس کردند به خوبی ديد. گزارشگر الجزيرهٴ انگليسی از صحنه گفت: «صدای اپوزيسيون ايران در آمريکا بسيار بلند است» و خبرنگار ديگری صحنه را در يک عبارت خلاصه کرد: «يک تظاهرات عظيم». باز هم پاسخ را می توان در عزمهای جزم و استوار، در مشتهای گره کرده، در خروش پر طنين، در شعارهای خشمگينانه اشرف نشانها و در سخنان کوبندهٴ برجسته ترين شخصيتهای سياسی آمريکا ديد که روحانی را عامل «سلاخی انسانها در شورای امنيت رژيم» معرفی می کردند، مدره جلوه دادن او را «تبليغاتی شنيع» می دانستند و «فريب مجدد آمريکا از ملاها نشان حماقت!».
آنها در سخنانشان می گفتند: قهرمانان جان باخته در اشرف شهيدان راهگشای اميد و آزادی برای جهان هستند که بايد در برابر آنان تعظيم کرد و برای آنان کف زد.

متقابلاً حضور پرشکاف و تناقض آخوند روحانی در موضع رئيس جمهور نظام ولايت بود که بر فراز تريبون غصبی مردم ايران در مجمع عمومی، بی رنگ و بی رونق می نمود.
او که در محاصره چنگ و دندان رقبا و هم بانديهای خودش، پشت تريبون رفته بود، در ادامه بندبازی ميان باندها، راهی جز تکرار همان کلی گوييهای اسلاف خودش يعنی خاتمی شياد و احمد ی نژاد هزارتير البته با الفاظی رنگ آميزی شده، نداشت، حرفهايی از اين قبيل که: «مردم جهان از جنگ، خشونت و افراط خسته اند» و «اميد، بی ترديد يکی از بزرگترين نعمتهای خداوند مهربان است» و «بکوشيد نيکی به کارآوريد!».

بور شدگی باندهای طرفدار خاتمی که وعدهٴ انتشار عکسی از يک ملاقات تاريخی را در روزنامه هايشان داده بودند، از سوی ديگر، ريشهٴ شکاف در اظهارات روحانی را نشان می داد. آنها در روزنامه های چهارشنبه با حسرت به دلی در مورد آن ديدار رؤيايی نوشتند: «شايد وقتی ديگر!». تلويزيون رژيم که توسط باند خامنه ای اداره می شود، اظهارات پر حسرت آخوند روحانی به سی.ان.ان را در مورد رؤيای محقق نشده اش پخش کرد که می گفت: «صحبتهايی بود که ملاقاتی بين من و رئيس جمهور اوباما انجام شود، آمادگيهايی هم صورت گرفت… در واقع در وضعی خاص اين کار می توانست انجام شود، ولی معتقديم برای اين کار زمان کافی برای تنظيم ديدار نبود». ولی در خصوص آب کردن يخها بايد بگويم که اين يخها در حال شکستنند». خبرگزاری رويتر هم گزارش داد: «مقامات ايرانی گفتند که انجام چنين کاری (يعنی ديدار و مذاکره مستقيم) بسيار پيچيده است».

و کيهان خامنه ای هم با زدن توسری نهايی به اين باندهای بور شده، در يادداشت روز چهارشنبه اش نوشت: «اگر در اين صحنه روشن و بدون ابهام، جماعتی ذوق زده شده اند و منفعلانه با تيترها و نوشته های خاص! برای حريف سوت و کف می زنند حساب شان از مسئولان و مردم جداست».
روشن است که افاضات آخوند روحانی در چنين فضايی و در حال بندبازی ميان باندهای متخاصم نمی تواند جز کلی گوييها و لفاظيهای معمول رژيم، البته اين بار حاوی تناقضهای ناشی از شکاف در رأس نظام باشد. و چنين بود که مفسران افاضات روحانی را دوگانه و رو به دو مخاطب متفاوت، يکی در مجمع عمومی و ديگری در داخل ايران (يعنی باندهای رژيم) ارزيابی کردند.

اما بی رونق يک توصيف کافی نيست، برای بيان وضعيت رژيم و نماينده اش يعنی حسن روحانی در اين صحنهٴ بين المللی بايد به خروش پرطنين اشرف نشانها و انعکاس گسترده آن در رسانه های جهان نگاه کرد که سيلی محکم ملت ايران به دست اشرف نشانها بر بناگوش خامنه ای، رفسنجانی و روحانی بود. نمودی از خشم عظيم خلق که به زودی در رستاخيز بزرگشان بند از بند ولايت پر جنايت حاکم بر ايران خواهند گسست.

۱۳۹۲ مهر ۳, چهارشنبه

انعکاس تظاهرات در مقابل ساختمان سازمان ملل در رسانه های عربی



تظاهرات در مقابل ساختمان سازمان ملل
تلويزيون الاخباريه: مخالفان رژيم ايران در مقابل ساختمان سازمان ملل در نيويورک تظاهرات کردند. تظاهر کنندگان پلاکاردهايی را عليه روحانی بلند کرده بودند و شعارهايی را عليه رژيم و اعمالش سر می دادند.
تظاهر کنندگان همچنين مذاکرات آمريکا با رژيم ايران را محکوم و تأکيد کردند اين رژيم مخالفان خود را می کشد و دنبال خريدن وقت است.

تلويزيون التغيير:
هزاران تن از ايرانيان تظاهرات بزرگی را در اعتراض به شرکت رئيس جمهور رژيم ايران در شصت و هشتمين اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نيويورک برگزار کردند. تظاهر کنندگان گفتند روحانی را می توان به هر چيزی جز ميانه رو توصيف کرد.
آنان سازمان ملل و آمريکا را به اقدام فوری برای تضمين امنيت مخالفان ايرانی در عراق فراخواندند. تظاهر کنندگان همچنين از حکومت عراق خواستند هفت ايرانی مخالف را که در تهاجم نيروهای عراقی به کمپ اشرف در اول سپتامبر به گروگان گرفته شدند، آزاد کند.
مريم رجوی در پيامی به تظاهر کنندگان گفت: تظاهرات شما بيانگر اين فرياد است که چرا ايالات متحده و سازمان ملل از آخوندهايی استقبال می کنند که در تصميم گيری بر سر کشتار ساکنان کمپ اشرف مشارکت کرده اند.

اد رويس: به لفاظی روحانی نياز نداريم، بايد فعاليت اتمی متوقف شود

ادوارد رویس رئیس جدید کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا


اد رويس رئيس کميته روابط خارجی مجلس نمايندگان آمريکا طی بيانيه يی درباره سخنرانی آخوند روحانی در مجمع عمومی ملل متحد گفت:
”ما نياز به حرف زدن از طرف روحانی نداريم، ما نياز به اقدام از طرف رژيم تهران داريم. تعهد اين رژيم به مذاکرات نبايد با لفاظی ارزيابی شود، بلکه با توقف فعاليتهای اتمی آن بايد ارزيابی شود. از طريق تحريمهای اقتصادی فلج کننده ما می توانيم به افزايش فشار روی اين رژيم ادامه دهيم و توانايی آن را برای دستيابی به تسليحات اتمی هدف قرار دهيم.

تلويزيون سی.بی.اس آمريکا: هزاران نفر در نزديک سازمان ملل در اعتراض به حسن روحانی رئيس جمهور رژيم ايران تظاهرات کردند

تظاهرات نیویورک علیه سفر حسن روحانی


روز سه شنبه هزاران نفر در نزديک سازمان ملل در اعتراض به حسن روحانی رئيس جمهور رژيم ايران تظاهرات کردند. تعدادی از سياستمداران بلندپايه گفتند صحبتهای اخير روحانی برای گشايش گفتگو با آمريکا صرفاً فريب است. آنها به اين تظاهرکنندگان که در حال تکان دادن پرچمهای سبز و سفيد و قرمز هستند، پيوستند.
آنها می گويند، پيش از اين که آمريکا هر گونه مذاکره يی را شروع کند، رژيم ايران بايد نشان دهد که از تلاش برای ساختن تسليحات اتمی دست کشيده است.
امير عمادی گفت: ”اوباما فکر می کند با يک فرد ميانه رو دست می دهد، او در واقع با کسی دست می دهد که دستانش به خون آغشته است. روحانی مردم ايران را نمايندگی نمی کند“.
عمادی گفت، پدر او يکی از 52نفری بود که در يک کمپ پناهندگی در عراق در اوايل اين ماه به دستور روحانی رئيس جمهور رژيم ايران کشته شدند.
پاتريک کندی، فرياد زد: ”اين شهيدان قتل عام شدند. به خاطر اين که آنها جرأت اين را داشتند که رؤيای ايرانی دموکراتيک را داشته باشند“.
رودی جوليانی، شهردار سابق نيويورک و جان بولتون سفير سابق آمريکا در سازمان ملل در بين سخنرانان در تظاهرات روز سه شنبه بودند.
جوليانی گفت، ”سازمان ملل و آمريکا روی خود را از کشتار در اشرف برگرداندند. اين سياست بايد متوقف شود“.
جوليانی افزود: ”دستان روحانی به خون آغشته است. روحانی يک ميانه رو نيست، بلکه يک قاتلی است که آمريکاييها نمی توانند به او اعتماد کنند.

فراخوان به تضمين حفاظت ليبرتی

صحنه ای ازانعکاس تلویزیون التغییراز تظاهرات بزرگ نیویورک


تلويزيون التغيير: هزاران تن از ايرانيان تظاهرات بزرگی را در اعتراض به شرکت رئيس جمهور رژيم ايران در شصت وهشتمين اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نيويورک برگزار کردند. تظاهر کنندگان گفتند روحانی را می توان به هر چيزی جز ميانه رو توصيف کرد. آنان سازمان ملل و آمريکا را به اقدام فوری برای تضمين امنيت مخالفان ايرانی در عراق فراخواندند.

لوموند: تظاهر کنندگان در نيويورک: روحانی آدمکش است

تظاهرات بزرگ نیویورک


روزنامه فرانسوی لوموند نوشت: درست زمانی که روحانی همه تلاش خود را به کار می برد که تصويری ميانه رو از خود نشان بدهد، مخالفان حکومت ايران در تظاهراتی در مقابل مقر ملل متحد در نيويورک او را ”آدم کش“ لقب دادند و فرياد می زدند که دستهای او به خون آلوده است. معترضان می گفتند: او بار ديگر مانند اسلاف خود برای فريب غرب آمده است. يک ايرانی تظاهر کننده به خبرنگار لوموند گفت: تنها طی چند هفته که از رياست جمهوری روحانی می گذرد 225نفر در ايران اعدام شده اند.

تظاهرات عليه روحانی در نيويورک: روحانی و احمدی نژاد دو روی يک سکه هستند

صحنه ای از انعکاس شبکه عربی بی بی سی از تظاهرات بزرگ نیویورک


شبکه عربی تلويزيون بی.بی.سی: ايرانيان مخالف در نيويورک عليه رژيم ايران تظاهرات کردند. آنها نام احمدی نژاد را با حسن روحانی عوض کرده و عليه وی شعار دادند. تظاهر کنندگان می گويند: روحانی و احمدی نژاد دو روی يک سکه هستند. تعدادی از شخصيتهای آمريکايی نيز از اين تظاهر کنندگان حمايت کردند.

تظاهرکنندگان در نيويورک خواستار سرنگونی رژيم ايران شدند

صحنه ای ازانعکاس تلویزیون البابلیه از تظاهرات بزرگ نیویورک


تلويزيون البابليه: اپوزيسيون ايران عصر سه شنبه در مقابل مقر سازمان ملل در نيويورک تظاهراتی در مخالفت با رژيم حاکم برگزار کرد. تظاهر کنندگان در شعارهای خود خواستار سرنگونی رژيم ايران و برقراری دموکراسی در کشورشان شدند.

ابوعطای شيخ اعتدال

آخوند روحاني



در برکه در حال خشکيدن نظام ولايت که اين روزها بر اثر زد و خورد باندها آبش به شدت گل آلود و فضايش غبار آلود است، آواز ابوعطا کم بود که اجرای آن را شيخ اعتدال به عهده گرفت. می گويند وقتی آب سر بالا می رود، قورباغه ابوعطا می خواند، اما اين بار ابوعطای روحانی فقط به خيال و در رؤيای سربالا رفتن آب است.

کمتر از يک هفته پس از پارادوکس پرانی خامنه ای تحت عنوان «نرمش قهرمانانه»، باندهای ولايت در وحشت از گسترش ريزشيها به دست و پا افتاده اند تا رعشه های ناشی از همين کلمه «نرمش» را خنثی کنند، زيرا بدنهٴ نظام حتی ظرفيت همين عبارت دو پهلوی خامنه ای را هم ندارد. کيهان ولايت که روز گذشته اشارات باند رفسنجانی به «نرمش قهرمانه» را تحريف قلمداد کرده بود، حالا با طعنه به رفسنجانی و روحانی تيتر زده است: «مصافحه کافی نيست بايد به شيطان بزرگ باج بدهيد». ارگان خامنه ای در عنوان يادداشت روزش به روحانی پشت پازده و نوشته است: «دست می دهند که پشت پا بزنند» و به اين ترتيب رؤياهای روحانی را هدف حملات پر نيش و کنايه و شديد قرار داده است. رؤيايی که روزنامه هم باندی روحانی به نام بهار آن را در اين تيتر خلاصه کرده است: «تاريخ در انتظار عکسی به ياد ماندنی!».

حالا در اين ميانه و در چنين شرايطی، بشنويد از ابوعطای شيخ اعتدال که از ميان اين آب گل آلود چنين می خواند: «می خواهيم چهرهٴ واقعی ملت ايران را نشان دهيم» و يک روزنامه باندی ديگر موسوم به «راه مردم» هم در اين مورد تيتر می زند که «امشب پيام 70 ميليون ايرانی از زبان روحانی».

اما آيا آب، آن چنان که روحانی آرزو می کند سربالا خواهد رفت؟ روشن است که هرگز! هيچ کس دعاوی شيخ جنايتکار را به حساب حرف مردم ايران نخواهد گذاشت، زيرا نمايندگان واقعی مردم ايران، صف در صف در برابر ساختمان ملل متحد ايستاده اند. پيام مردم ايران را در خروش پر توان اين اشرف نشانهای شيراوژن می توان شنيد و لمس کرد. همان ايرانيان غيوری که با عزم حداکثر و با جوشش خون قهرمانان کهکشان اشرف در رگهايشان پيام 70ميليون ايرانی را به گوش همهٴ هيأتهای حاضر در ساختمان ملل متحد رساندند. خروشی که از پنجره های بسته عبور کرد و به گوش همهٴ نمايندگان ملتها رسيد که روحانی جزيی کوچک از جسد فرتوت ديکتاتوری ولايت فقيه است. او قاتل دانشجويان و مردم ايران است، شيخی که 16سال گردانندهٴ شورای امنيت رژيم برای سرکوب مردم بود. اين فقط حرف مقاومت ايران نيست، سابقه او را همقطاران سابق و رقيبان امروزيش در مناظره های کذايی نمايش انتخابات، آشکار کردند و روی دايره ريختند.

پس هزاران درود بر اشرف نشانهای حاضر به جنگ بر سر چهار راههای جهان، آنان که با خروش پرطنينشان پرچم مقاومت و ارتش آزاديبخش ملی ايران را بر بام جهان به اهتزاز درآورده اند.

۱۳۹۲ مهر ۱, دوشنبه

جام زهر با اجازه يا بی اجازه

روحانی و خامنهاى

هر روز که می گذرد، بلبشو و جنگ و جدال لفظی در رسانه های حکومتی، در مجلس آخوندی و ساير نهادهای ولايت تشديد می شود.
علت، وحشت ريزشيهای نظام است که فضای نگرانی و فشار را به رأس رژيم صادر می کنند، اين فضای نفرات پايين و ميانی، وحشت سرکردگان نگران را مضاعف می کند و در نتيجه به صورت واکنشهای تندتر نسبت به برنامه رفسنجانی ـ روحانی و تشديد حملات عليه آنها ظاهر می شود. فضای نگرانی آن چنان از پايين به بالا و از بالا به پايين نظام جريان دارد که کيهان خامنه ای مجبور شده برای خوشايند ريزشيها رسانه های باند رقيب را «نشريات زنجيره يی» بنآمد و آنچه را که در مورد سفر روحانی و سلام و عليکهای احتمالی در راهروهای نيويورک می نويسند، «تکميل پازلهای طراحی شده از سوی طرف آمريکايی» معرفی کند.

از طرف ديگر رسانه های باند رفسنجانی و دستجات وابسته به اين باند آن چنان دامن از دست داده و به مجيزگويی و درخواست و نامه های فدايت شوم نويسی روی آورده اند که باعث نگرانی کارگزاران خودشان شده است.

مثلاً يکی از روزنامه های نزديک به رفسنجانی (مردمسالاری) با يادآوری اين که فعلاً «نه به بار است، نه به دار»، هشدار داده که «نبايد اهداف و برنامه های» اين سفر را «آن قدر بزرگ و دست نيافتنی» کرد که «بعد از انجام سفر، دست مايهٴ توقعات خودساخته مخالفان افراطی قرار گيرد که چرا نشد و يا اهداف سفر ناکام ماند؟»

اما نکته قابل توجه اين است که سفر کذايی درست در بحبوحهٴ اين کشمکشهای باندی و جنگهای فزايندهٴ لفظی، با خبر ديدار روحانی و خامنه ای شروع شد. تلويزيون رژيم گفت: خامنه ای در اين ديدار برای او «آرزوی موفقيت» کرد.

حالا سؤال اين است که آيا در زير پوشش همهٴ دود و دمهای رسانه يی، خامنه ای آن طور که در برخی روزنامه های باندی درز کرده طرح روحانی برای مذاکرات را تأييد کرده و به او اجازه داده است؟ يا برايش محدوده تعيين کرده يا اساساً مخالفت کرده است.

اعلام «آرزوی موفقيت» از سوی خامنه ای توسط تلويزيون رژيم آيا صرفاً مصرف خارجی دارد يا به معنی اجازه دادن به روحانی برای امضای جام زهر است در صورتی که فريب کارساز نباشد؟ پاسخ به زودی مشخص خواهد شد.

۱۳۹۲ شهریور ۲۵, دوشنبه

قند نيويورک، زهر ولايت



خامنه‌ای، حسن روحانی، رفسنجانی
خبر اذعان اوباما به نامه نگاری با روحانی در شرايطی که شيخ اعتدال و سرپرستش رفسنجانی، بی قرار رسيدن زمان سفر به نيويورک هستند، آن چنان دهانشان را آب انداخته که از روزنامه هايشان هم سرازير شده است: «فرصتی بزرگ» است، بايد نشان دهيم که «شرايط در ايران تغيير کرده» و «تنش زدايی» جايگزين «تنش زايی» شده. بايد نشان دهيم که «به معنای واقعی کلمه از تنش و فاصله داشتن با کشورهای ديگر بيزاريم» تا «تا بلکه به طريقی گره هسته يی باز شود».
همين روزنامه ها رودرروی حرفهای خامنه ای که هفته پيش گفته بود: «بايد در مقابل دنيای غرب مقتدر بود… و اقتدار درونی را افزايش داد». به نقل از ظريف وزير خارجه روحانی بر «نياز فهم دقيق از روابط بين الملل» تأکيد کرده و نوشته اند: «آنچه امروز به ما قدرت داده، تفکر فرامرزی» است. همچنين در مقابل تأکيد خامنه ای بر «توليد علم» (بخوانيد هسته يی)، حرف ظريف را مبنی بر «توليد فهم» در پيشبرد سياست خارجی علم کرده اند که منظورش آويختن به جايی است که خامنه ای آن را دشمن معرفی است.
به نظر می رسد «قند» نيويورک، که حاصل نشده کام روحانی و رفسنجانی را شيرين کرده، همان چيزی است که برای «مقام ولايت» طعم زهر دارد. به همين دليل در آستانهٴ سفر روحانی به نيويورک، خامنه ای کليه ابزارهايش را اعم از رسانه يی يا سردمداران و نمايندگانش در ارگانهای مختلف نظام، به حرکت درآورده تا تک هماهنگی را با تاکتيک احاطه از جلو و پهلو به اجرا بگذارند. روزنامه حکومتی رسالت ارگان باند مؤتلفه از مقابل حمله می کند و می نويسد: «آنها هنوز از بازگشت به ميدان ”افراط“ آن هم با نقاب ”اعتدال“ نااميد نيستند». کيهان خامنه ای اما که محور اصلی تهاجم را به عهده دارد، حمله شديدی را از پهلو آغاز می کند و مانند آخوند موحدی کرمانی در نمايش جمعهٴ گذشته، فرياد «گرانی» و «بيکاری» بر می آورد و می نويسد پس «کليد تدبير جناب روحانی» چه شد و چرا وعدهٴ او مبنی بر «گشايش» طی 100روز، به وعدهٴ «گزارش» در صدمين روز تبديل شده است.
از طرف ديگر، در حالی که روزنامه های باند خامنه ای دود و دم به راه می اندازند که آمريکا بر اثر تهديدهای آنان وحشت کرده و از جنگ در سوريه جاخالی داده است، روزنامه های نزديک به رفسنجانی از تأثير وعده های «تعامل» در مناسبات خارجی دم می زنند و می نويسند: «امواج مثبت کنونی تأثير تعيين کننده يی در تغيير رويکرد آمريکا در خصوص سوريه گذاشت و صدای طبل جنگ، فروکش کرده و صدای ديپلوماسی جايگزين آن گرديده است».
البته آنچه خبرگزاريها به نقل از اوباما منعکس کرده اند نشان می دهد که احتمالاً در مذاکرات اتمی، ديگر تاکتيک فريب برای روحانی و رفسنجانی کارساز نخواهد بود و راهی جز خوراندن زهر به «مقام ولايت» در پيش نخواهند داشت. خبرگزاريها نقل کرده اند که اوباما در مصاحبه با ای.بی.سی گفته است: «شک من اين است که آيا رژيم ايران تشخيص می دهد که نبايد اين برداشت را بکند که حمله نکردن ما به سوريه به معنی حمله نکردن به رژيم ايران هم خواهد بود»
به اين ترتيب به نظر می رسد زمان تصميم گيری خامنه ای برای انتخاب مسير فرا رسيده است: سرکشيدن جام زهر يا رفتن در مسير انقباض و تصفيه و جنگ قدرت فروپاشنده درونی با رفسنجانی؟

اسناد تکان دهنده جديدی از جنايت عليه بشريت توسط نيروهای مالکی در قتل عام اشرف ـ ۱۰شهريور ۱۳۹۲



تازه ترين فيلم منتشر شده از قتل عام مجاهدين در اشرف در روز 10شهريور، سندی است که شدت وحشيگری حيوانی مزدوران مالکی که دست به اين جنايت عليه بشريت زده اند را يك بار ديگر به ثبت می دهد.
قسمتی از اين فيلم موقعيت محل شهادت مجاهد قهرمان بيژن ميرزايی را نشان می دهد که به ورودی ميدان لاله شناخته می شود. در اين فيلم مشخص است که کيوسکی که بيژن در آن به شهادت رسيده است به فاصله کمی از محل استقرار نيروهای عراقی قرار دارد. آثار رگبار گلوله ها بر اين کيوسک به وضوح به چشم می خورند. از پيکر خونين بيژن آشکار است که او مورد اصابت اين رگبار قرار گرفته و مجروح شده است. مزدوران سپس به داخل کيوسک رفته و به پيشانی بيژن مجروح که پيکرش در آستانه در کيوسک بر زمين افتاده از فاصله نزديک تير خلاص زده و او را به شهادت رسانده اند. اين صحنه ها نشان می دهند که رگبار بستن به کيوسک، و تير خلاص زدن به مجاهد مجروح مستقر در آن زير چشم نيروهای مستقر در ورودی ميدان لاله و به فاصله چند متری از آنها صورت گرفته است.

در اين صحنه همچنين می بينيم که چگونه مجاهدين به همراه مأمور يونامی چند ساعت بعد از درگيری امکان مراجعه به اين کيوسک که در نزديکی نيروهای عراقی است را پيدا می کنند و اقدام به خارج کردن پيکر پاک بيژن می کنند.

صحنه های بعدی پيکر پاک شهيدان قهرمان مجاهد امير نظری و امير حسين افضل نيا را نشان می دهند. اين دو نفر در نزديکی جاده در برابر مسجد فاطمه زهرا به شهادت رسيده اند. در صحنه محل کشيده شدن پيکر اين دو شهيد ديده می شود. بر يکی از دستان امير قهرمان دستبند فلزی و بر دست ديگرش دست بند پلاستيکی قرار داد. در صحنه ها رسيدن مجاهدين بر سر پيکر اين شهيدان به همراه مأموری از سازمان ملل ديده می شود.

صحنه های ديگر اسناد تکان دهنده يی از جنايت عليه بشريت را به ثبت می رسانند. تصاوير باز هم بيشتری از کلينکی که مجاهدان مجروح به آن منتقل شده بودند و نيروهای مالکی به آن جا يورش برده و تمامی مجروحان را به شهادت رسانده اند! در اين قسمت از فيلم پپکر امدادگر حاضر در کلينيک مجاهد قهرمان سعيد نورسی ديده می شود که تا آخرين لحظه قبل از شهادتش در تلاش برای نجات جان همرزمانش بوده است. مزدوران او را در حالی به شهادت می رسانند که هنوز وسائل پانسمان مجروحان را از دست نينداخته است.

تأکيد وزرای خارجه فرانسه، آمريکا و انگليس بر ضرورت انهدام تسيلحات شيميايی رژيم سوريه و حمايت آنان از از اپوزيسيون رژيم اسد


كنفرانس خبرى وزراى خارجه آمريكا،فرانسه وانگليس درپاريس

لوران فابيوس در يک کنفرانس مشترک خبری با جان کری وزير خارجه آمريکا و ويليام هيگ وزيرخارجه انگلستان در پاريس گفت: ”رژيم سوريه هيچ گزينه ديگری جز انهدام تسليحات شيميايی ندارد“. وی حمايتش را از ائتلاف ملی سوريه اعلام کرد و گفت: ”ما روی حمايتمان ا زائتلاف ملی سوريه حساب کرده ايم“.
در اين کنفرانس خبری، ويليام هيگ وزير امور خارجه انگلستان، بر ضرورت اقدام فوری توسط شورای امنيت تأکيد کرد و گفت: ”اولين اولويت ما اين است که اقدام فوری لازم توسط شورای امنيت در قطعنامه شورای امنيت قيد شده باشد“. وی همچنين بر ضرورت فشار بر رژيم بشار اسد برای تحويل دادن سلاحهای شيميايی تأکيد کرد: ”اين رژيم اسد است که اين سلاحها را ذخيره کرده و مکرراً عليه مردم سوريه استفاده کرده است. بنابراين فشار بر آنها تا اجرای اين توافق به طور کامل حفظ خواهد شد“ ...
هيگ هميچنين بر حمايت از تصميم ائتلاف ملی سوريه حمايت کرد و اضافه کرد که هيچ طرح صلحی بدون درنظرگرفتن اپوزيسيون سوريه مشروع نيست و گفت: ”من از تصميم ائتلاف ملی حمايت می کنم که احمد طعمه نخست وزير موقت انتخاب کرده است. هيچ طرح صلحی در سوريه بدون اپوزيسيون مشروع آن نمی تواند باشد“.
جان کری وزير امور خارجه آمريکا نيز بر ضرورت الترام رژيم اسد به بازرسی بين المللی از تأسيسات شيميايی و ضرورت تصويب يک قطعنامه در شورای امنيت اشاره کرد و گفت: ”روسها توافق کرده اند که بازرسی بی قيد و شرط از سايتهای شيميايی باشد. اينها هم وقتی اعتبار دارند که در شورای امنيت به صورت يک قطعنامه درآيند.
اگر اسد از مواد اين توافق متابعت نکند اشتباه نشود که همه ما از جمله روسيه توافق کرده ايم که عواقب خواهد داشت“ ... جان کری هميچنين تعهد آمريکا در مورد اپوزيسيون سوريه را ياد آورشد و گفت: ”ما روشن ساختتيم که اسد تمامی مشروعيت خود را از دست داده است و ما به اپوزيسيون متعهد باقی می مانيم“.

۱۳۹۲ شهریور ۲۴, یکشنبه

پژواک همبستگی: خسرو گلسرخي : من نمی اندیشم جز...

تشديد جنگ در رأس نظام، چرا؟

خامنه ای و رفسنجانی


طی روزهای اخير جنگ قدرت در رأس نظام آخوندی با ضريب بالايی شدت گرفته است. اين در واقع دور تازه يی از جنگ قدرت است که شروع آن با حملات متقابل و مستقيم خامنه ای و رفسنجانی بهم بر سر نمايش جمعه بود.
اين روند تشديد شده را می توان در رسانه های باند های رقيب هم ديد. امروز (يکشنبه) روزنامه های باند های وابسته به خامنه ای صحنهٴ حملات بی سابقه عليه آخوند روحانی بود. مثلاً کيهان خامنه ای به پايان «ماه عسل مسئوليت و منصب» اشاره کرده و نوشته بود: «معمولا در کنار زنگ انشا نوبت زنگ حساب هم می رسد». اين همان حساب کشی که روز جمعه امام جمعهٴ نمره موقت خامنه ای با شدت تمام شروع کرد و گفت: جان مردم به لبشان رسيده چرا برای حل مشکل گرانی و بيکاری اقدامی نمی کنيد.
روز گذشته هم روزنامه حکومتی رسالت، ارگان باند مؤتلفه تيغ حمله را با شدت و صراحت بی سابقه يی به روی دولت روحانی کشيد و آن را به «داس بزرگی» تشبيه کرد که بر خلاف اسم «دولت تدبير و اميد» که روی خودش گذاشته، دارد تمام «تيمهای اميد» را درو می کند و اصلاً هيچ «ميانه يی هم با ”تيم اميد“ » ندارد. اين روزنامه نزديک به خامنه ای اقدامات دولت روحانی را «خلقيات مصيبت بار دولت يازدهم» دانست که باعث ايجاد سه شکاف جديد در جامعه شده است. «شکاف کلاسيک فقير و غنی، شکاف تهران و غيرتهران… و شکاف ميان جوانان و غيرجوانان».
متقابلاً روزنامه های نزديک به رفسنجانی هم تلاش کرده اند با اذعان به اوضاع وخيم اقتصادی و اجتماعی، اين حملات را به باند رقيب برگردانند. مثلاً روزنامه حکومتی مردم سالاری در پاسخ به رسالت، روزنامه باند مؤتلفه که ايجاد سه شکاف در جامعه را به روحانی نسبت داده، «سه نوع تحريم» را مطرح کرده است که «هر کدام می توانند هزينه های زيادی را تحميل کنند». اين روزنامه بحرانی بودن اقتصاد کشور را يک واقعيت نگران کننده و غيرقابل انکار دانسته است.
حالا سؤال اين است که اين تشديد جنگ قدرت که از رأس تا بدنهٴ نظام شاهد آن هستيم، چرا و از چه زمانی آغاز شده است.
نگاهی به اخبار چند هفته اخير نشان می دهد که پيامدهای جنايت بزرگ شيميايی در سوريه که بشار اسد و رژيم آخوندی را در معرض ضربات سنگين و نفرت جهانی قرار داد، باعث تشديد شکاف در درون رژيم شد. زمزمه های دعوت خامنه ای به سرکشيدن جام زهر سوريه که در ماههای اخير با صدای بسيار خفيفی در روزنامه های باند رفسنجانی به گوش می رسيد، اين روزها به صدای بلندی تبديل شده که حتی از زبان رفسنجانی هم شنيده می شود. حرفهای متناقض ظريف، وزير خارجه روحانی و حتی اظهارات خود روحانی هم در همين راستاست. اين شکاف آن چنان عميق و به بحرانهای ديگر مثل بحران اتمی مشروط است که حتی مستقل از سمت و سوی تحولات و اين که قدرتهای جهان سرانجام چه رويکردی نسبت به جنايت شيميايی در سوريه خواهند داشت، جنگ قدرت در رأس نظام را تشديد کرده و باز هم خواهد کرد. زيرا دولت روحانی برای فراهم کردن شرايط مذاکرات اتمی، که بسيار برای آن بی تاب است، به ژستهايی نياز دارد که خامنه ای در ستيز با آنهاست و می خواهد آنها را از نظام فرسوده ولايت فقيه بزدايد. برای پاسخ به اين سؤال که در اين جنگ قدرت فزاينده، سرانجام کدام باند خواهد توانست تعادل قوا را به نفع خودش بچرخاند، بايد تحولات روزهای آينده و به ويژه سفر آخوند روحانی به نيويورک را تحت نظر قرار داد.

نمايندگان پارلمان اروپا خواهان تحقيقات مستقل در مورد اعدام جمعی در اشرف شدند



نمایندگان پارلمان اروپا از گروه‌های سیاسی مختلف در جلسه‌ای در استراسبورگ
اطلاعيه گروه پارلمانی دوستان ايران آزاد
نمايندگان پارلمان اروپا خواهان تحقيقات مستقل در مورد اعدام جمعی در اشرف و آزادی بيدرنگ 7 گروگان توسط عراق شدند
اگر 7 گروگان اشرف فوراً آزاد نشده و تحت حفاظت سازمان ملل قرار نگيرند تبعات جدی ديپلوماتيک و مالی برای عراق خواهد داشت
فراخوان برای استقرار نيروهای کلاه آبی سازمان ملل در کمپ ليبرتی و تضمين حفاظت و امنيت ساکنان


استراسبورگ-11سپتامبر 2013
نمايندگان پارلمان اروپا از گروه های سياسی مختلف در جلسه ای در استراسبورگ در روز چهارشنبه 11سپتامبر به تحقيقات مستقل در مورد اعدامهای جمعی مخالفان ايرانی در اشرف در روز اول سپتامبر 2013 فراخوان دادند. در اين جلسه که به ابتکار گروه پارلمانی دوستان ايران آزاد در پارلمان اروپا با برخورداری از حمايت فعال 300 پارلمانتر، برگزار شده بود، قانونگذاران اروپايی خواستار مشروط کردن ادامه کمکهای مالی اتحاديه اروپا به عراق، به اجرای تحقيقات و تضمين حفاظت و امنيت پناهندگان ايرانی شدند. نمايندگان بر ضرورت استقرار بلادرنگ نيروهای کلاه آبی سازمان ملل در کمپ ليبرتی، محل استقرار پناهندگان ايرانی، تأکيد کردند.

نايب رئيس پارلمان اروپا آلخو ويدال کوادراس گفت: ”احتمالاً اين غم انگيزترين چيزی است که من طی زندگی سياسی ام ديده ام. 52 پناهنده بيگناه و کاملاً بی دفاع توسط کسانی که قرار بوده از آنها حفاظت کنند، يک به يک کشته شدند“. درعين حال، با اين حملات عليه انسانهای غيرمسلح و بيدفاع، ملايان حاکم بر ايران پيام و نشانه روشنی به بقيه جهان می دهند که چه کسی اپوزيسيون واقعی آنهاست.
آقای ويدال کوادراس افزود: در تماسی با نماينده خانم اشتون، به وی گفتم در مورد هفت گروگان، از جمله شش زن ما انتظار يک پيام خيلی قوی از جانب اشتون خطاب به دولت عراق داريم که اگر اين افراد فوراً آزاد نشده و تحت حفاظت سازمان ملل قرار نگيرند، اين امر تبعات جدی ديپلوماتيک و مالی برای عراق خواهد داشت. در غيراينصورت اتحاديه اروپا به هر کاری دست خواهد زد تا عراقيانی که مسئول اينکار بودند، به پای ميز محاکمه آورده شوند.
ما به شدت نگران سرنوشت هفت گروگان هستيم به علاوه فقدان حفاظت در کمپ ليبرتی که باعث می شود ساکنان در قبال حملات بعدی آسيب پذير باشند. ما از رهبران اروپا، سازمان ملل و دولت آمريکا می خواهيم که خواهان تحقيقات جامع در رابطه با اين جنايت شوند، از دولت عراق بخواهند گروگانها را به سلامت آزاد کند، و سازمان ملل، حفاظت کمپ ليبرتی را تأمين کند.

استراون استيونسون، رئيس هيأت رابطه با عراق در پارلمان اروپا نيز گفت: ”اگر رهبران اروپايی و کاترين اشتون نماينده عالی اتحاديه اروپا در روابط خارجی به فراخوانهای مکرر، متناسب با وظايفشان پاسخ داده بودند، اين جنايت اجتناب پذير بود“.
استيونسون از خانم اشتون و رهبران اتحاديه اروپا خواست تحقيقات بين المللی مستقل در رابطه با اين جنايت به اجرا گذاشته شود و عاملان را به پای ميز عدالت بياورند، کلاه آبی های سازمان ملل را در کمپ ليبرتی مستقر کنند، و خواهان آزادی هفت تن را که در حمله اول سپتامبر گروگان گرفته شدند، توسط دولت عراق شوند.
رئيس هيأت رابطه با عراق هشدار داد بی عملی بيشتر به هر دليلی هم که باشد، تنها، راه باز کن حملات بعدی عليه اين پناهندگان ايرانی در عراق است.

آلخو ويدال کوادراس
نايب رئيس پارلمان اروپا
استرون استيونسون
رئيس هيأت رابطه با عراق پارلمان اروپا

رژيم آخوندی به وحشت از مجاهدين و اهداف شوم خود برای نابودی آنها اذعان می کند


شورای ملی مقاومت ایران
مقامات رسمی رژيم:
«هيچ کشوری حق ندارد مجاهدين را به صورت متمرکز بپذيرد تا آنها سازمان منسجم خود را حفظ کنند»

«به زودی کره زمين از وجود آنها پاک خواهد شد»
اظهارات سردمداران رژيم ضدبشری آخوندی، به دنبال قتل عام و اعدام جمعی مجاهدان اشرف، نيات شوم و برنامه های جنايتکارانه آنها را برملا می کند. هم چنان که پيش از اين مقاومت ايران بارها اعلام کرده است، از نظر رژيم ايران که سازمان مجاهدين را تهديد موجوديت خود می داند، تنها گزينه های قابل قبول درباره اشرف و ليبرتی، تسليم شدن و بازگشت به ايران تحت حاکميت ملايان يا کشته شدن است.

اسماعيل کوثری، عضو کمسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس رژيم، در روز 23شهريور به خبرگزاری وزارت اطلاعات (مهر) گفت: «هيچ کشور ثالثی حق ندارد به صورت متمرکز آنها را بپذيرد تا آنها سازمان منسجم خود را حفظ کنند».

او گفت: «وضعيت منافقين انتقال داده شده به قرارگاه ليبرتی را پيگيری می کنيم... آمريکا، اسراييل، فرانسه و برخی کشورهای ديگر حمايتهای زيادی را از اين گروه انجام می دهند... . ولی ما در مجلس پيگيری خواهيم کرد تا همه اينها را تحويل ايران دهند».

او هدف واقعی از انتقال به ليبرتی را فاش کرد و گفت: «ليبرتی را به صورت موقت انتخاب کردند تا عراقيها روی آنها اشراف داشته باشند با اين که قرارگاه اشرف نيز در عراق بود ولی عراقيها آن چنان تسلطی روی آنها نداشتند».

نايب رئيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس آخوندی، منصور حقيقت پور نيز در روز 21شهريور گفت: «نه تنها پادگان اشرف، بلکه اميدوارم کل کره زمين از لوث وجود مجاهدين پاک شود، چرا که آنها عناصر ناپاکی هستند... انشاالله به زودی زمينه انهدام کامل اين جريان... را از کل کره زمين شاهد باشيم».

دبيرخانه شورای ملی مقاومت ايران
24شهريور1392 (15سپتامبر2013)

قتل عام و اعدام جمعی در اشرف - شماره ۴۹

 پانزدهمین روز اسارت هفت مجاهد اشرفی در اسارت نیروهای مالکی و تلاش مذبوحانه وزارت به اصطلاح حقوق بشر برای سرپوش گذاشتن بر آدمربایی و قتل عام.
در حالیکه هفت مجاهد اشرفی که در روز ۱۰شهریور توسط نیروهای تحت امر مالکی از اشرف ربوده شدند و همچنان در اسارت این نیروها در بغداد به سر می برند و در شرایطی که انزجار جامعه جهانی از حمله به اشرف و فراخوانها برای آزادی بلادرنگ گروگانها هر روز بالاتر می‌گیرد، وزارت به اصطلاح حقوق بشر مالکی، مذبوحانه تلاش می‌کند، با دروغپردازی و لجن پراکنی قتل‌عام و گروگانگیری و جنایت علیه بشریت توسط مالکی و نیروهای تحت امرش را توجیه کند.
در همین رابطه پس از آنکه کامل امین، سخنگوی این وزارتخانه در روز ۲۱ شهریور اعلام کرد نیروهای امنیتی این هفت نفر را به خاطر اینکه به نیروهای امنیتی حمله کرده بودند، دستگیر کردند (رادیو عراق آزاد، ایلاف)، شیاع سودانی وزیر حقوق بشر (وابسته به حزب الدعوه مالکی) شتابزده به تکذیب این اظهارات پرداخت (آسوشیتدپرس- ۲۲شهریور).
این در حالیست که کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در اطلاعیه ۲۲ شهریور خود اعلام کرد گروگانها در عراق نگهداری می‌شوند و تلویزیون بلادی سخنگوی ائـتلاف حاکم در عراق، نیز در روز ۲۳شهریور به نقل از یک «منبع مسئول امنیتی» اعلام کرد «نیروهای امنیتی عراق در حال بازجویی از تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین هستند. مقامات هفت تن از اعضای این سازمان را به دلایل قضایی بازداشت کرده اند».
وزارت حقوق بشر که کارکردش توجیه جنایتهای رژیم ایران و دولت مالکی در عراق است، طی اطلاعیه یی اعلام کرد: «وزارت حقوق بشر انتقال آخرین سری از اعضای مجاهدین به قرارگاه لیبرتی در بغداد را دنبال کرد ، این جابه جایی با موفقیت و مسئولیت پذیری بالا از سوی ارگانهای امنیتی با تأمین حفاظت و کرامت آنها انجام شد». مسئولیت پذیری و حفاظت و کرامت در فرهنگ رژیم آخوندی و مزدورانش در عراق، اسم مستعار اعدام جمعی با دست بسته و آدمربایی و انفجار و سرقت و سلب مالکیت از پناهندگان و افراد حفاظت شده است. همچنانکه خمینی کمیته قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، را کمیته عفو نامگذاری کرده بود.
اطلاعیه می افزاید: سازمان مجاهدین «از دروغ گفتن و جعل واقعیت دست برنمی دارد از بعضی از رسانه های بی‌ارزش که با پول کار می کنند برای جعل روایات و اکاذیب باطل به منظور گمراه کردن افکار عمومی و پوشاندن جنایاتش در حذف فیزیکی مخالفان رهبرانش در داخل قرارگاهها استفاده کرد». از وقاحت وزیر حقوق بشر در توجیه جنایت می توان به ابعاد قساوت و جنایتکاری مالکی و نیروهای تحت امرش پی برد.
مقاومت ایران، با توجه به مسئولیت همه جانبه دولت آمریکا و ملل متحد، در قبال امنیت و سلامت همه ساکنان اشرف و لیبرتی، خواستار دخالت فعال آنها برای آزادی بلادرنگ گروگانها که هم اکنون در نزدیکی فرودگاه بغداد در اسارت نیروهای تحت امر مالکی به سر می برند، می باشد.
 دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۲۴شهریور۱۳۹۲ (۱۵سپتامبر۲۰۱۳)

فاکس نيوز: نيروهای عراقی ۵۲تن از مخالفان ايرانی را ترور کردند


انفجار در اشرف توسط نیروهای مالکی
تلويزيون فاکس نيوز گزارش داد در عراق چند روز بعد از اين که آمريکا: رژيم سوريه از سلاح شيميايی عليه مردم خود استفاده کرده است، نيروهای عراقی به مخالفان ايرانی که برنامه هسته يی رژيم ايران را افشا کرده بودند حمله کردند و 52تن از آنان را ترور کردند.

۱۳۹۲ شهریور ۱۹, سه‌شنبه

استقبال فرانسه و آلمان از پيشنهاد روسيه در مورد زرادخانه شيميايی سوريه


تاسیسات سلاح شیمیایی سوریه - آرشیو

به گزارش تلويزيون سی.ان.ان، اين گفته کری مبنی براين که بشار اسد می تواند در صورت تحويل دادن همه سلاحهای شيميايی خود از يک حمله جلوگيری کند، با استقبال روبه رو شد. وزير خارجه روسيه اين پيشنهاد را به سوريه داد و وزير خارجه سوريه از آن استقبال کرد. فرانسه و آلمان در ميان کشورهايی هستند که از اين پيشنهاد استقبال کرده اند. لوران فابيوس وزير خارجه فرانسه از رئيس جمهور سوريه خواست که خود را بلادرنگ نسبت به حذف زرادخانه شيميايی کشورش متعهد کند. آنگلا مرکل صدراعظم آلمان گفت: ”که اميدوار است که پيشنهاد روسيه با اقدام عملی دنبال شود و اين فقط شيوه ای برای خريد وقت توسط سوريه نباشد“.

يک تهديد معتبر عليه رژيم اسد می تواند کليدی برای ترمز زدن به برنامه اتمی رژيم ايران باشد

اد رویس


اد رويس، رئيس کميته روابط خارجی مجلس نمايندگان آمريکا گفت: ”رژيم ايران نگاه می کند که ما چه اقدامی در سوريه می کنيم. يک تهديد معتبر عليه رژيم اسد می تواند کليدی برای ترمز زدن به برنامه اتمی رژيم ايران باشد“.
سی.ان.ان گفت: جان کری وزير خارجه می گويد دقيقاً به همين دليل است که آمريکا بايد وارد عمل شود زيرا اگر عمل نکند، اين پيام را به ديکتاتورهای دارای تسليحات شيميايی يا اتمی مانند رژيم ايران و کره شمالی می فرستد که می توانند هرکاری خواستند بکنند و مصون هم بمانند.

۱۳۹۲ شهریور ۱۸, دوشنبه

فراخوان يوکيا آمانو به رژيم ايران: فوراً اجازه بازديد از سايت نظامی پارچين را بدهيد

یوکیا آمانو


آژانس بين المللی انرژی اتمی
يوکيا آمانو مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی در جلسه شورای حکام آژانس در وين از رژيم ايران خواست فوراً اجازه بازديد از سايت کليدی نظامی پارچين را بدهد.
وی افزود: ضروری و فوری است رژيم ايران با بازرسان همکاری کند تا در مورد برنامه تسليحاتی اتمی آن تحقيق کنند.

خامنه ای: مواظب باشيم در برخورد باغرب سرمان کلاه نرود


خامنه ای
خامنه ای هشدار داد اگر رفتارهای غرب را در چارچوب ”رويارويی عميق و مبنايی آن“ با نظام تحليل نکنيم ”سرمان کلاه خواهد رفت و ضربه خواهيم خورد“. خامنه ای افزود: دروغگويی و ظاهرسازی از خصلتهای سياستمداران غربی است. اين هشدار خامنه ای در واکنش به فشارهای باند رفسنجانی ـ روحانی برای تعامل با غرب و خوردن جام زهر اتمی است.

مصاحبه سی.ان.ان با اوباما در مورد حمله نظامی به سوريه


اوباما درمصاحبه باسى ان ان
ولف بليتزر: آخرين ايده ای که توسط جان کری وزير امور خارجه مطرح شد و توسط روسيه استقبال شد آيا امکان دارد که اين بتواند حمله نظامی آمريکا عليه سوريه را برگرداند؟
اوباما: امکان دارد، اگر که واقعی باشد و من فکر می کنم که اين يک تحول مثبتی است، در حالی که روسها و سوريها هر دو به در مورد روبه رو شدن با مسأله تسليحات شيميايی اشاره دارند، اين امری است که ما نه فقط در يک هفته يا يک ماه گذشته، بلکه در چند سال گذشته خواستار آن بوده ايم.
زيرا که تسليحات شيميايی تهديدات چشمگيری را متوجه همه کشورها و مشخصاً آمريکا می کند. برای همين است که 98 درصد جوامع گفته اند که از اين (تسليحات) استفاده نخواهند کرد.
اين امر از نيروها و کودکانمان در مقابل سرنوشتی نظير آنچه که در مورد کودکانی سوری در فيلمها ديديم حفاظت می کند.
بنا بر اين، اين امر يک تحول بالقوه مثبت است، بايد بگويم محتمل نبود که ما به اين نقطه بدون تهديد نظامی در بيانات علنی مان برای مقابله با تسليحات شيميايی که در سوريه به کار رفته، برسيم.
ولی ما روی اين موضوع تأمل می کنيم و جان کری و مابقی اعضای تيم امنيت ملی من با روسها و جامعه بين المللی ارتباط برقرار خواهند کرد تا ببينند آيا می توانيم به چيزی که قابل اعمال و جدی باشد دست يابيم.
يک دليل اين که اين امر ممکن است شانس موفقيت داشته باشد اين است که حتی متحدان سوريه نظير ايران، مزه تسليحات شيميايی را چشيده اند و متأسفانه هدف تسليحات شيميايی به دست صدام حسين در زمان جنگ ايران و عراق قرار گرفته اند.
ما ممکن است به يک اجماع برسيم که ممکن است مشکلات درونی جنگ داخلی سوريه را حل نکند ولی، می تواند مشکلی را که من هم اکنون روی آن متمرکز هستم حل کنيم که اطمينان يابم بار ديگر 400 کودک بی رحمانه توسط تسليحات شيميايی کشته نشوند.
ولف بليتزر: بان کی مون دبيرکل ملل متحد می گويد نه تنها ذخاير تسليحات شيميايی را کنترل خواهيم کرد بلکه در ادامه آنها را از ميان می بريم وی می خواهد اين موضوع را به شورای امنيت ببرد، اين بسيار بهتر از اين است که سوريها را، از ادامه استفاده از آن تسليحات، بازداريم.
اوباما: قطعاً و ما اين امر را جدی خواهيم گرفت ولی من بايد مستمراً تأکيد کنم که ما تا کنون چنين اشاراتی را نداشته ايم و به نوعی اين حقيقت که دولت آمريکا و من گفته ايم که ما در اين مورد جدی هستيم منجر به مذاکراتی جدی شده است.
فکر می کنم اين مذاکراتی بوده که من مستقيماً با آقای پوتين زمانی که در جی 20 بودم داشتم ما زمان برای بحث در مورد اين داشتيم و من معتقدم آقای پوتين استفاده از تسليحات شيميايی در داخل سوريه يا هر جای ديگری را کار خوبی نمی داند، لذا ممکن است ما به يک راه حل برسيم ولی بايد دنبال شود ولی ما خواهان يک تاکتيک وقت گذرانی که فشاری را که روی آنها داريم را کم کند نيستيم. ما بايد اين فشار را حفظ کنيم بهمين دليل است که من هنوز هم فردا برای مردم در مورد اين که چرا اين موضوع اين قدر اهميت دارد سخنرانی خواهم کرد.
ولف بليتزر: آيا اين آخرين شانس بشار اسد است؟
اوباما: بله فکر می کنم اين مهم است که اسد بفهمد که ممنوعيت استفاده از تسليحات شيميايی که وضع شده است امری است که جامعه متمدن محترم شمرده و رعايت می کند، اين چيزی است که نيروهای ما را از اين که حتی در جايی که در سخت ترين صحنه های نبرد باشيم، از اين که مورد تهديد اين تسليحات شيميايی قرارگيرند حفاظت می کند.
اين چيزی است که از زنان و کودکان و شهروندان حفاظت می کند زيرا که اين تسليحات بيرحم است تنها افرادی که در يونيفرم نظامی باشد را هدف قرار نمی دهد و شک دارم که برخی از متحدان اسد خطری را که وی در استفاده از اين تسليحات به جان خريد را تشخيص داده باشند و ممکن است وی تحت فشار آنها نيز باشد، ولی مجدداً بگويم که اين موضوع درگيری درونی سوريه را حل نمی کند ولی اگر ما به اين هدف بدون دست زدن به اقدام نظامی برسيم، برايم مرجح است.
از طرف ديگر اگر ما فشار تهديد نظامی معتبر را حفظ نکنيم و با آن جلو نرويم فکر نمی کنم عملاً به توافقی که مايلم ببينم دست يابيم.
ولف بليتزر: اکنون شما را در سی.ان.ان در سراسر جهان از جمله در دمشق می بينند کاری که می خواهم آقای رئيس جمهور انجام دهيد اگر که مايل به انجام آن باشيد به دوربين نگاه کنيد با بشار اسد مستقيماً صحبت کنيد به او مشخصاً بگوييد که فکر می کنيد او برای برگرداندن حمله نظامی آمريکا چه کار بايد بکند.
اوباما: من نياز ندارم که از طريق دوربين فيلمبرداری صحبت کنم من فکر می کنم او نفراتی را دارد که تصوير ما را می بينند. ما کاملاً روشن کرده ايم که چه انتظاری داريم، اين که ازتسليحات شيميايی استفاده نکند، از آن جايی که ما علاقه اسد را به استفاده از تسليحات شيميايی ديده ايم، بايد فراتر رفته و به جامعه بين المللی تضمينهايی بدهد که از آنها استفاده نخواهد شد که عملاً اين کا ربا خارج کردن آنها عملی است و حداقل اين که بر اين تسليحات کنترل بين المللی وجود داشته باشد.
اين امر دست يافتنی است، اوضاع سياسی را در ابعاد بزرگتر حل نمی کند، من به اسد می گويم ما به يک راه حل سياسی نياز داريم تا که تو مردم خودت را قتل عام نکنی تا که عناصری از اپوزيسيون را نيز مجبور به رفتارهای مقابله به مثل وحشتناک نکنی.
آنجه به آن فکر می کنم اين است که در حال حاضر ما چطور می توانيم تأييد کنيم که تسليحات شيميايی نه تنها در داخل سوريه بلکه عملاً به خارج از سوريه نيز کشيده نشود.
ولف بليتزر: اسد در مصاحبه ای که با چارلی رز داشت گفت اگر آمريکا حمله کند و حمله نظامی را شروع کند وی گفت او پاسخ خواهد داد و هر چيزی را انتظار داشته باشيد. نه فقط از او، بلکه حتی از متحدانش. اين يک تهديد عليه آمريکا به نظر می رسد.
اوباما: اسد توانايايی زيادی ندارد. او در برابر کودکان توانمند است. او در برابر مخالفانی که هنوز در حال سازماندهی خودشان هستند و جنگجويان حرفه يی آموزش ديده نيستند، توانمند است. اما او فاقد امکانات مناسب برای تهديدکردن آمريکا است. متحدان او ايران و حزب الله می توانند بالقوه دست به حملاتی متقارن عليه ما بزنند. اما صريح بگويم نوع تهديدی که می توانند عليه ما اعمال کنند، همان نوع معمول تهديدهايی است که ما اکنون در سراسر جهان با آن روبه رو هستيم، که من اخيراً در مورد آنها صحبت کردم. که شامل تهديدکردن سفارتخانه ها و تهديد پرسنل آمريکايی در منطقه اشت. اينها تهديدهايی است که ما به طور جاری با آنها روبه رو هستيم. آنها هميشه مورد نگرانی ما هستند. همين چند هفته پيش شاهد وضعيت در يمن بوديم. که ما خواستار يک پاسخ برای بيرون کشيدن افرادمان از آنجاب وديم. اما اين نظر که اسد می تواند تهديدی برای آمريکا ايجاد کند، موضوعيتی ندارد.

حمايت هنری کيسينجر از حمله نظامی به سوريه

هنری کسینجر


هنری کيسينجر وزير خارجه پيشين آمريکا از حمله نظامی به سوريه حمايت کرد و گفت: بحث استفادهٴ گسترده از سلاح کشتار جمعی است که پيامدهای گسترده يی فراتر از سوريه دارد. به همين خاطر و برای مجازات استفاده از سلاح شيميايی، من از درخواست باراک اوباما حمايت می کنم و از کنگره می خواهم که آنها هم از اين خواسته حمايت کنند.

سوزان رايس از حمله نظامی به رژيم سوريه دفاع کرد


سوزان رایس، مشاور امنیت ملی آمریکا

سوزان رايس، مشاور امنيت ملی آمريکا از حمله نظامی به رژيم سوريه دفاع کرد. وی گفت در روزهای اخير، مشاهده نوارهای ويدئويی از غوطه و محله های ديگر در نزديکی دمشق، ما را تکان داده است. بيش از 1400تن جان باختند که بيش از 400تن از آنان کودک بودند من به عنوان يک مادر، نمی توانم به آن عکسها نگاه کنم، بعد به 2 کودک خودم فکر نکنم.

ابتکارعمل ديپلوماتيک روسيه

سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه


روز دوشنبه روسيه با يک ابتکارعمل ديپلوماتيک در قالب طرحی برای کنترل بين المللی تسليحات شيميايی بشار اسد، فرصت برای جلوگيری از تهديد حملات نظامی آمريک را قاپيد.
اين حرکت توسط مسکو قدرتمندترين متحد بين المللی بشار اسد، تلاشهای باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا برای کسب حمايت جهت يک اقدام تنبيهی را زير سايه قرار می دهد.
سرگی لاوروف وزير خارجه سوريه در ملاقات با همتای سوری اش وليد معلم در مسکو خواستار اين شد که دمشق تسليحات شيميايی را در تحت کنترل بين المللی قرار بدهد و سپس آنها را نابود کند.
لاوروف گفت ما نمی دانيم اگر سوريه با اين موافقت می کند يا نه ولی اگر تسليحات شيميايی تحت کنترل بين المللی قرار بگيرد از حملات نظامی اجتناب می شود، سپس ما فوراً روی آن کار خواهيم کرد.
معلم از اين حرکت روسيه استقبال کرد، اما روشن نيست که اسد چنين اجازه ای خواهد داد يا نه...

بيانيه محکوميت حمله به اشرف

احمد صبحی سخنگوی دانشجویان الانبار


احمد صبحی سخنگوی دانشجويان الانبار و شورای جوانان انقلاب رمادی عراق، طی بيانيه اعلام کرد: تحصن کنندگان در ميدان عزت و شرف رمادی و همه مردم الانبار ديدار جواد ظريف وزير خارجه رژيم طائفه گرای ايران را محکوم می کنند… هر کس از او استقبال کند، قاتل مردم عراق است زيرا که حکومت عراق در پی چنين ملاقاتهايی قتل عام اشرفی ها را انجام داده است.

انزجار از جنايت مالکی در اشرف - تجليل از شهدای مجاهد خلق در شهرهای ميهن - شهريور ۹۲




محکوميت حمله به اشرف توسط بايزيد حسن نماينده پارلمان عراق


بایزید حسن نماینده پارلمان از فراکسیون تغییر کردستان عراق

بايزيد حسن نماينده پارلمان عراق از فراکسيون تغيير خواستار رعايت اصول حقوق بشر و احترام به کنوانسيونها و معاهدات مربوط به حقوق پناهندگان در خاک عراق در مورد ساکنان اشرف و ليبرتی گرديد. به نوشته روزنامه الزمان وی به دنبال حمله به ساکنان اشرف گفت ”اين اقدام ضربه ای به حقوق بشر است و هر کس که مرتکب آن شده باشد محکوم است“.

۱۳۹۲ شهریور ۱۷, یکشنبه

سخنرانی خانم مريم رجوی در مراسم گراميداشت شهيدان اشرف


مریم رجوی

به نام خدا
به نام ايران
و به نام آزادی
به نام زهره و به نام گيتی
و به نام سرداران قتل عام اشرف،
فديه های ملت ايران در مرحله سرنگونی رژيم ولايت فقيه و سمبلهای مقاومت به هر قيمت در برابر هيولای استبداد و فاشيسم دينی.
سلام بر شهيدان پاکباز و قهرمان قتل عام اشرف، خواهران مجاهدم: زهره قائمی همرديف مسئول اول سازمان مجاهدين خلق ايران، گيتی گيوه چينيان و ميترا باقرزاده از اعضای ارشد شورای رهبری، ژيلا طلوع، فاطمه کامياب و مريم حسينی اعضای شورای رهبری سازمان مجاهدين خلق و از زندانيان مقاوم در زندانهای خمينی.
همچنين مسئولان هيأت سياسی و مشاوران حقوقی، مجاهدين شهيد: مهدی فتح الله نژاد، حميد باطبی و ميرحسين مدنی،
فرماندهان ارتش آزاديبخش ملی ايران و زندانيان سياسی در ديکتاتوری شاه، برادران مجاهدم: نبی سيف، محمد گرجی، علی اصغر مکانيک، سيد علی سيد احمدی، شهرام ياسری، علی اصغر قديری، احمد بوستانی و علی فيض شبگاهی.
فرماندهان ارتش آزاديبخش و زندانيان سياسی در رژيم خمينی، برادران مجاهدم: مجيد فردی شيوياری، رحمت بلوک نخجيری، عليرضا پورمحمد، سعيد نورسی، حسن غلامپور، سيد علی اصغر عمادی، حسين مام رسولی و ناصر سرابی،
و نسل آگاه، مصمم و مجاهد برآمده از انقلاب: امير مسعود نظری، ياسر حاجيان، رحمان منانی، سعيد اخوان هاشمی، حسن جباری و ناصر حبشی.
فرماندهان و متخصصان ارتش آزاديبخش: محمدرضا وشاق، عليرضا خوشنويس، قباد سعيدپور، کورش سعيدی، غلامعباس گرمابی، حميد صابری، ناصر کرمانيان، اردشير شريفيان، محمد جعفرزاده، سيروس فتحی، ابراهيم اسدی، حسين سلطانی، شجاع الدين متولی، بيژن ميرزايی، اميرحسين افضل نيا، شاهرخ اوحدی، محمودرضا صفوی، محمدعلی محمودی، فريبرز شيخ الاسلامی، و مجاهد قهرمان عبدالحليم نارويی، پزشک و از مردم دلاور بلوچ و ابوالقاسم رضوانی از وکلای خوشنام دادگستری تهران.
اين است کهکشان شهيدان اشرف که اسطوره های ميهنی و سمبلهای آرمانی تاريخ ايران را يک جا درخود جمع کرده است؛ از سياوش و بابک و آرش تا ستارخان و کوچک خان، تا حنيف و اشرف و موسی.
آنها فشرده تکامل مبارزه مردم ايران عليه فاشيسم دينی هستند.
و سلام بر اسيران و گروگانهای اشرف.
من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا اللّه عليه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلًا (سوره احزاب آيه۲۳)
از مؤمنان کسانی هستند که به پيمان خود با خدا وفا کردند. بعضی بر سرپيمان خويش جان باختند و برخی ديگر در انتظارند و پيمان خود را تغيير نداده اند.
ولا تحسبنّ الّذين قتلوا فی سبيل اللّه أمواتًا بل أحياء عند ربّهم يرزقون (سوره آل عمران-آيه ۱۶۹) و درود ويژه به خانواده های اين شهيدان والا قدر، چه آنها که در اين جا حضور دارند، چه در داخل ايران و يا در سراسر جهان و در ليبرتی، که همگی با صبر و شکيبايی تحسين برانگيز خود تسلی بخش سايرين هستند.

سحرگاه ۱۰شهريور، اشرف، پايداری پرشکوه ده ساله را به رفيع ترين قله خود رساند. و خون ۵۲ قهرمان آزادی، طلسم يأس و توبه و تسليم را درهم شکست. اکنون همه می بينند که اشرفيها مثل جنگلهای شا دابی در شوره زار يأس روئيده اند.
من فکر می کنم
هرگز نبوده قلب من
اين گونه گرم و سرخ
احساس می کنم
در بدترين دقايق اين شام مرگزای
چندين هزار چشمه خورشيد
در دلم
می جوشد از يقين
احساس می کنم
در هر کنار و گوشه اين شوره زار يأس
چندين هزار جنگل شاداب
ناگهان
می رويد از زمين

پس بگذاريد به شهيدان قتل عام اشرف بگوييم که شما راه و رسم مجاهدين را به اوج رسانديد، و آن چه آفريديد ورای همه حماسه های تاريخ مقاومت است، و با وفای به پيمان، با فدای بيکران، در تاريخ ايران جاودانه شديد.
و شما ای زنان پيشتازی که در صف مقدم دليران اشرفی تا آخرين نفس ايستادگی کرديد، به راستی که الگوی نوينی از رزم و پايداری برای زنان و جوانان ايران خلق کرده ايد. از آن روز، حتی يک لحظه تصوير خواهر عزيزم زهره، از نظرم دور نمی شود. زهره از زندانيان مقاوم دوران خمينی دجال و به مدت پنج سال زندانی بود. او در حمله ۶ و ۷ مرداد سال ۸۸ به اشرف، به سختی مجروح و يک پايش با گلوله به شدت آسيب ديد. اما اين ناملايمات هيچ کدام در شخصيت و منش تحسين برانگيز او اثری نداشت. او صداقت و فروتنی را با شجاعت و مسئوليت پذيری در آميخته بود و در دو دهه گذشته مسئوليتهای خطيری را در پيچيده ترين شرايط به پيش برد.

همچنين دلم می خواهد از خواهر عزيزم گيتی با همه جنگندگی، صبوری و ظرفيت و صلابت و صلاحيتهايش ياد کنم.
و از بهروز و رحيم، از حسين و رشيد و… از همه اين قهرمانان بگويم. بله دلم می خواهد از همه اين پنجاه و دو نفر ساعتها و ساعتها صحبت کنم. ولی فقط به آنها می گويم:
فياليتنی کنت معکم فافوز فوزاً عظيمًا - ای کاش با شما بودم، ای کاش در کنار شما بودم، در کنار شما ای شهيدان، و با شما رستگار می شدم.
۳۵ سال پيش، مسعود گفت: بيچاره شب پرستان با سلاله خورشيد و با نسل ايمان چه خواهند کرد؟ و حالا شما اثبات کرديد که شب پرستان در برابر شما و نسل شما درمانده و زبونند و اين شماييد، نسل مسعود، که شکست ناپذير و پيروزيد. زيرا با مقاومت و ايستادگی خود، جلادان را روسياه کرده و به زانو در آورده ايد و نور و روشنايی و مقاومت و رهايی را به اوج رسانده ايد.
امشب شب هفت شهدای قتل عام ده شهريور است؛ شهيدانی جنگاور، شهيدانی که با دستهای بسته و با تير خلاص بر سر و سينه در خون خود غلتيدند و خون پاکشان به ناحق و با شقاوت بر زمين ريخته شد.
دشمن همه جا، از مجلس خبرگان تا جمعه بازار خودش، هلهله و شادی می کند که سران مجاهدين را قتل عام کرده و به قول خودش آن را عملياتی بالاتر از فروغ جاويدان می داند. اما هيهات که اين هلهله و شادی برای دشمن. ديری نخواهد پاييد و به زودی خواهد فهميد که هر قدرتيرباران و اعدام و قتل عام کند، هر قدر موشک و خمپاره بزند و بمباران کند،
و هر اندازه که توطئه های شوم تر و ضدانسانی تر و شقاوت باری تر پياده کند، بايد بداند که اين نسل، کوتاه آمدنی نيست، نابود شدنی نيست و مأيوس شدنی نيست. به عکس، بيشتر قد راست می کند، بيشتر تکثير می شود و بيشتر مؤمن و اميدوار به راه و آرمان آزادی به پيش می رود و به پيش می تازد.
آری، اين است درس ماندگار؛ درس ماندگار اشرف و اشرفيان.

و شما ای شهيدان قتل عام اشرف!
چقدر برازنده شما بود، سرزمينی که در آن به خاک افتاديد. اشرف، سرزمين شرف و سرفرازی، سرزمينی که قريب ۳۰ سال قلب تپنده مقاومت مردم ايران بوده، شهری در دل يک بيابان که آجر به آجرش به دست رزمندگان آزادی بنا شد تا مرواريد صحرا گرديد. شهری که ارتش آزاديبخش ملی ايران در آن متولد شد و شهری که رزم آوران اين ارتش را برای بسياری نبردها بدرقه کرد.
اشرف، تاريخچه يی پرتلاطم و پر از حماسه و فداکاری دارد؛ اما خونهای پاک و جوشانی که در قتل عام ۱۰شهريور در اشرف بر زمين ريخت، نقطه اوج پيام و آرمان اشرف بود؛ پيام و آرمان مقاومت به هر قيمت، پيام و آرمان صدق و فدای تمام عيار، در مقابل دعاوی بی هزينگی و فرصت طلبی و ميوه چينی، و پيام پايداری تا آخرين نفس و ايستادگی برای برکندن ريشه و اصل ولايت فقيه. اين همان پيامی است که ايران را به قيام و برخاستن فرا می خواند.
حدود يک و نيم قرن پيش، کمون پاريس در ۲۸ مارس ۱۸۷۱ در فرانسه، برپا شد. به فاصله کمی پس از آن قوای ارتجاع و استبداد، دوباره مسلط شدند و در خلال فقط يک هفته، دهها هزار نفر پای ديوار کمون تيرباران شدند. اين به ظاهر پايان کار آنها بود. کمون پاريس پس از فقط دو ماه در خون فرو رفت. اما همين نقطه، راهگشای مبارزه برابری طلبانه در جهان شد.
شهر اشرف اما ده سال تمام در يک محاصره ضدانسانی و زير رگبار انواع حمله ها و توطئه ها دوام آورد. کشتارهای پی درپی، کازار تهمت پراکنی، زجرکش کردن بيماران و ۶۷۰ روز شکنجه روانی با ۳۲۰ بلندگو. ولی با اين همه، اشرف ايستاد، در منتهای آگاهی و با روشنگری و شفافيت تمام بر اساس تمام اصول انسانی و حقوق بين الملل و به قول دکتر ويدال کوآدراس اشرف به يک الگو و مرجع اخلاقی و آرمانی تبديل شد.

خانواده های محترم شهيدان،
شهرداران گرامی،
شخصيتهای ارجمندی که از فرانسه و آمريکا و ساير کشورها در اين مراسم حضور يافته ايد،
دوستان و همسايگان عزيز،
ياران مقاومت!
واقعه سحرگاه خونين۱۰شهريور در اشرف، قتل عامی بود با همان رويکرد قتل عام سال ۶۷ و با همان روح لعنت شده. قتل عامی که از هر لحاظ، جنايت عليه بشريت بود. همزمانی اين حادثه با کشتار شيميايی در سوريه اصلاً تصادفی نبود. خامنه ای ديکتاتور فاسد و خونخوار ايران، هم بشار اسد ديکتاتور جنايتکار سوريه و هم مالکی ديکتاتور عراق را از يک اتاق عمليات در تهران فرماندهی می کند. آنها پايه های رژيمهای منفور و نامشروع خود را در اين روزها در خطر می بينند.
اما تا آن جا که به رژيم ملاها و دولت تحت حمايتش در عراق بر می گردد، از نظر سياسی آنچه اتفاق افتاده، در اصل تدافع هراسناک رژيم ولايت فقيه در برابر خطر سرنگونی است. آخوندها از مردم ايران که آماده و مترصد قيامند، می ترسند. آنها از حمله نظامی قريب الوقوع دولتهای غرب به رژيم سوريه وحشت کرده اند.
آنها از گسترش قيامهای مردم عراق ترسيده اند و بيش از همه از عنصر ايستادگی که منشأء تمام خيزشهاست و از بسياری جهات، تحت تأثير پايداری اشرف و ليبرتی است، وحشت دارند. بله، لحظه نادر و ويژه يی شکل گرفته که صفحه جديدی در تاريخ اين منطقه می گشايد؛ دورانی که در آن رژيم ولايت فقيه و متحدانش ديگر جايی ندارند.
سه ماه پيش که در نمايش انتخاباتی رژيم، يک آخوند از جناح رقيب خامنه ای کرسی رياست جمهوری را به دست آورد، برخی طرفها گمان می کردند که اين فرصتی برای کاهش بحرانهای رژيم است تا تهديد سرنگونی را پشت سر بگذارد. اما به سرعت اثبات شد که روی کار آمدن آخوند روحانی، محصول ضعف و بن بست رژيم است و پاسخ بحران سرنگونی آن نيست. کما اين که در همين سه ماه، قطب بندی و رويارويی در درون رژيم، شدت يافت و اثبات شد که آخوندها در قبال فروپاشی اقتصادی کشور و نارضايتيها و مطالبات فشرده مردم، هيچ پاسخی به جز سرکوب و اعدام ندارند.
آنها با زبان گلوله و موشک، اعتراف می کنند که هر قدر درگيری ميان جناحهای حکومتشان حادتر می شود، هرقدر معضلات سياسی و اقتصادی و بين المللی رژيمشان بيشتر می شود، و هر قدر فضای اعتراضی جامعه ملتهب تر می شود، بيشتر و بيشتر از اين مقاومت می ترسند و با کينه توزی و شقاوت بيشتر به آن حمله می کنند.
گفتم که اسطوره سرخ فام اشرف، نقطه چرخشی در شکست طلسم يأس و تسليم است. به همين دليل است که می بينيم اثر آن در ميان هموطنان ما در داخل و خارج ايران و در زندانهای ايران، برانگيختگی و اعتراض است. تأثيرش بيداری وجدانها و به خود آمدن و برخاستن است.
شايد شما هم از فضايی که تحت تأثير اين شهادتها و حماسه اشرف شکل گرفته، اطلاع داشته باشيد. در اين چند روز پيامهای زيادی از طرف هموطنانمان از سراسر ايران فرستاده شده، از زندانها يا از طرف خانواده های شهيدان يا دانشجويان و معلمان و کارگران و ساير اقشار، که بسيار پر معنی است. از يک طرف به خاطر صميميتها و عواطف و پيوندهايی که در اين پيامها موج می زند، و از طرف ديگر به خاطر اين برانگيختگی ملی.
در همين جا درود می فرستم به همه ايرانيان شرافتمندی که اين جنايت سبعانه را محکوم کردند. شنيدم که برخی مادران و اعضای خانواده های شهيدان گفته اند فرزندانشان نمرده اند، بلکه شهيد شده اند و به آنها افتخار می کنند. درود به چنين مادران و خانواده هايی و درود به اين روحيه ها و عزمها و ايمانها.

کسانی که مبارزه و فداکاری را عبث و بيهوده می دانند و ارزشهای برآمده از مقاومت و انقلاب را تخطئه می کنند، اشرف را هدف شماره يک دشمنيها و اباطيل خود می گيرند. کما اين که دعاوی آنها با هر رنگ و لعابی، از نظر سياسی، دست آخر مطلوب و مددرسان ولايت فقيه. می شود. به نحوی که در دشمنی با مجاهدين و اشرف، معمولاً همان چيزی را می گويند که خواست آخوندها است. يا با کارزار تهمت پراکنی، حمله و کشتار را زمينه سازی می کنند يا پس از حمله و کشتار خدمات ويژه آن را برعهده می گيرند و از تقصيرات خود مجاهدين دم می زنند.

دوستان عزيز!
آن چه در دو سال اخير، مقاومت ايران درباره نقش ضربه زننده نماينده ملل متحد در پرونده اشرف و ليبرتی فاش کرد، حالا مثل روز روشن شده است. واقعيت اين است که اگر ملل متحد به وظائف خود عمل می کرد و جانب دولت عراق و سفارت آخوندها در بغداد را نمی گرفت، و اگر ملل متحد و ايالات متحده درباره چهار رشته تهاجمات وحشيانه دولت عراق، از سال ۸۸ تا کنون، يک تحقيق رسمی به عمل می آوردند، هرگز کار به اين جا نمی کشيد و قوای نخست وزيری عراق جرأت نمی کرد که به قتل عام و اعدامهای جمعی در اشرف دست بزند و يا به نيروی قدس ميدان عمل بدهد. اين همان حقيقتی است که دکتر طاهر بومدرا از مسئولان ارشد پيشين سازمان ملل از قبل هشدار داده بود.
تمام ۵۲ قهرمانی که هدف اعدامهای جمعی قرار گرفتند و همچنين هفت مجاهد ديگر که به گروگان گرفته شده اند، بدون استثنا به عنوان افراد حفاظت شده در چارچوب کنوانسيون چهارم ژنو شناخته شده بودند. به علاوه کميساريای عالی پناهندگان ملل متحد، رسماً تمام آنها را پناهجويان برخوردار از حفاظتهای پايه يی اعلام کرده است.
چرا ملل متحد و کميساريای عالی پناهندگان به حداقل وظايف خود برای تأمين حفاظت و امنيت آنها عمل نکرده اند؟ چرا ايالات متحده به تعهدات مکرر خود درباره حفاظت آنها پشت پازده است؟
می دانيد که هم در مورد انتقال مجاهدان اشرف به خارج از عراق و هم در رابطه با حل مسأله اموال، طرحهای متعددی از جانب ما ارائه شد ولی نه دولت عراق و نه طرفهای بين المللی پاسخ مثبتی به آن ندادند. و رژيم آخوندها و دولت مالکی که در پی انهدام مقاومتند، از يک طرف از همراهی ملل متحد و از طرف ديگر از سکوت و بی عملی آمريکا و اروپا سود بردند.
۵۲ نفری هم که صبح روز ۱۰شهريور، در اشرف، هدف اين کشتار قرار گرفتند، بخشی از صد نفری هستند که بر طبق يک توافق چهارجانبه ميان ساکنان اشرف، دولت آمريکا، ملل متحد و دولت عراق در اشرف باقی ماندند که تا هنگام فروش يا انتقال اموال و داراييهای اشرفيها نگاهبان آن باشند. اين توافق در ۱۷ اوت سال گذشته به عمل آمد و در سوم اکتبر همان سال مشاور ويژه وزير خارجه آمريکا در امور اشرف، تصريح کرد که ماندن اين ۱۰۰ نفر در اشرف، هيچ محدوديت زمانی ندارد.
بنابراين تمام طرفهای بين المللی ذيربط، حضور اين گروه ۱۰۰نفره در اشرف را تأييد کرده و مجاز و مشروع دانسته اند. و حمله به آنها از سوی قوای دولتی، نه بر طبق قوانين بين المللی و نه حتی بر اساس قوانين خود عراق، هيچ توجيهی ندارد. در يک کلام، آنچه واقع شده، به معنای دقيق کلمه، جنايت عليه بشريت و جنايت جنگی است.
به همين دليل، جامعه جهانی و مشخصاً دولت آمريکا، اتحاديه اروپا و ملل متحد را فرا می خوانم که بر اين رويکرد غيرمسئولانه، نقطه پايان بگذارند و برای جلوگيری از کشتار مجدد مجاهدين، اقدام کنند. هدف مشترک رژيم ولايت فقيه و دولت دست نشانده اش از قتل عام اشرف اين است که راه حل تأمين امنيت برای مجاهدان آزادی در ليبرتی را بسوزانند و راه حملات و قتل عامهای بيشتر در ليبرتی را هموار کنند. آنها می خواهند مسأله امنيت ليبرتی را به بن بست بکشانند.
طرح رژيم و دولت دست نشانده اش در عراق برای انفجار و انهدام گسترده اموال و خودروها در قسمت های مختلف اشرف در جريان حمله دهم شهريور، در همين راستاست. برای اطلاع هم ميهنان و جهانيان، گزارش کاملی از شهادت شاهدان صحنه منتشر خواهد شد.

برای جلوگيری از تکرار اين جنايتها، تأکيد می کنم:
اول- ۷ گروگان اشرفی می بايست هر چه سريعتر آزاد شده و بازگردند.
دوم- تا زمان انتقال کليه مجاهدان اشرف و ليبرتی به اروپا يا آمريکا لازم است که نيروهای کلاه آبی ملل متحد در اشرف و ليبرتی مستقر شوند تا حداقل تضمين لازم برای حفاظت آنها را فراهم سازند.
سوم ـ سه حمله موشکی به ليبرتی در هفت ماه اخير، در ناامنی آن ترديدی باقی نگذاشته است. ليبرتی هر لحظه در معرض موشک باران بعدی است و اقدامهای ضروری برای تأمين امنيت آن نظير برگردان تی وال ها، انتقال کلاه خودها، جليقه های حفاظتی و تجهيزات پزشکی و گسترش مساحت اين کمپ فوريت دارد.
چهارم- ضروری است يک کميته حقيقت ياب بين المللی تشکيل شود و درباره قتل عام روز ۱۰ شهريور تحقيقات بی طرفانه و همه جانبه يی به عمل آورد. چنين تحقيقی، اولين قدم برای جلوگيری از تکرار جنايت عليه بشريت است.
تأکيد می کنم که دست روی دست گذاشتن در قبال قتل عامهايی که پی درپی تکرار می شود، همدستی در جنايت است و نبايد ادامه يابد. و در اين رابطه آمريکا مسئوليت مشخص دارد و بايد پاسخگو باشد.
حالا برانگيختگی و خشم اشرف نشانها و ايرانيان آزاده، توفان بزرگی در سراسر جهان به پا کرده است. آ نها همه جا را از فرياد اعتراض خود پر کرده اند و در برخی کشورها، همراه با مجاهدان ليبرتی، به اعتصاب غذا دست زده اند.
به اين فريادها گوش کنيد!
به اين دادخواهی ها گوش کنيد!
به اين هشدارها گوش کنيد!
اين فرياد ۵۲ قهرمان اشرفی است، با فرياد آنها همصدا شويد!
اين صدای وجدان جهان است که می گويد در برابر قتل عام و نسل کشی به پا خيزيد.

دوستان گرامی!
امروز، پانزدهم شهريور، آغاز چهل ونهمين سال حيات سازمان مجاهدين خلق ايران است. به اين مناسبت به روح پرفتوح بنيانگذاران مجاهدين، محمد حنيف نژاد، سعيد محسن و اصغر بديع زادگان درود می فرستيم.
همچنين درود می فرستيم به مسعود که راه آن بنيانگذاران را به نقطه اوج و تکامل خود رساند و نسلی تربيت کرد که نزديک به نيم قرن بی محابا، با دو ديکتاتوری در حال نبردند، نسلی با ارمغانهای ذيقيمت و پربار برای جامعه و تاريخ ايران و با بنيانگذاری ارزشهای درخشانی هم چون فدا و صداقت و وفای به عهد و سوگند.
مجاهدين در سفر پرشکوه خود به سوی آزادی، با پايبندی به همين ارزشها، پيشروی و ماندگاری خود را تضمين کرده اند. مرزبنديهای قاطع و عبورناپذير با جلادان و ديکتاتوريها، رمز بقای آنها در کوران بزرگترين تلاطمها و توفانهای تاريخ نيم قرن گذشته است.
حالا مجاهدين در آستانه ۴۹ امين سال حيات خود ۵۲ گل سرخ، و بهتر است بگويم گلزاری سرخ فام، نثار موکب آزادی کرده اند. بله کهکشانی از شهيدان که هر يک در عالم انسانی، راستی که گوهر و جواهری بودند که در يک مبارزه بغرنج و طولانی از فدا و صداقت تلالو يافته و می درخشند. حالا خون آنها بر زمين ريخته است. اما روح بزرگ، عشق پرشور و جانهای ناآرام آنها در قلب و جان يارانشان پابرجاست و در نسل صدهزاران و بيشمارانی که در پی آنها روان است، تکثير خواهد شد.
سلام بر شهيدان قتل عام اشرف و حماسه رزم جانفشانی شان.
سلام بر آزادی
سلام بر مردم ايران.

فراخوان خانواده های مجاهدين ساکن در اشرف و ليبرتی


شهدای جنایت علیه بشریت در اشرف
هموطنان آزاده
قتل عام سياه اشرف و کشتار وحشيانه 52تن و به گروگان گرفتن 7تن از بهترين فرزندان ميهنمان لکه ننگی پاک ناشدنی بر چهرهٴ سياه آخوندهای تبهکار است. شش روز از انجام اين جنايت هولناک می گذرد و دولت آمريکا و مقامات سازمان ملل به ساکنان اشرف چه به صورت شفاهی و چه به صورت کتبی قول داده بودند تا حافظ جان و امنيت فرزندانمان در اشرف و ليبرتی باشند. و اين نشان از اين دارد که کشتارهای ديگری در اشرف و ليبرتی در راه است. واقعيت اين است که هيچ يک از فرزندان مجاهد ما در اشرف و ليبرتی از حداقل امکان امنيت جانی و مالی يک پناهنده سياسی برخوردار نيستند. و واقعيت اين است که با سکوت و بی عملی ارباب بی مروت دنيا در برابر جنايتکاران و قاتلان زمينه کشتارهای ديگری فراهم شده است. پس بر ماست که برخيزيم و در دفاع از فرزندان مجاهد خود آن چه را که در توان و امکان داريم به کار گيريم. از هر وسيله و هر راهی که تشخيص می دهيم و می توانيم صدای قتل عام شدگان و فرياد آنان که در معرض کشتار قرار دارند به اطلاع جهانيان برسانيم و همه وجدانهای آگاه جهانی را به ياری بطلبيم. از همين رو ما خانواده های مجاهدين ساکن در اشرف و ليبرتی از شما تقاضا می کنيم با امضای اين بيانيه در دفاع از فرزندان مجاهد خود موجی گسترده از همه اقشار و طبقات مختلف مردم ايران را به وجود آورده به همه جهانيان اعلام کنيم ما در سخت ترين روزهای تعيين کننده پشت و ياور فرزندان پاکباز خود هستيم
خانواده های مجاهدان اشرف و ليبرتی.

گزارش تلويزيون والدواز از مراسم گراميداشت شهيدان قتل عام اشرف

مریم رجوی


تلويزيون والدوآز، اخبار شب ۶ سپتامبر ۲۰۱۳ ـ ايرانيان اورسور اواز عزا دارند. يک مراسم گراميداشت برای ۵۲ قربانی در کمپ اشرف در عراق برگزار شد. در روز يکشنبه گذشته مجاهدين خلق ايران از حمله نيروهای عراقی به اين کمپ پناهندگان در نزديکی بغداد خبر دادند. يک «قتل عام» واقعی بنا به گفته اين گروه مخالف ايرانی که مقر سياسی آن در اورسور اواز در والدواز از بيش از ۲۰سال پيش می باشد. عصر جمعه در اورسور اواز يک مراسم گراميداشت با حضور رئيس جمهور اين جنبش مريم رجوی و تعداد زيادی از ايرانيها که نزديکانشان را در عراق از دست داده اند، سازماندهی شد.

همان طور که افشين علوی برای ما توضيح می دهد او سخنگوی مجاهدين خلق است و به کريستف ميگو پاسخ داده است.
افشين علوی: ۵۲نفر قتل عام شدند، اعدام شدند با شليک گلوله به سرشان، ۷نفر مفقود شده اند که ربوده شده اند که شامل ۶ زن می باشند. ما امروز ۴۲ نفر را داريم که بازمانده اين قتل عام هستند و محاصره شده اند و زندگيشان در خطر است. بسياری از دوستان من افراد فاميل و خانواده شان در ميان قربانيان می باشند. يکی از همکاران من پسرش را از دست داده است. يک دوست ديگر پدرش اعدام شده است. من همچنين خيليهای ديگر را ميشناسم که مستقيماً تحت تاثير قرار گرفته اند. اما ورای اعضای مقاومت اين تمام خلق ايران است، تمام جامعه ايرانيان در دنياست که از اين فاجعه متأثر شده است.

سخنرانی شهرزاد طبری، مادر شهيد قهرمان مجاهد سعيد اخوان در مراسم گراميداشت شهيدان قتل عام در اشرف

شهرزاد طبری


با حضور رئيس جمهور برگزيده مقاومت
دوستان، برادران و خواهران عزيز،
حقيقتاً لحظه دريافت خبر شهادت سعيد عزيزم اگر چه که خيلی خيلی سخت بود ولی خيلی احساس افتخار و سربلندی داشتم. افتخار کردم که پسر دلبندم و در رکاب مجاهدين والا قدری هم چون فرمانده زهره قائمی، گيتی گيوه چيان و ساير خواهران و برادران قهرمان مجاهدش به شهادت رسيده.
سعيد را من از سه سالگی اش شناختم. وقتی که خواهر مجاهد شهيدم سيما دو دلبندش يعنی سعيد و محمد را به من سپرد و در نبرد در برابر اين دشمنان وطن و بشريت يعنی اين رژيم جنايتکار جانش را فدا کرد. هنوز برق چشمانش را که از اراده آهنينش برای نبرد با رژيم آخوندی می درخشيد به ياد دارم.
درود می فرستم به روانهای پاک شهدای والامقام 10شهريور که سمبلهای پاکبازی برای ما هستند و همه آنها و با همرزم و پسرم عزيزم سعيد عهد می بندم که هم چون او در راه آرمان مجاهدين عاشق و پاکباز باشم احساس می کنم او از هرزمان ديگر به او نزديکترم.

بازتاب مراسم اورسورواز

مريم رجوي


تلويزيون بحرين گزارش داد بعد از حمله به اشرف که منجر به جان باختن 52نفر شد، مجاهدين خلق ايران خواستار استقرار نيروهای کلاه آبی سازمان ملل در اشرف شدند. مريم رجوی پرزيدنت شورای ملی مقاومت ايران خواستار دخالت فوری جامعه جهانی برای آزاد کردن 7تن از گروگانهای اشرف گرديد.

سخنرانی دکتر معصومه بلورچی، مادر شهيد قهرمان مجاهد رحمان منانی و نماينده شورای ملی مقاومت در آلمان در مراسم گراميداشت شهيدان قتل عام در اشرف

دکتر معصومه بلورچی



با هزاران سلام و درود آتشين به 52 مجاهد قهرمان شهيد در اشرف که به همه ما درسی جديد از قهرمانی و استقامت و به زانو درآوردن رژيم دادند و با هزاران سلام و درود به خواهران و برادران قهرمانم در اشرف که اکنون جانانه و سرفرازانه جنگ صد برابر و هزار برابر را ماده می کنند.
امروز 15شهريور اولين روز چهل ونهمين سال حيات سازمان مجاهدين خلق ايران است.
بايد بگم عجب سازمانی داريم!
عجب قدرتی داريم! و خوشا به حالمان که امسال به معنی واقعی و در خور شأّن و جايگاهش، داريم آغاز چهل ونهمين سالگردش را همزمان با بزرگداشت 52 قهرمان شهيدمون برگزار می کنيم.
اولين لحظه ای که بعد از شهادت جگرگوشه ام رحمان داشتم، لحظه ام اين لحظه بود که اون به آرزويش رسيد.
وقتی ديدم که با دست بسته شهيدش کردند، راستش رو بخواهيد يک لحظه داشتم و گفتم عجب دليری هستيد که دشمن حتی نتونست دست بسته شما را تحمل کند و شهيدتان کرد.


خواهران و برادرانم! خيلی از شما رحمان را می شناختيد. مثل من شما هم بهش افتخار می کرديد، اون 18ساله بود که به اشرف رفت. همه چيز رو برای ادامه يک زندگی خوب تو اين جا داشت، هوش و ذکاوتش، تا تحصيل و امکانات و همه چيز. ولی يک چيز را کم داشت، که البته اين يک چيز، چيز کوچکی نبود. اون چيزی هست که همه مون برايش بدنيا آمديم، و همه وجودمون باهاش بايد آميخته باشد و اون رزم برای آزادی است و رحمان هم مثل همه جوانها، مثل همه آدمها دنبال اين گمگشته بود. راستی که اين چهل و نه سال چه نسلی پرورش پيدا کرده، نسلی که در پرتو انقلاب درونی مجاهدين پرورش پيدا کرده، نسل فدای همه چيز برای تحقق يک آرمان، نسل عشق و شور و زندگی
درود بر52 شهدای قهرمان مجاهد خلق در اشرف. مرگ بر اصل ولايت فقيه، مرگ بر خامنه ای، درود بر رجوی، درود بر سازمان پرافتخار مجاهدين خلق ايران.