به صحنه آمدن مجدد رفسنجانی طی يک هفته اخير حکايت از نيت او و خوابهايی می
کند که برای آيندهٴ خودش و نظام ولايت ديده است. او بار ديگر به نقل قول
از خمينی متوسل شد تا بدين وسيله طرف مقابلش يعنی خامنه ای را مات کند.
آشکارا زيراب رقيبش را زد و گفت «فقدان رهبری جامع الشرايط خون مردم و
جوانان را در خيلی از کشورهای اسلامی هدر داد». از امام دجالش تعريفها کرد و
با طعنه به خامنه ای گفت «حل مسايلی چون پايان جنگ هشت ساله و تأسيس مجمع
تشخيص مصلحت نظام برخاسته از درايت سياسی بود». رفسنجانی گفت: اين حرفها و
اقدامات خمينی برای کنترل «تندروی هايی بود که برخی به اسم انقلاب و اسلام،
امنيت اجتماعی مردم را مخدوش می کردند» و تأکيد کرد مهم اين است که خمينی
«تمام اين کارها را برای دوران پس از خودش انجام داد». تا اين جا ديديم که
رفسنجانی با استفاده از اهرم خمينی به باند خامنه ای هشدار داد که بايد
بساطشان را جمع کنند و برای زدن زيراب «رهبری» خود خامنه ای نسبت به خطر
«فقدان رهبری جامع الشرايط» برای رژيم هشدار داد. يعنی زمينه را برای اعلام
خودش به عنوان منجی رژيم هموار کرد.
متقابلاً خامنه ای هم طبق معمول جواب او را در ارگان خودش يعنی کيهان داده است. کيهان البته در پاسخ، با کنار گذاشتن هر گونه تعارف و ملاحظه يی، انگشت را روی خواسته اصلی رفسنجانی و باندش گذاشته و نوشته است: «انتخاب استراتژی گره زدن تمام مشکلات معيشتی به موضوع هسته ای» برای اين است که نتيجه گرفته شود که «يگانه راه رسيدن به هدف مطلوب، از مسير سياست خارجی می گذرد و حلال مشکلات پيش روی اين مسير نجات بخش نيز خود آمريکاست!»..
به اين ترتيب مشاهده می کنيم که چگونه آثار زهر هر روز آشکارتر می شود. اکنون سه هفته بعد از اولين جرعهٴ زهر، خامنه ای و رفسنجانی رودرروی هم ايستاده اند و برای قبضه کردن قدرت با دو نقشه مسير کاملاً متفاوت چنگ در چنگ هستند. هر دو چشم به آن سوی اقيانوسها چشم دوخته اند. آن يکی تلاش می کند با تهديد و فريب باز هم مثل گذشته مسير مماشات را باز و هموار نگهدارد و اين يکی می خواهد با چشمک زدن به همان نقطه خود و رژيمش پا به گورش را به همان نقطه بياويزد. خامنه ای می خواهد هم چنان عمامه ولايت را حفظ کند و رفسنجانی در جستجوی تاج اکبرشاهی است و البته هر دو در کشتی درهم شکستهٴ نظام ولايت خوابهای آشفته و کابوسهای خطرناک می بينندـ.
متقابلاً خامنه ای هم طبق معمول جواب او را در ارگان خودش يعنی کيهان داده است. کيهان البته در پاسخ، با کنار گذاشتن هر گونه تعارف و ملاحظه يی، انگشت را روی خواسته اصلی رفسنجانی و باندش گذاشته و نوشته است: «انتخاب استراتژی گره زدن تمام مشکلات معيشتی به موضوع هسته ای» برای اين است که نتيجه گرفته شود که «يگانه راه رسيدن به هدف مطلوب، از مسير سياست خارجی می گذرد و حلال مشکلات پيش روی اين مسير نجات بخش نيز خود آمريکاست!»..
به اين ترتيب مشاهده می کنيم که چگونه آثار زهر هر روز آشکارتر می شود. اکنون سه هفته بعد از اولين جرعهٴ زهر، خامنه ای و رفسنجانی رودرروی هم ايستاده اند و برای قبضه کردن قدرت با دو نقشه مسير کاملاً متفاوت چنگ در چنگ هستند. هر دو چشم به آن سوی اقيانوسها چشم دوخته اند. آن يکی تلاش می کند با تهديد و فريب باز هم مثل گذشته مسير مماشات را باز و هموار نگهدارد و اين يکی می خواهد با چشمک زدن به همان نقطه خود و رژيمش پا به گورش را به همان نقطه بياويزد. خامنه ای می خواهد هم چنان عمامه ولايت را حفظ کند و رفسنجانی در جستجوی تاج اکبرشاهی است و البته هر دو در کشتی درهم شکستهٴ نظام ولايت خوابهای آشفته و کابوسهای خطرناک می بينندـ.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر