طی
روزهای اخير جنگ قدرت در رأس نظام آخوندی با ضريب بالايی شدت گرفته است.
اين در واقع دور تازه يی از جنگ قدرت است که شروع آن با حملات متقابل و
مستقيم خامنه ای و رفسنجانی بهم بر سر نمايش جمعه بود.
اين روند تشديد شده را می توان در رسانه های باند های رقيب هم ديد. امروز (يکشنبه) روزنامه های باند های وابسته به خامنه ای صحنهٴ حملات بی سابقه عليه آخوند روحانی بود. مثلاً کيهان خامنه ای به پايان «ماه عسل مسئوليت و منصب» اشاره کرده و نوشته بود: «معمولا در کنار زنگ انشا نوبت زنگ حساب هم می رسد». اين همان حساب کشی که روز جمعه امام جمعهٴ نمره موقت خامنه ای با شدت تمام شروع کرد و گفت: جان مردم به لبشان رسيده چرا برای حل مشکل گرانی و بيکاری اقدامی نمی کنيد.
روز گذشته هم روزنامه حکومتی رسالت، ارگان باند مؤتلفه تيغ حمله را با شدت و صراحت بی سابقه يی به روی دولت روحانی کشيد و آن را به «داس بزرگی» تشبيه کرد که بر خلاف اسم «دولت تدبير و اميد» که روی خودش گذاشته، دارد تمام «تيمهای اميد» را درو می کند و اصلاً هيچ «ميانه يی هم با ”تيم اميد“ » ندارد. اين روزنامه نزديک به خامنه ای اقدامات دولت روحانی را «خلقيات مصيبت بار دولت يازدهم» دانست که باعث ايجاد سه شکاف جديد در جامعه شده است. «شکاف کلاسيک فقير و غنی، شکاف تهران و غيرتهران… و شکاف ميان جوانان و غيرجوانان».
متقابلاً روزنامه های نزديک به رفسنجانی هم تلاش کرده اند با اذعان به اوضاع وخيم اقتصادی و اجتماعی، اين حملات را به باند رقيب برگردانند. مثلاً روزنامه حکومتی مردم سالاری در پاسخ به رسالت، روزنامه باند مؤتلفه که ايجاد سه شکاف در جامعه را به روحانی نسبت داده، «سه نوع تحريم» را مطرح کرده است که «هر کدام می توانند هزينه های زيادی را تحميل کنند». اين روزنامه بحرانی بودن اقتصاد کشور را يک واقعيت نگران کننده و غيرقابل انکار دانسته است.
حالا سؤال اين است که اين تشديد جنگ قدرت که از رأس تا بدنهٴ نظام شاهد آن هستيم، چرا و از چه زمانی آغاز شده است.
نگاهی به اخبار چند هفته اخير نشان می دهد که پيامدهای جنايت بزرگ شيميايی در سوريه که بشار اسد و رژيم آخوندی را در معرض ضربات سنگين و نفرت جهانی قرار داد، باعث تشديد شکاف در درون رژيم شد. زمزمه های دعوت خامنه ای به سرکشيدن جام زهر سوريه که در ماههای اخير با صدای بسيار خفيفی در روزنامه های باند رفسنجانی به گوش می رسيد، اين روزها به صدای بلندی تبديل شده که حتی از زبان رفسنجانی هم شنيده می شود. حرفهای متناقض ظريف، وزير خارجه روحانی و حتی اظهارات خود روحانی هم در همين راستاست. اين شکاف آن چنان عميق و به بحرانهای ديگر مثل بحران اتمی مشروط است که حتی مستقل از سمت و سوی تحولات و اين که قدرتهای جهان سرانجام چه رويکردی نسبت به جنايت شيميايی در سوريه خواهند داشت، جنگ قدرت در رأس نظام را تشديد کرده و باز هم خواهد کرد. زيرا دولت روحانی برای فراهم کردن شرايط مذاکرات اتمی، که بسيار برای آن بی تاب است، به ژستهايی نياز دارد که خامنه ای در ستيز با آنهاست و می خواهد آنها را از نظام فرسوده ولايت فقيه بزدايد. برای پاسخ به اين سؤال که در اين جنگ قدرت فزاينده، سرانجام کدام باند خواهد توانست تعادل قوا را به نفع خودش بچرخاند، بايد تحولات روزهای آينده و به ويژه سفر آخوند روحانی به نيويورک را تحت نظر قرار داد.
اين روند تشديد شده را می توان در رسانه های باند های رقيب هم ديد. امروز (يکشنبه) روزنامه های باند های وابسته به خامنه ای صحنهٴ حملات بی سابقه عليه آخوند روحانی بود. مثلاً کيهان خامنه ای به پايان «ماه عسل مسئوليت و منصب» اشاره کرده و نوشته بود: «معمولا در کنار زنگ انشا نوبت زنگ حساب هم می رسد». اين همان حساب کشی که روز جمعه امام جمعهٴ نمره موقت خامنه ای با شدت تمام شروع کرد و گفت: جان مردم به لبشان رسيده چرا برای حل مشکل گرانی و بيکاری اقدامی نمی کنيد.
روز گذشته هم روزنامه حکومتی رسالت، ارگان باند مؤتلفه تيغ حمله را با شدت و صراحت بی سابقه يی به روی دولت روحانی کشيد و آن را به «داس بزرگی» تشبيه کرد که بر خلاف اسم «دولت تدبير و اميد» که روی خودش گذاشته، دارد تمام «تيمهای اميد» را درو می کند و اصلاً هيچ «ميانه يی هم با ”تيم اميد“ » ندارد. اين روزنامه نزديک به خامنه ای اقدامات دولت روحانی را «خلقيات مصيبت بار دولت يازدهم» دانست که باعث ايجاد سه شکاف جديد در جامعه شده است. «شکاف کلاسيک فقير و غنی، شکاف تهران و غيرتهران… و شکاف ميان جوانان و غيرجوانان».
متقابلاً روزنامه های نزديک به رفسنجانی هم تلاش کرده اند با اذعان به اوضاع وخيم اقتصادی و اجتماعی، اين حملات را به باند رقيب برگردانند. مثلاً روزنامه حکومتی مردم سالاری در پاسخ به رسالت، روزنامه باند مؤتلفه که ايجاد سه شکاف در جامعه را به روحانی نسبت داده، «سه نوع تحريم» را مطرح کرده است که «هر کدام می توانند هزينه های زيادی را تحميل کنند». اين روزنامه بحرانی بودن اقتصاد کشور را يک واقعيت نگران کننده و غيرقابل انکار دانسته است.
حالا سؤال اين است که اين تشديد جنگ قدرت که از رأس تا بدنهٴ نظام شاهد آن هستيم، چرا و از چه زمانی آغاز شده است.
نگاهی به اخبار چند هفته اخير نشان می دهد که پيامدهای جنايت بزرگ شيميايی در سوريه که بشار اسد و رژيم آخوندی را در معرض ضربات سنگين و نفرت جهانی قرار داد، باعث تشديد شکاف در درون رژيم شد. زمزمه های دعوت خامنه ای به سرکشيدن جام زهر سوريه که در ماههای اخير با صدای بسيار خفيفی در روزنامه های باند رفسنجانی به گوش می رسيد، اين روزها به صدای بلندی تبديل شده که حتی از زبان رفسنجانی هم شنيده می شود. حرفهای متناقض ظريف، وزير خارجه روحانی و حتی اظهارات خود روحانی هم در همين راستاست. اين شکاف آن چنان عميق و به بحرانهای ديگر مثل بحران اتمی مشروط است که حتی مستقل از سمت و سوی تحولات و اين که قدرتهای جهان سرانجام چه رويکردی نسبت به جنايت شيميايی در سوريه خواهند داشت، جنگ قدرت در رأس نظام را تشديد کرده و باز هم خواهد کرد. زيرا دولت روحانی برای فراهم کردن شرايط مذاکرات اتمی، که بسيار برای آن بی تاب است، به ژستهايی نياز دارد که خامنه ای در ستيز با آنهاست و می خواهد آنها را از نظام فرسوده ولايت فقيه بزدايد. برای پاسخ به اين سؤال که در اين جنگ قدرت فزاينده، سرانجام کدام باند خواهد توانست تعادل قوا را به نفع خودش بچرخاند، بايد تحولات روزهای آينده و به ويژه سفر آخوند روحانی به نيويورک را تحت نظر قرار داد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر