۱۳۹۳ فروردین ۴, دوشنبه

اعتراف به شکست استراتژيک در سال۹۲

سخنرانی نوروزی خامنه ای در مشهد، تماماً تلاش و تقلای رقت بار ديکتاتوری از نفس افتاده، شکست خورده و به آخر خط رسيده بود، برای آن که همين واقعيت را ديگرگون جلوه دهد.
بخشی از تلاش خامنه ای در اين سخنرانی که تفصيل همان پيام نوروزی اش بود، صرف آن شد که رژيم در حال سقوط خود را باثبات و برخوردار از پشتوانهٴ مردمی جلوه دهد. وی در اين رابطه به طور مضحکی از حماسه سياسی که گويا سال گذشته در دو حرکت بزرگ به وقوع پيوسته، حرف زد. يکی نمايش انتخابات رياست جمهوری بود که از قضا در آن شکست و تلاشی باند خودش به منصهٴ ظهور رسيد که نتوانست يک کانديدای واحد معرفی کند و ناگزير به روحانی، کانديدای مورد حمايت رفسنجانی بود، تن داد و ديگری نمايش سنواتی 22بهمن رژيم بود که به ادعای او و به رغم گزارش همهٴ رسانه های خبری، گويا تعداد شرکت کنندگان در آن، بدون آن که بتواند حتی يک عدد و رقم کلی ارائه کند، از همهٴ سالهای قبل بيشتر بوده است. نفس آويختن ولی فقيه زهرخورده به اين دو دستاويز شکست خورده و پوسيده، خود گواه نهايت درماندگی اين ديکتاتور مفلوک و تهی بودن دست اوست.
اين تازه وجه سياسی، يعنی وجهی بود که وی در آن ادعای پيروزی داشت؛ از روی آن تا حدودی می توان به عمق درهم شکستگی اقتصادی و فرهنگی که وی خود به شکست در اين دو زمينه معترف بود، پی برد. در اين دو زمينه خامنه ای ادعايش اين بود که «استعداد قوی شدن… زياد داريم». رقت آورتر اين که تلاش کرد اين «استعداد قوی شدن» در آينده را جايگزين از دست رفتن نقد توان اتمی خود کند و گفت: «قوی شدن يک ملت فقط به اين نيست که تسليحات جنگی پيشرفته ای داشته باشد… فقط با تسليحات هيچ ملتی قوی نمی شود». ديکتاتور بخت برگشته به اين ترتيب تنها حسرت و حرمان خود در از دست دادن بمب اتمی، به عنوان ضامن بقای استراتژيک رژيمش را برملا کرد.
ولی فقيه ارتجاع با اعتراف به وضعيت داغان اقتصادی گفت: «يک اهتمام بيش از متعارف لازم است تا ما بتوانيم اقتصاد کشور را به شکلی دربياوريم که از آن طرف دنيا کسی نتواند با يک تصميم گيری و نشست و برخاست بر روی اقتصاد کشور ما و معيشت ملت ما اثر بگذارد». اما نسخه ای که برای آن ارائه داد، همان ياوه «اقتصاد مقاومتی» بود خامنه ای که می داند شعار «اقتصاد مقاومتی» حتی در داخل رژيم نيز مورد مضحکه قرار گرفته، گفت: «آيا اقتصاد مقاومتی که داريم شعارش را می دهيم تحقق پذير و ممکن است يا خيالات خام است؟» و در پاسخ به اين سؤال و در تلاش برای آن که آن را «خيالات» پخته جلوه دهد، انبوهی پوشال و حرفهای ضد و نقيض به هم بافت از جمله اين که:
«يک الگوی علمی متناسب با نيازهای کشور ماست، اما منحصر به کشور ما هم نيست»
دورنزاست، اما برونگراست و با اقتصادهای جهانی تعامل دارد.
«مردم بنياد است و اقتصاد دولتی نيست»
«دانش بنيان است… اما منحصر به دانشمندان نيست»
«عدالت محور است يعنی تنها به شاخصهای اقتصاد سرمايه داری اکتفا نمی کند».

جان کلام و ماحصل همهٴ آن پوشال بافيها در همين جملهٴ آخر نهفته است: «اقتصاد سرمايه داری» يا در واقع همان وابسته گرايی که رفسنجانی مدتهاست با صدای بلند دارد آن را بيان و تبليغ می کند.
خامنه ای به اين سؤال پاسخ نداد که مسئول اين ورشکستگی اقتصادی در حالی که رژيم طی سالهای اخير به اندازه تمام يک قرنی که از اکتشاف نفت در کشور ما می گذرد، درآمد به دست آورد چه کسی است؟
اظهارات خامنه ای در مورد بن بست اجتماعی و خطر انفجار اجتماعی، که به آن تحت عنوان مسأله فرهنگی اشاره می کرد، از اين هم سست تر و پرتناقض تر بود. وی پی درپی به کارگزاران رژيمش نسبت به خطر بسيار «رخنه های فرهنگی» و «حضور دشمن در زمينه مسائل فرهنگی» و اين که «فرهنگ از اقتصاد هم مهمتر است» هشدار می داد، اما در عين حال خودش اين سؤال را که مورد کشمکش باندهای رژيم می باشد را مطرح می کرد که «مسئولان چقدر بايد حساس باشند؟» بدون آن که بتواند پاسخی به اين پرسش جز کلی بافيهای پوشالی نظير مترادف وانمود کردن آزادی با ولنگاری و بی بند و باری ارائه دهد.
خامنه ای به اين ترتيب تنها بن بست ناگشودنی رژيم در زمينه اجتماعی را هر چه بيشتر آشکار کرد. بن بستی که البته هر دو باند رژيم در آن گرفتارند. باند او معتقد است که ايجاد هر گونه شکاف و رخنه در سد اختناق باعث جاری شدن سيلی می شود که تمام رژيم را به خود خواهد برد. و باند ديگر معتقد به ايجاد سوپاپهای اطمينانی برای جلوگيری از انفجار است.
استيصال و فلاکت ولی فقيه زهرخورده در زمينه بين المللی هم بسيار نمايان بود. او کلمه ای راجع به مذاکرات اتمی حرف حرف نزد و تهديدی نکرد. حتی آنجا هم که از دشمنی دشمنان و زياده خواهی آنها حرف می زد، لحن حرفهايش اساساً زاری و ضجه و ابراز نااميدی بود؛ مثلاً آنجا که گفت: «چشممان به دست دشمن نباشد که کی تحريم را برمی دارد. به درک!» اما روشن نکرد که به اين ترتيب تکليف تمام آن بنای پوشالی که تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی» وعده می داد و تماماً بر پايه همين برداشته شدن تحريمها استوار بود، چه می شود؟!
به اين ترتيب، از تمام پيام سخنرانی نوروزی خامنه ای، بوی مرگ به مشام می رسيد. بوی مرگ رژيمی که تمام ذخاير استراتژيک خود را به انتها رسانده و از هيچ جانب هيچ کورسوی اميدی نمی بيند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر