سفر ننگين کاترين اشتون، رئيس سياست خارجی اتحاديه اروپا به ايران تحت
حاکميت آخوندها، چه دستاوردهايی داشت؟ چه منافعی برای نظام ولايت فقيه و چه
سودی برای اتحاديه اروپا در بر داشت؟
نگاهی به برخی پيامدهای آن در درون رژيم ما را به جواب نزديک می کند:
منصور حقيقت پور عضو کميسيون امنيت مجلس آخوندی کاترين اشتون را به خاطر آنچه «ديدار با يکی از محکومين فتنه ۸۸ در يکی از سفارت ها» عنوان می کرد، مورد اعتراض قرار داد و ناکامی در شتاب فضاحت بار به سمت سراب «تعامل» را به رخش کشيد و گفت: «خانوم اشتون نبايد از اين فضای تعاملی سوءاستفاده کنند و بايد اين را بدانند که ايران اوکراين نيست که بتوانند هر اقدامی را در آنجاانجام دهند». اين عضو مجلس آخوندی سپس با بيان اين که از نظام «مثل چشم هايمان مراقبت خواهيم کرد و از اين پس اجازه اين نوع دخالتها را به آنها نخواهيم داد»، آب پاکی را روی دست فرستادهٴ اتحاديه اروپا ريخت.
حمله پاسدار جزايری، معاون ستاد نيروهای مسلح رژيم به مهمان آخوند روحانی، از اين هم شديدتر بود: «ملاقات اشتون با برخی افراد معلوم الحال بمنزلة نقض قوانين ديپلوماسی و مقدمه سازی برای دخالتهای بعدی است» (ارگان پاسدار رضايی ـ تابناک ـ 19اسفند). پاسدار جزايری ضمن گفتن اين که «تحت هيچ بهانه يی اجازه دخالت غرب در امور داخلی ايران را نمی دهيم»، مزد کاترين اشتون را به خاطر پذيرش حجاب اجباری آخوندها کف دستش گذاشت و گفت: «بهتر است اشتون در فکر برطرف کردن مشکلات حقوق زنان در اتحاديه اروپا باشد». اين جمله همچنين پاسخ اشتون به خاطر ابراز خوشحالی نفرت انگيز او از حضور در ايران تحت حاکميت ملاهای زن ستيز در روز جهانی زن بود.
کريمی قدوسی، يک عضو ديگر کميسيون امنيت مجلس آخوندی، دولت روحانی را به شدت مورد حمله قرار داد که چرا «با چراغ سبز به اشتون برای ديدار با فتنه گران» عزت نظام را «زير سؤال برده است». او دامنهٴ حمله اش را گسترده تر کرد و گفت: «شورای عالی امنيت ملی سکوت نکند؛ چرا آقايان شمخانی و ظريف اعتراض نکردند و فرياد نزدند».
اينها گوشه يی از چنگ و دندان نشان دادن باندها به هم، در جريان سفر کاترين اشتون و ديدارش با سرکردگان باندهای مختلف رژيم است که اين چنين بر شدت جنگ گرگها در نظام آخوندی افزوده است. حالا برگرديم به سؤال ابتدای کلام: اين سفر چه دستاوردهايی داشت؟ چه منافعی برای نظام ولايت فقيه و چه سودی برای اتحاديه اروپا در بر داشت؟
آنچه مرور کرديم، نشان می دهد که اولاً کاترين اشتون جز يک روسری اجباری و مشتی ناسزای پاسدارنشان چيزی به دست نياورده و خسته و سرافکنده به خاطر دويدن بی حاصل به دنبال سراب تعامل گرايی، باز گشته است.
ثانياً نظام زهر خوردهٴ ولايت نيز از اين سفر ننگين جز تشديد جنگ باندی و شتاب گرفتن بيش از پيش در سراشيب فروپاشی چيزی به دست نياورده است.
واقعيت اين است که هر گونه امدادرسانی مماشاتگرانه به رژيمی که جام زهر را سرکشيده اثر عکس می گذارد و به حرکت آن در شيب سرنوشت محتومش سرعت بيشتری می دهد.
نگاهی به برخی پيامدهای آن در درون رژيم ما را به جواب نزديک می کند:
منصور حقيقت پور عضو کميسيون امنيت مجلس آخوندی کاترين اشتون را به خاطر آنچه «ديدار با يکی از محکومين فتنه ۸۸ در يکی از سفارت ها» عنوان می کرد، مورد اعتراض قرار داد و ناکامی در شتاب فضاحت بار به سمت سراب «تعامل» را به رخش کشيد و گفت: «خانوم اشتون نبايد از اين فضای تعاملی سوءاستفاده کنند و بايد اين را بدانند که ايران اوکراين نيست که بتوانند هر اقدامی را در آنجاانجام دهند». اين عضو مجلس آخوندی سپس با بيان اين که از نظام «مثل چشم هايمان مراقبت خواهيم کرد و از اين پس اجازه اين نوع دخالتها را به آنها نخواهيم داد»، آب پاکی را روی دست فرستادهٴ اتحاديه اروپا ريخت.
حمله پاسدار جزايری، معاون ستاد نيروهای مسلح رژيم به مهمان آخوند روحانی، از اين هم شديدتر بود: «ملاقات اشتون با برخی افراد معلوم الحال بمنزلة نقض قوانين ديپلوماسی و مقدمه سازی برای دخالتهای بعدی است» (ارگان پاسدار رضايی ـ تابناک ـ 19اسفند). پاسدار جزايری ضمن گفتن اين که «تحت هيچ بهانه يی اجازه دخالت غرب در امور داخلی ايران را نمی دهيم»، مزد کاترين اشتون را به خاطر پذيرش حجاب اجباری آخوندها کف دستش گذاشت و گفت: «بهتر است اشتون در فکر برطرف کردن مشکلات حقوق زنان در اتحاديه اروپا باشد». اين جمله همچنين پاسخ اشتون به خاطر ابراز خوشحالی نفرت انگيز او از حضور در ايران تحت حاکميت ملاهای زن ستيز در روز جهانی زن بود.
کريمی قدوسی، يک عضو ديگر کميسيون امنيت مجلس آخوندی، دولت روحانی را به شدت مورد حمله قرار داد که چرا «با چراغ سبز به اشتون برای ديدار با فتنه گران» عزت نظام را «زير سؤال برده است». او دامنهٴ حمله اش را گسترده تر کرد و گفت: «شورای عالی امنيت ملی سکوت نکند؛ چرا آقايان شمخانی و ظريف اعتراض نکردند و فرياد نزدند».
اينها گوشه يی از چنگ و دندان نشان دادن باندها به هم، در جريان سفر کاترين اشتون و ديدارش با سرکردگان باندهای مختلف رژيم است که اين چنين بر شدت جنگ گرگها در نظام آخوندی افزوده است. حالا برگرديم به سؤال ابتدای کلام: اين سفر چه دستاوردهايی داشت؟ چه منافعی برای نظام ولايت فقيه و چه سودی برای اتحاديه اروپا در بر داشت؟
آنچه مرور کرديم، نشان می دهد که اولاً کاترين اشتون جز يک روسری اجباری و مشتی ناسزای پاسدارنشان چيزی به دست نياورده و خسته و سرافکنده به خاطر دويدن بی حاصل به دنبال سراب تعامل گرايی، باز گشته است.
ثانياً نظام زهر خوردهٴ ولايت نيز از اين سفر ننگين جز تشديد جنگ باندی و شتاب گرفتن بيش از پيش در سراشيب فروپاشی چيزی به دست نياورده است.
واقعيت اين است که هر گونه امدادرسانی مماشاتگرانه به رژيمی که جام زهر را سرکشيده اثر عکس می گذارد و به حرکت آن در شيب سرنوشت محتومش سرعت بيشتری می دهد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر