۱۳۹۲ اسفند ۵, دوشنبه

وحشت رژيم از پيروزی قيام مردم اوکراين، چرا؟

پيروزی قيام مردم اوکراين و فراری شدن ديکتاتور اين کشور، ديکتاتوری آخوندی را سخت به وحشت انداخته است. تا آنجا که روزنامه حکومتی مردم سالاری (4اسفند) در سرمقاله خود همين وحشتزدگی را به فرصت حمله به باند رقيب تبديل کرده و می نويسد: «در تهران برخی با حساسيتی غيرقابل درک به پيگيری مسائل اوکراين می پردازند؛ گويی اين کشور يکی از استانهای ايران اسلامی است».


اين روزنامة باند رفسنجانی ـ روحانی گرچه وحشتزدگی و روحيه باختگی باند خامنه ای را اين گونه مسخره و شماتت مي كند، اما با اين فرار به جلو نمی تواند وحشت باند رفسنجانی را هم بپوشاند. می نويسد: «همزاد پنداری وضعيت اجتماعی اوکراين و ايران خيانت به دموکراسی و مردم سالاری دينی جمهوری اسلامی می باشد». اگر به زعم  اين روزنامة باند رفسنجانی «همزاد پنداری» اوكراين و ايران تحت حاكميت آخوندها نادرست و غيرواقعی است، كدام نگرانی باعث شده تا اين گونه هراسان آن را خيانت به نظام ولايت توصيف كند؟

واقعيت اين است که وحشتزدگی باندهای رژيم آشکارتر از آن است که تحت الشعاع کشمکشهای باندی قرار گيرد. ابراز ترس از سرنوشت مشابه با اوکراين، به تريبون مجلس ارتجاع نيز کشيده شد. آخوند سليمی از مهره های ولايت در جلسه علنی امروز (4اسفند) «اتفاقات اخير در کشور اوکراين» را با قيام مردم ايران در سال88 مقايسه کرد و باند مقابل را «ساده انديشانی» دانست که آن را «يک حادثه می دانستند». آخوند سليمی به باند رقيب هشدار داد که «مبادا در گرداب توطئه های دشمنان غرق» شويد زيرا اين حوادث «نمايش و سناريويی است» که برای نظام هم «خواب ديده بودند».

نتيجه اين که وحشت از «غرق شدن» نظام در دريای خشم خلق، واقعيتی است که آثار آن را در رفتار و اظهارات مهره های هر دو باند رژيم (به رغم جنگ قدرتی با هم دارند)، به روشنی می توان ديد.

اين ترس و نگرانی به خصوص در شرايط زهر خوران باعث هرچه عميق تر شدن شکافی است که رژيم را از رأس تا پايين به دو نيم کرده است. اين وضعيت در مطبوعات باندی آشکار است. روزنامه جوان ارگان بسيج ضدمردمی از باند ولی فقيه در شمارهٴ 4اسفندش با تيتر «سرنگونی دولت اوکراين يک روز پس از اعتماد به غرب» به باند رقيب طعنه زده که مسير غرب گرايی که شما داريد طی می کنيد، به «سرنگونی» می انجامد. متقابلاً روزنامه حکومتی مردم سالاری از باند رفسنجانی به رقبا هشدار می دهد: «اين نوع نگاه در تحليل تعامل ديپلوماتيک با جهان می تواند اشتباهات فاحشی را رقم بزند که برای منافع ايران مخاطره آميز می شود». می توان موارد متعددی از اين نمونه ها را در اخبار جستجو کرد.

اما پيروزی قيام اوکراين، جدای از اين که جنگ و جدال دو باند متخاصم رژيم را دامن زده، پيامها و درسهای قابل توجهی دارد؛ از جمله اين که:
در هر تغيير و تحول بنيادين، نقش تعيين کننده از آن مردم است. پايداری و فداکاری توطئه ها را به شکست می کشاند و پيروزی را محقق می کند. سقوط هر ديکتاتور، ناقوس ساير ديکتاتورها را به صدا در می آورد و پيروزی مردم هر کشور، پشتگرمی و چشم روشنی برای همهٴ مردمی است که عليه ديکتاتوری و ستم به پا خاسته اند؛ از اين رو بايستی پيروزی قيام اوکراين را به مردم ايران تهنيت گفت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر