برای اشرف شهيدان که نسل اشرفی؛ نسل انقلاب دموکراتيک ايران زاده آرمانی اوست

«شب و خورشيد»
آن شب که ديدمت؛
آرميده در گلگونی برف بهمن؛
غصه ميهنم را کوه صلابتت شست؛
و از پنجره اطمينان مغرور قامت خونينت،
در عبور از زيباترين مرگ؛
آفتابی درکوچه های شب زده ميهنم طلوع کرد،
که سالهاست غروب را، سرگردان پايداری خويش کرده است…
شگفتا شب و خورشيد؟!
آن شب؛ رايت افراشته فدا د ر دستانت،
درشبانه سرزمينم شعله کشيد،
و جهانی به ايستادگی با نام تو همراه شد…
و تاريخ ميهنم؛ با نسلی که از نام تو سير آب شرافت اشرفی است،
تا جاودانگی سرفرازی؛
وامدار توست… .

«شب و خورشيد»
آن شب که ديدمت؛
آرميده در گلگونی برف بهمن؛
غصه ميهنم را کوه صلابتت شست؛
و از پنجره اطمينان مغرور قامت خونينت،
در عبور از زيباترين مرگ؛
آفتابی درکوچه های شب زده ميهنم طلوع کرد،
که سالهاست غروب را، سرگردان پايداری خويش کرده است…
شگفتا شب و خورشيد؟!
آن شب؛ رايت افراشته فدا د ر دستانت،
درشبانه سرزمينم شعله کشيد،
و جهانی به ايستادگی با نام تو همراه شد…
و تاريخ ميهنم؛ با نسلی که از نام تو سير آب شرافت اشرفی است،
تا جاودانگی سرفرازی؛
وامدار توست… .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر