۱۳۹۲ مهر ۶, شنبه

از بوسه تا لنگه کفش

حمله به ماشین روحانی در فرودگاه


وقتی شيخ حسن روحانی به سفر نيويورک می رفت، خامنه ای رئيس دفتر خود آخوند گلپايگانی را برای بدرقه او به فرودگاه فرستاد تا شيخ حسن را با دعايی يا سفارشی در گوش و بوسه ای بر پيشانی روانه کند؛ اما وقتی روحانی از اين سفر برگشت، نمايندگان خامنه ای در فرودگاه با پرتاب لنگه کفش و شعار مرگ بر آمريکا از او استقبال کردند.
فاصلهٴ طولانی بوسه تا لنگه کفش که مساوی فاصلهٴ «نرمش قهرمانانه» تا «واگشت وحشت مدارانه» است، چرا چنين پرشتاب طی شد و چه پيامی دارد؟

مگر امامان جمعه بازارهای خامنه ای به طور زنجيره يی از حسن روحانی تعريف و تمجيد نکرده بودند، مگر ارگان خامنه ای (کيهان) که غروب جمعه زير چاپ می رود، با به به و چه چه کردن برای روحانی توی سر باند رقيب نزده و ننوشته بود: «آنها که برای يک ديدار اتفاقی مدتها برنامه ريزی می کردند!» از «صراحت و قاطعيت دکتر روحانی خرسند نشدند». پس چه شد که يکباره همه چيز چرخيد و بوسه به چنگ و دندان تبديل شد؟

پاسخ را می توان با اين دو خبر آغاز کرد:
حسن روحانی: به من اطلاع دادند که کاخ سفيد تماس گرفته و آقای اوباما مايل است تلفنی چند دقيقه يی با من صحبت کنه.
سوزان رايس مشاور امنيت ملی آمريکا: تماس تلفنی اوباما و حسن روحانی به پيشنهاد طرف ايرانی انجام شد.

تخطی شيخ اعتدال از منويات ولايت و دروغگويی و تلاش برای کلاه گذاشتن بر سر ”مقام عظمى“ چيزی نبود که خامنه ای بتواند از کنار آن بگذرد، در نتيجه بوسه به لنگه کفش و تعريف و تمجيدها به چنگ و داندان و عربده کشی باندی تبديل شد و جنگ قدرت در رأس نظام اوج تازه يی گرفت. جنگی که در روزهای آينده باز هم شدت خواهد يافت و بايد ديد که تکليف جام زهری که روی دست رفسنجانی و روحانی مانده است چه خواهد شد و آيا تا 23مهر که تاريخ بعدی مذاکره در ژنو است می توانند آن را در حلقوم خامنه ای خالی کنند يا خير؟

اما سؤال ديگری هم وجود دارد. مگر همهٴ شواهد از جمله ادعای «نرمش قهرمانانه» و بوسه بر پيشانی حسن روحانی در هنگام سفر به نيويورک از اين حکايت نمی کرد که خود خامنه ای هم با يک گام عقب نشينی يا يک قطره زهر موافقت کرده است. مگر پاسدار لاريجانی از يک «نرمش تاکتيکی» سخن نگفته بود و کيهان خامنه ای همچنين چيزی را تأييد نکرده بود، پس چه شد؟

جواب در هياهوی وحشت آلودی است که در پی به زبان آوردن عبارت «نرمش قهرمانانه» در درون باند خامنه ای برپا شد، وحشت از عواقب زهر از پايين به بالا منتقل شد و خامنه ای را وادار كرد «نرمش قهرمانانه» را به «واگشت وحشت بزدلانه» تبديل کند و برای حسن روحانی پيام بفرستند که هر گونه ملاقات اتفاقی و ديدار در راهرو يا مهمانی ممنوع است.

اين واگشت که در ادامه به چنين اوجی در جنگ قدرت منجر شد، نشان می دهد که حتی اگر خامنه ای هم تمايل داشته باشد برای خلاص شدن از محاصره خفه کننده بحرانها يک قطره زهر را بپذيرد، جسم فرتوت نظام ولايت ظرفيت آن را ندارد به طورى كه حتى به زبان آوردنش بر شتاب فروپاشی درونی اين نظام کشتی شکسته می افزايد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر