۱۳۹۲ آذر ۲۴, یکشنبه

کنفرانس در پارلمان انگلستان: بحران اتمی و نقض حقوق بشر در ايران ـ اعتصاب غذا و کارزار جهانی برای آزادی ۷گروگان اشرفی (قسمت آخر)



پارلمان انگلستان
کنفرانس در پارلمان انگلستان
بحران اتمی و نقض حقوق بشر در ايران
اعتصاب غذا و کارزار جهانی برای
آزادی 7گروگان اشرفی و حفاظت از ليبرتی
10دسامبر2013 (19آذر1392)


برايان بينلی، نمايندهٴ پارلمان انگلستان
ما از صحنه های فيلمهای وحشتناکی که از حمله اول سپتامبر ديده ايم به خوبی می دانيم 52اشرفی به شيوه بسيار شقاوت باری کشتار شدند. اسفناک است که چنين کشتارهايی چيز جديدی برای رژيم ايران نيستند و در حکومت مالکی در عراق دارند به طور بسيار تکاندهنده يی عادی می شوند.
رژيم کنونی ايران از خمينی تا خامنه ای و از خاتمی تا روحانی سياست بقايش را بر سرکوب تام و تمام اپوزيسيون قرار داده است.
از زمان به قدرت رسيدن او (روحانی) رژيمش بيش از 400نفر را اعدام کرده است. وی خودش بيش از 16سال دبير شورای عالی امنيت ملی رژيم و در قلب سياستهای خامنه ای بوده است. اين فرد يک اصلاح طلب نيست، او تنها يک عامل ديگر اين رژيم است که ماسک يک مدره را به صورتش زده و تمام چيزهايی که در پشت آن ماسک است شر و شرارتی است که اين به اصطلاح حکومت مذهبی برای مردمش به ارمغان آورده است. بنابراين بگذاريد فريب اين ماسک مدراسيون را نخوريم، وقتی که در پشت اين ماسک هنوز همه شر وجود دارد و مردی که آنها رئيس جمهور می نامند در تمام آن اعمال شرور و شيطانی دست داشته است.
شما می دانيد در دورانی که او يک عضو شورای عالی امنيت ملی ايران بود، ما شاهد شکنجه بوده ايم، شاهد اعدام بوده ايم، می بينيم که حداقل آزاديها از مردم آن کشور دريغ می شود و شاهد حمايت آنها از تروريسم بين المللی بوده ايم و در نهايت ديده ايم که او بدون ترديد تلاش می کند در نقض مستقيم پيمانهای بين المللی، به تسليحات اتمی دست يابد. مماشات طلبان و استمالت جويان اين رژيم تلاش خواهند کرد به شما بگويند تنها چيزی که بايد برای ما اهميت داشته باشد اين است که مطمئن شويم رژيم ايران به تسليحات اتمی دست نيابد.
واقعيت اين است که رژيم ايران در يک موقعيت ضعيف، در کمال استيصال و نيازمند خلاصی از تحريمها، به پای ميز (مذاکره) آمد. من بر اين باورم که به زودی زود خواهيم ديد اين همان رژيم قبلی است، که به همان شيوه قبل معامله می کند، بدون اين که هيچ اهميتی به حقوق بشر بدهد. يک حکومت مذهبی قرون وسطايی که رعب و ترور و تفتيش عقايد می کند و اين ماهيت رژيمی است که با آن معامله می کنيم. ما بايد خواهان اجرای کامل تمام قطعنامه های شورای امنيت شويم، به ويژه توقف کامل غنی سازی اورانيوم، موافقت با پروتکل الحاقی و اجازه دسترسی بلا مانع بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی هم به مراکز و تأسيسات اتمی که از آن مطلعيم و هم مراکز اتمی که به آن مظنون هستيم. متأسفانه، من معتقدم سياست مماشات و دلجويی، آشکارا موضع غرب را درباره اشرف تحت نفوذ قرار داده است. ما بايد در مورد سياست مماشات و استمالت بسيار هشيار و با احتياط باشيم و با رژيم ايران بر اساس واقعيات سخت و نه وعده های پوشال برخورد کنيم. تحريمها تأثير بسيار زيادی بر دسترسی رژيم به پول و سرمايه داشته است و اين همان سرمايه يی است که سوخت برنامه تسليحات اتمی رژيم را توليد می کند. تحريمها و تظاهرات مردم ايران چيزهايی است که رژيم را به پای ميز مذاکره آورد.
ديويد کامرون و ويليام هيگ اکنون بايد آشکارا و به طور علنی خواهان آزادی هفت گروگان کمپ اشرف شوند. اگر آنها در سياست خارجی شان ذره يی نجابت و شرافت دارند، بايد اين کار را بکنند. ما می خواهيم اقدام و عملکرد واقعی از وزارت خارجه انگلستان ببينيم و اگر آن را نبينيم، اگر اين کار نشود، احساس خواهيم کرد، دولتی که از آن حمايت می کنيم، ما را سرخورده کرده است. بنابراين بگذاريد از اين جا اين پيام برود، منتقل شود، اين چيزيست که می خواهيم، چيزيست که انتطار داريم

