مارک کرک عضو ارشد سنای آمريکا و اليوت انگل معاون رئيس کميته خارجی کنگره آمريکا هشدار دادند بدون تحريمهای قوی تر، رژيم ايران اتمی می شود
آنها طی مقاله يی در وال استريت ژورنال نوشتند: ”رژيم ايران يکی از وحشيانه ترين رژيمها در جهان، در آستانه توانايی سلاح هسته يی است. فکر اين که ديکتاتورهايی که ارزش زندگی انسان را در داخل ناديده می گيرند و خواستار نسل کشی در خارج از کشور هستند سلاح هسته يی داشته باشند بايد هر آمريکايی را بترساند“.
برای اين که روشن باشد: رژيم ايران يک انتخابات آزاد و عادلانه در اوايل تابستان امسال نداشت. مردم ايران مجبور به انتخاب بين يک گروه از خوديهای رژيم که به دقت توسط خامنه ای دستچين شده بودند شدند. بيش از 600 نامزد بالقوه، رد صلاحيت شدند... .
در پايان، روحانی پيروز شد. اگر چه کلمه ”مدره“ اغلب قبل از نام او در گزارشهای خبری می آيد، رئيس جمهور جديد رژيم ايران، اصلاح طلب نيست. برای بيش از دو دهه، او به عنوان نماينده شخصی خامنه ای در شورای امنيت ملی خدمت کرده است. اين شورا بر طيف وسيعی از فعاليتهای غيرقانونی از سرکوب معترضان دانشجويی در داخل تا حمايت از گروه های تروريستی مانند حزب الله، در خارج از کشور نظارت دارد.
در يک سخنرانی در سال 2004 روحانی با افتخار گفت که چطور استراتژی مذاکره آرام با غرب، رژيم ايران را قادر به کش دادن کرد در حالی که برنامه هسته يی پيش می رفت.
در حالی که روحانی خواستار مذاکرات ”جدی“ با غرب می شود، سانتريفوژهای ايران می چرخند، موشکهای آزمايشی اش پرتاب می شوند، طرحهای تروريستی عواملش، و نقض حقوق بشر تشديد می شود. پنتاگون گزارش می کند که رژيم ايران می تواند تا سال 2015پرواز آزمايشی موشکهای بالستيک قاره پيما قادر به رسيدن به ايالات متحده انجام دهد. تنها در ماه گذشته، مؤسسه غيرحزبی علوم و امنيت بين المللی، با استفاده از اطلاعات ارائه شده توسط بازرسان سازمان ملل متحد، تخمين زد که رژيم ايران به توانايی هسته يی بحرانی - دانش فنی برای توليد اورانيوم درجه نظامی کافی برای يک ماده منفجره هسته يی بدون اين که شناسايی شود - تا اواسط سال 2014 دست می يابد.
ما اعتقاد داريم که ايالات متحده بايد همه گزينه های غيرنظامی برای جلوگيری از دستيابی رژيم ايران به قابليت حياتی را به کار گيرد. مؤثرترين ابزار ما برای جلوگيری از يک حمله نظامی تصويب تحريمهای شديدتر است.
در سال 2011، کنگره تحريمهايی با هدف قرار دادن بانک مرکزی رژيم ايران و صادرات نفت را اعمال کرد. يک سال بعد، ايالات متحده حمل و نقل، کشتی سازی و بخش انرژی رژيم ايران را در ليست سياه قرار داد. نتيجه؟ از دسامبر 2011، پول ايران بيش از دو سوم از ارزش خود را از دست داده در حالی که درآمدهای نفتی رژيم نصف شده است. بنابراين تحريمها کار می کند. اما نقاط ضعف باقی مانده است، و فشار اصلاً نزديک به سطح حداکثر هم نيست.
رژيم ايران کماکان به دسترسی به ميلياردها دلار ذخاير ارزی در بانکها در سراسر جهان ادامه می دهد. هم چنان به صدور بيش از يک ميليون بشکه نفت در روز به چين، هند، کره جنوبی و ژاپن، که تا حد زيادی، بزرگترين منبع باقی مانده درآمد رژيم است ادامه می دهد. و هم چنان به جمع آوری سود بسيار زياد از معدن، ساختمان و مهندسی ادامه می دهد. عزم آمريکا به خصوص در چند ماه آينده بسيار مهم است. با آوردن رژيم به آستانه فروپاشی اقتصادی، ايالات متحده می تواند اين اهرم را تبديل به يک راه حل ديپلوماتيک کند که رژيم ايران را وادار می کند مطابق با تمام تعهدات بين المللی، از جمله تعليق همه فعاليتهای مربوط به غنی سازی و بازفرآوری عمل کند.
ما می توانيم با بيرون کشيدن بقيه صادرات نفت ايران از بازار، قطع دسترسی به ذخايرش در خارج از کشور، و در ليست سياه قرار دادن بخشهای استراتژيک اقتصاد ايران راه زيادی برای دسترسی به اين هدف جلو برويم. مجلس نمايندگان ماه گذشته با آرای 400 به 20 به تصويب چنين اقداماتی رأی داد. زمان آن سات که مجلس سنا اقدام کند.
با تقويت تحريمها، ما خواستار پايان دادن به ديپلوماسی نيستيم. اما پس از سالها مذاکرات بی ثمر، روشن است که مذاکرات تنها زمانی موفق خواهد شد که رژيم احساس فشار برای تغيير مسيربکند - و نه در نتيجه خوش بينی نابجا روی يک چهره جديد برای همان رژيم که در پيگيری سلاح هسته يی دودل نبوده است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر