۱۳۹۲ شهریور ۵, سه‌شنبه

خيمه وحشت بر رژيم ولايت



بکارگیری سلاح شیمیایی توسط رژیم سوریه
جنايت بزرگ شيمايی قرن بيست و يکم در حومه دمشق، به دست بشار اسد و با نظر و طراحی رژيم ولايت فقيه، چنان شوکی به وجدان بشری وارد کرد که به نظر می رسد جامعه بين المللی را دارد از خواب غفلت بيدار می کند. قدرتهای جهانی که برخی از آنها ابتدا برای نشان دادن واکنش مناسب ابراز ترديد و اما و اگر می کردند حالا به طور يک پارچه و متحد تأکيد می کنند که اولاً اين جنايت توسط ديکتاتور سوريه صورت گرفته و ثانياً نبايد بی جواب بماند. از موضع گيريهای اخير مقامات آمريکا، انگلستان و فرانسه می توان فهميد که بزرگی جنايت اجازه نمی دهد باز هم آنها از يک واکنش جدی شانه خالی کنند. برخی تحولات مثل اعزام ناوگانهای جنگی آمريکا به نزديکی سوريه در دريای مديترانه گويای همين واقعيت هستند.
وحشت رژيم آخوندی از عواقب جنايت بزرگ قرن
هم زمان با اين واکنشهای جهانی و جدی شدن آنها، شاهد سراسيمگی و جيغهای بنفش سردمداران و مهره های ريز و درشت رژيم ولايت فقيه نيز هستيم. پاسدار لاريجانی، رئيس مجلس ارتجاع، بروجردی، رئيس کميسيون امنيت و سياست خارجی مجلس آخوندی، عراقچی سخنگوی وزارت خارجه رژيم و جزايری، معاون ستادکل نيروهای مسلح رژيم از جمله آنها هستند. پاسدار جزايری گفته است: «عبور از خط قرمز سوريه پيآمد شديدی برای آمريکا دارد». رژيم ولايت فقيه با راه انداختن دود و دم جنگ افروزی تلاش می کند طرفهای مقابل را بترساند و وادار به عقب نشينی کند. از جمله به حملات تروريستی تهديد می کند و می گويد اکنون حزب الشيطان، به موشکهای بسيار پيشرفته تر و با برد بلندتر نسبت به سالهای قبل مجهز است.
اما کسی که ولايت شناس باشد و روانشناسی رفتاری آخوندها را بداند، به راحتی از خلال انبوههارت و پورتها و تهديدهای پوشالی سردمداران نظام ولايت فقيه وحشت و درماندگی آنها را می بيند. در واقع با دقت در واژه های به کار رفته در بسياری از عربده کشيهای سردمداران رژيم از قبيل اين که «پروژه آشفته سازی» منطقه کليد خورده، می شود فهميد که اين جيغهای بنفش ناشی از وحشت و ترس است که به گونه يی ناشيانه به آنها لباس تهديد و هشدار پوشانده شده است.
چرا رژيم در مقطع کنونی پشت چنين جنايت شيميايی رفت؟
حالا سؤال اين است که اگر رژيم آخوندی فقط از علائم يک اقدام جدی اين همه وحشت کرده، چرا در اين شرايطی که با بحرانهای مرگبار محاصره شده، پشت چنين جنايتی رفت؟ آيا نمی توانست عواقب بين المللی آن را پيش بينی کند؟
در پاسخ به اين سؤال دو دليل را می شود در نظر گرفت. اول اين که جدای از هر محاسبه ای مجبور بودن برای حفظ سوريه، پشت اين جنايت برود و ديکتاتور سويه را به آن ترغيب و کمک کند، زيرا پيشرويهای ارتش آزادی و پشتيبانيهای کشورهای عربی خليج فارس، خطر جدی سقوط را در چشم انداز بشار اسد قرار داده بود و در نتيجه رژيم ولايت فقيه مجبور بود برای به اوج رساندن وحشت و ارعاب مردم سوريه به منظور وادار کردن آنها به تسليم، دست به بازی کردن آخرين برگهای شقاوت و قساوت بزند. رژيم ولايت فقيه از آنجا که بارها تأکيد کرده، امنيتش به امنيت بشار اسد گره خورده و سوريه عمق استراتژيک و در حکم استان سی و پنجم آن است، راهی جز رفتن در پشت چنين جنايتی نداشت و ندارد.
دوم اين که اين جنايت بزرگ بعد از چندبار تست کردن جامعه جهانی با حملات کوچکتر شيميايی صورت گرفت. بعد از خاطر جمع شدن از اين که قدرتهای بزرگ آن قدر گرفتار پراگماتيسم و منافع روزمرهٴ خودشان هستند که حاضر باشند بر اين گونه جنايات چشم بپوشند.
اشتباه محاسبه رژيم آخوندي
اما تحولات نشان می دهد که اين فريبکاريها، طراح اصلی آن يعنی رژيم ولايت فقيه و ديکتاتور تحت الحمايه اش، يعنی بشار اسد را در تله ای انداخت که خود برای به دام انداختن جهان ساخته بودند.
آزمايش بزرگ جامعه جهانی اکنون جامعه جهانی در بوتهٴ يک آزمايش بزرگ است. اين که آيا حاضر است به وظيفه خود عمل کند و با پذيرش هر گونه هزينهٴ احتمالی دست به يک اقدام جدی بزند. در اين صورت جهان شاهد خواهد بود که تمامی سر و صداهای رژيم ولايت فقيه دود و دم بوده و در لحظه مواجه شدن با مجازات ضروری، آخوندها مثل موش عقب می نشينند و از هر گونه مقابله يی عاجز خواهند بود. اين شناخت حاصل تجربيات بيش از سه دهه رويارويی با نظام آخوندی است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر