۱۳۹۲ آذر ۲۰, چهارشنبه

پيام به صحنه آمدن خامنه ای؟

به صحنه آمدن هراسان و سراسيمه ولی فقيه ارتجاع، سه روز پس از 16آذر، چه پيامی دارد؟ مگر در دانشگاهها چه اتفاقی افتاد که خامنه ای را مجبور کرد از آن تحت عنوان «مسائل مخرّب فرهنگی» نام ببرد و فرمان برپا کردن دوبارهٴ آن دستگاه درهم شکسته سرکوب دانشگاهها را بدهد. همان دستگاه منفور موسوم به «شورای انقلاب فرهنگی» که خمينی برای به بند کشيدن و استحاله دانشگاه به وجود آورد، اما شکست خورد و از دور خارج شد. مگر چند شعار «مرگ بر ديکتاتور» و «دانشجو می ميرد، ذلت نمی پذيرد» چه بود که خامنه ای به دنبال آن دانشجويان را «علفهای هرز» ناميد. اين شعارها چه خطری برای رژيم دارد که ولی فقيه ارتجاع «حساس بودن» و «مقابله» با آنها را از «وظايف حکومت» اعلام کرد و حتی «مسئوليت شرعی و قانونی» همهٴ باندهای نظام دانست. خامنه ای آن قدر نگران بود که به رئيس جمهور نظامش حمله کرد و او را به «اظهارات غيرمسئولانه در خصوص لزوم آزاديهای فرهنگی» متهم کرد. چنان وحشت زده بود که از خطر «دير جنبيدن» در قبال آنچه «پديده های نوظهور تهاجم فرهنگی» می ناميد، دم زد و تأکيد کرد که دولت بايد مواظب باشد «دانشگاهها به هيچ وجه جولانگاه جريانهای سياسی نشود».
حالا به سؤال اول باز گرديم: به صحنه آمدن اين چنين هراسان ولی فقيه ارتجاع سه روز پس از 16آذر چه پيامی دارد؟
جواب را می توان در نکته خلاصه کرد:
1ـ طنين شعار «مرگ بر ديکتاتور» در دانشگاهها مانند مشعلی در تاريکی ديوار اختناق مطلق را شکافته و نظام ولايت فقيه را به لرزه درآورده است.
2ـ جرعهٴ زهر چنان برجسم فرتوت نظام ولايت فقيه اثر گذاشته که حتی طنين شعار «مرگ بر ديکتاتور» در دانشگاه، ارکانش را به لرزه در می آورد. واقعيت اين است که رژيم آخوندی طی بيش از سه دهه رويارويی به پيکری ناتوان با چنان زخمهای عميق و چرکينی تبديل شده است که حتی يک تلنگر فرياد ولی فقيهش را به آسمان می رساند. به نظر می رسد خامنه ای و تمامی سردمداران رژيمش حق دارند چنين وحشت زده و سراسيمه باشند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر