مارک گينزبرگ، سفير پيشين آمريکا در مراکش:
صبح شما به خير خانمها و آقايان،
اسم من مارک گينزبرگ است. من وقتی به ساختمان سنا بازمی گردم احساس می کنم هنوز بخشی از جمع شما هستم زيرا شغل حرفه يی خودم را در اين جا آغاز کردم. در سال 1971، وقتی 20سال سن داشتم، کار خودم را در دفتر سناتور تد کندی آغاز کردم.
من می دانم که شما در حال حاضر مشغول رسيدگی به شمار فوق العاده زيادی از مسائل بعد از سخنرانی سالانه رئيس جمهور هستيد. چرا که دامنة اين سياست گذاری عوامل مختلفی را در بر می گيرد، نه تنها در زمينه توافق هسته يی، بلکه همچنين سياست آمريکا در عراق، سياست رژيم ايران در عراق و بالعکس، و همچنين موقعيت نزديک به 3000تن که در زندان ليبرتی در مرکز خطرات و آتش جنگ هستند. اين 3000نفر به فوريت خواهان امنيت از گزند دولت عراق هستند.
دليل حضور امروز من در اين جا اين است که در مورد اهميت عمل کردن آمريکا به وظايف خودش، با شما صحبت کنم. آمريکا به وظيفه يی که نسبت به 3000 پناهندهٴ ايرانی ساکن کمپ ليبرتی دارد هنوز عمل نکرده است.
در دوران مالکی، آنها مورد اذيت و آزار و حمله قرار گرفته اند و از امنيت محروم شده اند، به رغم اين که در تمام مدت قرار بود سازمان ملل مسئول امنيت، سلامت و آسايش آنها باشد. اهميت موضوع برای من اين است که اين يک نمونه ساده ديگر از بحران پناهندگی نيست. آمريکا به طور کتبی رسماً نسبت به آنها متعهد شد که امنيت و سلامت آنها را تأمين کند و آنها را به نقطه امنی برساند. ، بايد يادآوری کنم که نمايندگان ارشد اين سازمان نقش کليدی در افشای اطلاعات فوق العاده مهمی در رابطه با برنامه هسته يی رژيم ايفا کردند.
من می دانم که در دوران بسيار پيچيده يی در چارچوب روابط رژيم ايران و آمريکا هستيم، اما نبايد يک اقدام بسيار مهم و اساساً بشردوستانهٴ آمريکا و عمل کردن به تعهدات را بيش از اندازه پيچيده نمود.
يک نکته که برای من روشن بوده اين است که تلاشی سخت و ادامه دار از طرف نمايندگان رژيم ايران در جريان بوده تا ساکنان کمپ ليبرتی را بی اعتبار کنند و بگويند آنها تروريست هستند و نبايد در آمريکا پذيرفته شوند.
من امروز صبح با نمايندهٴ ويژه وزير امور خارجه کری در امر انتقال پناهندگان کمپ ليبرتی صحبت می کردم. اسم او جاناتان واينر است و يکی از دوستان خوب من هم هست. او به من گفت «اين موضوع برای من گيج کننده است و برای تو هم بايد گيج کننده باشد. اين افراد در خطر هستند و تا به حال مورد حمله قرار گرفته اند، بيش از 100تن از آنها کشته شده و دارای امنيتی که آمريکا تضمين کرده بود، نيستند. هيچ شکی وجود ندارد که با وجود نيروهای مالکی که تحت امر آخوندها هستند اين افراد در معرض حمله گرگها هستند. چه دليل ديگری دارد که به آنها حمله شود؟ چرا سازمان ملل امنيت مورد نياز آنها را تا به حال تأمين نکرده است؟ خدای من، آنها حتی بنگالهايی ندارند که حفاظت شده باشد. در سال 1979 من به عنوان معاون مشاور ارشد رئيس جمهور در امور سياست گذاری خاورميانه در کاخ سفيد کار می کردم. اگر چه من هيچ نقشی در سياست آنها در قبال رژيم ايران نداشتم، شاهد بودم که دولت آمريکا تصميم گرفت که رژيم شاه تغيير يابد به جای اين که از آن حمايت شود. من در سن 28سالگی شاهد اين سياست گذاری در لحظه تصميم گيريها بودم. شما در اين کنگره از نفوذ بسيار زيادی برخورداريد و هيچ گاه به ميزان نفوذ خود در رابطه با کاخ سفيد کم بها ندهيد. فراموش نکنيم که هيچ کس در کاخ سفيد نيست که بتواند بگويد مدافع سرسخت تحريمها عليه رژيم ايران بوده است. به يمن فعاليتهای شما در کنگره بود که رژيم ايران بالاخره پای ميز مذاکرات نشست. اين پايداری کنگره آمريکا در راستای اعمال تحريمها حتی به رغم مخالفتهای دولت اوباما و دولتهای پيشين بود که به اين امر منتهی شد. شما دارای نقش و مسئوليتی هستيد که مفيد واقع شده است. وادار کردن دولت آمريکا برای انجام آنچه درست است يکی از گامهای ديگر در اين مسير است. خيلی ساده به نظر می رسد، يعنی کاری که ما بايد انجام دهيم چون صحيح است، اما از ديد تعداد قليلی زيادی پيچيده است. در حاليکه تعداد زيادی خواهان انجام اين کار هستند.
سؤالی در مورد نقش کنگره شد و همچنين در مورد نقش سناتور منندز و سايرين که مدافع قطعنامه های تحريم (عليه رژيم) هستند. در چارچوب فعاليتهای شما در سنا، می توانيد که به دولت بگوييد ما از تو انتظار داريم به موازات عدالت حرکت کنی و شرافت و شان اين مملکت را محترم بشماری. آقای رئيس جمهور، اگر شما چنين کاری کنيد ما آن را به عنوان عملی شجاعانه و شرافتمندانه نزد مردم آمريکا قلمداد خواهيم کرد، همچنين در راستای تعهدات و وعده های آمريکا. آقای رئيس جمهور ما همچنين می دانيم که اگر شما اين اقدام را انجام دهيد، به مردم ايران و عراق و ساير نقاط ثابت خواهد شد که وقتی آمريکا تعهد رسمی و کتبی می دهد به آن وفادار خواهد ماند.
من هيچ شکی در مورد پيروی مکرر مالکی از ملايان به عنوان يک عامل افراطی ندارم. شکی نيست که او آلت دستی است و اگر فرصت داشته باشد تمام ساکنان را از ميان برمی دارد.
نبايد فريب خورد. مهم است که به توافقی دست يافت. اما رژيم ايران سياستهايی را دنبال می کند که از برنامه تسليحات هسته يی آن بسا فراتر می روند، من می دانم شما که به نيابت از سناتورها به اين جا آمده ايد اين موضوع را درک می کنيد. شما در اين زمينه تخصص داريد. نبايد اين موضوعات را ناديده گرفت. از شما بسيار متشکرم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر