دو روز پس از اجرايی شدن قرارداد هسته يی ژنو، همه چيز حاکی از افزايش روزانهٴ شتاب عملکرد زهر در درون رژيم است. اظهارات سردمداران نظام و تبادل اتهامات در رسانه های باندها اين واقعيت را به خوبی نشان می دهد.
زهر همهٴ بحرانهای رژيم را به شکل همزمان فعال کرده است.
بارزترين
اثر زهر عميق تر و گسترده تر شدن شکاف در حاکميت ولايت فقيه است. دردومين
روز زهر خوران، ابعاد شکاف را از ژنو تا بيت ولايت و مجمع تشخيص مصلحت و
مقر دولت روحانی می توان ديد. گرچه سيلی راه ندادن رژيم به کنفرانس ژنو2 هم
بر بناگوش خامنه ای و هم رفسنجانی نواخته شده، اما واکنش آنها که در
اظهارات عوامل و رسانه هايشان ظاهر می شود، متفاوت و نمود مهمی از همين
شکاف است. در حالی که سخنگوی وزارت خارجه روحانی با ابراز رضايت ضمنی از
شرکت نکردن می گويد: «ما هيچ گاه متقاضی شرکت در ژنو 2 نبوديم و موضع ما از
ابتدا مبتنی بر همين امر بوده و اين موضوع را به صراحت اعلام کرده ايم»،
تلويزيون رژيم که سياست باند خامنه ای را تبليغ می کند، غيظ ولايت را از
دست نيافتن به ژنو2 بارز می کند و می گويد: «افق تاريک نشست بين المللی
سوريه با غايبانی بزرگ: ايران و مخالفان داخلی سوريه». از همين 2 رويکرد به
کلی متفاومت که در اظهارات ساير سردمداران دو باند هم زياد ديده می شود،
می توان فهميد که:
يک سر شکاف درونی رژيم به ژنو2 رسيده است
اظهارات رفسنجانی در بخش پايانی تجمع موسوم به وحدت اسلامی که درست 180درجه مخالف حرفهای خامنه ای در همين تجمع بود، نمودی از شکاف در رأس نظام است که در برابر انظار کسانی قرار می گيرد که تلويزيون رژيم آنها را «ميهمانان خارجی» ناميده و برای تبليغ نظام ولايت دعوت شده اند. رفسنجانی در اين اظهارات از موضع پدرخوانده درصدد عضوگيری کسانی برمی آيد که خودش به آنها «علمای تراز اول» نام می دهد و حرفهايش را در دو عبارت کاملاً متضاد با خامنه ای خلاصه می کند: «در بعد خارجی به سوی تعامل با دنيا و در بعد داخلی به سوی وحدت» بايد حرکت کنيم. منظورش از وحدت هم البته روشن است. يعنی ولی فقيه بايد تقسيم قدرت را بپذيرد و هيچ راه ديگری هم ندارد.اما صحنه يی که آثار زهر را به شديدترين وجهش نشان می دهد، واکنشهای مربوط به اجرای همان قرارداد ذلت بار ژنو است. شدت رو در رويی ميان باندها در اين عرصه را با اتهامهای متقابلی که هر کدام به ديگری زده اند می توان فهميد. اتهاماتی که هر روز لحنش شديدتر می شود. هفته گذشته باند خامنه ای رقيبش را «سکولار» معرفی کرد و متقابلاً باند رفسنجانی آنها را «اوليگارشی» ناميد. اين برچسب متقابل طی هفته مرتباً تشديد شد. امروز اين اتهامات به جايی رسيده که هرکدامش در نظام ولايت به معنی محاربه است و حکم اعدام دارد. سردمداران و روزنامه های باند رفسنجانی عوامل باند خامنه ای را «دلالان تحريم» می نامند. حتی خود روحانی در سفر اهواز اين اتهام را مطرح کرد و گفت کسانی را که با استفاده از تحريمها ميلياردر شده اند معرفی خواهيم کرد. متقابلاً باند خامنه ای آن چنان که در شمارهٴ دوشنبه دوم بهمن ارگان بسيج هم می بينيم، حريفش يعنی باند رفسنجانی را «کاسبان فتنه» ناميده است. منطق اثرگذاری زهر می گويد که اين رويارويی بايد در روزهای آينده باز هم تشديد شود. در اين صورت بايد در اخبار روزهای آينده شاهد آن باشيم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر