۱۳۹۲ اسفند ۲۰, سه‌شنبه

سخنرانی مريم رجوی در کنفرانس بين المللی به مناسبت روز جهانی زن در مقر مرکزی شورای ملی مقاومت

خانم مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت


خواهران عزيز! 
از ديدار با شما در خانهٴ مقاومت مردم ايران بسيار خوشحالم.
حضور خواهرانمان از اردن، فلسطين مراکش، مصر، سوريه، يمن، سودان، لبنان، پاکستان، رومانی، ايسلند، کانادا، استراليا و آفريقای جنوبی، آن هم در آستانهٴ روز جهانی زن، پيام مهمی دارد.
به نظر من سيمای حقيقی ملتهای خاورميانه، همين همبستگی نمايندگان ملتهای مختلف است که اين جا ـ با وجود مليتها، زبانها، فرهنگها و مذاهب گوناگون ـ کنار هم نشسته ايم. درست در نقطهٴ مقابل تفرقه و کينه توزی و خصومتی که رژيم ملاها و متحدانش در اين منطقه، جاری کرده اند.
مايلم از جانب مردم و مقاومت ايران همبستگی و همدردی عميقمان را با مردم سوريه، و به خصوص با خواهرانمان که در اغلب نقاط اين کشور داغدار و وحشت زده و آواره هستند، ابراز کنم.
آنها همه توسط جنگ شومی درهم کوبيده می شوند که از تهران هدايت می شود. اين جنايتی است که در عراق و در نقاطی مثل انبار و فلوجه و رمادی و موصل و ديالی و حله، جاری است.
پايان دادن به اين مصيبتها، لازمه اش کنار زدن ديکتاتوری مذهبی حاکم بر ايران است و امروز مهم ترين وظيفهٴ جنبش زنان و مدافعان آرمان برابری است.

خواهران عزيزم!
در برابر ما رشته يی از موانع، خصومتها و تباهيها، قد برافراشته است: انواع تبعيضها، نابرابری در خانواده و در آموزش و اشتغال، خشونت ، عقب ماندگی، فقر، اختناق، انواع محروميتها و ممنوعيتها و از همه مهمتر، هيولای بنيادگرايی. کسانی که مدافع آرمان برابری هستند، می خواهند همه اين موانع کنار زده شود و امکان آزاد زيستن در همه پهنه ها فراهم شود. اما برای قدم برداشتن در اين مسير، کوهی از مشکلات وجود دارد. آن قدر زياد و بغرنج که در نظر اول دسترسی به هدف را ناممکن می سازد.
ديکتاتوری و نظام مرد سالار حاکم، يک راه بيشتر در مقابل زنان نگذاشته اند: اين که تسليم شوند؛ يعنی به اطاعت در بيايند و از همين نظام و فرهنگ ستم و بهره کشی، تبعيت کنند، و در واقع، زوال انسانی خود را بپذيرند. زنان مقاومت ايران عليه اين اجبار و سرنوشت کور، شورش کرده اند و راه ديگری خلق کرده اند که نبرد و مبارزه است.
جبههٴ استبداد و جنايت عليه بشريت در منطقه، که محورش رژيم ايران است، برای حفظ قدرت خود انواع موانع و فشارها را عليه اين مقاومت به کار می برند. از جمله، تعقيب و آزار و شکنجه اعضا و هواداران مقاومت در داخل ايران، سرکوب خانواده های اشرفی شيطان سازی و کارزار پخش دروغ و تهمت و به کار بردن انواع روشهای ضدانسانی برای سرکوب اشرفيها.
اشرفيها يازده سال است که تحت يک بازداشت خانگی قرار دارند. يک محاصرهٴ کامل با نقض بسياری از حقوق پايه يی. در صحنهٴ بين المللی هم مماشات دولتهای غرب با رژيم آخوندها، مبارزهٴ ما را با سختی های بسيار مواجه کرده و در مقابل، انواع امتيازها را برای آخوندها فراهم کرده است. همچنين با هزينه کردن و باج دادن های نجومی تلاش می کند همه دولتها را در سرکوب اين مقاومت و ايجاد محدوديت عليه آن سهيم کند. زيرا اين مقاومت به عنوان هماورد اصلی رژيم، بالاترين ترس و نگرانی آن را برانگيخته است.
اين که آمريکا و دولتهای اروپا، به رغم همه تعهداتشان برای تأمين حفاظت ليبرتی، کاری نمی کنند يا حاضر به پذيرش ساکنان ليبرتی در کشورهای خودشان نيستند، يک علت بيشتر ندارد و آن روابط شان با آخوندهاست.

خواهران گرامی!
امروز برای زنان به خصوص در سراسر خاورميانه و شمال آفريقا و آسيای ميانه، مثل ايران، بنيادگرايی چالش سهمگينی ايجاد کرده است. ولی در عين حال، اين چالش بزرگ، ميدانهای نبرد بسيار وسيعی هم برای زنان در اين کشورها فراهم کرده است. در نتيجه، برای زنان در تمام اين منطقه، مبارزه حول محورهای زير اولويت تام و تمام دارد:
1. تلاش برای پيش بردن امر جدايی دين از دولت
2. مشارکت فعال زنان در تدوين قانون اساسي
3. کنار زدن قوانين شريعت ارتجاعی از قانون اساسی
4. پافشاری بر انتخابات آزاد و مشارکت فعال زنان در کلية انتخابات، اعم از انتخابات پارلمان، شوراها، شهرداريها و رياست جمهوری.
اينها نقاط ورود و رخنهٴ بنيادگرايی و تسخير پيشرويها و آزاديهای به دست آمده توسط مردم و خلقها در اين کشورهاست. ناگفته روشن است که رژيم ايران، که تجربه 35سال بنيادگرايی در حاکميت را دارد با اخلال و سنگاندازی و در همين نهادها و انتخابات آزاد است که کشورهای تازه از بندرستهٴ ديکتاتوريها را به کام بنيادگرايی می کشد.
به همين دليل، شرکت فعال شما در اين صحنه ها، مهمترين گام برای مبارزه با دخالتهای رژيم ايران در کشورهای شماست و مبارزه برای سرنگونی اين رژيم، مبارزه يی است که به سرنوشت تمام مردم اين منطقه مربوط است. به همين دليل است که بر اساس تجربه خودمان و شما تکرار می کنم که در قرن بيست و يکم، مبارزه برای برابری زنان، عجين است با مبارزه برای رهايی از ديکتاتوری و بنيادگرايی.
اما سؤال کليدی، اين است که چگونه اين مبارزه را پيش ببريم؟
بر اساس تجربه جنبش ما، با کنار گذاشتن ناباوری؛ به خصوص ناباوری زنان نسبت به خود و ساير زنان، با ايمان و يقين داشتن به توانايی و قدرت زنان، با پشتکار و با قيمت دادن روزانه و از خود گذشتگی برای سايرين و با تسليم نشدن و به استقبال سختيها رفتن و پذيرش تعهدات هر چه بيشتر و متعدد.

دوستان عزيز!
لازمه پيش رفتن در اين مسير، همبستگی است. تلاش دائمی جنبش ما برای برقراری پيوندهای هرچه بيشتر و محکمتر با ملتهای ديگر، به خصوص با زنان و مردان آگاه و آزاده و مسئول اين کشورها، در همين راستاست.
به همين مناسبت، من دست ياری به طرف شما خواهران و همدردان و دوستان مقاومت دراز می کنم و از شما می خواهم که برای حمايت از مجاهدان در زندان ليبرتی، آزادی 7گروگان اشرفی، حفاظت زنان پيشتاز در ليبرتی و ياری مردم ايران، به هر تلاشی که می توانيد دست بزنيد.
تأکيد می کنم که مبارزه برای سرنگونی آخوندهای حاکم بر ايران، مبارزة تمام ملتهای منطقه است و همچنين مبارزه يی است برای برقراری صلح و امنيت در تمام جهان. زيرا تا زمانی که اختاپوس بنيادگرايی در تهران نشسته است، هيچ تضمينی برای صلح و امنيت در منطقه و در تمام جهان نيست. بنابراين تنها راه، اين است که اختاپوس بنيادگرايی را در تهران از ريشه در آوريم. اگر نقش اين رژيم نبود، شک نکنيد که مدتها قبل، بشار اسد سرنگون شده بود و در عراق، نمايندگان واقعی مردم سرکار بودند؛ نه کسانی که از تهران دستور می گيرند. وضعيت در لبنان و فلسطين و ساير کشورها نيز متفاوت بود.
بنابراين؛ حمايت از مقاومتی که برای از ميان برداشتن همين شر بزرگ، به پاخاسته، نه فقط آزادی مردم ايران را تسريع می کند، بلکه در جهت رهايی همه خلقهای منطقه، از بنيادگرايی، تروريسم و زنستيزی است.
ياری و همدلی شما در اين مبارزه، از نظر من بالاتر و مؤثرتر از کار بزرگترين قدرتهاست. حمايت و پشتيبانی شما، قدرت عظيمی است. و به همين دليل، ما به گسترش اين مناسبات، و به هر چه مستحکمتر کردن اين روابط، بسيار معتقد و مؤمنيم. و فکر می کنيم که پيروزی ما و همه مردم منطقه، در گرو اين همبستگی است.
اميدوارم و مطمئنم که در اين مبارزة مشترک، خواهيم توانست به تعهدات مشترکی که خدای بزرگ و تاريخ و ملتهای اين منطقه، بر دوش ما گذاشته اند و از ما انتظار دارند، پاسخ بدهيم.
و من فکر می کنم که در عصر آگاهی، در عصر ارتباطات، در عصری که زنان به ويژه می توانند اين چنين در صحنه حاضر باشند و از جمله جمع امروز، يکی از نمودهای بسيار برجسته و بارز آن است، حق اين است و شايسته است که ما بتوانيم به تعهدات خود پاسخ دهيم. مطمئنم که می رسد روزی که ما جشن پيروزی از شر بنيادگرايی را در تهران، برگزار کنيم. و آن روز، جشن بزرگ همه خلقهای منطقه و دنيا خواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر