۱۳۹۲ مرداد ۲۹, سه‌شنبه

سراب تغيير لحن؟ يا خوردن جام زهر؟



رفسنجانی و خامنه ای
بحران اتمی: جبهه اصلی جنگ قدرت بين خامنه ای و رفسنجاني
مرحله جديد جنگ قدرت بين خامنه ای و رفسنجانی که از شنبه 26مرداد با تشکيل کابينهٴ آخوند روحانی شروع شده، جبهه های مختلفی را در برمی گيرد. در اين ميان بحران اتمی رژيم را می توان جبهه اصلی اين جنگ دانست. به اين دليل که تحريمهای شديد بين المللی رژيم را به شدت تحت فشار قرار داده و مانند حلقه طناب به دور گردن آن تنگ و تنگتر می شود. از اين رو طبيعی است که وقتی جسم فرتوت اين رژيم به خفگی نزديک می شود، بسياری از معادلات تغيير کند.
دو رويکرد متفاوت باندهای رژيم بر سر مسألهٴ اتمي
در مورد مسألهٴ اتمی و نحوه پاسخگويی آخوندها به جامعه جهانی، شاهد دو رويکرد متفاوت در درون رژيم بوده ايم. اين دو رويکرد، در مناظره های نمايش انتخابات، کاملاً آشکار شدند. برجسته ترين نمونه، ولايتی مشاور ويژه و از نزديکان خامنه ای بود که گفت، در امر اتمی بايد پای معامله رفت و وقتی پای ميز مذاکره می رويم، بايد چيزی بدهيم تا آنها هم به ما چيزی بدهند. ولايتی به صراحت گفت که عقب نشينی در موضوع اتمی، از پذيرفتن قطعنامه 598 و تن دادن به جام زهر آتش بس سخت تر نيست.
طی اين مدت رفسنجانی هم تقريباً به شکل روزانه در سايت خودش با ربط يا بی ربط، بحث جام زهر خمينی در سال67 و پذيرش آتش بس را مطرح کرده و گفته است: اين اقدام خمينی، يعنی خوردن جام زهر، بهترين کار بود و اساساً اصول گرايی يعنی همين و انعطاف خمينی در آن لحظه، رژيم را نجات داد؛ والا اوضاع خطرناک بود؛ رفسنجانی هربار بدون اين که به صراحت بگويد، اين نتيجه را القا می کند که در اوضاع خطرناک کنونی هم بايد همان کار را انجام داد. يعنی خامنه ای بايد جام زهر اتمی را سر بکشد. شعار اعتدال حسن روحانی و اظهارات مکررش مبنی بر تعامل سازنده با دنيا نيز تکرار همين حرف رفسنجانی است. اين يک رويکرد نسبت به برنامه های اتمی در درون رژيم است.
اما رويکرد ديگر مربوط به خامنه ای و باندش است. ولی فقيه ارتجاع در همين مدت، بارها تحت عنوان علم، بر ادامه فعاليتهای هسته يی تأکيد کرده و گفته است: همهٴ مشکلات از جمله اقتصادی، اجتماعی، سياسی و بين المللی با توليد علم و سرعت دادن به آن حل می شود. روشن است که در اين صحبتها کلمه علم جانشين اتمی و بمب شده و حرف خامنه ای، ادامه فعاليتهای هسته يی تا رسيدن به بمب است.
فريب، مسير مشترک مورد نظر روحانی، رفسنجانی، لاريجانی و شرکا حالا سؤال اين است که خط مورد نظر رفسنجانی چيست؟ و با توجه به اين که روحانی کابينهٴ مورد نظر رفسنجانی را تشکيل داده و تا اين جا در دو دور جنگ قدرت بر خامنه ای غلبه کرده، آيا می تواند اين خط را پيش ببرد؟
مجموعه خبرهايی که به ويژه از دوران نمايش انتخابات مشاهده می شود، نشان می دهد که خواست رفسنجانی و حسن روحانی اين است که در درجه اول با دادن امتيازهای جزيی به طرف حسابهای خارجی دخيل ببندند تا بلکه تحريمها را لغو کنند يا کاهش دهند. آنها هم چنان روی سياست مماشات حساب باز کرده اند و تصور می کنند که طرفهايشان اگر به جای رويکرد بی دنده و ترمز، با لحن نرمتر مواجه شوند، کوتاه خواهند آمد. آنها در موارد مختلف گفته اند که در مذاکرات آينده، لحن صحبت را تغيير خواهند داد. سخنگوی وزارت خارجه رژيم امروز در توضيحات روزانه اش تأکيد کرد که رژيم گرچه خواستار مذاکرات به زبان نرمتری است، اما حفظ دستاوردهای هسته يی، سياستی تغييرناپذير است، جدای از اين که مسئوليت مذاکرات به عهدهٴ شورای عالی امنيت رژيم يا وزارت خارجه اش باشد. روز دوشنبه هم ولايتی به آسوشيتدپرس گفت: مذاکرات هسته يی در مقايسه با زمان احمدی نژاد، با «لحن ديگری» خواهد بود و معتقد است که با حفظ برنامه هسته يی، کاستن از تنش با غرب امکانپذير است. تغيير لحن همان چيزی است که لاريجانی نيز زمانی که از شورای امنيت توسط احمدی نژاد کنار گذاشته شد بر آن تأکيد کرد و گفت: تفاوت ما فقط در ادبيات است.
آيا جامعه بين المللی با ”تغيير لحن“ فريب می خورد؟
حالا سؤال نهايی اين است که آيا دنيا باز هم با همين سراب تغيير لحن گول خواهد خورد و به آخوندهای فريبکار امتياز خواهد داد؟ يا برعکس آن چنان که از خبرها و از خواست نمايندگان مردم آمريکا در کنگره و سنا و نيز از خواست رئيس آژانس بين المللی انرژی اتمی برمی آيد، تا زمانی که رژيم ايران گام واقعی در جهت پايان دادن به جاه طلبی هسته يی بر ندارد، تحريمها کاهش نخواهند يافت.
نهايتاً پاسخ اين سؤال که رژيم ايران آيا دست به يک عقب نشينی واقعی می زند يا به ارائهٴ امتيازهای فريبکارانه اکتفا خواهد کرد و اين که پاسخ جامعه جهانی چه خواهد بود، پس از اولين دور مذاکره روشن خواهد شد. مذاکراتی که رفسنجانی و روحانی برايش بی تابی می کنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر