
به نام خدا
به نام ايران
و به نام آزادی
به نام زهره و به نام گيتی
و به نام سرداران قتل عام اشرف،
فديه های ملت ايران در مرحله سرنگونی رژيم ولايت فقيه و سمبلهای مقاومت به هر قيمت در برابر هيولای استبداد و فاشيسم دينی.
سلام بر شهيدان پاکباز و قهرمان قتل عام اشرف، خواهران مجاهدم: زهره قائمی همرديف مسئول اول سازمان مجاهدين خلق ايران، گيتی گيوه چينيان و ميترا باقرزاده از اعضای ارشد شورای رهبری، ژيلا طلوع، فاطمه کامياب و مريم حسينی اعضای شورای رهبری سازمان مجاهدين خلق و از زندانيان مقاوم در زندانهای خمينی.
همچنين مسئولان هيأت سياسی و مشاوران حقوقی، مجاهدين شهيد: مهدی فتح الله نژاد، حميد باطبی و ميرحسين مدنی،
فرماندهان ارتش آزاديبخش ملی ايران و زندانيان سياسی در ديکتاتوری شاه، برادران مجاهدم: نبی سيف، محمد گرجی، علی اصغر مکانيک، سيد علی سيد احمدی، شهرام ياسری، علی اصغر قديری، احمد بوستانی و علی فيض شبگاهی.
فرماندهان ارتش آزاديبخش و زندانيان سياسی در رژيم خمينی، برادران مجاهدم: مجيد فردی شيوياری، رحمت بلوک نخجيری، عليرضا پورمحمد، سعيد نورسی، حسن غلامپور، سيد علی اصغر عمادی، حسين مام رسولی و ناصر سرابی،
و نسل آگاه، مصمم و مجاهد برآمده از انقلاب: امير مسعود نظری، ياسر حاجيان، رحمان منانی، سعيد اخوان هاشمی، حسن جباری و ناصر حبشی.
فرماندهان و متخصصان ارتش آزاديبخش: محمدرضا وشاق، عليرضا خوشنويس، قباد سعيدپور، کورش سعيدی، غلامعباس گرمابی، حميد صابری، ناصر کرمانيان، اردشير شريفيان، محمد جعفرزاده، سيروس فتحی، ابراهيم اسدی، حسين سلطانی، شجاع الدين متولی، بيژن ميرزايی، اميرحسين افضل نيا، شاهرخ اوحدی، محمودرضا صفوی، محمدعلی محمودی، فريبرز شيخ الاسلامی، و مجاهد قهرمان عبدالحليم نارويی، پزشک و از مردم دلاور بلوچ و ابوالقاسم رضوانی از وکلای خوشنام دادگستری تهران.
اين است کهکشان شهيدان اشرف که اسطوره های ميهنی و سمبلهای آرمانی تاريخ ايران را يک جا درخود جمع کرده است؛ از سياوش و بابک و آرش تا ستارخان و کوچک خان، تا حنيف و اشرف و موسی.
آنها فشرده تکامل مبارزه مردم ايران عليه فاشيسم دينی هستند.
و سلام بر اسيران و گروگانهای اشرف.
من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا اللّه عليه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلًا (سوره احزاب آيه۲۳)
از مؤمنان کسانی هستند که به پيمان خود با خدا وفا کردند. بعضی بر سرپيمان خويش جان باختند و برخی ديگر در انتظارند و پيمان خود را تغيير نداده اند.
ولا تحسبنّ الّذين قتلوا فی سبيل اللّه أمواتًا بل أحياء عند ربّهم يرزقون (سوره آل عمران-آيه ۱۶۹) و درود ويژه به خانواده های اين شهيدان والا قدر، چه آنها که در اين جا حضور دارند، چه در داخل ايران و يا در سراسر جهان و در ليبرتی، که همگی با صبر و شکيبايی تحسين برانگيز خود تسلی بخش سايرين هستند.
سحرگاه ۱۰شهريور، اشرف، پايداری پرشکوه ده ساله را به رفيع ترين قله خود رساند. و خون ۵۲ قهرمان آزادی، طلسم يأس و توبه و تسليم را درهم شکست. اکنون همه می بينند که اشرفيها مثل جنگلهای شا دابی در شوره زار يأس روئيده اند.
به نام ايران
و به نام آزادی
به نام زهره و به نام گيتی
و به نام سرداران قتل عام اشرف،
فديه های ملت ايران در مرحله سرنگونی رژيم ولايت فقيه و سمبلهای مقاومت به هر قيمت در برابر هيولای استبداد و فاشيسم دينی.
سلام بر شهيدان پاکباز و قهرمان قتل عام اشرف، خواهران مجاهدم: زهره قائمی همرديف مسئول اول سازمان مجاهدين خلق ايران، گيتی گيوه چينيان و ميترا باقرزاده از اعضای ارشد شورای رهبری، ژيلا طلوع، فاطمه کامياب و مريم حسينی اعضای شورای رهبری سازمان مجاهدين خلق و از زندانيان مقاوم در زندانهای خمينی.
همچنين مسئولان هيأت سياسی و مشاوران حقوقی، مجاهدين شهيد: مهدی فتح الله نژاد، حميد باطبی و ميرحسين مدنی،
فرماندهان ارتش آزاديبخش ملی ايران و زندانيان سياسی در ديکتاتوری شاه، برادران مجاهدم: نبی سيف، محمد گرجی، علی اصغر مکانيک، سيد علی سيد احمدی، شهرام ياسری، علی اصغر قديری، احمد بوستانی و علی فيض شبگاهی.
فرماندهان ارتش آزاديبخش و زندانيان سياسی در رژيم خمينی، برادران مجاهدم: مجيد فردی شيوياری، رحمت بلوک نخجيری، عليرضا پورمحمد، سعيد نورسی، حسن غلامپور، سيد علی اصغر عمادی، حسين مام رسولی و ناصر سرابی،
و نسل آگاه، مصمم و مجاهد برآمده از انقلاب: امير مسعود نظری، ياسر حاجيان، رحمان منانی، سعيد اخوان هاشمی، حسن جباری و ناصر حبشی.
فرماندهان و متخصصان ارتش آزاديبخش: محمدرضا وشاق، عليرضا خوشنويس، قباد سعيدپور، کورش سعيدی، غلامعباس گرمابی، حميد صابری، ناصر کرمانيان، اردشير شريفيان، محمد جعفرزاده، سيروس فتحی، ابراهيم اسدی، حسين سلطانی، شجاع الدين متولی، بيژن ميرزايی، اميرحسين افضل نيا، شاهرخ اوحدی، محمودرضا صفوی، محمدعلی محمودی، فريبرز شيخ الاسلامی، و مجاهد قهرمان عبدالحليم نارويی، پزشک و از مردم دلاور بلوچ و ابوالقاسم رضوانی از وکلای خوشنام دادگستری تهران.
اين است کهکشان شهيدان اشرف که اسطوره های ميهنی و سمبلهای آرمانی تاريخ ايران را يک جا درخود جمع کرده است؛ از سياوش و بابک و آرش تا ستارخان و کوچک خان، تا حنيف و اشرف و موسی.
آنها فشرده تکامل مبارزه مردم ايران عليه فاشيسم دينی هستند.
و سلام بر اسيران و گروگانهای اشرف.
من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا اللّه عليه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلًا (سوره احزاب آيه۲۳)
از مؤمنان کسانی هستند که به پيمان خود با خدا وفا کردند. بعضی بر سرپيمان خويش جان باختند و برخی ديگر در انتظارند و پيمان خود را تغيير نداده اند.
ولا تحسبنّ الّذين قتلوا فی سبيل اللّه أمواتًا بل أحياء عند ربّهم يرزقون (سوره آل عمران-آيه ۱۶۹) و درود ويژه به خانواده های اين شهيدان والا قدر، چه آنها که در اين جا حضور دارند، چه در داخل ايران و يا در سراسر جهان و در ليبرتی، که همگی با صبر و شکيبايی تحسين برانگيز خود تسلی بخش سايرين هستند.
سحرگاه ۱۰شهريور، اشرف، پايداری پرشکوه ده ساله را به رفيع ترين قله خود رساند. و خون ۵۲ قهرمان آزادی، طلسم يأس و توبه و تسليم را درهم شکست. اکنون همه می بينند که اشرفيها مثل جنگلهای شا دابی در شوره زار يأس روئيده اند.
من فکر می کنم
هرگز نبوده قلب من
اين گونه گرم و سرخ
احساس می کنم
در بدترين دقايق اين شام مرگزای
چندين هزار چشمه خورشيد
در دلم
می جوشد از يقين
احساس می کنم
در هر کنار و گوشه اين شوره زار يأس
چندين هزار جنگل شاداب
ناگهان
می رويد از زمين
هرگز نبوده قلب من
اين گونه گرم و سرخ
احساس می کنم
در بدترين دقايق اين شام مرگزای
چندين هزار چشمه خورشيد
در دلم
می جوشد از يقين
احساس می کنم
در هر کنار و گوشه اين شوره زار يأس
چندين هزار جنگل شاداب
ناگهان
می رويد از زمين
پس بگذاريد به شهيدان قتل عام اشرف بگوييم که شما راه و رسم مجاهدين را به اوج رسانديد، و آن چه آفريديد ورای همه حماسه های تاريخ مقاومت است، و با وفای به پيمان، با فدای بيکران، در تاريخ ايران جاودانه شديد.
و شما ای زنان پيشتازی که در صف مقدم دليران اشرفی تا آخرين نفس ايستادگی کرديد، به راستی که الگوی نوينی از رزم و پايداری برای زنان و جوانان ايران خلق کرده ايد. از آن روز، حتی يک لحظه تصوير خواهر عزيزم زهره، از نظرم دور نمی شود. زهره از زندانيان مقاوم دوران خمينی دجال و به مدت پنج سال زندانی بود. او در حمله ۶ و ۷ مرداد سال ۸۸ به اشرف، به سختی مجروح و يک پايش با گلوله به شدت آسيب ديد. اما اين ناملايمات هيچ کدام در شخصيت و منش تحسين برانگيز او اثری نداشت. او صداقت و فروتنی را با شجاعت و مسئوليت پذيری در آميخته بود و در دو دهه گذشته مسئوليتهای خطيری را در پيچيده ترين شرايط به پيش برد.
همچنين دلم می خواهد از خواهر عزيزم گيتی با همه جنگندگی، صبوری و ظرفيت و صلابت و صلاحيتهايش ياد کنم.
و از بهروز و رحيم، از حسين و رشيد و… از همه اين قهرمانان بگويم. بله دلم می خواهد از همه اين پنجاه و دو نفر ساعتها و ساعتها صحبت کنم. ولی فقط به آنها می گويم:
فياليتنی کنت معکم فافوز فوزاً عظيمًا - ای کاش با شما بودم، ای کاش در کنار شما بودم، در کنار شما ای شهيدان، و با شما رستگار می شدم.
۳۵ سال پيش، مسعود گفت: بيچاره شب پرستان با سلاله خورشيد و با نسل ايمان چه خواهند کرد؟ و حالا شما اثبات کرديد که شب پرستان در برابر شما و نسل شما درمانده و زبونند و اين شماييد، نسل مسعود، که شکست ناپذير و پيروزيد. زيرا با مقاومت و ايستادگی خود، جلادان را روسياه کرده و به زانو در آورده ايد و نور و روشنايی و مقاومت و رهايی را به اوج رسانده ايد.
امشب شب هفت شهدای قتل عام ده شهريور است؛ شهيدانی جنگاور، شهيدانی که با دستهای بسته و با تير خلاص بر سر و سينه در خون خود غلتيدند و خون پاکشان به ناحق و با شقاوت بر زمين ريخته شد.
دشمن همه جا، از مجلس خبرگان تا جمعه بازار خودش، هلهله و شادی می کند که سران مجاهدين را قتل عام کرده و به قول خودش آن را عملياتی بالاتر از فروغ جاويدان می داند. اما هيهات که اين هلهله و شادی برای دشمن. ديری نخواهد پاييد و به زودی خواهد فهميد که هر قدرتيرباران و اعدام و قتل عام کند، هر قدر موشک و خمپاره بزند و بمباران کند،
و هر اندازه که توطئه های شوم تر و ضدانسانی تر و شقاوت باری تر پياده کند، بايد بداند که اين نسل، کوتاه آمدنی نيست، نابود شدنی نيست و مأيوس شدنی نيست. به عکس، بيشتر قد راست می کند، بيشتر تکثير می شود و بيشتر مؤمن و اميدوار به راه و آرمان آزادی به پيش می رود و به پيش می تازد.
آری، اين است درس ماندگار؛ درس ماندگار اشرف و اشرفيان.
و شما ای شهيدان قتل عام اشرف!
چقدر برازنده شما بود، سرزمينی که در آن به خاک افتاديد. اشرف، سرزمين شرف و سرفرازی، سرزمينی که قريب ۳۰ سال قلب تپنده مقاومت مردم ايران بوده، شهری در دل يک بيابان که آجر به آجرش به دست رزمندگان آزادی بنا شد تا مرواريد صحرا گرديد. شهری که ارتش آزاديبخش ملی ايران در آن متولد شد و شهری که رزم آوران اين ارتش را برای بسياری نبردها بدرقه کرد.
اشرف، تاريخچه يی پرتلاطم و پر از حماسه و فداکاری دارد؛ اما خونهای پاک و جوشانی که در قتل عام ۱۰شهريور در اشرف بر زمين ريخت، نقطه اوج پيام و آرمان اشرف بود؛ پيام و آرمان مقاومت به هر قيمت، پيام و آرمان صدق و فدای تمام عيار، در مقابل دعاوی بی هزينگی و فرصت طلبی و ميوه چينی، و پيام پايداری تا آخرين نفس و ايستادگی برای برکندن ريشه و اصل ولايت فقيه. اين همان پيامی است که ايران را به قيام و برخاستن فرا می خواند.
حدود يک و نيم قرن پيش، کمون پاريس در ۲۸ مارس ۱۸۷۱ در فرانسه، برپا شد. به فاصله کمی پس از آن قوای ارتجاع و استبداد، دوباره مسلط شدند و در خلال فقط يک هفته، دهها هزار نفر پای ديوار کمون تيرباران شدند. اين به ظاهر پايان کار آنها بود. کمون پاريس پس از فقط دو ماه در خون فرو رفت. اما همين نقطه، راهگشای مبارزه برابری طلبانه در جهان شد.
شهر اشرف اما ده سال تمام در يک محاصره ضدانسانی و زير رگبار انواع حمله ها و توطئه ها دوام آورد. کشتارهای پی درپی، کازار تهمت پراکنی، زجرکش کردن بيماران و ۶۷۰ روز شکنجه روانی با ۳۲۰ بلندگو. ولی با اين همه، اشرف ايستاد، در منتهای آگاهی و با روشنگری و شفافيت تمام بر اساس تمام اصول انسانی و حقوق بين الملل و به قول دکتر ويدال کوآدراس اشرف به يک الگو و مرجع اخلاقی و آرمانی تبديل شد.
خانواده های محترم شهيدان،
شهرداران گرامی،
شخصيتهای ارجمندی که از فرانسه و آمريکا و ساير کشورها در اين مراسم حضور يافته ايد،
دوستان و همسايگان عزيز،
ياران مقاومت!
واقعه سحرگاه خونين۱۰شهريور در اشرف، قتل عامی بود با همان رويکرد قتل عام سال ۶۷ و با همان روح لعنت شده. قتل عامی که از هر لحاظ، جنايت عليه بشريت بود. همزمانی اين حادثه با کشتار شيميايی در سوريه اصلاً تصادفی نبود. خامنه ای ديکتاتور فاسد و خونخوار ايران، هم بشار اسد ديکتاتور جنايتکار سوريه و هم مالکی ديکتاتور عراق را از يک اتاق عمليات در تهران فرماندهی می کند. آنها پايه های رژيمهای منفور و نامشروع خود را در اين روزها در خطر می بينند.
اما تا آن جا که به رژيم ملاها و دولت تحت حمايتش در عراق بر می گردد، از نظر سياسی آنچه اتفاق افتاده، در اصل تدافع هراسناک رژيم ولايت فقيه در برابر خطر سرنگونی است. آخوندها از مردم ايران که آماده و مترصد قيامند، می ترسند. آنها از حمله نظامی قريب الوقوع دولتهای غرب به رژيم سوريه وحشت کرده اند.
آنها از گسترش قيامهای مردم عراق ترسيده اند و بيش از همه از عنصر ايستادگی که منشأء تمام خيزشهاست و از بسياری جهات، تحت تأثير پايداری اشرف و ليبرتی است، وحشت دارند. بله، لحظه نادر و ويژه يی شکل گرفته که صفحه جديدی در تاريخ اين منطقه می گشايد؛ دورانی که در آن رژيم ولايت فقيه و متحدانش ديگر جايی ندارند.
سه ماه پيش که در نمايش انتخاباتی رژيم، يک آخوند از جناح رقيب خامنه ای کرسی رياست جمهوری را به دست آورد، برخی طرفها گمان می کردند که اين فرصتی برای کاهش بحرانهای رژيم است تا تهديد سرنگونی را پشت سر بگذارد. اما به سرعت اثبات شد که روی کار آمدن آخوند روحانی، محصول ضعف و بن بست رژيم است و پاسخ بحران سرنگونی آن نيست. کما اين که در همين سه ماه، قطب بندی و رويارويی در درون رژيم، شدت يافت و اثبات شد که آخوندها در قبال فروپاشی اقتصادی کشور و نارضايتيها و مطالبات فشرده مردم، هيچ پاسخی به جز سرکوب و اعدام ندارند.
آنها با زبان گلوله و موشک، اعتراف می کنند که هر قدر درگيری ميان جناحهای حکومتشان حادتر می شود، هرقدر معضلات سياسی و اقتصادی و بين المللی رژيمشان بيشتر می شود، و هر قدر فضای اعتراضی جامعه ملتهب تر می شود، بيشتر و بيشتر از اين مقاومت می ترسند و با کينه توزی و شقاوت بيشتر به آن حمله می کنند.
گفتم که اسطوره سرخ فام اشرف، نقطه چرخشی در شکست طلسم يأس و تسليم است. به همين دليل است که می بينيم اثر آن در ميان هموطنان ما در داخل و خارج ايران و در زندانهای ايران، برانگيختگی و اعتراض است. تأثيرش بيداری وجدانها و به خود آمدن و برخاستن است.
شايد شما هم از فضايی که تحت تأثير اين شهادتها و حماسه اشرف شکل گرفته، اطلاع داشته باشيد. در اين چند روز پيامهای زيادی از طرف هموطنانمان از سراسر ايران فرستاده شده، از زندانها يا از طرف خانواده های شهيدان يا دانشجويان و معلمان و کارگران و ساير اقشار، که بسيار پر معنی است. از يک طرف به خاطر صميميتها و عواطف و پيوندهايی که در اين پيامها موج می زند، و از طرف ديگر به خاطر اين برانگيختگی ملی.
در همين جا درود می فرستم به همه ايرانيان شرافتمندی که اين جنايت سبعانه را محکوم کردند. شنيدم که برخی مادران و اعضای خانواده های شهيدان گفته اند فرزندانشان نمرده اند، بلکه شهيد شده اند و به آنها افتخار می کنند. درود به چنين مادران و خانواده هايی و درود به اين روحيه ها و عزمها و ايمانها.
کسانی که مبارزه و فداکاری را عبث و بيهوده می دانند و ارزشهای برآمده از مقاومت و انقلاب را تخطئه می کنند، اشرف را هدف شماره يک دشمنيها و اباطيل خود می گيرند. کما اين که دعاوی آنها با هر رنگ و لعابی، از نظر سياسی، دست آخر مطلوب و مددرسان ولايت فقيه. می شود. به نحوی که در دشمنی با مجاهدين و اشرف، معمولاً همان چيزی را می گويند که خواست آخوندها است. يا با کارزار تهمت پراکنی، حمله و کشتار را زمينه سازی می کنند يا پس از حمله و کشتار خدمات ويژه آن را برعهده می گيرند و از تقصيرات خود مجاهدين دم می زنند.
دوستان عزيز!
آن چه در دو سال اخير، مقاومت ايران درباره نقش ضربه زننده نماينده ملل متحد در پرونده اشرف و ليبرتی فاش کرد، حالا مثل روز روشن شده است. واقعيت اين است که اگر ملل متحد به وظائف خود عمل می کرد و جانب دولت عراق و سفارت آخوندها در بغداد را نمی گرفت، و اگر ملل متحد و ايالات متحده درباره چهار رشته تهاجمات وحشيانه دولت عراق، از سال ۸۸ تا کنون، يک تحقيق رسمی به عمل می آوردند، هرگز کار به اين جا نمی کشيد و قوای نخست وزيری عراق جرأت نمی کرد که به قتل عام و اعدامهای جمعی در اشرف دست بزند و يا به نيروی قدس ميدان عمل بدهد. اين همان حقيقتی است که دکتر طاهر بومدرا از مسئولان ارشد پيشين سازمان ملل از قبل هشدار داده بود.
تمام ۵۲ قهرمانی که هدف اعدامهای جمعی قرار گرفتند و همچنين هفت مجاهد ديگر که به گروگان گرفته شده اند، بدون استثنا به عنوان افراد حفاظت شده در چارچوب کنوانسيون چهارم ژنو شناخته شده بودند. به علاوه کميساريای عالی پناهندگان ملل متحد، رسماً تمام آنها را پناهجويان برخوردار از حفاظتهای پايه يی اعلام کرده است.
چرا ملل متحد و کميساريای عالی پناهندگان به حداقل وظايف خود برای تأمين حفاظت و امنيت آنها عمل نکرده اند؟ چرا ايالات متحده به تعهدات مکرر خود درباره حفاظت آنها پشت پازده است؟
می دانيد که هم در مورد انتقال مجاهدان اشرف به خارج از عراق و هم در رابطه با حل مسأله اموال، طرحهای متعددی از جانب ما ارائه شد ولی نه دولت عراق و نه طرفهای بين المللی پاسخ مثبتی به آن ندادند. و رژيم آخوندها و دولت مالکی که در پی انهدام مقاومتند، از يک طرف از همراهی ملل متحد و از طرف ديگر از سکوت و بی عملی آمريکا و اروپا سود بردند.
۵۲ نفری هم که صبح روز ۱۰شهريور، در اشرف، هدف اين کشتار قرار گرفتند، بخشی از صد نفری هستند که بر طبق يک توافق چهارجانبه ميان ساکنان اشرف، دولت آمريکا، ملل متحد و دولت عراق در اشرف باقی ماندند که تا هنگام فروش يا انتقال اموال و داراييهای اشرفيها نگاهبان آن باشند. اين توافق در ۱۷ اوت سال گذشته به عمل آمد و در سوم اکتبر همان سال مشاور ويژه وزير خارجه آمريکا در امور اشرف، تصريح کرد که ماندن اين ۱۰۰ نفر در اشرف، هيچ محدوديت زمانی ندارد.
بنابراين تمام طرفهای بين المللی ذيربط، حضور اين گروه ۱۰۰نفره در اشرف را تأييد کرده و مجاز و مشروع دانسته اند. و حمله به آنها از سوی قوای دولتی، نه بر طبق قوانين بين المللی و نه حتی بر اساس قوانين خود عراق، هيچ توجيهی ندارد. در يک کلام، آنچه واقع شده، به معنای دقيق کلمه، جنايت عليه بشريت و جنايت جنگی است.
به همين دليل، جامعه جهانی و مشخصاً دولت آمريکا، اتحاديه اروپا و ملل متحد را فرا می خوانم که بر اين رويکرد غيرمسئولانه، نقطه پايان بگذارند و برای جلوگيری از کشتار مجدد مجاهدين، اقدام کنند. هدف مشترک رژيم ولايت فقيه و دولت دست نشانده اش از قتل عام اشرف اين است که راه حل تأمين امنيت برای مجاهدان آزادی در ليبرتی را بسوزانند و راه حملات و قتل عامهای بيشتر در ليبرتی را هموار کنند. آنها می خواهند مسأله امنيت ليبرتی را به بن بست بکشانند.
طرح رژيم و دولت دست نشانده اش در عراق برای انفجار و انهدام گسترده اموال و خودروها در قسمت های مختلف اشرف در جريان حمله دهم شهريور، در همين راستاست. برای اطلاع هم ميهنان و جهانيان، گزارش کاملی از شهادت شاهدان صحنه منتشر خواهد شد.
برای جلوگيری از تکرار اين جنايتها، تأکيد می کنم:
اول- ۷ گروگان اشرفی می بايست هر چه سريعتر آزاد شده و بازگردند.
دوم- تا زمان انتقال کليه مجاهدان اشرف و ليبرتی به اروپا يا آمريکا لازم است که نيروهای کلاه آبی ملل متحد در اشرف و ليبرتی مستقر شوند تا حداقل تضمين لازم برای حفاظت آنها را فراهم سازند.
سوم ـ سه حمله موشکی به ليبرتی در هفت ماه اخير، در ناامنی آن ترديدی باقی نگذاشته است. ليبرتی هر لحظه در معرض موشک باران بعدی است و اقدامهای ضروری برای تأمين امنيت آن نظير برگردان تی وال ها، انتقال کلاه خودها، جليقه های حفاظتی و تجهيزات پزشکی و گسترش مساحت اين کمپ فوريت دارد.
چهارم- ضروری است يک کميته حقيقت ياب بين المللی تشکيل شود و درباره قتل عام روز ۱۰ شهريور تحقيقات بی طرفانه و همه جانبه يی به عمل آورد. چنين تحقيقی، اولين قدم برای جلوگيری از تکرار جنايت عليه بشريت است.
تأکيد می کنم که دست روی دست گذاشتن در قبال قتل عامهايی که پی درپی تکرار می شود، همدستی در جنايت است و نبايد ادامه يابد. و در اين رابطه آمريکا مسئوليت مشخص دارد و بايد پاسخگو باشد.
حالا برانگيختگی و خشم اشرف نشانها و ايرانيان آزاده، توفان بزرگی در سراسر جهان به پا کرده است. آ نها همه جا را از فرياد اعتراض خود پر کرده اند و در برخی کشورها، همراه با مجاهدان ليبرتی، به اعتصاب غذا دست زده اند.
به اين فريادها گوش کنيد!
به اين دادخواهی ها گوش کنيد!
به اين هشدارها گوش کنيد!
اين فرياد ۵۲ قهرمان اشرفی است، با فرياد آنها همصدا شويد!
اين صدای وجدان جهان است که می گويد در برابر قتل عام و نسل کشی به پا خيزيد.
دوستان گرامی!
امروز، پانزدهم شهريور، آغاز چهل ونهمين سال حيات سازمان مجاهدين خلق ايران است. به اين مناسبت به روح پرفتوح بنيانگذاران مجاهدين، محمد حنيف نژاد، سعيد محسن و اصغر بديع زادگان درود می فرستيم.
همچنين درود می فرستيم به مسعود که راه آن بنيانگذاران را به نقطه اوج و تکامل خود رساند و نسلی تربيت کرد که نزديک به نيم قرن بی محابا، با دو ديکتاتوری در حال نبردند، نسلی با ارمغانهای ذيقيمت و پربار برای جامعه و تاريخ ايران و با بنيانگذاری ارزشهای درخشانی هم چون فدا و صداقت و وفای به عهد و سوگند.
مجاهدين در سفر پرشکوه خود به سوی آزادی، با پايبندی به همين ارزشها، پيشروی و ماندگاری خود را تضمين کرده اند. مرزبنديهای قاطع و عبورناپذير با جلادان و ديکتاتوريها، رمز بقای آنها در کوران بزرگترين تلاطمها و توفانهای تاريخ نيم قرن گذشته است.
حالا مجاهدين در آستانه ۴۹ امين سال حيات خود ۵۲ گل سرخ، و بهتر است بگويم گلزاری سرخ فام، نثار موکب آزادی کرده اند. بله کهکشانی از شهيدان که هر يک در عالم انسانی، راستی که گوهر و جواهری بودند که در يک مبارزه بغرنج و طولانی از فدا و صداقت تلالو يافته و می درخشند. حالا خون آنها بر زمين ريخته است. اما روح بزرگ، عشق پرشور و جانهای ناآرام آنها در قلب و جان يارانشان پابرجاست و در نسل صدهزاران و بيشمارانی که در پی آنها روان است، تکثير خواهد شد.
سلام بر شهيدان قتل عام اشرف و حماسه رزم جانفشانی شان.
سلام بر آزادی
سلام بر مردم ايران.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر