هر
روز که می گذرد پيوستگی بحرانها به يکديگر و ارتباط عميق هر کدام با زهر
اتمی آشکارتر می شود. اکنون می توان بحرانها را به ظروف مرتبطه يی تشبيه
کرد که بحران اتمی به منزلة ورودی آنهاست. وقتی زهر بر بستر بحران اتمی به
حلقوم ولايت ريخته می شود به تمام اين ظروف مرتبطه راه می يابد و در آنها
هم سطح می شود، يعنی ديگر نمی توان تصور کرد که يکی از بحرانهای رژيم (حتی
بحرانهای فرعی) در گوشه يی از اين مجموعه بهم پيوسته غيرفعال باقی بماند.
روزنامه ها و رسانه های آخوندی همين واقعيت را به شکل روزانه به نمايش می
گذارند. مثلاً کيهان خامنه ای در شمارهٴ 8ارديبهشت نهٴ بزرگ مردم به انصراف
از دريافت يارانه را بی اعتمادی بزرگ مردم به دولت روحانی، توصيف کرده،
حاصل «کتمان حقايق» در جريان مذاکرات هسته يی دانسته و نتيجه گرفته است که
پيامدهای پنهانکاری در مذاکرات اتمی که به صورت بی اعتمادی مردم در جريان
حذف يارانه ها ظاهر شده، بسيار «جدی و نگران کننده» است. حداد عادل مشاور
خامنه ای و سرکرده مهره های ولايت در مجلس آخوندی که همواره دولت روحانی را
به خاطر مذاکرات اتمی مورد سؤال قرار می دهد طی اظهاراتی نتايج ثبت نام
برای يارانه ها را تعجب برانگيز، سؤال برانگيز و قابل بررسی دانسته است.
جالب اين جاست که روزنامه های باند رفسنجانی نيز به همين پيوستگی بحرانها البته با منطق باندی خاص خودشان تأکيد می کنند. به طور مشخص برای دفاع از روحانی می نويسند، پاسخ منفی 97 درصدی به تقاضای انصراف از يارانه ها ناشی از سنگ اندازيهای شما در مسير پيشرفت سياستهای روحانی است. امری که «منافع ملی و مصالح کشور» را سخت به خطر می اندازد. چرا که سنگ اندازی در اين مسير به «شرايط غيرقابل مهار و غيرقابل مديريت» منجر خواهد شد که تماميت نظام را با همهٴ جناحهايش بخطر می اندازد. جالب اين جاست که هر دو باند به يک واقعيت مشترک اعتراف می کنند، اين واقعيت رأی خشم و تنفر 97 درصد مردم به نظام پر جنايت ولايت است. باند خامنه ای می گويد اين رأی مردم عليه باند روحانی – رفسنجانی است. رسانه های باند رفسنجانی می نويسند: «انصراف فقط دوميليون و چهارصد هزار نفر» «پيام قابل تأمل و در عين حال بدعاقبتی است» که وضعيت وخيم نظام را به «روشنی آفتاب» به نمايش می گذارد.
اعتراف ناگزير همهٴ باندهای رژيم به اين وضعيت خطرناک و پيوستگی روزافزون بحرانها بر اثر خوردن زهر اتمی يکی از نشانه های دوران سرنگونی است که هر روز شاهد نمودهای فزايندهٴ آن هستيم.
جالب اين جاست که روزنامه های باند رفسنجانی نيز به همين پيوستگی بحرانها البته با منطق باندی خاص خودشان تأکيد می کنند. به طور مشخص برای دفاع از روحانی می نويسند، پاسخ منفی 97 درصدی به تقاضای انصراف از يارانه ها ناشی از سنگ اندازيهای شما در مسير پيشرفت سياستهای روحانی است. امری که «منافع ملی و مصالح کشور» را سخت به خطر می اندازد. چرا که سنگ اندازی در اين مسير به «شرايط غيرقابل مهار و غيرقابل مديريت» منجر خواهد شد که تماميت نظام را با همهٴ جناحهايش بخطر می اندازد. جالب اين جاست که هر دو باند به يک واقعيت مشترک اعتراف می کنند، اين واقعيت رأی خشم و تنفر 97 درصد مردم به نظام پر جنايت ولايت است. باند خامنه ای می گويد اين رأی مردم عليه باند روحانی – رفسنجانی است. رسانه های باند رفسنجانی می نويسند: «انصراف فقط دوميليون و چهارصد هزار نفر» «پيام قابل تأمل و در عين حال بدعاقبتی است» که وضعيت وخيم نظام را به «روشنی آفتاب» به نمايش می گذارد.
اعتراف ناگزير همهٴ باندهای رژيم به اين وضعيت خطرناک و پيوستگی روزافزون بحرانها بر اثر خوردن زهر اتمی يکی از نشانه های دوران سرنگونی است که هر روز شاهد نمودهای فزايندهٴ آن هستيم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر