سايت
واشينگتن تايمز درگزارشى درمورد سياست هسته يى رژيم می نويسد:...لکن بعيد
است که پايان دوره ی رياست جمهوری احمدی نژاد منجر به بازنگری سياست از سوی
تهران، يا جرقه ی جديدی در چرخش قابل توجه روابط ايران با غرب باشد. علت
آن اين اساس است که بازی انتخابات ايران از همان آغاز تعيين تکليف شده
بود... رئيس جمهور جديد ايران هيچ تفاوتی ندارد. وی که از پيروان اوليه آيت
الله روح الله خمينی بوده است زمانی که خمينی در تبعيد به سر می برد، از
حاميان فعال او بود و النهايه در اواخر سالهای 1970 در تبعيد به وی پيوست.
بعد از تأسيس جمهوری اسلامی، آقای روحانی پستهای کليدی پياپی ای را در دولت
در اختيار داشت، و در مدت کوتاهی به سمت دبير قدرتمند شورای امنيت ملی
رسيد. قدمت وی در سياست ايران، گواهی است بر سرسپردگی وی به اصول بنيادين
رژيم، و همچنين اعتبار وی در نزد رهبر عالی، آيت الله خامنه ای، جانشين آيت
الله خمينی. به عبارت ديگر، آقای روحانی، به رغم همه لفاظی های سياسی اش
درباره ی نياز به ”روابط سازنده“ با غرب، اساساً پيروی آيت الله خامنه ای
می باشد. قطعاً اين نسبت به گذشته نه چندان دور که شاهد بوديم چطور محمود
احمدی نژاد و هم مسلکيهای دنباله روی وی يک زورآزمايی پر طعنه در زمينه های
مختلف اجتماعی و سياسی با آخوندهای سنتی به راه انداخته بودند محسوب می
شود. در عوض پيروزی روحانی آخوند 64ساله به لطف ولی فقيه، تأييدی بر قبول
وضعيتی جاری نظام آخوندی است.... در ضمن با انتخاب آقای روحانی، از اشتياق
دسترسی به بمب کاسته نخواهد شد. درست است که رئيس جمهور جديد ايران، به طور
وسيعی به عنوان ”سيمای“ تلاشهای هسته يی رژيم شناخته می شود، زيرا بين
سالهای 2003 تا 2005 در موضع مذاکره کننده اصلی جمهوری اسلامی با غرب خدمت
کرد. به همين خاطر انتخاب وی اميدهای زيادی را در بسياری از محافل نسبت به
يک موضع سازنده تر از طرف تهران در جبهه هسته يی ايجاد کرده است. ولی چنين
چيزی رخ نخواهد داد، زيرا ”پرونده“ هسته يی ايران اساساً در حيطه ولی فقيه
است که بارها روی درستی مسير کنونی رژيم در اين زمينه تأکيد کرده است...
حتی اگر هم آقای روحانی النهايه تأثير مختصری روی جهت گيری هسته يی ايران
بگذارد، بسيار بعيد است که اين تأثير مثبت باشد. معروف است که روحانی در
سال 2006، آشکارا به موفقيت جمهوری اسلامی در اين زمينه که توانست طی بيش
از 2سال مذاکرات سه گانه با اتحاديه اروپا (شامل انگلستان، فرانسه، آلمان)
تلاشهای هسته يی خود را تثبيت کند، مباهات می کرد. اکنون که وی در مقام
رياست جمهوری قرار گرفته، شاهد موارد بيشتری از اين نوع خواهيم بود. کاخ
سفيد به نوبه خود، نسبت به انتخاب آقای روحانی با خوشبينی محتاطانه واکنش
نشان داده است و يک بار ديگر حاضر بودن خود برای ”برقراری روابط“ با رژيم
ايران را تکرار کرده، چيزی که نشانه ی سياست دولت اوباما با ايران تا به
امروز بوده است. اما سياستگذاران در واشينگتن بهتر است اين را درک کنند که
انتخاب آقای روحانی، پايه ها ی بنيادين سياست ايران، و يا پيشروی آن به سمت
موقعيت هسته يی را تغيير نخواهد داد. اين خط سير، نه توسط رئيس جمهور
ايران، بلکه از مدتها قبل تر تثبيت شده است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر