آخوند صديقی در نمايش جمعهٴ 27 دی تهران برای ريزشيهای نظام روضهٴ «عزت» خواند و به زبان وارونه گويی آخوندی به تن دادن به ذلت اتمی اعتراف کرد و گفت: «ما باز هم داريم اعلام می کنيم که اين توافق، از موضع بيچارگی و بدبختی و فقر و گرسنگی و تحريم نبوده». برای ترجمه اين جمله از زبان آخوندی به زبان قابل فهم، فقط کافی است فعل آخر جمله را از نبوده به بوده تبديل کنيد. جالب اين جاست که امام جمعهٴ نمره موقت برای آرام کردن دل پر هراس ريزشيهای واماندهٴ ولايت مجبور است به گونه يی مضحک مدعی شود که تن دادن به قرارداد اتمی ژنو «يک تاکتيک» برای «حفظ مصالح جهان اسلام و کمک به گرفتاران دنيای غرب» بوده است. آن هم از چه موضعی؟ «از موضع عزت و قدرت».
آه و ناله سردادن به خاطر ذلتی که نظام ولايت دچارش شده، توسط سردمداران باند ولايت چيز تازه يی نيست، در نمايش جمعهٴ هفته گذشته شاهد همين روضه خوانيها بوديم و اين روزها مشابهش را از زبان شمار ديگری از سردمداران باند خامنه ای شنيده ايم. آنچه اين بار قابل توجه است، همزبانی دو باند در اين گونه دعاوی مضحک است. يک نمونه اش رفتار تازه آخوند حسن روحاني است که دو روز پيش در اهواز، همه پزها و شکلکهای اعتدالگرايانه را کنار گذاشت و ناگهان رنگ عوض کرد و گفت: «می دانيد توافق ژنو يعنی چه؟ يعنی تسليم قدرتهای بزرگ در برابر ملت بزرگ ايران». اين بيان رئيس جمهور آخوندها سوژه تمسخر رسانه ها و مفسران شد. سخنگوی کاخ سفيد آمريکا در واکنش به آن گفت: ما هم چنان به عمل نگاه می کنيم نه اظهاراتی که برای مصرف داخلی است.
سؤال اين است که چه شده که اين بار، آه و ناله به خاطر ذلتی که رژيم آخوندی را به پای ميز مذاکره و نوشيدن جام زهر کشانده از هر دو باند به گوش می رسد؟ چه شده که آخوند روحانی که اين همه از تعامل با جهان دم می زد و هم چنان هم می زند، نياز به چنين دعاوی مضحک و آه و ناله های پرحسرت پيدا کرده است؟
جواب را می توان در نزديک شدن زمان اجرای قرارداد پر ذلت ژنو و انتشار ناگزير متن توافق اجرايی آن دانست. متنی که تا امروز به خواست رژيم آخوندی مکتوم و سری باقی مانده بود. اما سرانجام بر اثر فشار سياسی قانونگذاران آمريکايی به رسانه ها سپرده و علنی شد. جزئيات اين متن ابعاد جرعهٴ زهری را که رژيم آخوندی سرکشيده و ميزان ذلتی را که به آن تن داده آشکار می کند و طبيعی است که انتشار آن می تواند در درون رژيم و در ميان بسيجيها و پاسداران وارفته و ريزشی ولوله وحشت بيندازد و به همين د ليل است که سردمداران نظام از هر دو باند مجبور به خواند روضهٴ بر باد رفتن «عزت»، يعنی تن دادن به ذلت شده اند. تا آنجا که امام جمعهٴ نمره موقت تهران مجبور است علاوه بر اين روضهٴ خون به دليها و طلسم شکستگی ولی فقيهش را هم بخواند و بگويد که او چه «شرح صدری دارد» و «ظرفيت تحمل بعضی مخالفتها را در داخل کشور» دارد که «ديگه ظرفيتی بالاتر از اين، قابل تصور نيست».
به اين ترتيب با شروع اجرای قرار داد اتمی ژنو، عملکرد زهر شتاب بيشتری می گيرد و کشندگی آن هرچه بارزتر خواهد شد. در روزهای آينده شاهد اين نمودها خواهيم بود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر