اين
روزها در آستانهٴ مذاکرات اتمی، با نگاه دقيق به موضع گيريهای سردمداران
رژيم يا سرمقاله های روزنامه ها و ارگانهای باندها، دو واقعيت و دو معضل
اساسی نظام ولايت فقيه برجسته می شود، يکی عاجل و ديگری آجل. يکی در پيش رو
و ديگری رو به آينده.
معضل
پيش رو، وضعيت وخيم اقتصادی و خطر انفجار عظيم اجتماعی است که رژيم با آن
دست به گريبان است. هم خامنه ای و مهره ها و عوامل باندش و هم رفسنجانی و
هم جبهه ها و هم بانديهايش، ضمن اذعان به اين واقعيت همگی تأکيد می کنند
که نظام نياز به «فضای تنفسی جديد» دارد والا روز به روز در محاصره و
تنگنای بحرانها رو به خفگی می رود. همگی و هرکس به زبان خودش می گويد اين
فضای تنفسی با رفع يا کاهش تحريمها حاصل می شود و اين را به هرقيمت شده
بايد به دست آورد. روزنامه حکومتی بهار اين نظر مشترک را يک اجماع تاريخی
در جمهوری اسلامی دانسته است.
اما
واقعيت دوم که باز هم در مواضع هر دو باند متخاصم ديده می شود، وحشت از
آينده نظام و مرحله پس از مذاکرات است. نگرانی از پيامدهای يک گام عقب
نشينی احتمالی به منظور خلاص شدن از تنگنای بحرانها و تحريمها.
آثار
اين دو واقعيت که ناشی از بن بستهای همه جانبهٴ نظام ولايت است، در
اظهارات سردمداران رژيم به هم آميخته است. خامنه ای و سردمداران باندش و
ارگان تبليغاتی اش يعنی کيهان تلاش کرده اند با به راه انداختن دود و دم و
قدرتنمايی، به ريزشيهای نظام در قبال نگرانی از پيامدهای يک گام عقب نشينی
احتمالی در مذاکرات اتمی، آرامش بدهند.
مثلاً
اظهارات امروز (17مهر) خامنه ای که طی آن بار ديگر از «ظهور قدرتی جديد در
منطقه غرب آسيا» بر مبنای «پيشرفت علمی و فناوری» دم زد و به تفصيل در اين
موارد صحبت کرد، در حالی است که 4روز پيش تأکيد کرده بود که از «تلاشهای
ديپلوماتيک و تحرکی» که دولت روحانی در پيش گرفته «حمايت» می کند و به آن
«خوشبين» است. روشن است که منظور حمايت از مذاکرات اتمی با 5+1 در راستای
«گشايش» در تحريمهاست. به اين ترتيب خامنه ای در دو ظهور پياپی تلاش کرد تا
تن دادن به مذاکره و يک گام عقب نشينی احتمالی را در ميان دود و دم قدرت
نمايی پوشالی و تأکيد بر ادامه فعاليتهای هسته يی با نام مستعار «علم و
فناوری» بپوشاند و استتار کند. ولی فقيه ارتجاع در همين اظهارات در جمع به
اصطلاح نخبگان، در عين حال نتوانست وحشت از آيندهٴ نظام را بپوشاند و گفت:
«جبهه پرقدرتی در دنيا وجود دارد که نمی خواهد ايران اسلامی به يک کشور و
ملت قدرتمند در زمينه های مختلف به ويژه در علم و فناوری تبديل شود» و
هشدار داد که «همه مسئولان و ملت ايران بدانند که تمرکز اصلی جبهه ای که
امروز در مقابل نظام اسلامی قرار گرفته، جلوگيری از قدرتمند شدن علمی و
فناوری ايران است».
همين
رويکرد عيناً در کيهان خامنه ای نيز ديده می شود. اين روزنامه که ارگان ولی
فقيه محسوب می شود، در شمارهٴ امروزش (چهارشنبه)، ضمن دود و دم و قدرت
نمايی زياد و از ضامن خارج در مورد نقش رژيم در جنگ افروزی و تروريسم منطقه
يی سرانجام به «نحوه مواجهه تيم مذاکره کننده ايرانی» در مذاکرات مهم اتمی
می پردازد و تأکيد می کند که «سرنوشت بسياری از موضوعات اساسی و حساس»
رژيم به آن «بستگی» دارد. پاسدار لاريجانی، رئيس مجلس ارتجاع هم در مصاحبه
با سی.ان.ان در حالی که بر «حمايت مجلس» رژيم و «تائيد ولی فقيه» در مورد
حسن روحانی تأکيد می کند و از اعتقادش به اين که «مسأله هسته يی ايران در
زمانبندی کوتاهی قابل حل است» حرف می زند، نگرانی خودش از آينده را در قالب
اين کلمات که بايد حق رژيم هم به رسميت شناخته شود، نشان می دهد.
نگرانی از آينده در روزنامه های باند رفسنجانی هم موج می زند.
مثلاً
روزنامه ابتکار در مقاله امروز (چهارشنبه) روضهٴ مفصلی در مورد مسير
آيندهٴ حسن روحانی خوانده و با آه و افسوس نوشته است: «روحانی بهار را سپری
نکرده گرفتار يخبندان شديد شده است» و اين که «در گمان روحانی کليد بخش
مهمی از مشکلات کنونی در سياست خارجی پنهان است» اما حالا «متوجه عمق موانع
و سنگلاخها و سرعت رسيدن فصل سرما شده است».
بله
اين واقعيت تحولات آينده است که گرچه سردمداران نظام ولايت نمی خواهند
رسماً به آن اذعان کنند، اما نمی توانند آن را بپوشانند و مجبورند هر يک به
زبان خاص خود به آن اعتراف کنند. وجود اين وحشت در اظهارات عموم سردمداران
نشان می دهد که در برابر رژيم نه تنها هيچ راه همواری برای خروج از بن
بستهای همه جانبه نيست، بلکه همهٴ راهها به يک نقطه، به زباله دان تاريخ
ختم می شود، سرنوشتی که در چشم انداز نزديک نظام پر جنايت ولايت قرار دارد و
کابوسش خواب را از چشم خامنه ای ربوده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر