در آستانهٴ سال نو ميلادی، دور سوم مذاکرات کارشناسی رژيم با کشورهاي 5+1 با «ابراز خوشبينی» های معاون وزير خارجه آخوند روحانی و وعدهٴ اجرايی شدن توافق ذلت بار ژنو در «دههٴٴ سوم ژانويه» به پايان رسيد.
ته کشيدن باقيماندهٴ ذخاير با گذشت زمان، اوج گيری جنگ باندی در رأس نظام و تشديد مداوم بحرانهای درمان ناپذير اجتماعی- اقتصادی، نياز رژيم را به اجرايی شدن توافق ژنو بيش از پيش افزايش داده است. نياز به اين که هر چه زودتر راه نفسی ولو محدود برای نظام گشوده شود تا بلکه بتواند راهی برای خروج از تنگنا و شرايط خفگی مرگبار اقتصادی پيدا کند.
اين ضرورت خطير، در اظهارنظرهای سردمداران همه باندهای رژيم به رغم همه اختلافاتشان ديده می شود. آن هم به صورت يک اشتياق شديد به ادامه مذاکره و به سرانجام رساندن آن. البته هر باند به اقتضای منافع و محدوديتهای خود، به شيوه يی متفاوت آن را مطرح و عيان می کند. عراقچی، معاون وزارت خارجه روحانی، می گويد برای رسيدن به توافق ژنو يک «مسير بسيار طولانی» طی شده و «بيش از 200ساعت مذاکره» صورت گرفته است. اين «دستاورد کوچکی نيست» که «قربانی نکات کوچک فنی و اجرايی» بشود.
از باند مقابل آخوند احمد خاتمی امام جمعهٴ نمره موقت رژيم در تهران به طور مکرر حمايت ولی فقيهش را از «گروه مذاکره کننده هسته يی» گوشزد می کند. يک روز آنها را «فرزندان ملت» می نامد و روز ديگر می گويد: «آقا از مذاکره کنندگان حمايت کردند ما هم حمايت می کنيم». ولايتی مشاور خامنه ای خواهان «مذاکره دو به دو» «با تک تک کشورهای 5+1» و پيش بردن به هر قيمت مذاکرات می شود.
حتی تيغ کش خامنه ای در کيهان يعنی شريعتمداری هم در زير لايهٴ غليظ دود و دم، به ريزشيها و وحوش باند ولايت آدرس عوضی می دهد تا عربده کشيهايشان را صرف حفظ شعار «مرگ بر آمريکا» کنند و به مذاکرات و پيشرفت آن کاری نداشته باشند. پاسدار نقدی سرکرده بسيج ضد مردمی از اين هم فراتر می رود و «مذاکره امروز» را «بخشی از مبارزه با استکبار» می نامد.
پس تأکيد مؤکد برای ادامه مذاکرات تا به سرانجام رسيدن آن، ويژگی مشترک در موضع گيريهای همه سردمداران رژيم است صرف نظر از انبوه دود و دمها يا ژستهای پوشالی هر يک.
ويژگی مشترک ديگری نيز در اظهارات سردمداران رژيم از هر دو باند متخاصم، ديده می شود: زنجيرهٴ پايان ناپذير تناقض و دوگانه گويی که در روزهای اول پس از جرعهٴ ژنو، بيشتر در مواضع باند خامنه ای ديده می شد، اما حالا هر دو باند گرفتار آن شده اند.
مثلاً عراقچی معاون وزارت خارجه کابينهٴ روحانی در يک اظهارنظر مشخص، می گويد: موارد توافق نشده تنها «نکات کوچک فنی و اجرايی» هستند، اما چند جمله بعد ناله می کند که اختلافات باقی مانده «موارد مهمی است». با اين حال، از ترس اين که مبادا خدشه يی به مذاکرات وارد شود، بلافاصله می گويد: «اما نه تا حدی که بتواند کل توافق» را به خطر بيندازد. معلوم نيست بالاخره کدام را بايد باور کرد، اختلافات مهم است؟ يا فقط فنی و اجرايی است و تنها ناشی از برداشتهای متفاوت است؟ اين يک نمونه از دوگانه گويی آشکار در باند رفسنجانی ـ روحانی بود. در باند خامنه ای دوگانه گويی از همان زمان امضای قرارداد به وفور ديده می شد. مثلاً همان نمايندهٴ خامنه ای يعنی آخوند احمد خاتمی، در عين حمايت از مذاکره کننده های رژيم و «فرزندان ملت» ناميدن آنها، می گويد « چشم ما از اين مذاکرات آب نمی خورد» و «بهانه بمب اتم که تمام شد، سراغ حقوق بشر می روند... قصهٴ حقوق بشر که تمام شد، موشکهای دوربرد ما را بهانه می کنند».
راستی علت اين دوگانه گويی ها و اين تناقضات چيست؟
پاسخ در يک کلام در بن بستی است که نظام ولايت در آن گرفتار است. اگر زهر اتمی را ننوشد و به آن تن ندهد، با تنگتر و تنگتر شدن حلقه طناب بحرانها و تحريمها بر گردنش و خفگی بسيار نزديک مواجه است. علاوه بر اين بايد به رويارويی خطرناک با جامعهٴ جهانی نيز تن بدهد. و اگر جام زهر را تا آخرين جرعه بنوشد، چيزی از تاج و تخت ولايت باقی نمی ماند. آثار زهر که تا همين نقطه دمار از روزگار نظام درآورده است، قطعاً در گامهای بعدی چنان گسترش می يابد که فروپاشی درونی از يک طرف و قيام مردم خشمگين يا به قول سردمدارانش «طغيان لشگر فقر»، به شکسته شدن طلسم اختناق راه می برد. به دليل همين بن بست است که در عمل، هم آثار و پيامدهای خطرناک زهر را در پيکر درهم شکسته اش شاهد است و هم با عوارض و خطرات ناشی از تن ندادن به جام زهر مواجه است. يعنی بنا بر آن مثل معروف هم چوب را دارد می خورد و هم پياز را.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر