۱۳۹۱ آبان ۳۰, سه‌شنبه


ستار بهشتی این گارگر زحمتکش و روشن در زیر شکنجه جان باخت برای زندگی دیگران یعنی من و تو و برای آزادی و ده ها هزار جوانان گمنام که جان خود را فدای زندگی و آزادی من وتو کردند .بقول خواهرش او تحصیلش فقط سیکل یعنی نهم بود اما باز بقول خواهرش فوق دکترای درد مند بودن را داشت بواقع هم همینطور است باید گفت که پس ما زنده های چه وظیفه ای داریم ؟و آیا باید هنوز در دنیای شک و تردید و پاسیو بودن دور خودمان بچرخیم از خود دفاع کنیم و برای خومان تلاش کنیم که مثلا کسی باشیم یا اینکه باید این حلقه و دور باطل را شکست بمیدان آمد به یاری مقاومت مردم پرداخت . فکر نمی کنم که دیگر جای تردیدی مانده باشد از اینکه فریاد بر آوریم سرنگونی سرنگونی سرنگونی .ماهیت این رژیم از روزی که شورای ملی مقاومت تاسیس شد روشن بود و رهبری مقاومت آقای مسعود رجوی گفتند که افعی کبوتر نخواهد زائید ماهیت این رژیم ضد بشری ضد فرهنگ و ضد ایرانی و ضد انسان و کارش جز جنگ افروزی تروریسم و اعدام و شکنجه نمی تواندباشد .
بواقع بعد از سی خرداد سال 60 دیدیم که رژیم آخوندی و خمینی معلون بروی تظاهرات کنندگان آتش گشود و دستگاه شکنجه و اعدام و سنگسار راه انداخت آنهایئ که تخم و بذر اصلاحات رژیم را ریختند چه از موضع خارجی و مماشات گران را می گویم و چه از داخل در واقع تخم خیانت به مردم ایران و آزادی را کاشتند و تجربه نشان داد نه اینکه به دادی نرسیدن بلکه به رنج و درد و خون این مردم افزودن و سگ هار ولایت جهل و جنایت فقیه را جری تر کردن . آیا اینطور نیست؟
آهای کسانی که در رادیو فردا و صدای آمریکا و صدای آیت الشیطان بی بی سی و دیگر فضای مجازی آخوند ساخته شرکت می کردید از رسانه های رایگان استفاده می کردید باد به قب قب می انداختید که استاد جامعه شناسی فلان دانشگاه و دکتر و نویسنده و فلان وفلان هستید الان نوبت شما ست که اعتراف کنید به اینکه دستگاه عریض طویل تبلیغاتی علیه مقاومت ایران راه انداخته بودید بلکه این افعی کبوتر بزائید و این رژیم اصلاح شود از ستار بهشتی اهل رباط کریم و جمیل از اهواز یاد بگیرید از خون ندا و ندا ها که یاد نگرفتید .اگر هنوز فکر می کنید که خامنه ای آزادی را در سینی طلائی بدست شما و امثال موسوی می دهد سخت در اشتباهید .بشار اسد سوریه را بببنید و قدافی را هم تجربه کردید تازه اینها در جرم و جنایت نوچه خامنه ای و آخوندها هم بحساب نمی آیند .
بگذارید که من خودم اعتراف کنم به کم کارها ی خودم تا اینکه متوجه شوید که قصد درس دادن به کسی را ندارم باور کنید هر بار که بخودم شک کردم و شعله مقاومت و انگیز داشتن را در خودم پائین کشیدم فقط یک حاصل بیشتر نداشت آنهم شرمنده گی بود و شرمنده گی آخر لحظه ای نمی توان فکر کرد که این جانباختگان راه آزادی بیهوده جان خود را از دست دادند و خونشان بهدر رفته زیرا آنها رفتند که راه ما برای آزادی باز شود و حتی خون قربانیان جنگ ضد میهنی حامل یک پیام است که این رژیم برای انسان ارزشی قائل نیست و صرفا برای بقای خودش و رژیمش مگر نه اینکه جنگ و جنگ افروزی را فقط برای بقای رژیم و به بهای هزاران انسلن بی گناه ادامه دادند و معلون میخواست همین مزخرفات اسلام شرعی خود را بر کشورهای همسایه عربی مسلمان حاکم کند البته با همان شیوه ارتجاعی سنگسار و دست بریدن و پا بریدن و شکنجه و اعدام *آیا
میتوان نشست دست روی دست گذاشت و کاری نکرد؟ آخر انسان ماندن مهم است نه شبیه انسان بودن . باید اول خودمان اعتماد به خودمان داشته باشیم که مسئولیم و میتوانیم باری از این مقاومت برداریم و پردهای دودی و شک وتردید ها و حصار آخوند ساخته بدور خودمان را بشکنیم و آنگاه همه چیزهای پوشالی فرو خواهد ریخت و دوباره متولد خواهیم شد در دنیای نو و جدید و با ارزشهای جدید در این زمینه خمینی معلون بزرگترین خیانت را به روشنفکران ما و اعتماد ما کرده است . و چشم امید و دل به مقاومت مردمی ببندیم که از تلاش و فدا کاریهای خودمان شکل گرفته .بایستی افتخار کرد به این مقاومت ما دیگر نمی خواهیم که صدای آمریکا و بی بی سی برای ما آلترناتیو بسازند .
آهای سران سپاه پاسداران و سران رژیم جمهوری اسلامی از چه دفاع می کنید؟ آیا فکر کرده اید یک لحظه که در خدمت جنایتکارترین حکومت تاریخ ایران قرار گرفته اید؟ آنهم بصورت برده و جیره خوار ؟ آیا نمی دانید این جیره و پولی که به شما می دهند آلوده بخون مردم است . آیا نمی دانید پول ها و سرمایه های به یغما رفته منابع همین کشور است که استفاده می شود برای سرکوب و شکنجه همین مردم ؟ فقط نوشتم که بدانید باید شرم کرد از سلاح کشیدن بروی مردمی که از آنها نون می خورید .
صاعقه های آتشین خشم از گلوی وبلاگ نویسانی همچون ستار بهشتی و از سلاح ارتش آزادی بر روی شما جنایتکاران خواهد ریخت .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر