ترانهٴ پايداری از ماندگاری حقيقت می گويد. ترانهٴ پايداری، از پيروزی جوانه بر تبر، از ترانه شدن بغضها و از سيل شدن خون فداکاران.
اين ترانه در روزهای پايداری اشرف پس از حمله جنايتکارانهٴ 6 و 7مرداد توسط هنرمندان شهر اشرف تهيه و تنظيم شد. مصرع نخست اين ترانه از غزلی از شاعر و ترانه سرای معروف ميهنمان، ايرج جنتی عطايی وام گرفته شده بود و بقيهٴ بيتهای آن از خون داغ اشرفيها در ايستادگی تاريخی شان در اشرف، تأثيری جادويی گرفته بود. اين ترانه توسط محمد و روزبه اجرا شده است.
هر چه تبر زدی به من، زخم نشد، جوانه شد
بغض وداع با شهيد، آه نشد، ترانه شد
خون يلان اشرفی، در رگ غيرت وطن
از خم کوچه ها گذشت، سيل شد، روانه شد
تير زدی، تبر زدی، بر تن بی سپر زدی
اين تن خون چکان من، از شرفم نشانه شد
چنگ زدی که برکنی، ريشهٴ کوه نور را
سنگ به سنگ، کوه ما، شعلهٴ پر زبانه شد
بند زدی به دست ما، در طمع شکست ما
پيکر بی شکست ما، تير شد و کمانه شد
تير زدی، تبر زدی، بر تن بی سپر زدی
اين تن خون چکان من، از شرفم نشانه شد
هرچه به کينه تاختی، تا بکشی تو نام را
نام و نشان اشرفی، زمزمه زمانه شد
تير زدی، تبر زدی، بر تن بی سپر زدی
اين تن خون چکان من، از شرفم نشانه شد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر