روز ششم اسفند 92 خانم مريم رجوي
در گردهمايی انجمنهای ايرانی کشورهای اسکانديناوی حضور يافت و سخنرانی
کرد. در اين گردهمايی شهردار جوليانی، آقای گيرهارد و شخصيتهايی از کشورهای
اسکانديناوی حضور داشتند و به ايراد سخنرانی پرداختند:
دوستان گرامی!
هموطنان عزيز مقيم نروژ!
مسئولان و نمايندگان انجمنها و تشکلهای ايرانی هوادار مقاومت در اسکانديناوی!
به همه شما سلام می کنم و از حضور در گردهمايی شما بسيار خوشحالم. من امروز به اين جا آمده ام تا به جامعهٴ جهانی هشدار بدهم که به خاطر مذاکرات اتمی با ديکتاتوری آخوندها، بر نقض حقوق بشر و اعدامهای روزمره و بر جنايتهای مکرر اين رژيم عليه مجاهدان اشرفی و بر جنگ افروزی اش در منطقه، چشم نبندند.
رژيم ولايت فقيه، با قتل عام اشرفيها و برپايی چوبه های دار در سراسر ايران و کشتار مردم سوريه و عراق و لبنان، می خواهد سرنگونی محتوم خود را به عقب بيندازد. دولتهای غرب نبايد با سکوت خود، کار اين رژيم را تسهيل کنند.
اخيراً خبردار شديم که دولت دست نشاندهٴ آخوندها در عراق، پيکر های 52 قهرمان شهيد قتل عام 10شهريور در اشرف را مخفيانه به خاک سپرده است. درست مانند روش خمينی جلاد در دفن پنهانی شهيدان قتل عام 67، دولت مالکی نيز حاضر نيست بگويد که دقيقاً در چه زمانی اين خاکسپاری، انجام شده و محل آن کجاست؟ آيا هر کدام جداگانه دفن شده اند يا آنها را در گورهای جمعی پنهان کرده اند؟
راستی چرا دولت دست نشاندهٴ عراق، حاضر به تحويل اجساد نشد؟ چرا از انتشار نتايج کار پزشکی قانونی عراق در مورد اجساد شهيدان، جلوگيری کرد؟
چرا به صدها نامه و درخواست و مراجعهٴ مجاهدان ليبرتی و مقاومت ايران، برای تحويلگيری اجساد، پاسخ نداد؟
دولت عراق با اين اقدام ضدانسانی، عملاً مسئوليت تام و تمام حمله را به عهده گرفت. و اين کار، مهر تأييدی بر گزارش مستند ارتش آزاديبخش ملی ايران در اين رابطه بود. حالا چرا دولتهای غرب و مشخصاً آمريکا و ملل متحد در اين مورد سکوت کرده اند؟ چرا شرايط را برای تبهکاريهای دولت عراق فراهم می کنند؟ و چرا اعضای خانواده های آنها را بی خبر نگه داشتند؟ در حالی که مادران، پدران، فرزندان و خواهران و برادران شهيدان در ليبرتی، 160روز در انتظار آخرين وداع با عزيزانشان بودند. می خواستند در خاکسپاری آنها حضور داشته باشند، در آخرين دقايق پيشانی شان را ببوسند، و بر سر تربت پاکشان تجديد پيمان کنند.
و از اين جا به همه شما عزيزانم در زندان ليبرتی و همه نزديکان آن شهدای والامقام می گويم به رغم اين جنايت عظيم اما، عهد جلادان و سفاکان چندان نخواهد پاييد و چنان که مسعود گفته است:
«به مجاهدان بازگشتناپذير اشرفی و به ياران پرمهر و وفای اشرف می گويم، يادتان باشد که شهيدان کهکشان اشرف در هر کجا که دفن شده باشند از نظر ما موقت و امانت است. هر يک از ما که باقی بماند بايد روزی آنها را به خاک خودمان در خاوران تهران بازگرداند. مراسم اصلی خاکسپاری با آيينهای مجاهدين و ارتش آزادی بايستی در تهران و در ميان تودهٴ جوانان و مردم ايران برگزار شود».
دوستان عزيز!
در مورد ليبرتی، محاصرهٴ درمانی، غذايی، لجستيکی و بهداشتی، هر روز تشديد می شود و کارشکنی برای الزامات تيوال و سنگر و امکانات حفاظتی، افزايش می يابد. به همين دليل، هشدار می دهم که هر لحظه، امکان وقوع جنايت ديگری عليه مجاهدان ليبرتی، وجود دارد. پس ايالات متحده و ملل متحد بايد به حداقل وظايف خود، برای پيشگيری از چنين حملاتی، عمل کنند.
ما از جامعهٴ بين المللی، خواهان اقدام فوری برای آزادی گروگانهای اشرفی، انتقال موقت تمامی مجاهدين به آمريکا و اروپا، تأمين الزامهای مبرم امنيتی در برابر حملات موشکی، استقرار ناظران ملل متحد و يک تيم کلاه آبی در داخل ليبرتی، و همچنين فروش اموال اشرف توسط نمايندهٴ قانونی ساکنان هستيم. شورای امنيت بايد پرونده جنايت عليه بشريت در اشرف را برای تحقيقات و پيگرد، به دادگاه بين المللی جنايی احاله دهد.
در اين جا از مردم نروژ و وجدانهای آگاه می خواهم که برای اين مسألهٴ انسانی، به طور فعال، وارد ميدان شوند و از مقامات دولت بخواهند که نقش فعالی در امنيت و حفاظت ساکنان ليبرتی، ايفا کنند.
دوستان گرامی!
هموطنان عزيز مقيم نروژ!
مسئولان و نمايندگان انجمنها و تشکلهای ايرانی هوادار مقاومت در اسکانديناوی!
به همه شما سلام می کنم و از حضور در گردهمايی شما بسيار خوشحالم. من امروز به اين جا آمده ام تا به جامعهٴ جهانی هشدار بدهم که به خاطر مذاکرات اتمی با ديکتاتوری آخوندها، بر نقض حقوق بشر و اعدامهای روزمره و بر جنايتهای مکرر اين رژيم عليه مجاهدان اشرفی و بر جنگ افروزی اش در منطقه، چشم نبندند.
رژيم ولايت فقيه، با قتل عام اشرفيها و برپايی چوبه های دار در سراسر ايران و کشتار مردم سوريه و عراق و لبنان، می خواهد سرنگونی محتوم خود را به عقب بيندازد. دولتهای غرب نبايد با سکوت خود، کار اين رژيم را تسهيل کنند.
اخيراً خبردار شديم که دولت دست نشاندهٴ آخوندها در عراق، پيکر های 52 قهرمان شهيد قتل عام 10شهريور در اشرف را مخفيانه به خاک سپرده است. درست مانند روش خمينی جلاد در دفن پنهانی شهيدان قتل عام 67، دولت مالکی نيز حاضر نيست بگويد که دقيقاً در چه زمانی اين خاکسپاری، انجام شده و محل آن کجاست؟ آيا هر کدام جداگانه دفن شده اند يا آنها را در گورهای جمعی پنهان کرده اند؟
راستی چرا دولت دست نشاندهٴ عراق، حاضر به تحويل اجساد نشد؟ چرا از انتشار نتايج کار پزشکی قانونی عراق در مورد اجساد شهيدان، جلوگيری کرد؟
چرا به صدها نامه و درخواست و مراجعهٴ مجاهدان ليبرتی و مقاومت ايران، برای تحويلگيری اجساد، پاسخ نداد؟
دولت عراق با اين اقدام ضدانسانی، عملاً مسئوليت تام و تمام حمله را به عهده گرفت. و اين کار، مهر تأييدی بر گزارش مستند ارتش آزاديبخش ملی ايران در اين رابطه بود. حالا چرا دولتهای غرب و مشخصاً آمريکا و ملل متحد در اين مورد سکوت کرده اند؟ چرا شرايط را برای تبهکاريهای دولت عراق فراهم می کنند؟ و چرا اعضای خانواده های آنها را بی خبر نگه داشتند؟ در حالی که مادران، پدران، فرزندان و خواهران و برادران شهيدان در ليبرتی، 160روز در انتظار آخرين وداع با عزيزانشان بودند. می خواستند در خاکسپاری آنها حضور داشته باشند، در آخرين دقايق پيشانی شان را ببوسند، و بر سر تربت پاکشان تجديد پيمان کنند.
و از اين جا به همه شما عزيزانم در زندان ليبرتی و همه نزديکان آن شهدای والامقام می گويم به رغم اين جنايت عظيم اما، عهد جلادان و سفاکان چندان نخواهد پاييد و چنان که مسعود گفته است:
«به مجاهدان بازگشتناپذير اشرفی و به ياران پرمهر و وفای اشرف می گويم، يادتان باشد که شهيدان کهکشان اشرف در هر کجا که دفن شده باشند از نظر ما موقت و امانت است. هر يک از ما که باقی بماند بايد روزی آنها را به خاک خودمان در خاوران تهران بازگرداند. مراسم اصلی خاکسپاری با آيينهای مجاهدين و ارتش آزادی بايستی در تهران و در ميان تودهٴ جوانان و مردم ايران برگزار شود».
دوستان عزيز!
در مورد ليبرتی، محاصرهٴ درمانی، غذايی، لجستيکی و بهداشتی، هر روز تشديد می شود و کارشکنی برای الزامات تيوال و سنگر و امکانات حفاظتی، افزايش می يابد. به همين دليل، هشدار می دهم که هر لحظه، امکان وقوع جنايت ديگری عليه مجاهدان ليبرتی، وجود دارد. پس ايالات متحده و ملل متحد بايد به حداقل وظايف خود، برای پيشگيری از چنين حملاتی، عمل کنند.
ما از جامعهٴ بين المللی، خواهان اقدام فوری برای آزادی گروگانهای اشرفی، انتقال موقت تمامی مجاهدين به آمريکا و اروپا، تأمين الزامهای مبرم امنيتی در برابر حملات موشکی، استقرار ناظران ملل متحد و يک تيم کلاه آبی در داخل ليبرتی، و همچنين فروش اموال اشرف توسط نمايندهٴ قانونی ساکنان هستيم. شورای امنيت بايد پرونده جنايت عليه بشريت در اشرف را برای تحقيقات و پيگرد، به دادگاه بين المللی جنايی احاله دهد.
در اين جا از مردم نروژ و وجدانهای آگاه می خواهم که برای اين مسألهٴ انسانی، به طور فعال، وارد ميدان شوند و از مقامات دولت بخواهند که نقش فعالی در امنيت و حفاظت ساکنان ليبرتی، ايفا کنند.
حضار محترم!
در سفری که چهار سال پيش، به اسلو داشتم، با زنده ياد گونار سونستبی، قهرمان ملی مقاومت نروژ عليه نازيها، ديدار کردم. در همان ديدار، او از مقاومت مجاهدان آزادی تجليل کرد و به من گفت مقاومت ايران همان کاری را کرده است که نيروهای مقاومت نروژ در جنگ جهانی دوم، با انفجار نيروگاه آب سنگين آلمان نازی، انجام دادند.
ياد گونار قهرمان گرامی باد که به راستی تجسم وجدان بيدار نروژ و سمبل مقاومت مردم اين کشور و تمام اروپا بود. و خوشا مقاومت مردم ايران که برنامه شوم اتمی آخوندها را برملا کرد و آنها را به دام انداخت.
حالا، سه ماه از تن دادن ولی فقيه ارتجاع به توافقنامه ژنو، و هشت ماه از شکست طراحی او، در نمايش انتخابات و روی کارآمدن آخوند روحانی، می گذرد. روند اين تحولات، گرفتاری رژيم ولايت فقيه در بحران سرنگونی را تأييد می کند.
تظاهرات چند روزهٴ هموطنان بختياری در استانهای چهار محال و بختياری و خوزستان و اصفهان، نشانه يی از اين واقعيت است که نيروی عظيم قيام ملت ايران برای سرنگونی اين رژيم، بی تابی می کند. بله در اثر شکست سياستهای رژيم و استمرار مقاومت و نارضايتی اجتماعی، چرخها برای سرنگونی به حرکت درآمده و خامنه ای بايد برود.

دوستان عزيز!
آخوند روحانی فکر می کرد با يک قدم عقب نشينی و امضای توافقنامه اتمی، می تواند بر بن بست حکومت ولايت فقيه، فائق شود. اما توافقنامه اتمی، به يک مشکل رژيم تبديل شده است. بازندهٴ اصلی کل رژيم و مشخصاً خامنه ای است که از سر شکست و بن بست، ناچار شد يک عقبگرد جدی در سرمايه گذاری عظيم استراتژيکی، سياسی و مالی بيست ساله خود برای دستيابی به بمب اتمی را بپذيرد.
مقاومت ايران از آغاز، رودروی اين رژيم و رودر روی متحدان و استمالتگران رژيم، گفت که پروژه توليد بمب اتمی، يک برنامه ضدملی و خيانتکارانه است و بايد بر چيده شود.
مقاومت ايران يازده سال پيش، سايتهای نطنز و اراک را افشا کرد؛ در حالی که هيچ کس در جهان، تا آن زمان، از آن مطلع نبود.
مقاومت ايران، همچنين 9سال پيش، سايت فردو در قم را افشا کرد. در حالی که دولتهای بزرگ، آن را به سکوت برگزار کردند و برای اين که رهبران آمريکا و فرانسه و انگليس دربارهٴ آن صحبت کنند، چهار سال طول کشيد.
حالا، مهمترين عناصر بحرانی که گلوی رژيم را فشار می دهد، همين سايتهای نطنز و اراک و فردو است. خامنه ای و دار و دسته اش بايد پاسخ بدهند که چرا 200ميليارد دلار از دارايی ملت ايران را برای ساختن بمب اتمی و به خاطر نيات ضدبشری خود برباد دادند و اکثريت جامعهٴ ايران را به فقر و گرسنگی کشاندند؟ و چرا اين همه شکنجه و اعدام کردند تا چنين برنامه شومی را در اختناق و سکوت پيش ببرند؟
در اين ايام، خامنه ای ولی فقيه ارتجاع، در سخنرانيهای علنی خود، بر سر موضوع مذاکرات اتمی تعمداً از دولت آخوند روحانی، فاصله می گيرد و پی درپی تأکيد می کند که از اين مذاکرات، ناراضی است.
در 29بهمن گذشته، او از يک طرف قول می داد که آنچه را رژيمش در توافق اتمی، «قرار گذاشته و عهد کرده، نقض نخواهد کرد»، و از طرف ديگر تکرار می کرد که «به مذاکرات خوشبين نيستم» و می گفت از اول هم فکر نمی کرده است اين مذاکرات، به نتيجه برسد. اين مذاکرات، نتيجه اصرار اين دولت و آن دولت بوده است.
يک روز بعد از سخنرانی خامنه ای، فرمانده کل سپاه پاسداران رژيم، پاسدار جعفری، گفت: ما «با بحران روبه روييم… دولت... وارد مذاکره شده تا فشار تحريمها کم شود... البته مشروط بر اين که کسی از خطوط قرمز عبور نکند.»....
او گفت که هدف رژيم از مذاکرات، برداشتن فشار اقتصادی است. بنابراين تأکيد کرد که «فعلاً بايد سکوت کنيم و بغض در گلو نگهداريم؛ چون کار بسيار حساسی است و… بايد با ملاحظه عبور کرد».
حقيقت اين است که:
اولاً- خامنه ای به خاطر شکستهای عمده رژيم در همه پهنه های سياسی و اقتصادی، از جمله تحريمهای بين المللی و به خصوص، زير فشار نارضايتی های جامعهٴ ايران، پای ميز مذاکره رفته است.
ثانياً- از آنجا که خامنه ای به خوبی به عواقب متلاشی کننده جام زهر و دست کشيدن از پروژه های اتمی، واقف است، با فاصله گرفتن از مذاکرات، درصدد است راه بازگشت از اين مسير و بر هم زدن ميز را هم باز بگذارد، هر چند که بازگشت از اين مسير، به طور مضاعف، آنها را در ورطهٴ نابودی، فرو خواهد برد.
ثالثا- ولی فقيه رژيم با فاصله گرفتن از دولت روحانی، شقه کشنده در رأس رژيم را هر چه عميق تر می کند. و با بلند کردن تيغ برکناری بالای سر رئيس جمهور نظام، به ناگزير، وضعيت بی ثبات رژيمش را آشکار و تشديد کرده است.
اما نظام ولايت فقيه، بقای خود را در گروی سرکوب داخلی، صدور تروريسم و بنيادگرايی و جنگ افروزی در منطقه و دستيابی به بمب اتمی می داند. به همين خاطر، تا اين رژيم بر سر کار است، از هيچ فرصتی برای پيشبرد اين سياست ها، دست برنمی دارد.
راه حل اين بحران، يکی بيش نيست و آن، سرنگونی تماميت اين رژيم، به دست مردم و مقاومت ايران است.
اين جاست که بايد سخنان مسعود را بازگو کنيم که « مقاومت در برابر اين رژيم، وظيفه و حق مسلم ماست. با او در جنگ بوده و هستيم. با غنی سازی و بی غنی سازی، با اتمی و بدون اتمی... . ، نبرد و مقاومت برای آزادی، حق مسلم مردم ايران در هر وضعيتی است».
اما بايد تأکيد کنم که در حالی که رژيم آخوندی در شکننده ترين موقعيت خود، از سر اجبار و استيصال، به يک قدم عقب نشينی از برنامه اتمی، مجبور شده، غرب نبايد در مذاکرات اتمی، با کوتاه آمدن از قطعنامه های شورای امنيت، به آخوندها امتياز بدهد.
بگذاريد من به صراحت بگويم که در تمامی سالهای گذشته، اين دولتهای غربی بوده اند که با امتياز دادن به اين رژيم، امکان داده اند به بمب اتمی، نزديک شود. و اين مردم و مقاومت ايران است که رژيم ولايت فقيه را به بن بست کشانده است.
پس ای آقايان! با ادامه سياستهای قبلی، به اين دستاورد، لطمه نزنيد.
برخی برای توجيه رويکرد منفعلانه دولتهای غربی، می گويند غرب در حال گذراندن يک دورهٴ آزمايشی با رژيم آخوندهاست. گويا که يازده سال برای آزمايش، کافی نيست! وانگهی اگر می خواهيد همين دورهٴ آزمايشی، به شکست نينجامد، بايد قاطعيت به خرج دهيد.
هيچ چيزی به اندازه سستی نشان دادن، به همين توافقنامه ژنو، ضرر وارد نمی کند.
بر اين اساس، به دولتهای غرب می گوييم:
ـ تضمين محکمی به وجود آوريد که آخوندها نتوانند به بمب اتمی دسترسی پيدا کنند. اين تضمين، جز با تعطيلی سايتهای اتمی، برچيدن کلية سانتريفيوژها، تعطيلی کامل غنی سازی، واداشتن آخوندها به پذيرش بازرسيهای سرزده و اجرای کامل قطعنامه های شورای امنيت، حاصل نمی شود.
ـ رژيم ايران را به توقف شکنجه و اعدام در ايران وادار سازيد.
ـ از اين رژيم در سوريه، عراق و لبنان، خلع يد کنيد و بساط جنگ افروزی و تروريسم آنها را در منطقه جمع کنيد.
ـ آنها را وادار سازيد که برنامه موشکی خود را که در قطعنامه 1929 شورای امنيت نيز منع شده، متوقف کنند.
همچنين به سياستمداران و تاجرانی هم که اين روزها برای معامله با رژيم ايران بيصبری می کنند، يادآوری می کنم که از اقتصاد ويران شدهٴ ايران تحت حاکميت آخوندها، چندان نصيبی نخواهيد برد. وانگهی، در حالی که طرف حسابهای اصلی معاملات تجاری، سپاه پاسداران و نهادهای سرکوبگر هستند، از چنين معاملاتی که به سرکوب مردم ايران و کشتار کودکان سوری و مردم بی دفاع عراق، سوخت می رساند، دوری کنيد!
ياران مقاومت!
سخنانم را با درود به انجمنهای جوانان، زنان، پزشکان، حقوقد انان، استادان و متخصصان ايرانی در نروژ و ساير کشورهای اسکانديناوی، به پايان می برم.
بر تلاشهای خود برای دفاع از آزادی، حقوق بشر و دفاع مجاهدان آزادی در زندان ليبرتی، بيفزاييد.
در برابر سرکوب و اعدام بی وقفه توسط آخوندها، صدای ملت اسير ايران را بلند کنيد و به دولتهای غرب که به خاطر مذاکره با اين رژيم، نقض حقوق بشر در ايران را مسکوت می گذارند، اعتراض کنيد.
کارزار جهانی شما، به خصوص در شرايطی که رژيم، غرق در بحرانهای مرگ زاست، مايهٴ پشتگرمی و اميد هموطنان و به ويژه جوانان به پاخاسته در داخل ايران است.
بر سازماندهی، بر همبستگی و بر پيشرفت و گسترش تشکلهای خود، بيفزاييد. آنچه شما در اعتراضها، در اعتصابها و در کارزار سياسی، حقوقی و تأمين مالی پيش می بريد، همه، اجزای مقاومت تسليم ناپذيری است که برای سرنگونی دشمن مردم ايران، عهد کرده است.
بله، ما برای برپايی يک جمهوری بر اساس جدايی دين از دولت، يک جامعهٴ کثرتگرا، با تضمين برابری زن و مرد، لغو حکم اعدام و يک ايران غيراتمی، عهد کرده ايم. و آن روز خواهد رسيد.
دوستان عزيز!
هفته گذشته، اوکراين آزاد شد. به مردم شجاع اکراين، تهنيت می گويم و برای آنها در مسير تحقق اهدافشان تا پيروزی نهايی، آرزوی موفقيت می کنم. مقاومت مردم اوکراين و ايستادگی آنها، در مقابل هر گونه سازش و مماشات، پيروزی آزادی را محقق کرد. اين مسيری است که مردم و مقاومت ايران بر آن پا می فشارند.
اين مقاومت، خواست مبرم ملت ايران برای آزادی را نمايندگی می کند. و اين خواست، بی ترديد بر تخت پيروزی خواهد نشست.
سلام بر مردم ايران،
سلام بر آزادی،
سلام بر مجاهدان آزادی در ليبرتی،
درود بر همه شما.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر