هرچه
به زمان اعلام شده برای اجرايی شدن قرار داد اتمی ژنو نزديکتر می شويم
شاهد باز شدن بيشتر شکاف و افزايش تناقض گويی در درون رژيم هستيم. منظور
تنها تناقض ميان گفته های دو باند متخاصم نيست، تناقض در مواضع سرکردگان
باند ولايت موج می زند. منظور فقط دوگانگی ميان گفته های اين مهرهٴ ولايت
با آن کارگزار يا يک رسانهٴ حکومتی هم نيست، منظور حتی تناقضی است که در
اظهارات هر يک از سردمداران يا نمايندگان باند خامنه ای ديده می شود.
برجسته ترينش هم تناقض گويی خود خامنه ای است که هر بار ظاهر می شود در
اظهاراتش بارز است. طبيعی است که اين وضعيت وقتی به مهره های ولايت و
نمايندگانش می رسد بيشتر هم می شود. به عنوان نمونه امروز يکشنبه بيست و
دوم ديماه، يک هفته مانده به زمان اعلام شده برای اجرای قرار داد ژنو همين
تناقض گويی را در تراوشات قلم پاسدار شريعتمداری، نماينده خامنه ای در
کيهان می بينيم، از يک طرف می نويسد «دشمن» يا «حريف» سر هيأت گفتگو کننده
نظام را کلاه گذاشته و «قورباغة رنگ کرده را به جای قناری» فروخته است و «نياز» خود را در قالب «امتياز»! به هيأت مفلوک نظام قالب کرده است. از طرف ديگر چند جمله بعد می نويسد: «تأکيد
دوباره - بخوانيد چند باره- بر اين نکته ضروری است که تيم محترم هسته يی
کشورمان را فرزندان انقلاب و تلاش بی وقفه آنان را شايسته تقدير می دانيم».
پاسدار شريعتمداری بدون اين که اين تناقض را به روی خودش بياورد، که چگونه هيأتی که قورباغه را به جای قناری خريده شايسته تقدير است، يک فقره تناقض گويی عميق تر را به نمايش می گذارد. از يک طرف می نويسد: از آنجا که «توافقنامه ژنو» مغاير دو بند قانون اساسی است و در مجلس هم تصويب نشده «از نگاه نظام جمهوری اسلامی ايران فاقد وجاهت قانونی بوده و اعتبار اجرايی ندارد». اين در حالی است که چند جمله قبل در وحشت از خدشه دار شدن اصل مذاکرات و چشم انداز تخفيف تحريمها نوشته است: «نقطه کنونی ايستگاه آخر نيست» و «جمهوری اسلامی ايران می تواند با استناد به قوانين شناخته شده بين المللی، متن توافقنامه را... اصلاح کند». اصلاح در برابر کنار گذاشتن و حذف است و به کار بردن اين کلمه به معنی پذيرفتن اصل قرار داد و درخواست و التماس برای اصلاح آن است. کيهان نويس خامنه ای در اين جا نيز تناقض را به روی خود نمی آورد که چگونه قرارداد ذلت باری که مغاير قانون اساسی نظام و فاقد وجاهت قانونی است، قابل اصلاح است.
همين تناقض را در يادداشت سياسی روز در ارگان بسيج ضد مردمی يعنی جوان مشاهده می کنيم، که چگونه پس از انبوهی دود و دم در مورد متحد بودن کنگره و کاخ سفيد عليه نظام ولايت و ژستها همراه با تهديد های توخالی در مورد انداختن مذاکرات در جاده های سنگلاخ، النهايه به رفتن پشت ميز مذاکره و پذيرفتن توافقنامه ای «با اين همه اما و اگر» اعتراف می کند.
گفتيم تناقض گويی در درون باند ولايت و شکاف ميان باندهای متخاصم هر روز بيشتر پديدار می شود، نگاهی به اظهارات مهره های باند رفسنجانی نمودهايی از عميق تر شدن شکاف را نشان می دهد. مثلاً عراقچی معاون وزارت خارجه آخوند روحانی در تلويزيون رژيم می گويد: «به توافق نرسيديم ولی به راه حل رسيديم». اين کدام راه حل است که در رسانه های باند ولايت فاقد وجاهت قانونی و «قورباغه رنگ شده يی» توصيف می شود که «به جای قناری» به نظام تحميل شده است. مهم تر از اين اظهارات خود رفسنجانی است که رو درروی خامنه ای می گويد توافقنامه ژنو نه فريفته شدن به خاطر لبخند دشمن بلکه يک نتيجه برد- برد بوده است. تاريخی بوده است و نظام را از خطر بزرگی عبور داده است.
از اين نمودهای تناقض گويی و شکاف به همين ميزان به عنوان مشت نمونهٴ خروار اکتفا می کنيم و به اين سؤال می پردازيم که اين وضعيت و اين تناقض بزرگ ناشی از چيست؟ جواب در يک جمله اين است: تناقض ميان وضعيت درهم شکستهٴ امروز رژيم است با نيات سردمداران باندها برای حفظ همين نظام به زانو درآمده. اين تناقض بزرگ ناشی از بن بستهای همه جانبه يی است که نظام ولايت پس از سه دهه رويارويی با مقاومت ايران به آن رانده شده است. ناشی از ماندن ولايت بر سرهمان دوراهی خوردن زهر يا پيچيدن در جادهٴ انقباض و رويارويی است. اکنون که جرعه اول زهر اين چنين آثار خود را ظاهر کرده است، جرعه های بعدی برای ولی فقيه طلسم شکسته و مستأصل بسا تلخ تر است.
پاسدار شريعتمداری بدون اين که اين تناقض را به روی خودش بياورد، که چگونه هيأتی که قورباغه را به جای قناری خريده شايسته تقدير است، يک فقره تناقض گويی عميق تر را به نمايش می گذارد. از يک طرف می نويسد: از آنجا که «توافقنامه ژنو» مغاير دو بند قانون اساسی است و در مجلس هم تصويب نشده «از نگاه نظام جمهوری اسلامی ايران فاقد وجاهت قانونی بوده و اعتبار اجرايی ندارد». اين در حالی است که چند جمله قبل در وحشت از خدشه دار شدن اصل مذاکرات و چشم انداز تخفيف تحريمها نوشته است: «نقطه کنونی ايستگاه آخر نيست» و «جمهوری اسلامی ايران می تواند با استناد به قوانين شناخته شده بين المللی، متن توافقنامه را... اصلاح کند». اصلاح در برابر کنار گذاشتن و حذف است و به کار بردن اين کلمه به معنی پذيرفتن اصل قرار داد و درخواست و التماس برای اصلاح آن است. کيهان نويس خامنه ای در اين جا نيز تناقض را به روی خود نمی آورد که چگونه قرارداد ذلت باری که مغاير قانون اساسی نظام و فاقد وجاهت قانونی است، قابل اصلاح است.
همين تناقض را در يادداشت سياسی روز در ارگان بسيج ضد مردمی يعنی جوان مشاهده می کنيم، که چگونه پس از انبوهی دود و دم در مورد متحد بودن کنگره و کاخ سفيد عليه نظام ولايت و ژستها همراه با تهديد های توخالی در مورد انداختن مذاکرات در جاده های سنگلاخ، النهايه به رفتن پشت ميز مذاکره و پذيرفتن توافقنامه ای «با اين همه اما و اگر» اعتراف می کند.
گفتيم تناقض گويی در درون باند ولايت و شکاف ميان باندهای متخاصم هر روز بيشتر پديدار می شود، نگاهی به اظهارات مهره های باند رفسنجانی نمودهايی از عميق تر شدن شکاف را نشان می دهد. مثلاً عراقچی معاون وزارت خارجه آخوند روحانی در تلويزيون رژيم می گويد: «به توافق نرسيديم ولی به راه حل رسيديم». اين کدام راه حل است که در رسانه های باند ولايت فاقد وجاهت قانونی و «قورباغه رنگ شده يی» توصيف می شود که «به جای قناری» به نظام تحميل شده است. مهم تر از اين اظهارات خود رفسنجانی است که رو درروی خامنه ای می گويد توافقنامه ژنو نه فريفته شدن به خاطر لبخند دشمن بلکه يک نتيجه برد- برد بوده است. تاريخی بوده است و نظام را از خطر بزرگی عبور داده است.
از اين نمودهای تناقض گويی و شکاف به همين ميزان به عنوان مشت نمونهٴ خروار اکتفا می کنيم و به اين سؤال می پردازيم که اين وضعيت و اين تناقض بزرگ ناشی از چيست؟ جواب در يک جمله اين است: تناقض ميان وضعيت درهم شکستهٴ امروز رژيم است با نيات سردمداران باندها برای حفظ همين نظام به زانو درآمده. اين تناقض بزرگ ناشی از بن بستهای همه جانبه يی است که نظام ولايت پس از سه دهه رويارويی با مقاومت ايران به آن رانده شده است. ناشی از ماندن ولايت بر سرهمان دوراهی خوردن زهر يا پيچيدن در جادهٴ انقباض و رويارويی است. اکنون که جرعه اول زهر اين چنين آثار خود را ظاهر کرده است، جرعه های بعدی برای ولی فقيه طلسم شکسته و مستأصل بسا تلخ تر است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر