۱۳۹۲ مرداد ۸, سه‌شنبه

اعترافها سرتيپ پاسدار احمدی مقدم، فرمانده نيروی سرکوبگر انتظامی رژيم


پاسدار احمدی مقدم، سرکرده نیروی انتظامی
برنامه تلويزيونی شناسنامه شبکه سه رژيم ـ 4مرداد 92: صبح رفته بودم قبل از آمدن آقای هاشمی رفته بودم کله داوود، دشت ذهاب دست عراقيها بود کله داوود خط ارتش بود از آنجا وضع را ديدم و و ديديم که عراقيها دارند واقعاً عقب نشينی می کنند من داشتم گزارش به آقای هاشمی می دادم برادری بود به نام سردار امير نوحی که الآن هم در سپاه هستند زنگ زد به من از کرند و گفت آقا آمدند از کله داوود رد شدند. پاتاق از اون تنگه رد شدند آقا چطور می گی؟!. ما يک گردان احتياط فرستاده بوديم بچه های تيپ 57، سردار نوری بچه های لرستان بودند، دکل ماکرويو بالای پاتاق...
با اون تماس گرفتيم گفت از آنجا هم رد شدند گفتيم آقای نوری پس تو چرا درگير نشدی؟ گفت آقا ما ديديم که يک ستونی می رفت اون بالا، يک کيلومتر با جاده فاصله داشتيم تا خودمان را برسانيم به جاده ستون رفت آن قدر سرعت داشت. آقای امير نوری زنگ زد که گفت از کرند هم رد شدند به کرند رسيدند گفت من در کرند هستم اينها به دشت کرند رسيدند.
اين عراقيها اين سرعت، سرعت 80 کيلومتر چطوری با اين سرعت ميايند... ... ...
همه مونده بودند در يک بهتی که اينها کی هستند عين اين که يک نيروی احتياط سپاه داره مياد.
آقای هاشمی به من گفت برو اونجا يک کاريش بکن... ..
وقتی من راه افتادم تا گردنه حسن آباد راه بندان بود... .
ما رفته بوديم اسلام آباد ديديم که اسلام آباد در حال سقوط است نيروها هم ديگه انسجام ندارند..

اعتراض به ولی فقيه ارتجاع در جلسه سخنرانی خامنه ای


خامنه ای
در جلسه سخنرانی خامنه ای با شرکت افرادی کاملاً دست چين شده و عبور داده شده از فيلترهای مختلف، فردی خطاب به ولی فقيه ارتجاع گفت: ”عاملان اصلی“ تهاجم به کوی دانشگاه تهران در سالهای ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ هنوز معرفی نشده اند. به رغم اعلام صدور احکام قضايی و رسيدگی به اين دو پرونده، يک سؤال هم چنان در ذهن دانشجويان باقی مانده و آن اين که چرا هنوز عاملان اصلی تعدی به حريم دانشجويان و جوانان به مردم معرفی نگرديده اند؟“.

گوشزد رفسنجانی به خامنه ای - همه آخوندهای قم و نجف حامی من هستند


رفسنجانی

رفسنجانی به خامنه ای گوشزد کرد همه آخوندهای قم و نجف حامی من هستند. رفسنجانی در جمع شماری از اعضای مجلس رژيم گفت: «واقعاً مصمم بودم که نيايم و در آخرين لحظات با پيام های علمای قم و نجف و گروه های فراوان مردمی، تصميم گرفتم به سهم خويش برای تحقق حماسه سياسی کمک کنم». رفسنجانی افزود: «اقليت افراطی رأی مردم را تزئينی می دانند».

جوانان اهوازی خودروی مأموران سرکوبگر نيروی انتظامی را به آتش کشيدند

خودرو به آتش کشیده نیروی انتظامی دراهواز


جوانان اهوازی در کوت عبدالله خودروی مأموران سرکوبگر نيروی انتظامی را به آتش کشيدند. اين اقدام اعتراضی روز شنبه 5مرداد ماه رخ داد. در همين روز در حميديه مأموران اطلاعات آخوندی جوانی به نام امير را بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.

مقتدی صدر: يا بايد استعفا بدهيد يا اين که شما را بر کنار می کنند



مقتدی صدر
به گزارش تلويزيون البغداديه مقتدی صدر طی بيانيه يی خطاب به ائتلاف رژيمی در عراق اعلام کرد: ای برادرانم جايز نيست که در زمان حکومت شيعه زمينها پر از بسته های انفجاری شود و فقر و نيازمندی کل عراق را فرا بگيرد. يا بايد استعفا بدهيد يا اين که شما را بر کنار می کنند.

افشا توطئه رژيم آخوندی در عراق



سپاه پاسداران جهل و جنایت
تلويزيون التغيير به نقل از سران مجلس اعلای عراق فاش کرد: يکی از سران رژيم ايران به نوری مالکی پيشنهاد کرده است يکانهای ويژه سپاه پاسداران را در اطراف شهرها و محله های شيعه نشين در بغداد و استانهای جنوبی مستقر کند تا حفاظت آنها را در مقابل حملات تروريستی تأمين کنند!
در اين پيشنهاد گفته شده ده هزار نفر از يکان ويژه سپاه با تجهيزاتشان اين مأموريت را به عهده بگيرند.

مراسم خاکسپاری محمد قنبری که در مقابل مجلس ارتجاع خودسوزی کرد



تجمع اعتراضی در مراسم خاکسپاری محمد قنبری
بنا به گزارشهای دريافتی، روز دوشنبه هفتم مردادماه جاری مراسم خاکسپاری محمد قنبری در روستای ”قره داش“ از توابع تاکستان قزوين با شرکت جمع کثيری از همکيشان و هموطنان برگزار شد. ياران او با برافراشتن پلاکاردهايی با عنوان عاشقی در خون غلتيد، ساير همکيشان خود را به ايستادگی در مقابل ظلم و تعدی رژيم آخوندی دعوت کردند. محمد قنبری 22ساله، صبح روز شنبه ۵ مردادماه در اعتراض به توهين دژخيمان رژيم به هموطنان اهل حق، در مقابل مجلس ارتجاع خودسوزی کرد و جان سپرد.

۱۳۹۲ مرداد ۶, یکشنبه

مراسم چهلم افشين اسانلو



افشین اسانلو
بنا به گزارشهای دريافتی ساعت 1830روز دوشنبه هفتم مرداد مراسم يادبودی به مناسبت چهلم شهيد افشين اسانلو در آرامگاه وی واقع در بهشت زهرا، قطعه 310 برگزار می گردد. خانواده، دوستان، ياران، کارگران و زحمتشکان ياد او را بر سر مزارش گرامی می دارند و بر آرامگاه او گل می گذارند. افشين اسانلو که از سال 88 در زندان به سر می برد، در زير شکنجه دژخيمان در زندان گوهردشت کرج به شهادت رسيد.

مفهوم قدر در جامعه و انسان - گفتگو با جواد قديری




جواد قدیری
سؤال: به مناسبت ماه رمضان و شبهای قدر می خواستيم که در مورد شب قدر و اين که چرا اين قدر در مورد اهميت اين شب تأکيد شده است توضيح بدهيد.

جواد قديری:

به طور مختصر و کوتاه سعی می کنم که به نکاتی در رابطه با مضمون و محتوای شب قدر اشاره کنم.
واژه قدر بمعنای اندازه و اندازه گذاری است، بعضی از لغات ديگری که از اين ريشه گرفته می شود، تقدير، مقدار و امثال آن است که به لحاظ معنی هم اين اصطلاحات با هم رابطه دارند.
آنچه که در تفاسير و روايات هم در مورد شب قدرآمده اين شبی است که تقدير مشخص می شود، يا سرنوشت بعدی تعيين تکليف می شود.
برای اين که اين مفهوم کلی روشنتر بشود، اجازه بدهيد باين نکته اشاره کنم که اصطلاحاتی از اين قبيل در درون يک فرهنگ و يک ايدئولوژی معنی می دهد، منظور اين است که متناسب با دستگاه ايدئولوژيک می توان به اشکال و مفاهيم مختلفی آنها را معنی کرد، مثل واژه تقوی، اين واژه در فرهنگ و در دستگاه آخوندی يک معنی می دهد و يک کاربرد دارد، در اسلام واقعی يعنی اسلام مجاهدين يک معنی ديگری می دهد، قدر و شب قدر هم همين طور است، اين متناسب با فرهنگ و دستگاه فکری معانی متفاوتی دارد.
خوب است که مفهوم قدر و شب قدر در دو زمينه فرد و اجتماعی بررسی کنيم.

در فرهنگ توحيدی و در اعتقادات مجاهدين، معنای قدر و شب قدر اين است که بر سرنوشت انسان يک جبر کور حاکم نيست، يعنی يک جامعه هميشه محکوم به اين نيست که تا ابد زير بار يک نظام جبار حاکم زندگی کند، به خاطر اين که شب قدری وجود دارد که انسانها می توانند در اين شب، قدر و سرنوشت آينده خودشان را رقم بزنند. و يا در مورد انسان، يک انسان هم به يک سرنوشت کور و از پيش تعيين شده محکوم نيست، فرض کنيم که يکنفر بهر دليل معتاد شده است و يا... .
سؤال اين است که آيا اين سرنوشت کور و جبر است که وضعيت وی را تعيين کرده يا اين که می توان اين وضعيت را تغيير داد.

شب قدرتأکيد و تکيه روی ويژگيهای خداداد انسانی است. انسان صاحب يک اراده است و اين ويژگی خداگونه او است، اين اراده می تواند برای انسان بالاترين کرامت و بالاترين ارزشها را به ارمغان بياورد. در يک کلام در مفهوم انسان شناسانه در مکتب توحيد و قرآن، قدر يعنی به کارگرفتن اراده انسانی برای تغيير، يعنی گرفتن تصميم برای تغيير، برای انتخاب يک مسير زندگی و مبارزه در آينده، من در گذشته هر چه که بودم ولی محکوم نيستم که هميشه همين باشم، در يک شب می توانم تصميم بگيرم و جهتی را عوض کنم، اين که الزامات و بهای اين تغيير مسير چيست موضوع ديگری است، طبعاً آنکسی که يک راه و يک مسير را انتخاب می کند بايد بهای اين انتخاب خودش را هرچه که باشد بپردازد. در غيراينصورت بمعنای واقعی اين يک انتخاب نيست و فقط حرف و لق لقه زبان است.
يک نتيجه ديگر اين موضوع هم اين است که پس انسان مسؤل است، و نمی تواند حرکات و کارهای خودش را به يک جبر کور، به يک جريان خودبخودی که انگار از بيرون خودش تعيين شده موکول کند، چون برايش شب قدری وجود دارد می تواند انتخاب کند و همه چيز را عوض کند.
به عنوان مثال زمانی که فرد راه مبارزه را انتخاب می کند، راه شوريدن و جنگيدن عليه نظام ستمگر حاکم را انتخاب می کند اين يک شب قدر است، و بعد از آن سرنوشت اين فرد انقلابی دگرگون می شود.
در زمينه اجتماعی هم همين طور است، تقدير جامعه را انسانها رقم می زنند، هيچ جامعه ای در يک جبر مطلق دست و پا نمی زند، وقتی انسانها در يک جامعه بر عليه نظام ستمگر می شورند، اين باز هم تقدير و سرنوشت آن جامعه است که رقم می خورد، مثل زمان شاه

سؤال: ممکن است بيشتر توضيح بدهيد که رابطه اين مضامين و محتوا با کارهايی که در شب قدر می کنيم چيست؟ به عنوان مثال چرا شب قدر احيا می گيريم و چرا قرآن به سر می گذاريم و... . ؟

جواد قديری:

سؤال بسيار درستی است، بگذاريد به طور خلاصه يکبار کارها و يا شعائری را که در ماه رمضان انجام می دهيم مرور کنيم، از ابتدای ماه رمضان شروع به روزه می کنيم، روزه مضمونش تقوی است، در آيات مربوط به روزه هم همين آمده است:
يا أيّها الّذين آمنوا کتب عليکم الصّيام کما کتب علی الّذين من قبلکم لعلّکم تتّقون {183}

تقوی هم در يک کلام يعنی رها شدن از اجبارات و قيود برده ساز، که انسان را اسير و برده خودبخودی شرايط می کند.
برای اين منظور از ابتدای ماه رمضان روزه می گيريم، يعنی مطابق احکام و آيين روزه از طبيعی ترين و مشروع ترين خواسته ها و نيازهای غريزی خود آگاهانه در زمان محدود صرفنظر می کنيم. برای اين که تمرين کنيم و نشان بدهيم که جوهر انسانی ما اسير و در قالب و قيد و بند غرايز محصور و محدود نمی شود. شرايط و جبر کور نمی تواند سرنوشت ما را تعيين تکليف کند. در طی اين تمرين و خويشتنداری بالاخره شب قدر و نقطه عطفی برای يک تغيير برای يک تصميم گيری و انتخاب مسير و راه جديد بايد وجود داشته باشد، اين شب است که نهايتاً مسير آينده فرد را تعيين تکليف می کند.
شب قدر با خدا مناجات می کنيم، قرآن به سر می گيريم، نيايش می کنيم، اينها همه پروسه نيايش و استمداد از خدا و ائمه و معصومين است به خاطر اين که من را در راه وفادار ماندن به انتخابم به تعهدی که می سپارم کمک کنند، با تأسی به آنها قوت قلب بگيرم و با کمک آنها بتوانم دشواريهای اين راه را از پيش پا بردارم. و نهايتاً طلوع فجر برای من دنيای جديدی است زندگی جديدی است، و بسوی سرنوشت جديدی که خودم آن را خواسته ام و خودم آن را رقم زده ام جلو ميروم. کسی که راه مبارزه بر عليه ظلم و ستم در جامعه را انتخاب می کند حتماً که در پی آن با تضادهای زيادی مواجه خواهد شد، اين طور نيست که با يک اراده گرايی مبتذل همه مسائل حل و فصل بشود، بهمين خاطر هم نياز به حامی و پشتيبان دارد، بايد پشتش به کوهی محکم باشد که تضادهای راه مبارزه و انقلاب را حل کند، در اساس اينها با تأسی به رهبری که او را در اين راه جلوداری خواهد کرد حل می شود، بهمين خاطر هم هست که ما مجاهدين هميشه در شبهای قدر بالاترين راز و نياز و دعايمان اين است که در تأسی و در پيروی از راهبری مجاهدين موفق باشيم، اين بالاترين تعهد ما است، اين بالاترين قدر ما است که با اين ترتيب است که آرزو می کنيم و از خدا و از همه ائمه معصومين هم کمک می گيريم که بتوانيم شب قدر مردم ايران را رقم بزنيم، تا بتوانيم مردم ميهنمان را از دنيای ظلمانی پر از ستم و سرکوب آخوندها در بياوريم، اما به نظر من اين نه فقط تعهد مجاهدين که تعهد هر ايرانی است.
بنابراين ملاحظه می کنيد که در مبانی تفکر اسلامی چگونه ارزشها و ويژگيهای انسانی برجسته و بارز می شود، و مابه ازای اين خصوصيات از انسان مسئوليت خواسته می شود.

سؤال: می خواستم اين سؤال را مطرح کنم که آخوندها در مورد شب قدر و همين شعائری که شما توضيح داديد چه فکر می کنند و چگونه تبليغ می کنند.

جواد قديری:
همان طور که در ابتدا هم توضيح دادم موضوعاتی مثل قدر و شعائر و دعا و... را بايد در چارچوب فرهنگ مربوط به آن بررسی و فهم کرد، در اسلام انقلابی، در ايدئولوژی مجاهدين بترتيبی است که توضيح دادم، اما در فرهنگ آخوندها آنچه که تبليغ می شود بر ضداين است، در فرهنگ آخوندی انسانها در قبر معاصی و گناهان فرو برده می شوند، دعا و نياز و رمضان و هر شعائر ديگری هم حول همين چيده می شود، ملاحظه کنيد در جامعه خودمان آنچه که تراويده می شود، آنچه که تبليغ می شود يک فرهنگ يأس، عدم تحرک و مرگ اجتماعی است، به خاطر اين که آخوندها بتوانند در حاکميت بمانند، بايد مردم ايران در برابر آنها تسليم باشند، کسی جرأت و قدرت اعتراض نداشته باشد. کسی هم صدايش در بيايد و حتی در حد چند کلمه حرف مخالف مقاصد و منويات و يا عليه سرکوب آخوندها اظهارنظری بکند سر و کارش با شلاق و زندان است.
اعتراف به هويت انسانی معنايش داشتن يک دموکراسی اجتماعی است، از کجا معلوم می شود که به انسانها ارزش می گذاريم و حقوق آنها را پاس می داريم، از رعايت حق دموکراتيک آنها در انتخاب، وقتی اين نيست بقيه اش حرفهای پوچ و مزخرف است. دعا اعتراف به گناهانی است که از بابت آنها بايد قصاص بشوی، هرچه بيشتر دعا و نيايش کنی، ماده و معنايش فرو رفتن بيشتر در همان قبر گناهان است، در نتيجه جنبش و حرکت، تصميم برای تغيير مسير، انتخاب آزاد راه زندگی، اينها همه چيزهايی است که انتهايش براندازی نظام آخوندی است.
با اين توضيحات ملاحظه کنيد که قبل از هر چيز ملاها در ماه رمضان بيشترين تلاش خودشان را برای سرکوب و کنترل مردم می کنند و نه تبليغ فکر و انتخاب آزاد و اعتراف به حقوق انسانی مردم.

در شبهای احيا البته آخوندها هم رياکارانه قرآن روی سرشان می گذارند اما هدف از اين کار هم ايجاد سرپوشی برای تحميق مردم و محکم کردن بند اسارت روی آنها است. در اينصورت واضح است که چرا در فرهنگ آخوندها دعا و نيايش و شب قدر هم هيچ معنی و يا سمت و سوی معينی ندارد، خلاصه می شود در مقداری روضه خوانی و نوحه مبتذل و اشگ و آه و ناله بی سمت و سو که ماده و نتيجه معينی برای انسانها ندارد. انگار که خواسته و نياز خدا اشگ و آه آدمها است.

مفهوم پويـای «قـدر» و «تقـوی» - به قلم استاد جلال گنجه ای

جلال گنجه ای



در ورود به اين بحث، يادآوری می شود که به رغم اعلان اين مطلب که قرآن مجيد در ماه مبارک رمضان، 13سال پيش از هجرت، بر حضرت محمد، پيامبر اسلام (ص) فروفرستاده شده است، روز وقوع اين رخداد بسيار مهم بر مسلمانان کتمان شده و تا آنجا که به قرآن برمی گردد، اکتفا فرموده به اين مقدار که اين امر در «شب قدر» صورت گرفته است. و تا آنجا که به پاسخهای پيامبر (ص) در برابر پرسش مؤمنان صورت گرفته، آن حضرت از تعيين دقيق اين شب خودداری می فرموده و اکتفا می نمود که برای تبرک به اين شب «نامعين»، شبهای دهه آخرين ماه رمضان را دريابيد. آيا اين کتمان از جانب پيامبر اسلام (ص) بدين معنی است که يک «شب معين» به مثابه يک موسم روزشمارانه و تقويمی، فاقد اهميت است؟ اين در عين آن است که بزرگداشت موسم نزول قرآن، يعنی ماه رمضان، اهميتی چنان بالا دارد که ماه روزه داری مسلمانان قرار داده شده است.

برای توضيح بيشتر اين پرسش، شايسته است که به اهميت «شب قدر» در بيان قرآن نگاه بکنيم: در معروفترين سوره قرآن در اين موضوع، سوره قدر (انا انزلنا...) خطاب به پيامبر (ص) گفته شده است که: «ما ادراک ما ليله القدر». (از کجا بدانی که ليله القدر چيست؟) و سپس ادامه می دهد که: (گويا که اگر می دانستی!) «شب قدر برتر از هزار ماه است چرا که در اين شب، فرشتگان در سراسر اين شب تا دميدن صبح، هر آنچه را که سلام و سلامتی و رهايی و رهيدن از خطرهای پيش راه بر بشر است، فرود می آورند». (1). به نظر نمی آيد که شبی با چنين رهاوردهايی از سلام و سلامتی را بتوان با هر مقدار زمان، نه «هزار ماه» و نه هزاران ماه متفاوت، مقايسه کرد.
به اين ترتيب، معنی «هزار ماه» در عبارت اين سوره بايستی نه به معنی عددی (1+999)، بلکه به معنی نمادين و استعاره يی اين کلمه باشد، يعنی «ماههای بسيار فراوان» که با همه انبوهی خود تحت تأثير «زمانی کوتاه» رقم خواهند خورد، هم چون زمانه های بلندی پس از «نزول قرآن» و پيدايش «ديانت اسلام» که از شب اين رويداد، يعنی «شب قدر»، اثر پذيرفتند و هم چنان اثر خواهند پذيرفت، و در حقيقت، همان شب قدر محمدی (ص)، حامل «سلام و سلامتی و رهايی و رهيدن از خطرهای پيش راه بر بشر»، برای تمامی اين مدت بلند بوده است که اينک نه بيشتر از «هزار ماه» که به افزونتر از «هزار سال» هم بالغ شده است.

باين ترتيب، گويی يک گام به فهم اين موضوع نزديکتر می شويم که چرا حضرت محمد (ص) از تعيين يک شب معين «تقويمی» خودداری می فرمود: زيرا که طبق آموزشهای قرآن، تحقق نويدهای «سلام و سلامتی و رهايی و رهيدن»... در گرو شرايط تعريف شده يی است که کمترين ارتباطی با ايام و ماه و سال، و خلاصه با «زمان تقويمی» ندارند. بعکس، چه بسا با گوش فرادادن به نکات قرآن در زمينه اين «شرايط تعريف شده» در تأمين «سلام و رهايی»، بيشتر پی ببريم که چرا از معرفی يک شب معين، که تنها يک «ليله القدرتاريخی» بوده، مصرانه خودداری می شده است و تعيين نکرده اند که آن شب با کدامين شب ماه رمضان مصادف بوده است؟
آری، «ليله القدرتاريخی»، يعنی همان شبی که در 13سال پيش از هجرت، شاهد نازل شدن قرآن بر محمد (ص) بوده، اگر ارزش و موضوعيتش به نزول قرآن بوده که لاجرم چنين بوده است، پس تنها همان يک بار و برای هميشه همان يک بار به وقوع پيوسته است و ديگر هرگز، تا چه رسد هرساله، شاهد نزول قرآن ديگری بر محمد ديگر و يا همان محمد (ص) نخواهيم بود که خود نيز کمتر از ربع قرن پس از بعثت بيشتر نزيست، و جهان خاکی را برای هميشه بدرود گفت. تنها اين می ماند که همان شب را به «يادبود» يک «شب قدر» در گذشته تاريخی بزرگ بداريم و نه يک «شب قدر» ديگر و تازه. کاری که اگر مورد نظر اسلام و پسنديده بود، پيامبر (ص) نبايستی از مشخص کردنش چنان امتناعی نشان می داد.

مشروط به کارکرد انسان! آيا آموزش «شرايط تعريف شده» که مايه تحقق نويدهای «سلام و رهايی»... است، در قرآن قابل جستجو است؟ پاسخ به طور قطع مثبت است. زيرا، جدا از آن که اين اساسی ترين رسالت کتابی شمرده می شود که به عنوان کتاب «هدايت» به «فلاح» و «رهايی» فرزند انسان، قدم به دنيای سرنوشت وی نهاده، متن قرآن هم به همين صراحت دارد. از جمله، آنجا که می فرمايد: «به طور مؤکد، خداوند به تغيير سرنوشت هيچ قوم و ملتی بر نمی خيزد تا که خود به دگرگونی وضعيت خويشتن خويش برخاسته باشند»... . (2).

آری، شکی نيست که در جهان آفريدگان، جهانی که با ضوابط معين از سوی آفريننده پديدار شده و به حرکت و پيشرفت روانه است، اين اراده و مشيت خداوندی است که جريان داشته و خواهد داشت اما اراده و مشيت حضرتش که جهان را به سمت مشخص تکاملی هدايت می کند، شباهتی به هوسهای بی قاعده در نزد ارباب قدرت دنيايی ندارد. بلکه تنها در چارچوب مقتضيات مشخص همان سمت و هدف تکاملی جاری خواهد بود و باز هم مطابق قرآن، مفاهيمی از قبيل «امر» و «فرمان» و «مشيت» خداوند، جز بدين معنی نيست که: «و کان أمراللّه قدرًا مّقدورًا». {و چنين بوده که فرمان خداوندی اندازه های مشخص شده است} (3).
بر اين قاعده، «شب قدر» با همه «سلام و رهايی»... که به ارمغان می آورد، همانا در چارچوب «فرمان خداوند»، به مفهوم «اندازه های مشخص» در نظام آفرينش و تکامل، شامل نظام آفرينشی و تکاملی سرنوشت انسان، خواهد بود. (طبق آيه38 سوره احزاب). و اين يعنی که تنها در شرايطی «شب قدر» خواهد شد و ارمغان «سلام و رهايی» را خواهد آورد که «قوم» و انسان مربوطه به «دگرگونی وضعيت خويش» (طبق آيه11سوره رعد) برخاسته باشد. به همان ترتيبی که در «شب قدر» محمدی و پيدايش دين اسلام نيز شاهد تحقق چنين مقدمات و شرايطی در اوضاع و احوال آن حضرت و خاندان محمدی و مردمان مکه نيز بوديم (4).
تا اين جا و در پرتو آموزش مختصری از قرآن که نمونه آورديم، اين روشن است که برای اهل و مدافعان «وضع موجود»، کسانی که در جستجوی هر گونه تغييری تکاملی در سرنوشت خويش و فرزند انسان نبوده و نيستند، هرگز کمترين «شب قدری» در ميان نخواهد بود. اين مهم نيست که اندر «مساجد» زيان و «ضرارشان» چندين و چند کتابچه های موسوم به «قرآن» را بر سر بگيرند بدين طمع که با تقديم عباراتی «تملق آميز» به نام «دعا» و «عبادت» و يا جملاتی متکديانه و برده وار را به نام «توبه» و «ندامت» گناهان بخوانند و بنالند، ليکن بايد ديد و دانست که تمامی «اطوار» و «شکلک» شبيه به خداشناسی شان تنها ستيزه ورزيدن با مشيت جاری خداوند بر هستی و تاريخ است و از هر چه برخاسته باشد، از خداشناسی و اسلاميتشان برنخاسته است.

شبيه اين مسکينان چسبيده به «وضع موجود»، سرنوشتی محروم از «شب قدر» است که ترقيخواهان مفتخور! بدان چشم بدوزند. چرا که مطابق قانون قرآن و نظام فرارسيدن «قدر»، خداوند مشيت گذار «تغيير» و «تکامل»، اين موهبت را برای کسانی نوشته است که عملاً و به واقع، به پرداختن بهای «تغيير خويشتن خويش» برخاسته باشند.
حال، می ماند اين پرسش که آيا قرآن به تشريح و آموزش اين شرايط و مقدمات، در کجا و چگونه پرداخته است؟

نگاهی به مخاطبان و کارکرد قرآن اگر به مطالب بالا دقت کرده باشيم، بايستی به ناپختگی پرسش اخير در سطر فوق، پی برده باشيم. زيرا آورديم که برخورداری از قرآن، به معنی برخورداری از همان «سلام و رهايی» که پيام «شب قدر» است و در هيأت قرآن به محمد (ص) نازل آمد، منطقی نيست که نصيب حافظان «وضع موجود» و يا «ترقی خواهان» «مفتخور» بشود. اين حقيقتی است که در جای جای قرآن به آن تصريح شده و از جمله در اولين سطرهای تدوين قرآن می خوانيم: «و در اين کتاب از بابت آن که «اهل تقوی» را هدايت می کند، شکی نيست». (5).
به اين ترتيب، قرآن هرگز دعوی نکرده که به مانند يک اثر خواندنی در معرض فهم خواننده يی است که واجد «سواد خواندن و نوشتن» (به زبان عرب) بوده و يا مانند کتابی علمی است که صاحبان صلاحيت و تخصص در علم مربوطه، -مثلاً علوم اسلامی- قادر به استفاده از آن هستند. خير!، قرآن کلامی قابل فهم و دريافت برای اهل «تقوی» است. و چنان که خود تصريح می فرمايد: «و از قرآن آن چه فرو می فرستيم برای اهل ايمان شفا و رحمت است و جز مزيد زيانکاری برای ستمکاران ببار نياورد». (6). تصريحی که در حد خود، منظور از «تقوی» را بيان می کند. کسی که از «ستمکاران» نباشد. به اين ترتيب، روشن است که منظور از «تقوی»، همان طور که از معنی لغوی اين واژه فهميده می شود، (برای يادآوری: معنی اين واژه در زبان عرب، «حفظ و خويشتنداری از لغزش» است. (7). «تقوی» ارزشی وابسته به يک دين معين و يا دين اسلام نيست و چنان که می دانيم، قرآن با دعوت غيرمسلمين به پيامهای خويش، کار را شروع کرد.
آری، مفهوم «تقوی» نگاهبانی و نگاهداری نفس و خويشتن خويش از ستم و فرومايگی است. اين پايه شروع آشنايی با پيامهای قرآنی است که بسی مدعيان ديانت فاقد آنند و بسا مردمان بی ادعا که اهل «مرز» و «مرزداری» شرافتمندانه با ستم و ستمکاران هستند، مخاطبان حقيقی اين کتاب شمرده می شوند، چنان که در تجربه تاريخی هم شاهد بوديم که «بت پرست» يا «خدا پرست» توانستند بشنوند و برانگيخته شوند و به مدارج برتر راه بگشايند.
با توجه به معنی «تقوی»، يعنی مرتبتی که انسان به طور نسبی از لغزشها، يا برخی لغزشها، محفوظ بوده و مصونيت يافته باشد، در می يابيم که «تقوی» يک امر عينی است. مثلاً ، همين که کسی به اين منش درآيد که ديگر اجازه برخی پليديها را به خود ندهد، برای مثال، حاضر نباشد شکمش را با نان دزدی پر کند. و يا برای رفاه دنيا به منجلاب مزدوری ستمکاران، خدمت «ولايت خمينی» و وزارت بدنام «اطلاعات آخوندی» در آيد. همين، مفهوم تقوی است. و ما هر کدام و به هر نسبتی که از دست مصونيت و تقوی رسيده باشيم، مخاطب هدايت بی شک و ريب قرآن هستيم. و اين يعنی که مخاطب قرآن و اثرپذير پيامی خواهيم بود که انسان متقی، به اين درجه نايل می آيد.
حال اگر به همين مفهوم دقت کنيم، به وجهی ديگر از مفهوم «قدر» راه می گشاييم بدين بيان که آری، «شب قدر»، در گرو کارکرد انسان، محدود به شبی منقضی شده در افزون از 1400سال پيش نيست که قرآن در آن بر محمد (ص) نازل شده است. بلکه هرگاه که فرزند انسان به ساختن «تغييری» برخيزد که ظرفيت «سلام و رهايی» نوينی خلق کند، به آفريدن يک «قدر» نوين نايل آمده است. اما در عين حال، از اين وجه و معنی نيز غافل نبايد بود که اگر همان «شب قدر» ديرين، همان «شب قدر محمدی-ص» که به اعتبار نزول قرآن صاحب «قدر» شده، به نوعی گذشته ماضی و راهی منقضی شده، اختصاص ندارد و محدود نيست. بلکه، انسان زمانه، هر زمان و متناسب با شرايط اجتماعی و تاريخی خودش، چنان چه شرط ياد شده را محقق کرده، درجاتی از تقوی را ايجاد کرده و پيموده باشد که خود را در رديف مخاطبان قرآن قرار بدهد، مصداق تازه يی از نزول قرآن بر قلبی برخوردار از «تقوی» را محقق کرده است.

آری و تا آنجا که به خداوندی خدا برمی گردد، هدف اعزام رسولان که همانا هدايت و رحمت آفرينی خداوند است، يک نعمت جاری و هميشگی و ذاتی خداوند مهربان است. و البته، که برخورداری از اين نعمت توسط مخاطب بشری، بدين برمی گردد که چه کسی و در چه هنگامی در شمار اهل تقوی و شايسته خطاب وحی و راهنمايی خداوند باشد. چيزی که نسبت به امر مبنايی، يعنی رحمت خداوند، چونان «شرط لازم» است و بايد فراهم باشد تا رحمت خداوند محقق شود. اين شرط، گويی گوش فرزند انسان بسته است و بدهکار هزار وحی هم که بر وی نازل کنی، نخواهد بود.
اين درست همان آموزشی است که در اصطلاحات «مجاهدين خلق» رواج دارد که: ليله القدر را بايد برای خود و برای خلق خود رقم بزنيم». يعنی به کارکرد ما، کارکرد انسان، بستگی دارد که آيا شرط تقوی را محقق کرده ايم؟
اين، چنان که مشاهده می کنيد، نتيجه يک بررسی در قرآن است که روشن می دارد: از يک سوی، منطقی نيست که فقط يک شب در 15قرن قبل چنين کارايی و ارجمندی داشته باشد. و از سوی ديگر، اين روزی و مشيت خداوند، متناسب و در پاسخ ظرفيت و عملکرد انسان، يعنی همان «تقوی»، بر هيچ واجد شرايط در هر جای تاريخ که باشد، بسته نيست. و اين مسئوليت و عمل صالح انسانها است که سرنوشت شب قدر را رقم می زند، همان دستاورد و فضيلتی که نام عقيدتی و قرآنی آن «تقوی» است. نه آن که کی و کجا، برای مثال، در قرن هفتم و در مکه، متولد شده باشند.

بحث کليدی و کليد مباحث
حال که بنا بر ظرفيت نوشته، ناگزير از بستن اين بحث هستيم، شايان اشاره است که اگر معنی مختصر و خلاصه تقوی، مصونيت از لغزش و پرهيزکاری از لغزشها است، جا دارد دريابيم که ميدان و دامنه آن چيست و تا کجاست؟ و در همين مبحث، بايد در نظر بگيريم که مطابق دين حنيف ما، اسلام انقلابی، «تقوی» ارزش ارزشها است و همه ارزشهای شناخته شده و يا کشف شونده توحيدی و اسلامی، تنها به اعتبار محتوای گوهر تقوی که در خود دارند، معتبر و بر همين پايه قابل رده بندی هستند. همان که قرآن گفته است:
«ان اکرمکم عند الله اتقيکم».. (8).
(به طور مؤکد، کسانی از شما نزد خداوند ارجمندتر محسوبند که در مدارج تقوی برتر باشند).
اين همان پيامی است که نافی ارزشهای تبعيض آميز خونی و نژادی، تبعيض فکری و دينی، تبعيض جنسی و جنستی است و نافی همه سنن، مقررات و روابطی است که جز بر «تقوی» شناخته و بر جای باشد. اگر بررسی کنيم، اين کليد يک انقلاب دائمی و وقفه ناپذير بوده و خواهد بود، چرا که «تقوی» در پويش انسانی و اجتماع انسانی، مفهومی «پويا» دارد و يک استاندارد دگم نيست...

پانويس:___________________

- «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم -- إنّا أنزلناه فی ليلة القدر {01} و ما أدراک ما ليلة القدر {02} ليلة القدر خير مّن ألف شهرٍ {03} تنزّل الملائکة والرّوح فيها بإذن ربّهم مّن کلّ أمرٍ {04} سلام هی حتّی مطلع الفجر {05} ». (سورة97).

2- «إنّ اللّه لا يغيّر ما بقومٍ حتّی يغيّروا ما بأنفسهم وإذا أراد اللّه بقومٍ سوءًا فلا مردّ له و ما لهم مّن دونه من والٍ ». (آيه11 از سورهٴ رعد. سوره13).

3- از آيه 38 سورهٴ احزاب (سوره33)

4- اين مبحثی خارج از موضوع اين نوشته و بيشتر متناسب با عيد مبعث محمدی (ص) است. اما در حد اشارتی کوتاه، نگاه کنيم به زندگانی سراسر اعتراض بی آرام خاندان محمد (ص) به بت پرستی، نظام برده داری و سنن تحقير زنان و دختران که در حالات آن حضرت و همسرش خديجه و فرزندان و پسرخوانده هايشان زيد و علی (ع). اين در کنار چندين صاحب نام ديگر که در مجموع «احناف» خوانده می شدند و هرکدامشان کوششهايی در نفی بتها و يا معارضه با زن ستيزی و به خصوص با «دختر کشی» داشته و نام و روشهايشان در منابع تاريخی ثبت است. در همين راستا، به کسانی از بخشهای مختلف جامعه مکی بايد توجه کرد که با همه دشواريها به دعوتش پاسخ مثبت داده و به وظايف و فداکاريهای اين راه برخاستند...

5- «ذلک الکتاب لا ريب فيه هدًی لّلمتّقين» (آيهٴ 2 از سوره البقره-سوره2).

6- متن: «و ننزّل من القرآن ما هو شفاء و رحمه لّلمؤمنين و لا يزيد الظّالمين إلاّ خسارًا». (آيه82 از سوره الاسراء-سوره17).

7- از کتاب «المفردات» تأليف راغب اصفهانی که از مأخذهای معتبر در لغت قرآن است:
«التقوی جعل النفس فی وقايه مما يخاف هذا تحقيقه» (تقوی در حفاظت قرار دادن خويشتن خويش از هرچه بيم می رود که نفس -همان- محقق کند).
همين مإخذ در بيان ريشهٴ اين لغت آورده است:
«الوقاية: (مصدر فعل «وقی» ) حفظ الشيء مما يؤذيه ويضره». (وقايه حفاظت هر چيز از عوامل آزار و زيان بر آن است).

8- بخشی از آيهٴ 13 از سورهٴ حجرات (سورة49). مبالغه نيست که سوره يادشده به تشريح جزئيات همين مبحث اختصاص دارد. تعمق در اين سوره را توصيه می کنيم.

جلوگيری مردم از افتتاح يک کارخانه در کردستان

نقشه كردستان


مردم کردستان به افتتاح پروژه های ناقص توسط محمدرضا رحيمی معاون اول پاسدار احمدی نژاد اعتراض کردند.
روزنامه حکومتی بهار نوشت: روز گذشته در حاشيه افتتاح يک کارخانه لاستيک سازی در کردستان به دنبال اعتراضی که جمعی از مردم به علت ناقص بودن کارخانه و عدم همکاری دولت با استان در تکميل طرح کارخانه داشتند، از افتتاح آن جلوگيری کردند.

تجمع مردم سراوان در اعتراض به توهين به پيشوای مذهبی اهل تسنن اين شهر

نقشه سراوان


بنا به گزارشهای رسيده مردم سراوان در زاهدان در اعتراض به توهين شرکت ايرانسل وابسته به رژيم آخوندی به امام عبدالحميد؛ پيشوای مذهبی اهل تسنن در اين شهر؛ دست به تجمع و اعتراض زدند و دکل ايرانسل در سراوان را منهدم کردند. مردم سراوان از اين امر بسيار خشمگين هستند و گفته اند شرکت ايرانسل بايد عذرخواهی کند.

فشار بر زندانيان سياسی

زندانی سیاسی سیدمحمدرضا حسینی


بر اساس گزارشهای دريافتی دژخيمان رژيم آخوندی زندانی سياسی سيدمحمدرضا حسينی را در سالن ۱ بند ۳ اوين در محوطه ای معروف به آموزشگاه و در ميان زندانيان جرايم عادی نگه می دارند. اتهام اين زندانی «محاربه از طريق هواداری از اهداف سازمان مجاهدين خلق ايران» عنوان شده است. وی از تاريخ ۱۹ مهر ماه ۱۳۹۰ تا کنون در زندان به سر می برد.

ائتلاف مالکی دچار اختلاف و شقه است

دکتر ظافر العانی


دکتر ظافرالعانی از رهبران العراقيه گفت ائتلاف مالکی دچار اختلاف و شقه است وی مالکی را به خاطر امتناع از حضور در پارلمان محکوم کرد. دکتر ظافر العانی گفت: ما اطلاعات موثق داريم که شمار زيادی از زندانيان در زندان ابوغريب اعدام شده اند. حتی کسانی که فرار نکرده بودند.
دکتر ظافرالعانی که با تلويزيون بغداد مصاحبه می کرد افزود: عمليات تروريستی در ابوغريب و تاجی به شکلی بود که انگار نه انگار اين حادثه در حاکميت يک دولت صورت گرفته است که طی آن چنين تعداد بالايی از زندانيان می توانند فرار کنند. و شنيديم که مالکی ارتش مهدی وابسته به مقتدی صدر را در اين حوادث دخيل معرفی می کند که بيانگر اختلافات بين حزب الدعوه و فراکسيون احرار و جريان صدر است و اطلاعات واقعی نيز در اين زمينه وجود دارد.
دکتر ظافر العانی از رهبران العراقيه افزود: هيچ کس منکر نيست که نيروهای امنيتی عراق قادر نيستند و نمی توانند امنيت را حفظ کنند. نه تنها در بين شهروندان بلکه حتی در داخل زندانها نيز نمی توانند امنيت را حفظ کنند. اين در حالی است که نيروهای مسلح عراق بالغ بر يک و نيم ميليون نفرند و بودجه آنها نيز بيش از 20ميليارد دلار در سال است. به رغم اين با چنين وضعيت امنيتی مواجه هستيم.
وی در پايان اظهاراتش گفت: دولت مالکی اکنون در مناطق ابوغريب و تاجی و مناطق مربوط به آنان مردم را تحت مجازات شديد جمعی قرار داده است و با بيرحمی و شقاوت اقدام به دستگيريهای گسترده شهروندان کرده است».

اقدام سرکوبگرانه پلمب ۶۷ کافی نت


کافی نت

پاسدار ساجدی نيا سرکرده نيروی انتظامی رژيم در تهران بزرگ از اقدام سرکوبگرانه پلمب ۶۷ کافی نت خبر داد.
به گزارش رسانه های حکومتی وی گفت: به دنبال تخلفات متعدد و تشکيل پرونده های گوناگون در پليس فتای، پليس تهران بزرگ ضمن اجرای طرح برخورد با کافی نتهای غيرمجاز و متخلف، از اين صنوف بازديد کرد.
در اين طرح که در طول هفته گذشته اجرا شده است، مأموران نظارت بر اماکن عمومی تهران بزرگ، 67 کافی نت، را پلمب کردند و تعدادی نيز اخطاريه پلمب دريافت کردند.

ترانهٴ «پيکر بی شکست» در وصف پايداری اشرفيان در حماسه پايداری فروغ ايران

زیرگرفتن اشرفیان قهرمان توسط مزدوران عراقی


ترانهٴ پايداری از ماندگاری حقيقت می گويد. ترانهٴ پايداری، از پيروزی جوانه بر تبر، از ترانه شدن بغضها و از سيل شدن خون فداکاران.
اين ترانه در روزهای پايداری اشرف پس از حمله جنايتکارانهٴ 6 و 7مرداد توسط هنرمندان شهر اشرف تهيه و تنظيم شد. مصرع نخست اين ترانه از غزلی از شاعر و ترانه سرای معروف ميهنمان، ايرج جنتی عطايی وام گرفته شده بود و بقيهٴ بيتهای آن از خون داغ اشرفيها در ايستادگی تاريخی شان در اشرف، تأثيری جادويی گرفته بود. اين ترانه توسط محمد و روزبه اجرا شده است.

هر چه تبر زدی به من، زخم نشد، جوانه شد
بغض وداع با شهيد، آه نشد، ترانه شد
خون يلان اشرفی، در رگ غيرت وطن
از خم کوچه ها گذشت، سيل شد، روانه شد
تير زدی، تبر زدی، بر تن بی سپر زدی
اين تن خون چکان من، از شرفم نشانه شد
چنگ زدی که برکنی، ريشهٴ کوه نور را
سنگ به سنگ، کوه ما، شعلهٴ پر زبانه شد
بند زدی به دست ما، در طمع شکست ما
پيکر بی شکست ما، تير شد و کمانه شد
تير زدی، تبر زدی، بر تن بی سپر زدی
اين تن خون چکان من، از شرفم نشانه شد
هرچه به کينه تاختی، تا بکشی تو نام را
نام و نشان اشرفی، زمزمه زمانه شد
تير زدی، تبر زدی، بر تن بی سپر زدی
اين تن خون چکان من، از شرفم نشانه شد

رژيم ايران بمب چسبنده به نيروهای القاعده در عراق داده است

خبات ارگان پارتی


روزنامه خبات (ارگان حزب دموکرات کردستان عراق) با انتشار سندی فاش ساخت رژيم ايران بمب چسبنده به نيروهای القاعده در عراق داده است. بنا به يک سند رسمی رژيم ايران از مرز زرباطيه تعدادی بمب چسبنده را به عراق صادرکرده و در اختيار القاعده گذاشته است، بر پايه اين سند بمبها ساخت روسيه و به فرم پاکت سيگار هستند و آخرين بار در تاريخ 28خرداد به عراق وارد شده و تحويل گروه های القاعده شده است.

۱۳۹۲ مرداد ۳, پنجشنبه

حمايت احمد شفيق از فراخوان وزير دفاع مصر برای تظاهرات

احمد شفیق


احمد شفيق کانديدای سابق رياست جمهوری مصر از مردم اين کشور خواست در پاسخ به فراخوان عبدالفتاح السيسی وزير دفاع مصر به خيابانها بروند. به گزارش تلويزيون الجزيره احمد شفيق در يک پيام ويدئويی، به سران اخوان المسلمين که آنها را خائنين به مردم می ناميد، هشدار داد و گفت: حتماً قوه قضاييه شما را محاکمه خواهد.

اعتراف به عمدی بودن آتش سوزی جنگلهای ايران

آتش سوزی و ویرانی جنگلها ی ایران - آرشیو

يک کارگزار رژيم اذعان کرد آتش سوزی در جنگل های استهبان عمدی بوده است. کاظم بردبار مديرکل منابع طبيعی استان فارس گفته است: «معمولا زمانی که آتش سوزی از يک نقطه آغاز شده و به ديگر نقاط سرايت می کند غير عمدی است اما زمانی که با اطفای يک نقطه با فاصله 200، 300 متری باز هم آتش سوزی صورت گرفته و چندين مرتبه اين اتفاق تکرار شود آتش سوزی از روی عمد صورت گرفته است.

اتحاديه اروپا نماينده يی برای مراسم تحليف حسن روحانی نمی فرستد



اتحادیه اروپا
خبرگزاری مهر آخوندی به نقل از روزنامه ايونينگ استاندارد چاپ لندن نوشت اتحاديه اروپا تصميم گرفته است برای مراسم تحليف حسن روحانی نماينده يی به ايران نفرستد.
وزارت خارجه انگلستان می گويد با وجودی که برای اين مراسم دعوت شده‎ اند، اما حتی يک ديپلومات رده پايين خود را به مراسم تحليف روحانی نخواهند فرستاد.

دادن سلاح سبک و ضدتانک به رزمندگان سوری

جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید


به گزارش تلويزيون سی.ان.ان، قانونگذاران در واشينگتن به اجماع نظر رسيده اند تا از طرح باراک اوباما برای تسليح رزمندگان سوری حمايت کنند. جی کارنی سخنگوی کاخ سفيد گفت: برای رزمندگان سوری سلاحهای سبک و ضدتانک فراهم می کنيم.

فشار بر زندانی سياسی ماشالله حائری

زندانی سیاسی ماشالله حائری


دژخيمان رژيم آخوندی زندانی سياسی ماشالله حائری از بستگان مجاهدان اشرفی را که از مدتی پيش در زندان اوين محبوس می باشد، به بهانه انتقال به بيمارستان؛ به زندان گوهردشت کرج منتقل کردند. اين اقدام در شرايطی صورت می گيرد که وسايل شخصی اين زندانی سياسی هم چنان در زندان اوين نگه داشته شده است

۱۳۹۲ مرداد ۲, چهارشنبه

فاجعه اعتياد در حاکميت آخوندی، هم چنان رو به گسترش است

دستگیر ‌شدگان حمله وحشیانه نیروی سرکوبگر انتظامی


رسانه های رژيم آخوندی تصاويری از دستگير شدگان حمله وحشيانه نيروی سرکوبگر انتظامی به چندين محله جنوب، مرکز و غرب تهران را منتشر کردند. رسانه های رژيم به نقل از سرکرده پليس تهران ساجدی نيا از دستگيری 500نفر در اين حمله خبر داده بودند.

روايت مدال افتخار + فيلم

مجاهد قهرمان طاهره طلوع




مدال افتخار عنوان روايت گونه ای است با اقتباس از حماسه مجاهد قهرمان طاهره طلوع.
طاهره طلوع، يکی از جاودانه فروغهای آزادی است که در جريان عمليات کبير فروغ جاويدان به شهادت رسيد و دژخيمان خمينی در حالی که دشنه ای را در قلبش فرو کرده بودند، پيکر خونفشانش را از يک درخت در بين راه اسلام آباد - کرمانشاه آويختند.
اين روايت از زبان درختی است که روزها پيکر طاهره قهرمان به آن آويزان شده و در معرض ديد مردمی که از آنجا عبور می کردند قرار گرفته بود:
سالهاست…
الهه يادت را
کوه و سرو و بوته های علف
به نيايش ايستاده اند

مـدال افتـخار
الآن تقريباً ده سال است که اين جا روی اين گردنه به انتظارت نشسته ام. هر وقت کسی از دور پيدا می شود، به جاده خيره می شوم. آخر من منتظر «او» هستم. سارا گفته «او» خواهد آمد. می پرسيد سارا کيست؟
سارا يک مدال افتخار بود که يک روز به گردنم آويخته شد. بگذاريد قصه سارا را برايتان تعريف کنم. بعد شما هم «او» را خواهيد شناخت.
آن روز که دشت غرق آتش و انفجار شد، سارا آمده بود درست همين جا، کنار تنه ام دراز کشيده بود. من هم ابتدا نمی شناختمش. غبار باروت سلاحش هنوز روی شاخه هايم به يادگار مانده است. آن روز يکی از پايين صخره صدايش می زد:
«خواهر سارا! خواهر سارا! همه بچه ها می روند مگر تو نمی آيی؟»

آنجا بود که فهميدم اسمش سارا است. بدون اين که دستش را از روی قبضه تيربارش بردارد، سرش را برگرداند و گفت:
«نه! شماها برويد! من خودم بعداً می آيم»
ـ آخر کی؟
من روی ساقه ام خم شدم و به گردنه نگاه کردم ديدم يک گروه پاسداران پشت دهانه گردنه ايستاده اند. سارا با رگباری روی دهانه گردنه، چندتن از آنها را به خاک انداخت. بقيه، عقب نشستند و پشت صخره ها پناه گرفتند.
سارا برگشت و فرياد زد:
به بچه ها بگو سارا فرمان داد که برويد!
حالا ديگر به تدريج چيزهايی را می فهميدم. سارا يک فرمانده بود. دشمنانش داشتند می رسيدند و او از اين بالای صخره، می خواست با آتش سلاحش جلو دشمن را بگيرد.
به پايين صخره و روی جاده نگاه کردم. پيکرهايی روی جاده و کنار صخره های مقابل افتاده بود. يک ستون از ماشينها در جاده دور می شدند. سارا به آرامی دستی روی قنداق سلاحش کشيد. خشابش را عوض کرد و از لابه لای شاخه هايم به خورشيد نگاه کرد.
کاش می دانستم در آن لحظات به چه فکر می کند. اگر چه تازه او را شناخته بودم ولی نسبت به او احترامی در درونم حس می کردم. صلابتش برايم عجيب بود. تاب نياوردم و آهسته گفتم: تو را می کشند.
سارا: باشد! ولی تا مسعود زنده است همه ما زنده ايم!
گفتم مسعود کيست؟
آهی کشيد. به اطرافش نگاهی انداخت و گفت: يک روز «او» را خواهی ديد.
گفتم: کی؟
سارا: نمی دانم… ولی يقين دارم يک روز «او» به اين دشت و اين گردنه و آن تنگه می آيد. شايد پای ساقه تو هم بيايد. اگر آمد، سلام مرا به او برسان! با برگهايت غبار چهره اش را پاک کن و به باد بگو سيمايش را نوازش کند. سايه ات را بر سرش بگستران تا اندکی خستگی از تنش بيرون رود.
در همين لحظه، ناگهان ابتدای ستون از دهانه گردنه پيدا شد. گفتم: آمدند!
سارا بلافاصله روی تفنگش پريد و آتش کرد. خودروها به صخره های کنار جاده خوردند و متوقف شدند. از پشت آنها چند نفر هراسان پايين پريدند و به پيچ دهانه پناه بردند.
دوباره سلاح سارا به غرش درآمد. افراد دشمن زمين گير شدند. خيلی زياد بودند. لحظه يی بعد دوباره گله يی از آنها از دهانه بيرون ريختند. دوباره سلاح سارا غريد. گروهی به زمين افتادند و گروهی به عقب برگشتند. سارا با آتش سلاحش دهانه را به روی آنها بسته بود.

مدتی بعد يک دسته از آنها از سمت چپ گردنه پايين رفتند. بعد به ناگهان صدای رگبارها و نعره های وحشتناکی از اين سوی تپه به گوش رسيد. سارا به دو طرف آتش می کرد. گاه به رو به رو و گاه به پشت سرش. در همين لحظات بود که گرمايی را روی ساقه ام احساس کردم. خون سارا بود که روی ساقه ام پاشيد. نگاه کردم. سارا به زمين غلطيده بود و زخم بزرگی روی کتفش باز شده بود.
دشمن از چهار طرف بالا آمد. سارا ساکت و بی جان روی زمين افتاده بود. صدای فرمانده دشمن بلند شد: کشته شده. برويد تير خلاصش را بزنيد.
چند نفر از افراد دشمن آرام آرام به سوی او آمدند. يکی از آنان گفت: همين يک نفر بود؟ اين همه ما را پشت گردنه نگه داشت تا همه گردانشان رفتند.
ديگری با حيرت گفت: يک زن است! فکر می کردم حداقل يک دسته اين جا سنگر گرفته!

بعد به او نزديک شد و با نوک چکمه اش شانه سارا را بلند کرد. در اين لحظه سلاح سارا باز هم غريد و چهار نفر ديگر به روی زمين افتادند. بقيه خود را روی زمين انداختند .
اين بار فرمانده دشمن نارنجکی به طرف سارا پرتاب کرد. بعد به تمامی افرادش فرمان حمله داد. همه باهم آتش کردند و پيکر سارا آماج گلوله ها شد. بعد يکی از آنها سرنيزه يی را در قلبش فرو کرد.
آنگاه طنابی آوردند و به پاهايش بستند. طناب را به ساقه ام انداختند و پيکر سارا را از فراز صخره به پايين پرتاب کردند.
از آن روز بود که سارا هم چون مدالی از افتخار از ساقه من روی سينه صخره آويزان شد.





روزهای بعد هرکس که از جاده می گذشت، مقابل صخره يی که من بر فراز آن، مدال افتخار را بر سينه صخره نگه داشته بودم، می ايستاد. ابتدا به دقت به آنچه روی صخره می ديد، نگاه می کرد. انگار برسينه صخره کتيبه يی را می خواند. بعد در حيرت فرو می رفت و به نشانه احترام سلامی می کرد و می گذشت. من هم چنان منتظرم. اين جا روی اين گردنه به انتظار نشسته ام. هر وقت کسی از دور پيدايش می شود، به پيچ جاده خيره می شوم. آخر من منتظر او هستم. سارا گفته «او» خواهد آمد. طی اين سالها، جملاتی را آماده کرده ام که وقتی او آمد و به سينه صخره، همان جا که سارا آويزان شده، نگاه کرد برايش بخوانم. اين جملات را بارها در گوش صخره هم خوانده ام:
من يک کتيبه ام
کتيبه جاويد پايداری يک نسل
با خنجری به سينه ام
آويز قلب سنگ زمان
نامم
کتيبه «سارا» ست.
با خط خون،
که خط زمان بود
بر قلب سنگ زمين،
حک شدم.
هنوز، می بينيد؟
از واژه واژه من،
خون می چکد، به خاک.
در من به چشم ببينيد
عزم شگفت زنی را
که نام او،
نهايت زنجير است.
در من به چشم بخوانيد
حجم شگفت شقاوت دوران را
نامم طلوع بود
و من بشارت طلوع «کسی» هستم
که قلب سنگ زمان را
گرمای نام پر محبت او،
آب می کند.
برای دانلود كليپ كليك كنيد

محاکمه ۳ دلال تسليحاتی رژيم ايران در آلمان

دادگاه آلمان


دادگاهی در آلمان 4 دلال تسليحاتی از جمله سه دلال ايرانی را به اتهام قاچاق قطعات مورد استفاده در تأسيسات اتمی مورد محاکمه قرار داد. اين افراد به دليل نقض تحريمها عليه برنامه اتمی رژيم ايران محاکمه می شوند. اسامی اين افراد عبارتند از ”کيانزاد ک“ ، ”غلامعلی ک“ ، ”حميد خ“. و ”رودلف م“.

لحظه سرنوشت، مسعود رجوی در نشست توجيهی عمليات فروغ جاويدان ـ ۱مرداد ۱۳۶۷

مسعود رجوی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران


عمليات رو با استعانت از سرچشمه خروشان عشق و معرفت، فرستاده برگزيده خدا، خاتم الانبيا، محمد مصطفی، پيامبر اکرم و با استعانت از پاره جگر و عصاره وجودش راهبر و مقتدای عقيدتی و تاريخيمون سيدالشهدا حسين ابن علی عليهالسلام به پيش خواهيم برد.
اگر امروز نرويم، اگر به زودی نرويم، خيلی دير خواهد شد. اين همان لحظه نادر، لحظه کيميايی و سرنوشت سازی است که اگر آن را در نيابيم امروز فردا دير خواهد شد، پس بهتر اين است که به دعوت خدا و خلق لبيک بگوييم و با استعانت از همان نامهای بزرگ و مقدسی که گفتم به زودی زود به پيش خواهيم تاخت. آماده ايد پس. (خروش رزمندگان: بله)

حالا برای ثبت در سينه تاريخ و شرکت در يک چنين تصميم گيری بزرگ و بنيادی، عاری از احساسات ـ اگر چه انقلابی را نمی شود از عواطفش جدا کرد ـ ولی با حسابگری نظامی و سياسی محض، و با آرامش، هر کس که می گويد درست است که برويم و درست نيست که تأخير کنيم و هر کس که می گويد رفتن به اين عمليات، هر نتيجه يی که داشته باشد، به هر حال کيفاً بهتر از نرفتن است، دست بلند کند. لحظات تاريخی به آهستگی پيش می روند... هرکس که می گويد بايد که برويم و اگر نرويم خيلی بدتر است و از ما بايسته و شايسته همين است که برويم؛ دست بلند کند، ببينم. می خواهم اين لحظه ثبت شود...
دستهايتان را بالا نگهداريد...
آيا بر تصميم خود استواريد؟
(خروش يکپارچه رزمندگان و کف زدنهای ممتد).



نتيجه عمليات البته فراتر از همه محاسبات معمول، به اراده و مشيت خدا برمی گردد. اما تا آنجايی که به ارتش آزاديبخش ملی ايران و به مجاهدين خلق ايران ارتباط دارد پيشاپيش نتيجه را، هر چه که باشد، به تک تک شما و به خلق قهرمان ايران تبريک می گويم.
(کف زدن و ابراز احساسات ممتد رزمندگان).

تصميم گرفتن برای چنين عملياتی، البته کار سهل و ساده يی نبود. زيرا که می بايد تمام دار و ندار را، در طبق اخلاص نهاد و به خلق قهرمان ايران تقديم کرد.
(کف زدن ممتد رزمندگان)
به خصوص که اين تصميم گيری، دارای بالاترين ريسک و خطر نيز هست و بايد يک بار ديگر تمامی سازمان، آلترناتيو، ارتش آزاديبخش و همه چيز را مايه گذاشت. اين تصميم گيری برای خود من، تقريباً مشکل تر از تمامی تصميم گيريهای از زمان شاه به بعد بود. زيرا که می بايد يک بار ديگر از همه عزيزان، برادران، خواهران، سازمان، ارتش آزاديبخش دل بکنم تا خدا چه بخواهد...
چون که شما، تک تک شما، چه آنهايی که قبل از سال 50 و چه آنهايی که از زندانهای شاه با يکديگر همرزم و همسنگر بوديم؛ چه آنهايی که در زمان حکومت خمينی به سازمان پيوستيد؛ چه آنهايی که امروز از اين يا آن کشور آمده ايد و چه آنهايی که در بين راه، در محورها و شهرهای مختلف به ما خواهند پيوست؛ آری شما را من به سادگی پيدا نکردم. تک تک شما را از پس هفت دريای خون ، و راهی چند ساله، که آن را با کفش و کلاه آهنين و پولادين طی کرديم، از لابلای انبوه ابتـلائات، نشيب و فرازهای سياسی و انبوه بالا و پايينی های زمان، به مثابه رشيدترين، پاکبازترين، قهرمان ترين، جانان ترين، شکوفاترين و آگاه ترين فرزندان خلق ايران، پيدا کرده ام. اگر بهتر از شما و ارزشمندتر از شما می بود و اگر ستودنی تر از شما می بود، حتماً در جای ديگر تشکلش را می ديديم، پس يک گنجينه عظيم و تاريخی و بزرگ و در بعضی موارد چه بسا غيرقابل جانشين سازی، گرانتر از همه مال التجاره های موجود در عالم، ذيقيمت تر، زيباتر، تحسين انگيزتر، اين جا هست که من می بايستی، در اين تصميم گيری، يکبار از تک تک اين جواهرات بی همتای اين گنجينه دل بکنم. اما اگر که مجاهدين به خدا و به خلق و تاريخ و به سرنوشت تابان و شکوفان خلق قهرمان ايران، بعد از اين همه رزم و رنج، بعد از اين همه خون و فدا، پاسخ نگويند، چه کسی پاسخ خواهد گفت؟
(کف زدن ممتد رزمندگان)
بنابراين فقط يک جمله می گويم و می گذرم. نه خطاب به شما، خطاب به خدا، و خطاب به خلق و تاريخ، که بار خدايا، شاهد باش، شاهد باش که تمامی سرمايه مان را که محصول ربع قرن رزم و رنج مستمر هست، تقديم تو و خلقت کرديم. انک انت السميع العليم.

استقبال اپوزيسيون سوريه از نامگذاری تروريستی حزب الشيطان


ائتلاف سوريه
ائتلاف ملی سوريه از تصميم اتحاديه اروپا برای گنجاندن نام حزب الشيطان در ليست تروريستی استقبال کرد و خواهان محاکمه سران اين گروه به خاطر جنايات در خاک سوريه شد. ائتلاف ملی سوريه اعلام کرد: جامعه جهانی بايد عليه سرکردگان، اعضا و حاميان حزب الشيطان که در ريختن خون مردم سوريه شرکت کردند اقدامهای لازم را به عمل آورد.

کاهش صادرات نفت به هند


تحریمهای نفتی، فشار اقتصادی بر رژیم آخوندی را افزایش داده است
به دنبال چين و کره جنوبی، هند نيز واردات نفت ايران را کاهش داد. خبرگزاری رويتر گزارش داد واردات نفت خام ايران به هند در ماه ژوئن در مقايسه با سال گذشته به نصف کاهش يافته است. چين و کره جنوبی نيز در ماه ژوئن واردات نفت خود را از ايران کاهش دادند.

بغداد اسير ديکتاتوری و کرسی خواهی است

مقتدی صدر


به گزارش تلويزيون التغيير مقتدی صدر در جديدترين موضع گيريش عليه مالکی گفت: بغداد اسير ديکتاتوری و کرسی خواهی است. صدر افزود: فرار جمعی زندانيان بزرگترين حادثه امنيتی در تاريخ عراق است و بغداد عزيز از بحران امنيتی رنج می برد و اسير تروريزم و شبه نظاميان است که ناشی از ديکتاتوری و چسبيدن به کرسی است. صدر گفت: بر ضرورت احضار مالکی و وزرای دفاع و کشور به مجلس تأکيد می کنم.

سوز و گداز لاريجانی از ليست گذاری حزب الشيطان



علی لاریجانی
لاريجانی رئيس مجلس ارتجاع در ادامه سوز و گدازهای زنجيره يی سران رژيم از ليست گذاری حزب الشيطان؛ عامل منطقه يی پيشبرد اهداف تروريستی رژيم؛ در به اصطلاح نطق خودش در جلسه علنی روز چهارشنبه مجلس ارتجاع با حمله به اتجاديه اروپا گفت: تروريست دانستن حزب الله، دنباله روی رعيت گونه اروپا از آمريکاست. لاريجانی که نمی توانست آشفتگی رژيم از حذف برچسب تروريستی از مقاومت ايران را پنهان کند در اظهاراتش افزود: اروپاييها در اقدامی مضحک به اصطلاح خودشان شاخه نظامی حزب الله را جزء ليست ترويستها قرار دادند. اين در حالی است که منافقين از اين ليست خارج شده اند.

تظاهرات در مهديشهر

مهدیشهر در استان سمنان

جمع زيادی از مردم مهديشهر در استان سمنان با برپايی تظاهراتی، اعتراض خود را به مصوبه تجزيه اين شهرستان و جدايی شهميرزاد از آن اعلام کردند. تظاهر کنندگان شعار می دادند ”تجزيه شهرستان محال است محال است“. راهپيمايان پس از عبور از کوچه ها و خيابانهای شهر، در ميدان شهدای مهديشهر گرد آمده و اعلام کردند تا لغو اين مصوبه به اعتراضات خود ادامه می دهند.

طلال الزوبعی و متحصنان رمادی خواهان استعفای مالکی شدند

تحصن رمادی- آرشیو


طلال الزوبعی از رهبران العراقيه: از مالکی تا کارمندان دولتش هر کس توانايی حفاظت از امنيت شهروندان را ندارد؛ بايستی استعفا بدهد.
به گزارش خبرگزاری نينای عراق، متحصنان رمادی معتقدند که دولت مالکی به مردم عراق ثابت کرد که دولتی نيست که قادر باشد از خون مردمش حفاظت نمايد و خواستار برکناری مالکی شدند.
محمد الدليمی عضو کميته تحصن در استان الانبار گفت ما در شرايطی که به شدت انفجارهايی که چندين استان را هدف قرار داد و صدها تن از مردم بيگناه قربانی آن شدند را محکوم می کنيم، از دولت مالکی می خواهيم تا به دليل اين که امکان حفاظت از خون مردم و جلوگيری از ريختن خون بيشتر را ندارد و در حفظ امنيت و ثبات در کشور عاجز است استعفا بدهد.
وی افزود ”دولت مالکی روز به روز به ما ثابت کرده است که دولتی نيست که خواستهای مردم را برآورده کند و آنها را نمايندگی کند“. الدليمی اضافه کرد ”روند سياسی در عراق به دليل سياستهای اشتباه مالکی به بن بست رسيده است“ و ادامه فعاليت اين دولت باعث ايجاد بحرانهای بيشتر و هدر دادن اموال عمومی می شود.
همچنين به گزارش تلويزيون التغيير طلال الزوبعی از رهبران العراقيه محاصره مناطق طارميه و تاجی و رضوانيه توسط نيروهای مالکی را يک تراژدی واقعی دانست و در يک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد: اين جز مجازات جمعی که دولت مالکی برای توجيه شکستش در اجرای طرحهای امنيتی اش صورت می دهد نيست و بر اين اساس از مالکی رئيس دولت گرفته تا کارمندان جزء هر کس توانايی حفاظت از امنيت شهروندان را ندارد؛ بايستی استعفا بدهد.

۱۳۹۲ مرداد ۱, سه‌شنبه

ضرب و شتم یک زن آمر به معروف دیگر در خانی‌آباد!

تنها با فاصله یک روز از هتک حرمت به دختر چادری آمر به معروف در منطقه پونک، یک زن چادری همراه با فرزند ۳ ساله‌اش در محله خانی‌آباد تهران مورد ضرب و شتم یک بدحجاب قرار گرفت.

23به گزارش فارس، تیرماه امسال اتفاقی تأسف بار رخ داد که پس از انتشار آن در رسانه‌ها، احساسات عموم مردم مسلمان جامعه جریحه دار شد، خبری با این تیتر « ماجرای کشیدن چادر از سر دختر آمر به معروف در ماه رمضان ». شمس، دختر آمر به معروف 30 ساله‌ای است که در منطقه پونک تهران مورد اهانت و هتک حرمت یک خانم بدحجاب قرار می‌گیرد تا جایی که خانم بدحجاب، تلاش بر کشیدن چادر و روسری از سر این آمر به معروف می‌کند اما موفق نمی‌شود.

24 تیرماه یعنی تنها پس از گذشت یک روز از ماجرای خانم شمس، معصومه فراهانی، زن چادری دیگری در محله خانی‌آباد تهران، مورد ضرب و شتم یک زن بدحجاب قرار می‌گیرد. ماجرایی که جزئیات آن را خانم فراهانی برای خبرنگار گروه جامعه فارس توضیح می‌دهد.

فارس: شرح ماجرا را این طور آغاز کنیم که 24 تیرماه است و شما پس از اقامه نماز در مسجد به همراه فرزند 3 ساله خود، راهی منزل خود در محله خانی‌آباد می‌شوید، در مسیر، چه اتفاقی برای شما رخ می‌دهد؟

فراهانی: من روزه بودم و برای اقامه نماز و صرف افطار، همراه با فرزند 3 ساله‌ام به مسجد رفتیم ساعت تقریباً 10 شب بود در مسیر که داشتم می‌آمدم داخل کوچه 2 نفر خانم را دیدم که روسری‌های خود را دور گردنشان انداخته بودند و داشتند به سمت ماشینشان می‌رفتند، ظاهرشان تعجب آور بود، اول سعی کردم با نگاه هشداردهنده، باعث شوم که حجابشان را رعایت کنند اما آنها نگاه طلبکارانه‌ای را تحویل من دادند، در مرحله بعد سعی کردم یادآوری کنم که آنها در کجا زندگی می‌کنند و فقط خطاب به آنها گفتم «ببخشید خانم‌ها آیا اینجا ایران نیست؟» جواب دادند که « ایرانه که ایرانه!» گفتم « به نظر شما نباید حداقل، تابع قوانین کشوری باشیم که در آن زندگی می‌کنیم؟» اما دیگر جواب این سوالم را ندادند و به جای آن مشت‌هایی بود که نثارم می‌کردند.

فارس: در حالی که بچه، همراه شما بود این اتفاق رخ داد کسی در کوچه نبود که به کمک شما بیاید یا حداقل، فرزند شما را از این صحنه دور کند؟

فراهانی: اول که یکی از آنها دستهایم را گرفت و نفر بعدی با مشت به سر و صورتم می‌زد بچه‌ام کاملاً شاهد ماجرا بود و داشت زهره ترک می‌شد تا اینکه آقایی متدین آمد و فرزندم را بغل کرد و از ما کمی فاصله گرفت و بعد از آن، اوباش دور ما حلقه زدند و از آن بدحجاب‌ها پشتیبانی می‌کردند. در مقابل نیز بسیجی‌های محل به کمک من آمدند و من را از دست آنها نجات دادند.

فارس: یعنی شما ایستادید تا آنها شما را با مشت‌هایشان، سیاه و کبود کنند و عکس‌العملی نشان ندادید؟

فراهانی: من خودم رزمی‌کار هستم اما چون هدف من دعوا با این افراد نبود و می‌خواستم امر به معروف کنم هیچ استفاده‌ای از توان بدنی خودم نکردم. من می‌خواستم در ماه مبارک رمضان، فقط به آنها یک گوشزد کوچکی داشته باشم که آن هم، زبانی بود.

فارس: این اتفاق، در همان کوچه، فیصله پیدا کرد؟

فراهانی: نه با کمک بسیجی‌های محل به کلانتری خانی‌آباد رفتیم اما حامیان آن خانم‌ها تلاش می‌کردند که من به خاطر کتک‌هایی که خورده‌ام رضایت بدهم ولی من شکایت کردم چون حرکت آنها غیرمنصفانه بود.

فارس: بعد از شکایت چه اتفاقی افتاد؟

فراهانی: من به پزشک قانونی رفتم و در آنجا نیز میزان لطمه‌ای را که خورده بودم ثبت شد و آن خانمی هم که بنده را مورد ضرب و شتم قرار داده بود و صورتم را به شدت، کبود کرده بود یک شب بازداشت شد و تنها با گذاشتن یک قبض برق منزل به عنوان وثیقه، آزاد شد در حالی که در خودروی این خانم، انواع سلاح سرد وجود داشت و از سوی دیگر نیز کاملاً در کوچه، کشف حجاب کرده بود، دو موضوعی که دو اتهام مجزا محسوب می‌شدند.

فارس: در حال حاضر اوضاع روحی و جسمی شما و فرزندتان چطور است؟

فراهانی: فرزندم که هنوز از دیدن صحنه آن شب، به شدت مضطرب است خودم هم چون به نفس کاری که انجام داده‌ام ایمان دارم صدمات آن را می‌پذیرم هنوز کبودی‌های مشت‌های آن زن بدحجاب را هر روز با خودم در کوچه و خیابان‌های این شهر شلوغ می‌برم اما نمی‌گذارم امر به معروف و نهی از منکر در این شهر بمیرد.

پليس يمن از ربوده شدن کارمند سفارت رژيم آخوندی در صنعا خبر داد


یمن

به گزارش خبرگزاری فرانسه، روز يکشنبه مردان مسلح ناشناس کارمند سفارت رژيم ايران را در صنعا، پايتخت يمن، ربودند پليس گفت: ربوده شدن توسط وزارت امور خارجه در تهران تأييد شده است.
يک مقام پليس يمن گفت: برای آزاد کردن اين ”کارمند که در خيابانی در نزديکی سفارت ربوده شده، در جستجو است.

سخنگوی وزارت امور خارجه رژيم ايران گفت“ يکی از اعضای هيأت اداری سفارت در يمن توسط يک گروه ناشناس ربوده شده است. وی نام اين فرد را نور احمد نيکبخت عنوان کرد.

کاهش واردات نفت از ايران

کشتی نفت کش


چين و کره جنوبی در ماه ژوئن واردات نفت خود را از ايران کاهش دادند. به گزارش خبرگزاری رويتر آمار گمرک چين نشان می دهد که اين کشور طی ماه ژوئن، روزانه ۳۸۴ هزار و ۹۸۰ بشکه نفت از ايران وارد کرده است که نسبت به ماه مشابه در سال گذشته ۳۹ درصد کاهش نشان می دهد. 2 منبع صنعت نفت کره جنوبی نيز به رويتر گفته اند که اين کشور بايد واردات نفت از ايران را طی 6ماه بعد از ماه مه، نسبت به 6ماه قبل از آن تا ۱۵ درصد کاهش دهد.

عقب نشينی در مقابل اعتراض کارگران اخراجی کارخانه فولاد زاگرس


تحصن کارگران زاگرس

رژيم آخوندی سرانجام در مقابل اعتراض کارگران اخراجی کارخانه فولاد زاگرس کردستان عقب نشينی کرد و به خواسته آنان تن داد. زاهد ربيعی نماينده کارگران گفت: در جلسه کميسيون اصل ۹۰ تصويب شد تمامی ۲۳۵ کارگر اخراج شده به کار خود بازگردند وی افزود: در اين جلسه کارفرما تعهد داد معوقات حقوقی کارگران را حداکثر تا ۱۵ روز آينده پرداخت کند.

استقبال اپوزيسيون سوريه از نامگذاری تروريستی حزب الشيطان



ائتلاف سوريه
ائتلاف ملی سوريه از تصميم اتحاديه اروپا برای گنجاندن نام حزب الشيطان در ليست تروريستی استقبال کرد و خواهان محاکمه سران اين گروه به خاطر جنايات در خاک سوريه شد. ائتلاف ملی سوريه اعلام کرد: جامعه جهانی بايد عليه سرکردگان، اعضا و حاميان حزب الشيطان که در ريختن خون مردم سوريه شرکت کردند اقدامهای لازم را به عمل آورد.

تورم نقطه به نقطه۶۱درصد

کاظم جلالی


کاظم جلالی رئيس مرکز پژوهشهای مجلس رژيم در جلسه امروز سه شنبه مجلس به تورم سرسام آور اذعان کرد: مسأله سوم پرهيز از سياست شوک درمانيست، بايد بدانيم وضعيت تورم و اقتصادی کشور الآن به گونه يی است که نمی شود به شکل آنی آن را التيام بخشيد. …
توی بحث تورم مردم الآن تحت فشار شديد هستند، بر اساس آمار رسمی نرخ تورم نقطه به نقطه بر اساس مقايسه خرداد 91 با خرداد 92، 61 درصد است و اين رقم بسيار بالايی است و شاخص کل نيز 2 / 41 درصد را نشان می دهد و به نظر می رسد بايد در اين خصوص چاره انديشی جدی کرد.

۱۳۹۲ تیر ۳۱, دوشنبه

ضربه متقابل خامنه ای به رفسنجانی

رفسنجانی وخامنه ای



خامنه ای: تفسير غلط از جهت گيری امام بد و خطرناک است
خامنه ای که روز شنبه ضربات سنگينی را از رفسنجانی دريافت کرده بود، روز قبل خودش به صحنه آمد و با يک ضربه متقابل سنگين جواب او را داد. خامنه ای گفت «تفسير غلط» از حرفهای خمينی هم بد و هم خطرناک می باشد. رفسنجانی گفته بود: «قبول قطعنامه (آتش بس) نتيجه اعتدال امام بود» و برای جانشينی در جنگ «بين من و آيت الله خامنه ای بحث بود. امام گفتند: آيت الله خامنه ای دستشان آسيب ديده و مشکلات اين گونه هم دارند»... .
متهم کردن رفسنجانی به تحريف حرفهای خمينی از سوی خامنه ای خامنه ای با سخنان يکشنبه شب خود، اولاً از خودش دفاع کرد، و در ادامه رفسنجانی را به تحريف صحبتهای خمينی متهم کرد و گفت کار خطرناکی است. يعنی زمينه را برای يک اقدام قضايی احتمالی فراهم کرد.
خامنه ای علاوه بر اين گفت حرکت کنونی نظام بر اساس تفسير معتبر از حرفهای خمينی می باشد، صحبت او جلوی چشممان قرار دارد، فيلمش هست، کتابش هست و خلاصه کسی حق تفسير ديگری ندارد. مسير حرکت نظام عوض نمی شود و تغييری نمی کند. وی گفت دولت آينده بايد ادامه دولت کنونی باشد. خامنه ای به طور مشخص گفت: «بايد بنا بر روی بنايی که تا امروز بالا رفته است، کشور را پيش ببرند».
تأکيد خامنه ای بر ادامه سياست رويارويی و سياست بی دنده و ترمز خامنه ای تأکيد کرد دولت آينده بايد در مقابل دشمنان بايستد و اين طور نباشد که با مشاهدهٴ اخم دشمن، اقدامات تبليغاتی، سياسی و اقتصادی دشمن (يعنی تحريمها)، اين جور نباشد که در مقابل آنها «متزلزل شوند». يعنی ادامه همان مسير و خط رويارويی با جامعه جهانی که احمدی نژاد می رفت. در همين مراسمی که مشخص بود برای به صحنه آمدن خامنه ای و زدن اين حرف آماده شده بود، برای دومين بار در 10روز اخير تريبون را در حضور خودش به احمدی نژاد داد تا اين بار تحت عنوان 21 سؤال به شکل مفصل تمام حملات آخوند روحانی را بر سر آمار و ارقام جواب داده و رد کند.
اقدام عليه رفسنجانی و روحانی با به صحنه آوردنهای پی درپی احمدی نژادچنين کاری يعنی به صحنه آوردنهای متعدد احمدی نژاد، دقيقاً اقدامی عليه رفسنجانی و هشدار به روحانی می باشد. البته يکی از اعضای مجلس رژيم، تمام آمارهايی که يکشنبه شب احمدی نژاد داده بود را رد کرد و گفت اينا همه غلط هستند.
رفسنجانی نيز صبح امروز در سايت خودش طی مطلبی سخنان شب گذشته خامنه ای را جواب داد و گفت: «کسانی که کشور را به اين روز انداختند ، تجديدنظر کنند». رفسنجانی به طور تلويحی صحبتهای خامنه ای را افراطی قلمداد کرد و گفت چنين حرفهايی پاشيدن بذر نااميدی در فضای خطرناک جامعه می باشد.
نزديک شدن جنگ در رأس رژيم به نقطهٴ اوج خود
به اين ترتيب با وارد شدن خامنه ای به صحنه و ضربات متقابل به رفسنجانی، جنگ در رأس نظام بيش از هر زمان ديگری تشديد شده و به سمت نقطهٴ اوج خود پيش می رود. نقطهٴ اوج اين جنگ که احتمالاً بلافاصله بعد از اعلام کابينه شروع خواهد بود، شکاف را چنان تا عمق رژيم وارد می کند که می تواند همان چيزی که خامنه ای از آن وحشت دارد، يعنی قيام را به دنبال داشته باشد.

مأموريت اصلي سربازان گمنام-قسمت هشتم: 17 ژوئن، دسيسه مشترك (3)

ارگانهاي در برگير پرونده 17 ژوئن در رژيم ملايان
1.    وظائف شوراي عالي امنيت ملي
در سال 2003 در تصميمي كه  در شوراي عالي امنيت ملي رژيم ملايان به رياست آخوند محمد خاتمي و دبيركلي  آخوند حسن روحاني با حضور اعضا اتخاذ شد و به تصويب خامنه اي هم رسيد، امور پرونده هفده ژوئن تحت نظارت اين شورا قرار گرفت و علي ربيعي دبير اجرايي (وقت) شوراي عالي امنيت به عنوان مسئول نهايي پيشبرد آن تعيين شد. از اين زمان، تمام طرحها و اقدامها براي پرونده سازي عليه مقاومت، ابتدا توسط علي ربيعي بررسي مي‌شد سپس به كميسيوني در وزارت اطلاعات ارجاع مي‌گرديد.
در چارچوب همين شورا، يك كميته مركب از نمايندگان وزارت اطلاعات، وزارت خارجه، قوه قضاييه و سازمان ارتباطات اسلامي تشكيل شد تا از تهران امور پرونده 17ژوئن را تحت كنترل داشته باشد و راه كارهاي مختلف براي استمرار آن را به اجرا بگذارد.
اين كميته تحت نظر علي ربيعي در كميته فرعي شوراي عالي امنيت تشكيل جلسه مي‌داد. از قوه قضاييه، معاون اجتماعي رئيس قوه و هم‌چنين فردي به نام اميري از مقامهاي حوزه رياست و در غياب او الهام سخنگوي وقت اين قوه در كميته شركت مي‌كرد. و از وزارت خارجه يكي از مقامهاي اداره حقوقي در آن حضور داشت.
اختصاص بودجه
17 سپتامبر2003  به منظور پيگيري پرونده مجاهدين خلق ايران در برابر دادگاههاي فرانسوي، شوراي عالي امنيت رژيم تهران در تاريخ 13 و 17سپتامبر دو نامه پي در پي به سازمان مديريت و برنامه ريزي جهت تخصيص بودجه يي به ارز خارجي ارسال مي کند.
1)    “نامه محرمانه اي  با موضوع: پيگيري پرونده منافقين توسط محاكم قضايي فرانسه با شماره  4214 /82  مورخ 22/06/82 ارسال شده است.
2)    نامة محرمانه ديگري با موضوع: پيگيري قضايي پرونده مطروحه در دادگاه فرانسه با شماره  3614 /82  مورخ 26/06/82 ارسال شده است.“
طي نامه محرمانه شماره 3614/82 مورخ 17 سپتامبر 2003، مبلغ يک ميليون دلار(846000 يورو) به اين منظور از بانک مرکزي جمهوري اسلامي برداشت ميشود.
سند مهم
شماره: 82/4236
تاريخ: 82/06/26
موضوع: پيگيري قضايي پرونده مطروحه در دادگاه فرانسه
با عنايت به تصميمات متخذه در شورايعالي امنيت در خصوص پيگيري قضايي مطروح در دادگاههاي فرانسه، از آنجا كه براي تأمين هزينه هاي مربوطه مبلغ  يك ميليون دلاراز محل سهميه ارزي نهاد رياست جمهوري طي نامه شماره: 698/ 302  س ر مورخ: 82/06/02 اختصاص و مراتب به بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران ابلاغ شود.
مسول اجرايي دبيرخانه شورايعالي امنيت - علي ربيعي
2.    وزارت اطلاعات
بنابر تصميم در جلسه سران نظام، وزارت اطلاعات مسئول اصلي پرونده 17ژوئن شناخته شد و چندين بخش و قسمت در رابطه با اين پرونده در وزارت اطلاعات براي آن راه اندازي كرد:
1)    وزارت اطلاعات يك كميسيون امنيتي براي كنترل روند پرونده مقاومت ايران تشكيل داد. اين كميسيون كليه فعاليتهايش را تحت نظر علي ربيعي دبير اجرايي شورايعالي امنيت  انجام مي‌داد. از طرف وزارت خارجه ملايان، فرجي، رئيس وقت اداره دوم غرب اروپا و از طرف قوه قضاييه يك قاضي در آن شركت مي‌كرد. وظيفه اين كميسيون عبارت بود از: درست كردن شاكيان خصوصي، پرونده سازي و گرفتن وكيل فرانسوي.
 كميسيون وزارت اطلاعات يك وكيل ايراني به نام دكتر سيد باقر ميرعباسي را به كار گرفت كه بين تهران و پاريس در رفت و آمد بود و در وزارت اطلاعات از او با نام مستعار سعيد اسم برده مي‌شد. يك مقام وزارت اطلاعات به نام شكرالله شكري در اغلب مسافرتها به پاريس، ميرعباسي را همراهي مي‌كرد. ميرعباسي در فرانسه با برخي از وكلا در تماس بود و از آنها مشورت مي‌گرفت و متقابلاً خواستها وتصميمهاي رژيم را به آنها منتقل مي‌كرد.
ميرعباسي، يك دفتر وكالت در تهران، در شميران، مقدس اردبيلي، خيابان شادآور، كوي بيتا، پلاك12 داشت و شماره ثبت وي دركانون وكلا 8747 مي باشد. وي فارغ‌التحصيل حقوق دولتي از فرانسه است و مدتي در اين كشور به عنوان دستيار وكيل فعاليت كرده است. نامبرده پس از تدريس در چند دانشگاه سرانجام از سال 1999 به بعد استاد نيمه وقت دانشگاه مفيد شد.
شكرالله شكري، مقام وزارت اطلاعات از شاگردان ميرعباسي در همين دانشگاه بوده است.
 وزارت اطلاعات براي فعاليتهاي گسترده در مورد پرونده هفده ژوئن تصميم گرفت چند وكيل ايراني ديگر استخدام كند. تماسهاي متعددي با وكلاي ايراني گرفته شد. اما آنها وقتي از موضوع پرونده مطلع مي‌شدند حاضر به همكاري نمي‌شدند. از ميان كساني كه درخواست وزارت اطلاعات را پذيرفت، محمد علي مكرمي،  مشاور حقوقي وزير بازرگاني ملايان بود كه يك دفتر وكالت در تهران دارد. وي براي بررسي پرونده به فرانسه سفر كرد.
2)    اداره كل التقاط كه مهمترين بخش وزارت اطلاعات است و به طور خاص عمليات اطلاعاتي عليه مجاهدين را در داخل و خارج كشور دنبال مي‌كند، بخشي از امور پرونده هفده ژوئن را در تهران دنبال مي‌كرد. هادي انصاري رئيس يكي از ادارات اين قسمت، همراه با يك مقام ديگر به نام قديري انجام تحقيقات در مورد امور حقوقي را دنبال مي‌كردند.
3)    وظيفه بخش اسناد وزارت اطلاعات اين بود كه مداركي عليه مجاهدين جمع‌آوري يا توليد كند كه نشان بدهد مجاهدين در ايران درگير تروريسم بوده‌اند. بخش اسناد پس از فعاليتهاي بسيار، اسنادي را فراهم كرد كه عمدتاً اعترافهاي زندانيان در زير شكنجه است. اين اعترافها با معيارهاي قضايي خود رژيم نيز فاقد اصالت است و محاكم رژيم نمي‌توانند آن را مدرك محسوب كنند. نتيجه اقدامات بخش اسناد، جمع آوري پرونده‌يي با حجم حدود 1500 برگ شد. اين اوراق از آن جا كه از نظر حقوقي چندان ارزشي نداشت،  براي خرازي سفير (وقت) ملايان در پاريس فرستاده شد تا در ملاقات با مقامهاي فرانسوي از آن استفاده كند.

3.    وزارت خارجه
در وزارت خارجه اداره حقوق بشر به سند سازي و برقراري تماس با سازمانهاي بين‌المللي در ارتباط با پرونده هفده ژوئن مشغول بود. براي طرح دعاوي در دادگاه فرانسه، وكيلي به نام حسين محمدنبي را به اين كار گمارد. وي شكاياتي در مورد عمليات مجاهدين در ايران را دنبال مي‌كرد. ولي بعد از شروع دادگاه سليمانپور، سفير سابق ملايان در آرژانتين، وي از پرونده خارج شد و كيس سليمانپور را به عهده گرفت.

4.    قوه قضاييه
 بعداز باز شدن پرونده‌يي عليه مقاومت در پاريس، قوه قضائيه، شعبه 3 مجتمع قضايي صادقيه در تهران را براي ثبت شكايات عليه مقاومت در نظر گرفت، تا وانمود كند كه در حال جمع‌آوري شكايت از مردم عليه مجاهدين است. ولي پس از مدتي شوراي عالي امنيت به اين نتيجه رسيد كه باز كردن اين شعبه كاملاً بي‌فايده‌ بوده است. چون تنها تعداد اندكي شكايت در اين شعبه ثبت شد كه مربوط به سالهاي 1981 و 1982 بود. اين شكايتها مربوط به كساني بود كه به شركت در شكنجه و كشتار مشهور بودند و به جريان انداختن آن، تنها باعث زيانهاي سياسي و اجتماعي براي رژيم مي‌شد. بنابراين پس از مدتي شعبه 3 مجتمع قضايي تعطيل شد و تمام پرونده‌هاي آن به وزارت اطلاعات منتقل گرديد.

5.    سازمان قربانيان خشونت
چون وزارت اطلاعات نمي‌خواست فعاليتهايش در مورد پرونده 17ژوئن به صورت علني و با اقدامات رسمي دولتي ديده شود، يكي از باندهاي وابسته به خود به نام «سازمان قربانيان خشونت» را به كار گرفت. اين سازمان سالها قبل افشا شده و بسياري از ايرانيان مطلعند كه گردانندگان آن از بازجويان و شكنجه‌گران زندان بدنام اوين بوده‌اند
براي گرفتن يك وكيل فرانسوي به نام «اولويه سور»، همين سازمان به عنوان طرف دعوا معرفي شد. هنگامي كه اين وكيل به تهران رفته بود، مقامهاي وزارت اطلاعات كه با وي گفتگو مي‌كردند خود را نمايندگان «سازمان قربانيان خشونت» معرفي كردند.
وزارت اطلاعات تحت همين عنوان، وكيل فرانسوي را به ديدار كساني برد، كه خود را مجروحان حملات تروريستي مجاهدين معرفي مي‌كردند.

6.    خانه كارگر
خانه كارگر از ارگانهاي سركوب و جاسوسي عليه كارگران وابسته به وزارت اطلاعات است. عليرضا محجوب، رئيس آن چند دوره نمايندة مجلس بوده و علي ربيعي دبير اجرايي شوراي عالي امنيت از مؤسسان آن است  فعاليتهاي اين ارگان توسط وزارت اطلاعات برنامه‌ريزي و هدايت مي‌شود.
علي ربيعي كميتة مقابله با مجاهدين را در شوراي عالي امنيت تصويب كرد كه وزارت اطلاعات قسمتي از فعاليتهاي عليه پرونده 17ژوئن را در پوش خانه كارگر دنبال كند.
خانه كارگر شكايتي عليه مجاهدين به خاطر عمليات نظامي در فوريه 2000 در تهران به قضاييه فرانسه ارائه نمود. و يك وكيل فرانسوي به نام دومينيك آجيان استخدام كرد.  براساس اين شكايت در اواخر آوريل 2004 تحقيقي در اين زمينه در دادستاني پاريس آغاز شد.
روز 8 ژوئن 2004  وكيل دومينيك آجيان در مقر اين ارگان در تهران يك نشست خبري برگزار كرد و اعلام كرد: «آقاي ژان لويي بروگير و خانم اويه» از 26 آوريل براي رسيدگي به‌پروندة شكايت عليه سازمان مجاهدين انتخاب شده‌اند. هنگامي كه اين خبر در تهران اعلام شد‌، هنوز دادسراي پاريس چنين چيزي را اعلام نكرده بود.
آجيان هم‌چنين با تكرار دعاوي وزارت اطلاعات گفت: «اظهارات كذب مجاهدين در طول سالهاي گذشته از دلايل اصلي اشتباهات دادگاه فرانسه در‌مورد ايران است» و افزود «من مطمئنم كه دادگاه فرانسه با توجه به ‌اطلاعات و اسناد در دسترس در‌مورد مجاهدين خلق به‌زودي به‌نتيجة صريحي دست پيدا مي‌كند».
 
7.    سفارت ملايان در پاريس
سفارت ملايان در پاريس، در سه زمينه سياسي، قضايي و اطلاعاتي در مورد پرونده مقاومت ايران فعاليت مي‌كرد. اين سفارتخانه يك وكيل فرانسوي استخدام كرد، اين وكيل تمامي گزارشهاي خود را به سفارت مي‌داد.
سفارت ملايان فعاليت مستمري در مورد پروندة مقاومت از به كارگيري نادمان و استخدام آنها براي وزارت اطلاعات دارد. محمد شيرازي و غلامرضا جعفري از كادرهاي وزارت اطلاعات مأمور در سفارت رژيم در فرانسه، نادمان استخدام شدة وزارت اطلاعات و عوامل وزارت اطلاعات را در فرانسه براي پيشبرد اين توطئه ارگانيزه ميكردند.

بلوكه كردن جنبش مقاومت با پرونده قضايي
سه هفته پس از حمله 17ژوئن، در تهران، جمعبندي شوراي عالي امنيت ملايان اين بود كه حمله 17ژوئن و به خصوص هدف مركزي آن يعني استرداد مسئولان مقاومت به شكست انجاميده و كارزار شيطان‌سازي به رغم سروصداي تبليغاتي آن از نظر سياسي بهره‌ چنداني نداشته است.
شوراي عالي امنيت و وزارت اطلاعات ملايان بعد از شكست طرح استرداد با رهنمود طرفهاي فرانسوي كه اگر پرونده را با مدارك و شواهد پركنيد، ميتوان مقاومت ايران را با پرونده قضايي بلوكه كرد، خط پركردن پرونده با اطلاعات غلط و دروغهاي مأموران اعزامي در دستور كار قرار گرفت. از بين راه‌كارهاي مختلف، به كارگرفتن نادمان تحت امر وزارت اطلاعات براي دادن شهادت عليه مقاومت بهترين روش تشخيص داده شد.
آقاي محمد محدثين، مسئول كميسيون خارجه شوراي ملي مقاومت در كنفرانس مطبوعاتي مقاومت ايران در پاريس، 12 مارس 2005 اين توطئه را افشا كرد و گفت: «بنا به گزارشهايي كه از داخل كشور به دست ما رسيده، در سال 2004 شماري از مأموران وزارت اطلاعات كه خودشان را اعضاي سابق سازمان مجاهدين معرفي مي‌كنند، تحت عنوان شاهد بارها به‌‌طور رسمي و غيررسمي مورد استماع قرار گرفته‌اند. دعاوي جديد مطرح‌شده در پرونده به طور بيمارگونه‌يي متكي به شهادت 7 عضو شناخته شده وزارت اطلاعات است. اين 7 نفر عبارتند از: كريم حقي، مسعود خدابنده، محمدحسين سبحاني، ادهم طيبي، عليرضا مير‌عسكري، محمد حسين مشعوفي و آن سينگلتون. اسناد مزدوري اين افراد براي وزارت اطلاعات بارها از سوي مقاومت ايران در طول سالهاي گذشته منتشر شده و در اختيار ارگانهاي مدافع حقوق بشر از جمله عفو بين‌الملل و نيز در اختيار مقامات ذيربط از جمله در فرانسه قرار گرفته است.
كريم حقي كه بارها در اين پرونده مورد استماع قرار گرفته، بيش از 10سال است در خدمت وزارت اطلاعات در اروپا قرار دارد. او در فورية 2000 از سوي پليس امنيتي هلند به خاطر ارتباطاتش با وزارت اطلاعات و به خاطر دريافت پول از اين وزارتخانه مورد بازجويي قرار گرفت. وي بارها به ايران سفر كرده و دستورات را مستقيماً از وزارت اطلاعات دريافت كرده است. او در دهة90 چندين بار در كشورهايي مانند تركيه و مالزي و تايلند و سنگاپور با مقامات وزارت اطلاعات ديدار داشته است. در اكتبر گذشته براي جاسوسي و كسب اطلاعات از محل اقامت رئيس جمهور برگزيدة مقاومت ايران به همراه شمار ديگري از مزدوران وزارت اطلاعات چندين بار به اورسوراواز رفته بود.
محمدحسين سبحاني يك عامل نفوذي رژيم آخوندي است كه براي اقدامات تروريستي عليه مجاهدين به‌عراق فرستاده شده بود. وقتي مأموريت وي براي مجاهدين شناخته شد، به ايران بازگشت. وي سپس در سال2002 از سوي وزارت اطلاعات براي جاسوسي و زمينه‌سازي براي كارهاي تروريستي به‌خارج اعزام شد. اسناد همكاري وي با وزارت اطلاعات 4سال پيش از سوي سازمان مجاهدين خلق ايران افشا شده است. (نشرية مجاهد شمارة 592، مورخ2 جولاي 2002)
مسعود خدابنده يك عامل ديگر وزارت اطلاعات است كه از اواسط دهة 90 در خدمت وزارت اطلاعات بوده است. وي و همسرش دو مزدور فعال وزارت اطلاعات هستند. آنها در تهران و در كشورهاي شرق آسيا با مأموران وزارت اطلاعات ديدار كرده‌اند. مأموريت آنها اين است كه اطلاعات دروغ عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت به مقامات، پارلمانترها و به‌ويژه پليس كشورهاي اروپايي بدهند. وي اعتراف مي‌كند در سال 97 و 98 به همراه يك مأمور ديگر، اطلاعاتي در اختيار پليس انگلستان گذاشته تا نشان بدهد يك موسسة خيرية ايراني به نام ايران ايد، وابسته به مجاهدين است و درآمدهاي اين خيريه در اختيار مجاهدين قرار مي‌گيرد، چيزي كه البته پس از چند سال تحقيقات بطلانش به اثبات رسيد.
ادهم طيبي، يك عامل ديگر وزارت اطلاعات است كه در سال 2001 در بغداد اقدام به قتل يكي از مجاهدين نمود و با سرقت يك خودرو و سلاح و مقاديري پول به ايران رفت. وي سپس به اروپا فرستاده شد.
در يك نمونة مضحك 4تن از اين مزدوران، مدعي شده‌اند من فرماندة عمليات عليه كردهاي عراقي بوده‌ام و دستور عمليات را در داخل خاك ايران صادر مي‌كرده‌ام. اما مضحك‌تر از اين، كار سرويس ذيربط فرانسوي است كه اين دعاوي را در پرونده ثبت كرده است..
همكاري سرويسهاي فرانسوي با گشتاپوي ايراني و مزدوران آن عليه مقاومت ايران يك بدعت خطرناك در كشورهاي دموكراتيك است. من در اين‌جا هشدار مي‌دهم كه خانواده‌هاي ما و جان اعضا و هواداران اين مقاومت و كساني كه به اين مقاومت كمك كرده‌اند در ايران در خطر است و ما مسئوليت دستيابي رژيم آخوندي به اطلاعات موجود در پروندة 17ژوئن را متوجه مسئولان فرانسوي مي‌دانيم».

-----------------------------------------------
[i] سازمان قربانيان خشونت، از ارگانهاي پوششي وزارت اطلاعات كه خود را به عنوان يك ngo در سازمان ملل به ثبت داده است.
رژيم ايران پس از ارتكاب قتل عام بزرگ سي هزار زنداني سياسي در سال 1988 اين ارگان را ايجاد كرد تا به وسيله آن خشونت و كشتار را به مخالفان خود نسبت بدهد.از مهمترين اقدامهاي اين سازمان ملاقات با گزارشگران ويژه حقوق بشر در ايران بوده كه در آن از نقض حقوق بشر توسط مخالفان حكومت شكايت كرده‌اند.
[ii] روزنامة حكومتي همشهري شمارة‌114 دوشنبه 24‌تير‌1381 علي ربيعي را از اعضاي مؤسس «خانة كارگر جمهوري اسلامي ايران» كه در 15بهمن1370 به‌طور رسمي شروع به‌كار كرد، معرفي كرده است. ربيعي، معاون سابق وزارت اطلاعات و از مسئولان اصلي شكنجه و سركوب در ايران بوده است. عصر نو 8 ارديبهشت 1384 (28 آوريل 2005) بخش اعظم بودجه خانه کارگر از کمک‌هاي دولتي، بودجه وزارت اطلاعات، کارگزاران سازندگي و ... تأمين مي‌شود

۱۲ اعدام در ايرانشهر و زاهدان در ماه رمضان

اعدام جمعی


رژيم ضدبشری آخوندی روز گذشته يكشنبه 7 زندانی را در زندان مرکزی ايرانشهر بدار آويخت. روز شنبه 29تير نيز 5 زندانی را در زندان مرکزی زاهدان حلق آويز کردند. رژيم جنايتکار آخوندی در ماه مبارک رمضان موج اعدامها را از سرگرفته است اما هيچ خبری در اين باره منتشر نمی کند.

مقاله طاهر بومدرا در هيل (نشريه كنگره آمريكا): زمان برداشتن گامهاي لازم براي حفاظت كمپ ليبرتي فرا رسيده است

مسئوليت حفاظت (آر.تو.پي) امروز بيشترين مصداق را  در مورد ليبرتي دارد
طاهر بومدرا، طي مقاله يي در هيل (كنگره آمريكا) نوشت، كمپ ليبرتي امروز يك پروندة واقعي از جايي است كه مسئوليت حفاظت (آر.تو.پي) بيشترين مصداق را  دارد.
بومدرا در اين مقاله تأكيد ميكند: من به طور مكرر هشدار داده بودم كه كمپ ليبرتي نه امنيت دارد و نه از استانداردهاي انساندوستانه بين‌المللي برخوردار است… من هم‌چنين هشدار داده بودم كه پروسه انتقال به كشورهاي ثالث چند دهه طول مي كشد… به هشدارهاي من اعتنايي نشد ولي به‌زودي اثبات شد كه كمپ ليبرتي تدابير امنيتي ندارد.
كمپ ليبرتي به يك بازداشتگاه تبديل شد و برخي آن را يك قتلگاه خوانده اند. جمعيت مستقر در آنجا با محروميتهاي شديدي روبه رو هستند و روزانه مورد اذيت و آزار قرار مي گيرند.
تمامي ديدارهاي دست‌اندركاراني كه ميتوانند موضوع را به‌طور مستقل به توجه جامعه بين‌المللي برسانند از اين كمپ ممنوع است…
آنها در 9فوريه، 28آوريل و 15ژوئن زير باراني از موشكهاي جنگي از نقطه‌يي كه نيروهاي ارتش عراق حضور سنگيني در آنجا دارند،  قرارگرفتند.
در ادامه اين مقاله با اشاره به آمار كشته ها و مجروحين آمده است: كوبلر به جاي تمركز روي مسأله امنيتي و محكوم كردن جدي اين حملات، از نمايندگان ساكنان خواست به ساكنان اجازه دهد آزادي ارتباط بيشتري بدهند!
آيا كسي كه از آزادي تحرك و تردد و آزادي ملاقات با وكيل و ملاقات با پارلمانترها و ساير گروههاي غيردولتي محروم است، مي‌تواند از آزادي ارتباط برخوردار باشد؟
براي جمعيتي كه بدون پروسه قانوني، مجبور است  در يك بازداشتگاه بسر ببرد، آزادي ارتباط به چه معناست؟
با وضعيت موجود، ساكنان كمپ ليبرتي در يك بازداشتگاه قفل هستند و از حداقل الزامات امنيتي و انساندوستانه برخوردار نيستند…
مسئوليت حفاظت (آر.تو.پي) امروزه بيشترين مصداق را در مورد كمپ ليبرتي دارد. هرگونه حمله ديگري عليه جمعيت بي‌دفاع، تمامي اعتبارسازمان ملل و كشورهايي را كه در انتقال اشرفيها به كمپ ليبرتي دست داشتند، به طوري جدي تضعيف خواهد كرد.
سايت هيل ـ 26تير
92

بالا گرفتن جنگ گرگها پس از شکست مهندسی خامنه ای در نمايش انتخابات



رفسنجانی و خامنه ای
رفسنجانی که بعد از شکست مهندسی خامنه ای خود را صاحب عله کابينه آخوند حسن روحانی می داند و هر روز برای ولی فقيه و باند او خط ونشان می کشد، يک گام جلوترگذاشته و می خواهد بازگشت خود به نمايش جمعه را به خامنه ای تحميل کند. در گام اول چند تن از آخوندهای حامی رفسنجانی خواستار بازگشت او به نماز جمعه شدند و حالا رفسنجانی خودش اعلام و تهديد کرده که: اگر بيايم بايد خيلی چيزها را بگويم.
مسعود مرادی يکی از مشاوران رفسنجانی به نقل از وی گفت: ”من اگر بيايم بايد خيلی چيزها را بگويم. اگر بخواهم خيلی از مسائل را بگويم ممکن است وضعيت به هم بخورد. اگر هم نگويم اين نگفتن باعث ساقط شدن عدالت خواهد شد“
با تشديد جنگ گرگها واکنش ولی فقيه ارتجاع به حرفهای رفسنجانی سريع بود و يک رسانه باند خامنه ای نوشت: ظاهراً فراموش شده که خطبه های هاشمی در 26تير ماه سال 88 چه تاثيری بر کشور گذاشت. آن زمان که کشور بيش از همه به سکوت و همراهی جناب هاشمی نياز داشت، سخنان ايشان چون بنزين بر آتش آن روز کشور بود.
اين رسانه باند غالب در حمله به رفسنجانی با لحن توهين آميزی داد: «وی با سکوت در برابر فرزندانش که تبديل به شواليه های آشوب پايتخت شده بودند نشان داد که مصلحت سنجی خانوادگی را بيشتر از مصلحت سنجی وطنی می داند. از اين رو تلاش برای بازگرداندن هاشمی به خطبه های نماز جمعه در حقيقت تلاش برای استفاده ابزاری از اين تريبون در جهت اهداف درازمدت سياسی است».
در همين حال، رسانه های حکومتی نزديک به رفسنجانی بر لزوم بازگشت وی به نماز جمعه رژيم می کنند و می نويسند: يکی از مواردی که به شدت به خصوص از سوی فعالان سياسی مطرح و البته پيگيری می شود، بازگشت هاشمی به صحنه نماز جمعه است. البته هيچ کس نمی تواند ادعا کند سن هاشمی برای حضور در نماز جمعه بالاست و توان برگزاری آن را ندارد.
در اين رابطه آخوند منتجب نيا نيز گفت: افراطيون بايد يا خود را اصلاح کنند چرا که اين حرکتها ديگر در جامعه جايگاهی ندارد. امروز کفن پوشی رنگ و لعاب خود را برای ما از دست داده است و مردم آنها را مورد استهزا قرار می دهند.
برخی از امام جمعه های رژيم از جمله در شميرانات خواستار بازگشت رفسنجانی به نماز جمعه شدند.

بازداشت مدير تلويزيون العالم رژيم در قاهره


شبکه العالم
نيروهای امنيتی مصر رئيس تلويزيون عرب زبان رژيم موسوم به العالم را در قاهره دستگير کردند. يک منبع امنيتی مصر گفت: اين کانال به دليل اين که جواز فعاليت نداشت، توقيف شده است. خبرگزاری رويتر گزارش داد: اين حادثه، علامتی از بازگشت به روابط سردتری ميان دو کشور ايران و مصر می باشد.

گراميداشت قيام سی تير

دانشگاه ارومیه


جمعی از دانشجويان آزاديخواه دانشگاه اروميه سی تير سالروز قيام ملی مردم ايران به رهبری دکتر محمد مصدق، را گرامی داشتند. اين دانشجويان اعلام کردند قيام 30تير 1331 شعله ای از آتشفشان مقاومت مردم ايران بود که تا امروز هم چنان ادامه دارد و تا خاکستر کردن استبداد مذهبی و سرنگونی رژيم آخوندی حاکم بر ايران هرگز از فروغ و درخشش نخواهد افتاد.

تجمع اعتراضی هنرمندان در مقابل وزارت ارشاد رژيم

تجمع اعتراضی هنرمندان در مقابل وزارت ارشاد رژیم


صبح روز گذشته يكشنبه جمعی از هنرمندان در مقابل وزارت ارشاد رژيم تجمع اعتراضی برگزار کردند.
حبيب کاوش سخنگوی شورای صنفی نمايش که در اين تجمع حضور داشت گفت:هيأت مديره است که بايد امنيت شغلی ايجاد کند اوست که بايد بيمه بيکاری درست کنه اوست که بايد به اين مطالب برسه وقتی نکردند اين عصيان به وجود می آد.