ديويد ايمس، نمايندهٴ پارلمان انگلستان من امروز با احساسی از غم و خشم به اين جا می آيم. در اين مدت که با اپوزيسيون ايران و ساکنان کمپ اشرف آشنا شده ام می دانم که شجاعت و توانمندی و قدرت هميشه اميد وجود دارد.
اپوزيسيون ايران متحمل اعدام، شکنجه و سرکوب بسياری از اعضايش شده است. اما، ستمديدگان قويتر برگشته اند. آنها با برچسبها و ممنوعيتهای غرب مواجه شده اند. اما با آن جنگيدند و پيروز شدند و قوی تر از قبل برگشتند. رژيم ايران و مقامات عراقی نبايد هيچ خيال باطلی را در سر داشته باشند. آنها قادر نخواهند بود ارادهٴ محکم اپوزيسيون ايران را بشکنند و هرگز نمی توانند خواست مردم ايران را برای آزادی، عدالت، رحمت و شفقت و دموکراسی، از ميان بردارند. خواستهای ما در مورد هفت گروگان در آنجا و ساکنان ليبرتی بسيار ساده است. دليلی که آنها در وضعيت کنونی به سر می برند اين است که آمريکا و سازمان ملل به تعهدات مکررشان برای حفاظت از آنها عمل نکردند. بيش از 100نفر کشته شده اند و آمريکا و سازمان ملل هنوز در حفاظت از اين مخالفان ناتوانند، هر چند، دولت ما هم نمی تواند خود را از مسئوليتهايش مبرا کند. ما متحد اصلی در جنگ عراق بوديم و به عنوان يک بازيگر بين المللی وظيفه داريم. نخست وزير و وزير خارجه ما بايد با جديت بخواهند که دولت عراق هفت گروگان را آزاد کند و ليبرتی توسط نيروهای سازمان ملل حفاظت شود و روی آن پافشاری کنند. به رغم دروغها و مخفيکاريهای مالکی و تلاش بيهوده برای انکار اين که هفت گروگان اشرف در دست دولت اوست، دولت ما بايد از او حسابرسی کند و برای آزادی فوری گروگانهای اشرف و سلامت و امنيت آنها، مسئول بداند. متأسفانه موضع کنونی در مورد گروگانها و کمپ ليبرتی بيانگر سياست جاری نسبت به رژيم ايران است. ما سالهای سال است به ساز رژيم ايران رقصيده ايم. ما به رژيم ايران امتياز بعد از امتياز می دهيم و هنوز اين رژيم بلامانع و بدون مخالفت توان اتميش را گسترش می دهد.
خانمها و آقايان، زمان در مورد برنامه اتمی ايران و گسترش آن دارد به پايان می رسد. در ورای همه چيز، ما بايد با حمايت از راه حل سوم خانم رجوی از آرزوهای دموکراتيک مردم ايران و اپوزيسيون دموکراتيک سازمان يافته آنها برای تغيير رژيم، حمايت کنيم.
بنابراين در انتها خانمها و آقايان، مردم ايران سالهاست با تجاوزات وحشتناک به حقوق بشرشان مواجه بوده اند و اين امر با رئيس جمهور جديد رژيم تغيير نکرده است. ما نبايد فراموش کنيم که رئيس جمهور رژيم ايران سالها بخشی از اين رژيم بوده است. او جلودار سرکوب تظاهرات دانشجويی در قيام1999 بوده است و تحت رهبری او تا به امروز 400نفر اعدام شده اند. ما نبايد به اين مرد به عنوان کسی که می توانيم با او تجارت کنيم، خوشآمد بگوييم، بدون اين که از تاريخچه و سابقه و رابطه او با رژيم در گذشته مطلع باشيم. او تنها چهرهٴ جديد به اصطلاح محترم همان رژيم است. يک قاتل لبخند به لب. سياست ما نسبت به رژيم بايد قوی و مؤثر باشد. ما بايد بخواهيم که رژيم از حمايت از تروريسم دست بردارد. ما بايد بخواهيم که رژيم از تأمين حمايت نظامی و مالی سوريه برای سرکوب مردم دست بردارد. ما بايد بخواهيم که رژيم از دخالت در عراق دست بردارد و کار روی برنامه اتميش را متوقف کند. ما بايد اين چيزها را بخواهيم و اگر خواستهای ما برآورده نشود، رژيم بايد در انزوا قرار گيرد و با تحريم روبه رو شود. دولت ما در کنار ديگران يک وظيفه روشن و مشخص دارد که در پرونده ليبرتی وهفت گروگان دخالت کند. نخست وزير و وزير خارجه ما بايد آشکارا و به طور علنی خواهان آزادی گروگانها شوند و آنها بايد سازمان ملل را وادار کنند تا حفاظت از کمپ ليبرتی را تأمين کند. انجام ندادن اينکار منجر به از دست رفتن جانهای بيشتر خواهد شد. اينها شجاع ترين مردم ايران هستند، کسانی که تمام زندگی خود را وقف نبرد برای آزادی و دموکراسی در کشورشان کرده اند. ما نه تنها بايد از آنها حفاظت کنيم، بلکه بايد از خواستهايشان حمايت کنيم.

لرد مگينس، عضو مجلس اعيان آقای رئيس، خانمها و آقايان، دوستان،
اکنون به جای اين که به ايران هزاران مايل دور بروم، می خواهم به خيابانی به فاصله چند صد متری اين جا، به دفتر وزارت خارجه و مشترک المنافع خودمان، به دفتر نخست و زير و دفتر کابينه بروم، و می خواهم بپرسم آيا ما، آنهايی از ما که شهروندان بريتانيايی هستيم نبايد احساس مسئوليت کنيم! هرقدر هم که ممکنست شرمنده باشيم، آيا نبايد اين واقعيت را بپذيريم که ما در مورد مردم ايران کوتاهی کرده ايم!
طی ماه گذشته، من در واقع با معاون نخست وزير عراق صحبت کردم که به اين جا آمده بود و با اعضای پارلمان و اعضای مجلس عوام صحبت کرد. از آن پس من هر هفته درباره 7 گروگان به او نوشتم. يک پاسخ دريافت کردم که گفت، ”ببخشيد من هنوز به عراق برنگشته ام“. وقتيکه از او در مورد اين موضوع سؤال کردم همان طوريکه از وزير خارجه سؤال کردم، او ايستاد و گفت خوب ما نمی دانيم. اما در اين مورد پرس و جو خواهم کرد. واقعيت اين است که او از اين جا فرار کرد و مانند دولت مان اعتنايی نکرد.
خانمها و آقايان بايد تلاشهايمان را در خانه، در اين جا، روی دفتر وزارتخارجه، روی ويليام هيگ، که سکوت کرده اند، متمرکز کنيم. ما از سازمان ملل انتقاد می کنيم. سازمان ملل آژانسی است که به نمايندگی از طرف دولتهای مستقل مانند آمريکا، مانند بريتانيا کار می کند و اين در محدوده مسئوليت آنهاست که ما بايد تغييرات را ايجاد کنيم. آنوقت من بايد آنهاييکه اين جا نشسته اند و در اعتصاب غذا هستند را تأييد کنم. من قبلاً به آنها گفته ام، و بار ديگر به شما می گويم، من هر روز شما را در دعاهايم بياد می آورم. اميدوارم که چيزی که متحملش می شويد به موفقيت خواهد گراييد. من از تکرار مطالب خسته شده ام، اما هرگز از حمايت از شما خسته نخواهم شد.
خدا شما را حفظ کند. بهترين آرزوها را برايتان دارم.

سر جفری بايندمن، حقوقدان بارتبه مشاورت ملکه تعجب آور خواهد بود اگر من حرف جديدی بعد از اين سخنرانيهای فصيح توسط اين انسانهای وارسته داشته باشم. بنابراين من آنچه را که برايان بينلی گفت و لرد مگينس گفت را تأييد می کنم که بايد روی دولت فشار گذاشته شود تا آنها را مجبور کنيم به صدای ما گوش فرا دهند. ما علاوه بر صحبت کردن به عمل هم نياز داريم. من می گفتم اشتباه است که تحريمها را برداريم و برعکس به نظرم بايد تحريمها را تشديد و روی موضوعاتی که امروز در اين جا در حال صحبت بر سر آنها هستيم، متمرکز شد. اين جا موضوعات بسيار عمده حقوق بين الملل وجود دارد و نقض واضح قوانين بين المللی توسط رژيمهای ايران و عراق. مشکل اين است وقتی داريم ازحقوق بشر صحبت می کنيم، اين را بايد به رسميت بشناسيم که حقوق بشر سياست را برمی انگيزد و بايد سياست را برانگيزد ولی حقوق بشر بالاتر از سياست است و سياستمداران نبايد حاضر باشند که حقوق بشر را قربانی کنند يا وجه المصالحه مسائل ديپلوماتيک يا سياسی قرار دهند تا بتوانند دستاوردهای ديپلوماتيک يا سياسی داشته باشند. وقتی نقض حقوق بشر بنيادين توسط اين دو رژيم صورت می پذيرد، در اين صورت آنها (دولت انگلستان) بايد به اين موضوع اولويت بدهند و بايد ابتدا به آن بپردازند و بايد عمل کنند و بايد محکوم کنند و بايد اين نقض حقوق بشر را متوقف کنند. بايد بگويم در مقابل کسانی که برای اين مدت طولانی در اعتصاب غذا بوده اند، احساس خضوع می کنم. اين برای وکلا و همين طور برای سياستمداران خيلی ساده است که حرف بزنند و تحليل کنند، اما اعمالی مشابه آنچه که شما به آن دست زده ايد، نياز به شجاعت واقعی و از خود گذشتگی واقعی دارد و من فقط اميدوارم به پيروزی که همه ما خواهان آن هستيم، برسيم.

الفين لويد، نماينده پارلمان انگلستان
البته بگذاريد بگويم من بر اين اعتقاد هستم و ما به عنوان يک حزب بر اين باور هستيم که اين بی عدالتيها مدت زيادی است بيش از حد ادامه يافته است و من اميدوار هستم حالا که يک اتفاق نظر جامع در تمامی احزاب سياسی و هر دو مجلس انگلستان وجود دارد ما اکنون قادر باشيم که باندازه کافی فشار بياوريم تا به اين سرکوب و ستمگری خاتمه دهيم. من فقط می توانم تصور کنم که شما چه رنجی می کشيد و من فقط می توانم تصور کنم. ولی می دانم نمايندگان بسياری هستند که به شما سمپاتی زيادی دارند و من فکر می کنم کاری که ما بايد بکنيم مثل نمونه مجلس لردها، با برايان بتوانيم اين موضوع را به هر ميزان که می توانيم و به طور مستمر و هر وقت فرصت دست دهد، در مجلس عوام نيز مطرح کنيم. من برای شما آرزوی موفقيت می کنم و می دانم که اين مسائل و مشکلات يک شبه حل نمی شود. ولی اين مسائل هيچ وقت حل نخواهد شد مگر اين که ما همه با هم کار کنيم و به فشارهای خودمان ادامه دهيم و از اين بابت اطمينان خاطر حاصل کنيم که رژيمها حقوق بشر را زير پا نگذارند و نقض نکنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر