در روزهايی که يادآور قيام عاشورای سال هشتاد و هشت و به لرزه افتادن ارکان رژيم ولايت فقيه است، سردمداران باندهای ولايت به صحنه آمده اند تا تحت عنوان سالگرد تجمع فرمايشی 9دی، وحشت مشترکشان را از قيام بزرگی که در راه است، ابراز کنند. باند خامنه ای از قيام تحت عنوان تکرار «فتنهٴ 88» ياد می کند و باند رفسنجانی تحت عناوينی مثل «طغيان لشکر فقر!». اما ابراز وحشتها به گونه يی است که گويی بحث مربوط به همين روزها و همين امسال است و نه يادآوری و بازگويی خطر قيامهای سال 88. مثلاً پاسدار مقدمی فر، معاون فرهنگی سپاه پاسداران هشدار می دهد که «فتنه های جديد و پيچيده تر هم چنان باقی و در پيش» است.
نکتهٴ قابل توجه ديگر اين است که احساس اين خطر مشترک آن هم با اين چشم انداز نزديک، باعث کمتر شدن شکاف ميان باندها نشده، بلکه بر شدت جنگ باندی افزوده است. نگاهی با اظهارات سردمداران رژيم و آنچه در رسانه های باندها جريان دارد اين واقعيت را به خوبی نشان می دهد.
نکتهٴ سوم تشديد روزانهٴ لحن جنگ لفظی باندها به ويژه در رأس نظام است. به طوری که رفته رفته تعارفات را کنار می گذارند و مثلاً رفسنجانی را با نام و با صراحت تمام هدف حمله قرار می دهند. يک نمونه اش اتمام حجت آخوند احمد خاتمی با رفسنجانی يا صفار هرندی عليه او است. امام جمعهٴ نمره موقت رژيم در تهران به رفسنجانی هشدار می دهد که «طوری موضع نگيرد» که «کل نظام زير سؤال برود»، چون خامنه ای دارد رژيم را از يک «گردنهٴ سخت» عبور می دهد و بايد کمکش کرد. صفار هرندی در تلويزيون رژيم بدون نام بردن از رفسنجانی او را متهم می کند که بقدری «دست يافتن» به منصب براش مهم است که «بديهيأت را زير پا» می گذارد.
در مقابل نيز آخوند روحانی، در محدوده يی که با توجه به موضع خودش به عنوان رئيس جمهور ارتجاع برايش امکانپذير است، تحت عنوان «افراطی گری» به رويارويی آشکار با خامنه ای می پردازد و به باند رقيب گوشزد می کند که چون درگير مذاکرات جدی با «قدرتهای جهانی» هستيم، «مصلحت کشور اقتضا می کند بالاترين درجه وحدت و انسجام ملی را نشان دهيم».
مطهری از باند رفسنجانی در مجلس ارتجاع با اذعان به اين که «پس از گذشت چهار سال»... «هنوز مسأله فتنه... ورد زبانهاست» قوة قضاييهٴ آخوندی را مقصر دانسته و به صراحت می گويد که اين قوه از «دفتر و دستگاههای امنيتی و اطلاعاتی» تأثير می پذيرد. منظورش از «دفتر»، بيت ولايت است. ببينيد درجه رويارويی به کجا رسيده است.
اين تشديد رويارويی در حالی هر روز ابعاد جديد و گسترده تری پيدا می کند که هر دو باند به شدت به پيشبرد مذاکرات و به سرانجام رساندن جام زهر تحميلی ژنو، نياز دارند تا در بحبوحهٴ بحرانهای بی درمان اقتصادی ـ اجتماعی، «راه نفسی» حتی موقت برای نظام ولايت باز شود. اما باند خامنه ای می خواهد از همين حالا طوری در اين مسير پيش برود که در مراحل بعدی بتواند در جنگ قدرت زمينهٴ مهار باند رفسنجانی و به مرور حذف و جراحی بزرگ در جسم نظام را محقق کند. از اين روند می توان چنين نتيجه گرفت که جنگ باندی و شقه در رأس نظام دارد به نقطهٴ بلوغ خود نزديک می شود. زهر هر روز بيشتر از قبل اين وضعيت را تشديد می کند و جرعه های بعدی قطعاً بر شتاب آن خواهد افزود. اگر اين نتيجه گيری درست باشد، بايد در روزها و هفته های آينده منتظر نمودهای بارزتر آن در درون رژيم باشيم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر