در آستانهٴ دور جديد مذاکرات هسته يی، به نظر می رسد که از ميزان حملات
باند مخالف مذاکرات، به دولت روحانی و تيم مذاکره کننده کاسته شده است. اين
که چقدر از اين توقف موقت آتشباريها، به خاطر دستور ولی فقيه و به ملاحظة
وضعيت شکننده رژيم است و چه مقدار ناشی از عوامل ديگر، چندان اهميتی ندارد،
اما اين کاهش حملات، به معنی کاهش جنگ دو باند متخاصم نيست، بلکه به نظر
می رسد که جنگ و جدال به يک جبهه ديگر منتقل شده است. به جبهه اجتماعی، يا
آن چه که به تسامح می توانيم آن را جنگ بر سر زهر اجتماعی بناميم.
صورت مسأله جنگ بر سر دو نقشهٴ مسير متضاد برای حفظ نظام ولايت فقيه است. باند رفسنجانی ـ روحانی يگانه راه نجات رژيم را در سرمايه گذاری خارجی و کشاندن پای شرکتهای خارجی جستجو می کنند، تحقق اين امر مستلزم چيزی است که روحانی در داووس آن را «آرامش اجتماعی» ناميد. حرف اين باند را علی جنتی وزير ارشاد دولت روحانی در جديدترين اظهارات خود چنين بيان کرد: «نمی توانيم افراد را در محيطی محدود محصور و ادعا کنيم، هيچ ارتباطی با دنيا نداريم و به بهانه حفظ ارزشهای اسلامی جلو چيزی را بگيريم».
اين باند که به خوبی از ميزان فشارهای خردکننده بر مردم آگاه است و از انفجار اين ديگ بخار هراسان، می خواهد به خيال خودش سوپاپ های اطمينانی تعبيه کند و قدری از اين فشار درونی را به طور کنترل شده تخليه کند و مانع از انفجار اجتماعی شود. اما اين، همان جايی است که تمام آژيرهای خطر در باند مقابل به صدا درمی آيد و نعره های وامصيبتا! به آسمان می رسد. چرا که در آن خطر ايجاد شکاف در سد اختناق و جاری شدن بی امان سيل خشم و قيام مردم به جان آمده را می بينند.
آخوند خاتمی، نمايندهٴ خامنه ای در نمايش جمعهٴ اين هفته تهران، به وزارت ارشاد رژيم هشدار می دهد که «طوری عمل کنيد که پسوند اسلامی زيبنده شما باشد» و بعد تهديد می کند که «مردم عزيز تا آخرين نفس تا آخرين نفر تا آخرين قطره خون شون پای اسلام و مقدسات ايستاده اند…»
روزنامه حکومتی رسالت از باند خامنه ای در سرمقاله 12اسفند خود، خيلی صريح، با تأکيد بر خطر مجاهدين که طی 3 دهه گذشته مدام در کمين رژيم بوده، به روحانی «هشدار می دهد… مبادا حادثه 18تير سال 78 و حوادث تأسف بار 8ماهه پس از انتخابات خرداد 88 را تکرار» شود. و بعد بدون هيچ تعارفی با ذکر نام، به روحانی اخطار می کند: «اگر او کاری نتواند بکند اين وظيفه به دوش ملت سنگينی می کند تا... دست اندرکار خلق حماسه يی جديد باشند». يعنی به صراحت به رئيس جمهور رژيم وعدهٴ حذف و تصفيه و برکناری می دهد.
روزنامه جوان، ارگان بسيج ضدمردمی نيز در همين روز (12اسفند) با اشاره به نشانه هايی از فتنه که ظهور و بروز پيدا کرده» دولت روحانی را با رگباری از اتهامات که در اين رژيم هر کدامش حکم اعدام دارد، مورد حمله قرار می دهد؛ از قبيل: «تلاش برای براندازی نظام، ضديت با ولايت فقيه، اعتقاد به پلوراليسم فرهنگی و اباحی گری اخلاقی و…».
کار به دايناسورهای قم نيز کشيده است. آخوند مکارم شيرازی هم چوب تهديد بلند کرده که «اگر روند فعلی اصلاح نشود علنی موضعگيری خواهيم کرد». و آخوند مصباح يزدی که از زمان روی کارآمدن روحانی تقريباً ساکت بود، به عراقچی معاون وزير خارجه روحانی که ظاهراً برای توجيه و اقناع او برای ادامه مسير زهرخوران اتمی به ديدارش رفته بود، گفت: «نگرانی اصلی ما» از مسأله اتمی نيست از «سياستهای فرهنگی دولت» … است که زمينه را برای فتنه ای خطرناک تر از فتنه 88 فراهم می کند» (خبرگزاری ايسنای رژيم ـ ۱۲/۱۲/۹۲)
واقعيت هم همين است، اگر زهر اتمی برای رژيم مرگبار است، به خاطر پيامدهای آن است و خطرناکترين پيآمد زهر که در عرض يک روز می تواند تمام رژيم را از هم بپاشد و واژگون کند، پيامدهای اجتماعی زهراست که به سرعت به قيام و به آنچه که در خود رژيم به فتنه مشهور است، راه می برد.
البته باند رفسنجانی ـ روحانی هم آن قدر بی هوش و حواس نيست که اين خطر را درنيابد، از قضا پشتگرمی اين باند هم به همين طلسم اختناق است که اولين شاخص آن اعدامهای جمعی روزمره است که از زمان روی کارآمدن روحانی دو برابر شده است. روزنامه کيهان اين واقعيت را به بيان ديگری به رخ باند مزبور کشيده و خطاب به ناطق نوری که حالا يکی از سران اين باند است، می نويسد: «حضرتعالی و بسياری از مسئولان و صاحب منصبان ديگر، پست و مقام و زندگی آرام و بی دغدغه خود را مديون… کسانی هستيد و هستيم که آنان را «تندرو» و «بی ترمز» می ناميد!»
سؤال اين است که نقشهٴ مسير کدام باند می تواند رژيم را نجات دهد؟ واقعيت اين است که هر دو باند رژيم اشتباه می کنند، چه باند رفسنجانی ـ روحانی که تصور می کنند می توانند با سوپاپ اطمينان جلو انفجار محتوم اجتماعی را بگيرند و چه باند ولی فقيه که خيال می کنند با بگير و ببند و شکنجه و اعدام می توانند مانع صدور اين حکم قطعی تاريخ شوند. زيرا کوچکترين شکاف در سد اختناق به جاری شدن سيل بنيان کن خشم خلق می انجآمد و تشديد مداوم سرکوب هم زمان انفجار را هرچه نزديکتر می کند.
صورت مسأله جنگ بر سر دو نقشهٴ مسير متضاد برای حفظ نظام ولايت فقيه است. باند رفسنجانی ـ روحانی يگانه راه نجات رژيم را در سرمايه گذاری خارجی و کشاندن پای شرکتهای خارجی جستجو می کنند، تحقق اين امر مستلزم چيزی است که روحانی در داووس آن را «آرامش اجتماعی» ناميد. حرف اين باند را علی جنتی وزير ارشاد دولت روحانی در جديدترين اظهارات خود چنين بيان کرد: «نمی توانيم افراد را در محيطی محدود محصور و ادعا کنيم، هيچ ارتباطی با دنيا نداريم و به بهانه حفظ ارزشهای اسلامی جلو چيزی را بگيريم».
اين باند که به خوبی از ميزان فشارهای خردکننده بر مردم آگاه است و از انفجار اين ديگ بخار هراسان، می خواهد به خيال خودش سوپاپ های اطمينانی تعبيه کند و قدری از اين فشار درونی را به طور کنترل شده تخليه کند و مانع از انفجار اجتماعی شود. اما اين، همان جايی است که تمام آژيرهای خطر در باند مقابل به صدا درمی آيد و نعره های وامصيبتا! به آسمان می رسد. چرا که در آن خطر ايجاد شکاف در سد اختناق و جاری شدن بی امان سيل خشم و قيام مردم به جان آمده را می بينند.
آخوند خاتمی، نمايندهٴ خامنه ای در نمايش جمعهٴ اين هفته تهران، به وزارت ارشاد رژيم هشدار می دهد که «طوری عمل کنيد که پسوند اسلامی زيبنده شما باشد» و بعد تهديد می کند که «مردم عزيز تا آخرين نفس تا آخرين نفر تا آخرين قطره خون شون پای اسلام و مقدسات ايستاده اند…»
روزنامه حکومتی رسالت از باند خامنه ای در سرمقاله 12اسفند خود، خيلی صريح، با تأکيد بر خطر مجاهدين که طی 3 دهه گذشته مدام در کمين رژيم بوده، به روحانی «هشدار می دهد… مبادا حادثه 18تير سال 78 و حوادث تأسف بار 8ماهه پس از انتخابات خرداد 88 را تکرار» شود. و بعد بدون هيچ تعارفی با ذکر نام، به روحانی اخطار می کند: «اگر او کاری نتواند بکند اين وظيفه به دوش ملت سنگينی می کند تا... دست اندرکار خلق حماسه يی جديد باشند». يعنی به صراحت به رئيس جمهور رژيم وعدهٴ حذف و تصفيه و برکناری می دهد.
روزنامه جوان، ارگان بسيج ضدمردمی نيز در همين روز (12اسفند) با اشاره به نشانه هايی از فتنه که ظهور و بروز پيدا کرده» دولت روحانی را با رگباری از اتهامات که در اين رژيم هر کدامش حکم اعدام دارد، مورد حمله قرار می دهد؛ از قبيل: «تلاش برای براندازی نظام، ضديت با ولايت فقيه، اعتقاد به پلوراليسم فرهنگی و اباحی گری اخلاقی و…».
کار به دايناسورهای قم نيز کشيده است. آخوند مکارم شيرازی هم چوب تهديد بلند کرده که «اگر روند فعلی اصلاح نشود علنی موضعگيری خواهيم کرد». و آخوند مصباح يزدی که از زمان روی کارآمدن روحانی تقريباً ساکت بود، به عراقچی معاون وزير خارجه روحانی که ظاهراً برای توجيه و اقناع او برای ادامه مسير زهرخوران اتمی به ديدارش رفته بود، گفت: «نگرانی اصلی ما» از مسأله اتمی نيست از «سياستهای فرهنگی دولت» … است که زمينه را برای فتنه ای خطرناک تر از فتنه 88 فراهم می کند» (خبرگزاری ايسنای رژيم ـ ۱۲/۱۲/۹۲)
واقعيت هم همين است، اگر زهر اتمی برای رژيم مرگبار است، به خاطر پيامدهای آن است و خطرناکترين پيآمد زهر که در عرض يک روز می تواند تمام رژيم را از هم بپاشد و واژگون کند، پيامدهای اجتماعی زهراست که به سرعت به قيام و به آنچه که در خود رژيم به فتنه مشهور است، راه می برد.
البته باند رفسنجانی ـ روحانی هم آن قدر بی هوش و حواس نيست که اين خطر را درنيابد، از قضا پشتگرمی اين باند هم به همين طلسم اختناق است که اولين شاخص آن اعدامهای جمعی روزمره است که از زمان روی کارآمدن روحانی دو برابر شده است. روزنامه کيهان اين واقعيت را به بيان ديگری به رخ باند مزبور کشيده و خطاب به ناطق نوری که حالا يکی از سران اين باند است، می نويسد: «حضرتعالی و بسياری از مسئولان و صاحب منصبان ديگر، پست و مقام و زندگی آرام و بی دغدغه خود را مديون… کسانی هستيد و هستيم که آنان را «تندرو» و «بی ترمز» می ناميد!»
سؤال اين است که نقشهٴ مسير کدام باند می تواند رژيم را نجات دهد؟ واقعيت اين است که هر دو باند رژيم اشتباه می کنند، چه باند رفسنجانی ـ روحانی که تصور می کنند می توانند با سوپاپ اطمينان جلو انفجار محتوم اجتماعی را بگيرند و چه باند ولی فقيه که خيال می کنند با بگير و ببند و شکنجه و اعدام می توانند مانع صدور اين حکم قطعی تاريخ شوند. زيرا کوچکترين شکاف در سد اختناق به جاری شدن سيل بنيان کن خشم خلق می انجآمد و تشديد مداوم سرکوب هم زمان انفجار را هرچه نزديکتر می کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر