خامنه ای اين بار درست در روز شروع دور سوم مذاکرات به صحنه آمد. به گفته
تلويزيون رژيم در مقابل بسيجيها و سرکردگان نظام ظاهر شد. خودش گفت: «اين
جلسه، جلسه فرماندهان است» و مدعی شد که در آنجا «دهها هزار فرمانده بسيجی»
حضور دارند. يک ساعت و ربع حرف زد که يک ساعت و 10دقيقه اش دود و دم
ضداستکباری بود. تلاش کرد در ميان آن دود و دم غليظ و بسيجی پسند، حرفهای
اصليش را استتار کند. گفت: «استکبار را بايد بشناسيم» اما «در همه عرصه ها،
در همه برنامه ريزيها، در همه جهت گيريهای جمعی و فردی بايد با درايت و
حکمت، عمل کرد». سپس بر خلاف عربده کشيهای سالهای قبل، تلاش کرد مارک جنگ
طلبی را از پيشانی رژيم رفع و رجوع کند. گفت: «اينی که ما می گيم می خواهيم
به پيش بريم، آيا اين به معنای جنگ طلبی نظام اسلامی است؟».
اما حرف اصلی را در 10دقيقه آخر عنوان کرد تا در زير بيش از يک ساعت دود و دم طوری استتار شود که بسيجی فريب باشد و زخمهای عميق ريزشيها را زياد تحريک نکند.
برای اين که حرف اصلی را جزيی و فرعی وانمود کند، ابتدا گفت: «يک نکته هم درباره مسايل اخير اين بگو و مگو هايی که در صحنه هست». بعد اضافه کرد: «بنده اصرار دارم بر حمايت از مسئولانی که اجرای کار برعهده شونه، از دولت بنده حمايت می کنم، از مسئولان بنده حمايت می کنم از مسئولان داخلی مسئولان خارجی، وظيفه ماست». بعد مدعی شد که خودش «درجزئيات اين مذاکرات مداخله» نمی کند ولی «خطوط قرمزی وجود دارد» که «بايد رعايت بشود». آنگاه نگرانی اصلی خودش را هم به اين شکل به زبان آورد: «همه اين رو بايد بدانند که اين تحريمهايی که عليه ملت ايران به کار برده شده عمدتاً ناشی از کينه ورزی استکباری آمريکاست».
به اين ترتيب تلاش کرد هم به طرف حسابهای خارجی بگويد که تيم مذاکره کننده از سوی او اختيارات دارد، هم به بسيجيهای وارفته و ريزشيها چنين وانمود کند که منافع و چپاولهای آنها را حفظ می کند و خودش هم در جزئيات دخالتی ندارد. اين گفت تا زمينه را برای جنگهای باندی بعدی آماده کرده باشد و بتواند پای خودش را عنداللزوم از زهر خورده شده کنار بکشد.
اما واقعيت چيست؟ آيا خامنه ای می تواند هم زهر را بخورد و هم با اين دوگانه بازيها و پوشاندن ضعف و ذلت در زير لايه های ضخيم دود و دم، از آثار آن جان به در ببرد؟ معمولاً ديکتاتورها در در دورهٴ پايانی اشتباه می کنند يا چاره يی جز تن دادن به اشتباه ندارند. قرار است اين دور از مذاکرات روز پنجشنبه به پايان برسد. به هرحال نتيجه معلوم خواهدشد. اخبار و آثار زهر خوردن احتمالی را که خيلی زود آشکار خواهد شد، شاهد خواهيم بود.
اما حرف اصلی را در 10دقيقه آخر عنوان کرد تا در زير بيش از يک ساعت دود و دم طوری استتار شود که بسيجی فريب باشد و زخمهای عميق ريزشيها را زياد تحريک نکند.
برای اين که حرف اصلی را جزيی و فرعی وانمود کند، ابتدا گفت: «يک نکته هم درباره مسايل اخير اين بگو و مگو هايی که در صحنه هست». بعد اضافه کرد: «بنده اصرار دارم بر حمايت از مسئولانی که اجرای کار برعهده شونه، از دولت بنده حمايت می کنم، از مسئولان بنده حمايت می کنم از مسئولان داخلی مسئولان خارجی، وظيفه ماست». بعد مدعی شد که خودش «درجزئيات اين مذاکرات مداخله» نمی کند ولی «خطوط قرمزی وجود دارد» که «بايد رعايت بشود». آنگاه نگرانی اصلی خودش را هم به اين شکل به زبان آورد: «همه اين رو بايد بدانند که اين تحريمهايی که عليه ملت ايران به کار برده شده عمدتاً ناشی از کينه ورزی استکباری آمريکاست».
به اين ترتيب تلاش کرد هم به طرف حسابهای خارجی بگويد که تيم مذاکره کننده از سوی او اختيارات دارد، هم به بسيجيهای وارفته و ريزشيها چنين وانمود کند که منافع و چپاولهای آنها را حفظ می کند و خودش هم در جزئيات دخالتی ندارد. اين گفت تا زمينه را برای جنگهای باندی بعدی آماده کرده باشد و بتواند پای خودش را عنداللزوم از زهر خورده شده کنار بکشد.
اما واقعيت چيست؟ آيا خامنه ای می تواند هم زهر را بخورد و هم با اين دوگانه بازيها و پوشاندن ضعف و ذلت در زير لايه های ضخيم دود و دم، از آثار آن جان به در ببرد؟ معمولاً ديکتاتورها در در دورهٴ پايانی اشتباه می کنند يا چاره يی جز تن دادن به اشتباه ندارند. قرار است اين دور از مذاکرات روز پنجشنبه به پايان برسد. به هرحال نتيجه معلوم خواهدشد. اخبار و آثار زهر خوردن احتمالی را که خيلی زود آشکار خواهد شد، شاهد خواهيم بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر