۱۳۹۲ بهمن ۲۰, یکشنبه

کشمکش ميان خامنه ای و عوامل باندش چه پيامی دارد؟

آخوند خامنه ای
  


روز شنبه خامنه ای به صحنه آمد تا موج تازه يی را که عوامل باند خودش عليه مذاکرات اتمی دامن زده بودند بخواباند. تا جلو هر گونه خسارت احتمالی به دور بعدی مذاکرات را که قرار است روز 29بهمن در وين آغاز شود، بگيرد. موج تازه حمله به مذاکرات و دولت روحانی توسط رسانه های باند خامنه ای در پی سخنان وزير خارجه آمريکا به راه افتاد و به آن دامن زده شد. جان کری در مصاحبه يی گفته بود ما برنامه اتمی رژيم ايران را «در جا خشکانده و به عقب رانده ايم». عوامل و رسانه های باند ولايت اين اظهارات را زبان درازی دشمن توصيف کردند و دولت روحانی و تيم مذاکره کننده عامل دانستند. آنان را متهم کردند که «نرمش قهرمانانه» را به «نرمش محرمانه» تبديل کرده اند و ديگر صلاحيت پيش بردن مذاکرات را ندارند. خامنه ای در اظهارات روز شنبه اين عوامل باندش را تحت عنوان «منتقدان دولت» مخاطب قرار داد و به صراحت از آنها خواست که نسبت به دولت انصاف و «شرح صدر» داشته باشند تا بتواند با قدرت کارش را ادامه بدهد.
انتظار می رفت که به دنبال اين هشدار خامنه ای، از ميزان حمله به دولت روحانی که در آستانهٴ خزيدن به پشت ميز مذاکرات اتمی است، کاسته شود. اما در عمل چنين نشد و رسانه های باند ولايت حتی يک روز هم حملات را متوقف نکردند. روزنامه جوان، ارگان بسيج، «واکنش دولتی» به توافق ژنو را مايهٴ مصمم شدن هرچه بيشتر غرب در فشار آوردن به رژيم قلمداد کرد. کيهان خامنه ای اعضای دولت روحانی را عوامل «مرعوب» غرب توصيف کرد که دشمنان «به بدنهٴ مديريتی» رژيم تزريق کرده اند. روزنامه حکومتی رسالت، ارگان مؤتلفه (از باندهای ولايت)، نسبت به وجود عوامل سربازگيری شده توسط غرب هشدار داد که «کندن ريشهٴ » آنها «هيچ هزينه و زحمتی نخواهد داشت».
سؤال اين است که مگر خامنه ای به صراحت خواستار سکوت و به اصطلاح «شرح صدر» در قبال دولت روحانی نشده بود، پس چرا عوامل باند خودش کمترين اهميتی برای فرمان او قائل نشدند.
جواب را بايد اولاً در شکستگی بيش از پيش طلسم ولايت جستجو کرد که کار به زيرپا گذاشتن آشکار فرمانش توسط عوامل باند خودش کشيده است. ثانياً اين وضعيت بيانگر عمق بن بستی است که نظام آخوندی در آن گرفتار است. خامنه ای نه می تواند آن طور که عوامل باندش می خواهند ميز مذاکرات را چپ کند و جام زهر را پس بزند، زيرا نظامش در آستانة خفگی قرار دارد و نه می تواند پيامدهای زهر را که به شکستن پايه های تخت ولايت می انجآمد و همين وضعيت نمودی از آن است، تحمل کند. بن بستی که با نوشيدن جرعه های بعدی زهر هرچه تنگتر و ناگشودنی تر خواهد شد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر