ارگان پاسدار رضايی دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام و سرکرده پيشين سپاه پاسداران، در سلسله مطالبی درباره انزوای بين المللی رژيم و تاثيرات فعاليتهای جهانی مجاهدين و مقاومت ايران نوشت:
دستگاههای ديپلوماسی کشور می توانستند برای توازن قوا از اروپاييها در مسائل منطقه يی و جهانی به سود منافع نظام بهره گيرند. با وجود اين، مجاهدين بيشتر از ديپلوماتهای ما در ميان سياستمداران اروپايی نفوذ دارند.
پس از روی کارآمدن دولت خاتمی، وزرای اتحاديه اروپا علاقه مندی خود را در ايجاد روابط نشان دادند. اين دوران دوره خوبی بود و ما شاهد گفتگوهای مفصل سياسی و نيز افزايش همکاريها بوديم.
در اين ميان، ناگهان موضوع هسته يی پس از سفر آقای البرادعی به نطنز پديد آمد . جامعه جهانی از پيشرفت پرونده نظام بسيار شوکه شد و گمان نمی کرد نظام تا اين اندازه در بحث هسته يی پيشرفت کرده باشد. موضوع هسته يی آغاز دوره جديد تنش در روابط با اتحاديه اروپا بود. پس از اين که گزارش ايران به آژانس بين المللی اتمی رفت، ما شاهد ادامه روابط نظام با اتحاديه اروپا بوديم. هدف اين بود که پرونده هسته يی در سطح اتحاديه اروپايی حل شود. در اين مقطع پرونده هسته يی به شورای امنيت نرفته بود و بيانيه سعدآباد با اروپاييها امضا شد که سرانجام به دليل زياده خواهی های اروپاييها روند حل موضوع هسته يی شکست خورد.
روابط نظام با اروپا از آن زمان، نزديک به ۹ سال عملاً در گروی پرونده هسته يی قرار گرفت. به اين ترتيب، روابط ايران و اروپا در ديگر مسائل حتی روابط ديپلوماتيک و تجاری به شدت کاهش پيدا کرد و روابط از دوران خوش خود خارج شد و دوباره ما وارد مقطعی از کاهش روابط شديم.
چيزی که می خواهيم بگوييم، اين است که منافع ما با اروپايی ها زياد است. ما بايد از چرخه اقتصاد عليه اروپا بهره گيريم، ولی متأسفانه اين برعکس شده و آنها اين چرخه را عليه ما به کار می گيرند.
سازمان مجاهدين می تواند در اتحاديه اروپا سخنرانی کند و نفوذ کرده و تاثيرگذار باشد، در حاليکه ديپلوماتهای ما اين قدرت را ندارند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر